عنوان وبلاگ:زبان شناسی همگانی
آدرس وبلاگ:http://linguist87.blogfa.com
توضیحات:
نام نویسنده:مهدی سعید بنادکی
تاریخ تهیه نسخه پشتیبان:شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ساعت 0:49
قولی که عملی نشد!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ساعت 0:16 توسط mahdi9674 شماره پست: 898

در یکی از نظرات مطالب گذشته گفته بودم چند تا فیلم از همایش آپلود می‌کنم اما متاسفانه وقتی بررسی کردم متوجه شدم که حجم فیلم ها خیلی بالاست (حدود 80 تا 200 مگابایت!) حتی با اینکه با گوشی فیلم گرفته بودم. کیفیت عکس‌هام هم زیاد جالب نبود که بخوام در وبلاگ بگذارم. از اینکه نتونستم به این گفته خودم عمل کنم، پوزش می‌خوام.

در اینجا از تمامی خواننده‌های وبلاگ که روز سه‌شنبه در محل مورد نظر حاضر شدند تشکر می‌کنم. خودم فکر می‌کنم که بهتر بود یه برنامه کوچیکی برقرار می‌کردیم اما اون قدر هول هولکی شد و همایش شلوغ بود که اصلا به کلی در اون زمان حواس من پرت بود! همش حواسم به این بود که اگر کسی به انتشارات مراجعه کرد و سراغ من رو گرفت، زود خودم رو معرفی کنم!!! فکر می‌کردم که دوستم در انتشارات خواهد بود اما به دلیل مشغله زیاد نتونست بیاد. اما فکر کنم تونستم پاسخگوی تمامی افرادی باشم که مراجعه کردند؛ اگر چه کمی دیرتر!

اما به هر حال از همین آشنایی مختصر خیلی خوشحال شدم و امیدوارم در آینده بتونم برنامه بهتری تنظیم کنم.


نخستين همايش ملي زبان و زبان‌شناسي
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 ساعت 1:4 توسط mahdi9674 شماره پست: 897

می‌بینید چه قدر خوبه! همایش پشت همایش. این هم یه همایش دیگه که قراره در دانشگاه آزاد کرج برگزار بشه. خوبی این یکی اینه که ظاهرا فقط استادان خوب زبان‌شناسی ایران در اون سخنرانی می‌کنند. من عین متنی که در سایت انجمن به صورت فایل ورد قرار داده شده این جا قرار می‌دم:


دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج برگزار می‌کند:

همایش ملی زبان و زبان‌شناسی

چهارشنبه 9 اسفندماه 1391


با سلام و احترام

از شما علاقه‌مندان به شركت در نخستين همايش ملي زبان و زبان‌شناسي دانشگاه‌ آزاد اسلامي واحد كرج  درخواست مي‌شود تا براي شركت در همايش، حداكثر تا روز شنبه مورخ 5-12-1391، به‌ترتيب زير اقدام فرماييد: 

1- وجه ثبت نام به مبلغ 150.000 ريال (دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج 100.000 ريال) را به حساب شمارة 0104726660005 بانك ملي به نام صندوق پژوهش دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج واريز نماييد. 

يادآوري: وجه ثبت نام بابت شركت در همايش (دريافت گواهي شركت)، نهار و پذيرايي و سرويس رفت و برگشت (تهران-كرج-تهران) دريافت مي‌شود.

2- رسيد پرداختي خود را اسكن كنيد.

3- فرم ثبت نام زير را كامل كنيد. (فرم ثبت نام در سایت انجمن زبانشناسی هست)

4- فرم ثبت نام تكميل شده و تصوير رسيد پرداختي را داخل يك پوشه (folder) به نام خانوادگي خود (براي نمونه: IRANI) قرار داده و به نشاني lll@kiau.ac.ir ، حداكثر تا روز شنبه مورخ 5-12-1391 ارسال نماييد.


با تجديد احترام

شوراي علمي- اجرايي

همايش ملي زبان و زبان‌شناسي

 دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج


آشنایی با زبانشناسی نقشگرا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ساعت 15:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 896
یکی از خوانندگان وبلاگ از من خواسته بودند تا کتابی از هلیدی در وبلاگ قرار بدم. تنها کتابی که یافتم و فایلش خراب نبود همین بود. البته یکی از ویراستاران این کتاب مایکل هلیدی هست اما با توجه به اینکه ایشون از مطرح‌ترین زبانشناسان نقشگرا هستند، فکر کنم ارزش بالایی داشته باشه. این کتاب رو به تمام دوستانی که علاقه مند به زبانشناسی نقشگرا هستند، توصیه می‌کنم.





M. A.K. Halliday, Jonathan J. Webster Continuum Companion to Systemic Functional Linguistics Continuum Companions    2009




فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه علامه طباطبایی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ساعت 14:19 توسط mahdi9674 شماره پست: 895
خانم لیلا ترابی لطف کردند و این فهرست رو هم مثل فهرست‌های پایان‌نامه‌های قبلی برای بنده فرستادند. امیدوارم بتونم روزی یک فهرست خوب از عنوان‌های پایان‌نامه‌های دانشگاه‌های مختلف در وبلاگ جمع آوری کنم.




فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه علامه طباطبایی



وعده دیدار
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ساعت 13:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 894
قبلا گفته بودم شاید در روز همایش زبانشناسی فرصتی پیش بیاد که برخی از بچه‌های وبلاگ با هم آشنا بشند. من با دوست خوبم آقای امیر احمدی هماهنگ کردم و قرار شد که روز سه شنبه حدود ساعت 14 تا 14:30 که وقت آزاد هست، کسانی که مایلند به غرفه (به احتمال زیاد یک میز معمولی) انتشارات نویسه پارسی در طبقه چهارم دانشکده، تشریف بیارند تا دیداری با هم داشته باشند. شاید فرصت خوبی باشه کسانی که تنها از طریق پیام‌های متنی با هم ارتباط داشتند، همدیگه رو از نزدیک ملاقات کنند. من هم انشا الله اگر عمری برام مونده بود حتما حاضر میشم.
آزمون سراسری ارشد سال 92
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ساعت 11:0 توسط mahdi9674 شماره پست: 893

خسته نباشید

بعد از این همه درس خوندن

و یا شاید هم درس نخوندن!

سرانجام آزمون ارشد هم دادید و راحت شدید

و باید از این به بعد خودتون رو به سرنوشت بسپارید تا ببینید نتیجه کارتون چی میشه


داوطلبان سال 92؛ بگید ببینم آزمون امسال چطور بود؟


یکی از خوانندگان وبلاگ به نام شقایق خانم زحمت کشیدند و سوالات رو برای شما خریدند و من هم به اشتراک می‌گذارم تا در مورد اون بحث کنید.


دریافت سوالات آزمون ارشد زبانشناسی سال 92


سپاس از خانم ف.ب که سوالات مجموعه زبان رو برای بنده فرستادند


دریافت سوالات آزمون ارشد مجموعه انگلیسی سال 92

کتابی برای داوطلبان تافل

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ساعت 13:48 توسط mahdi9674 شماره پست: 892

تا به حال کتاب‌های کمی در مورد زبان عمومی و مخصوصا تافل و آیلتس در وبلاگ قرار دادم. از این به بعد سعی می‌کنم چند تا کتاب خوب در این زمینه اشتراک گذاری کنم تا هم داوطلبان این آزمون‌ها و هم داوطلبان آزمون ارشد و دکتری بتونند از اونها استفاده کنند. فعلا این کتاب رو از من قبول کنید.



Learning Express Editors TOEFL Exam Success in Only 6 Steps



 
فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه اصفهان
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ساعت 13:18 توسط mahdi9674 شماره پست: 891
این فهرست پایان‌نامه‌های زبانشناسی دانشگاه اصفهان در چند سال اخیر هست که خانم لیلا ترابی زحمت تنظیم و فرستادن اون رو کشیدند. امیدوارم مورد استفاده همه‌ی شما قرار بگیره. انشا الله در آینده باز هم فهرست پایان‌نامه دانشگاه‌های دیگه رو برای شما در وبلاگ قرار میدم.




فهرست پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان

برنامه همایش هشتمین زبانشناسی

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 20:18 توسط mahdi9674 شماره پست: 890

این برنامه کامل سخنرانی‌های هشتمین همایش زبانشناسی هست که احتمالا بیشتر شما قبلا اون رو دیدید. اما برای دوستانی که برنامه رو نداشتند، اون رو در وبلاگ قرار دادم.

این سوال برای بعضی از خوانندگان وبلاگ مطرح شده که بیشتر ارائه مقالات همزمان هست و انتخاب از بین همه اونها خیلی سخته. این مطلب رو قبول دارم اما اگر برنامه همایش رو طوری تنظیم می‌کردند که تداخل نداشته باشه، تعداد روزهای برگزاری اون خیلی بیشتر می‌شد. با خواندن دقیق برنامه زمانی همایش، از بین همه مقالات اونهایی رو که بیشتر به موضوعاتش علاقه دارید انتخاب کنید.

این نکته رو هم اضافه کنم که به جز بازگشایی و مراسم پایانی که با ارائه مقاله دکتر دبیرمقدم همراه هست، همه مقالات در سالن و کلاس‌های طبقه سوم دانشکده زبان علامه طباطبایی ارائه میشه و بنابراین خیلی سریع می‌تونید از یک کلاس به کلاس دیگه‌ای تشریف ببرید. حتی اگر اوایل یا اواسط یک مقاله، احساس کردید موضوعش جذاب نیست، به راحتی می‌تونید کلاس رو عوض کنید تا مقاله‌ی دیگه‌ای رو از دست ندید.


به امید دیدار همه شما در این گردهمایی


برنامه زمان‌بندی هشتمین همایش زبان‌شناسی

زبان و اینترنت
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:30 توسط mahdi9674 شماره پست: 889

قبلا برای شما از زبانشناسی اینترنتی که دیوید کریستال یکی از پیشگامان اون هست، صحبت کردم. حالا یه کتاب خوب از این زبانشناس براتون به اشتراک می‌گذارم. البته فکر کنم با توجه به اینکه در وبلاگ بحث خط فارسی و فینگلیش شده بی مناسبت هم نباشه.


Language and the Internet  2001


 

نظر دکتر صفوی درباره خط فارسی

+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1391 ساعت 13:40 توسط mahdi9674 شماره پست: 888

این مصاحبه با دکتر صفوی در خبرگزاری ایسنا هست که خانم شیرزادی یکی از خوانندگان وبلاگمون انجام دادند. در این مصاحبه دکتر اعتقاد دارند که استفاده از خط رومیایی اجتناب ناپذیره چون خیلی از ما جوون‌ها از اون استفاده می‌کنیم و کم کم باید به اون سمت بریم. شما مدام با فینگیلیش بنویسید نتیجه اش هم این میشه! من با اینکه اهل اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و این حرفها هستم اما نمی‌دونم چرا اصلا نمی‌تونم با فینگلیش ارتباط برقرار کنم! حتی توی خوندن اون هم مشکل دارم!

کوروش صفوی معتقد است، راه حلی برای مشکلات خط کنونی فارسی وجود ندارد، و پیشنهاد استفاده از خط رومیایی را مطرح می‌کند.

استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی و نایب‌رییس انجمن زبان‌شناسی ایران در گفت‌و‌گویی با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی خط فارسی و مسائل آن گفت: باید تفاوتی بین خط و نظام نوشتاری قائل باشیم. ابتدا تاریخچه‌ی خط و تفاوتش را با نظام نوشتاری توضیح می‌دهم. در خطوط امروز دنیا، پنج خط اصلی وجود دارد.


او سپس تشریح کرد: یکی از آن‌ها خطی است به نام «رومیایی» که نظام‌های نوشتاری مختلفی دارد. به اشتباه گفته می‌شود خط انگلیسی، آلمانی یا فرانسه، در صورتی که همه‌ی این‌ها خط رومیایی هستند، اما نظام‌های نوشتاری‌شان با هم متفاوت است. خط دیگر، خط «سیریلی» و نمونه‌ی بارزش، خط روسی است. دیگری خط «دِواناگِری» است، اکثر خط‌هایی که در هندوستان، نواحی آسیای جنوب شرقی و... به کار می‌روند، مأخوذ از این خط دِواناگِری هستند. خط بعدی خط «کانجی» و نمونه‌ی بارزش چینی و انشعابات آن مثل کره‌یی، ژاپنی و... است که همه مأخوذ از خط کانجی هستند. خط دیگری هم هست که برحسب قرارداد اسمش را خط «عربی» گذاشته‌ایم، در صورتی‌که سابقه‌ی تاریخی‌اش اصلا به عربی برنمی‌گردد. اگر تاریخ این خطِ موسوم به عربی را نگاه کنیم، مادربزرگ آن، یعنی شکل اولیه‌اش در تاریخ، خط «آرامی» است. این خط متعلق به زبانی به نام زبان آرامی بوده که امروز از بین رفته است. خط و زبان آرامی، یکی از خطوط و زبان‌های رسمی دوره‌ی هخامنشیان بوده است که امروز ما به آن «آرامی امپراتوری» می‌گوییم؛ یعنی خط و اختراع اَعراب نیست.

صفوی همچنین افزود: به‌جز این پنج خط اصلی، خط‌های دیگری هم هست که بیش از یک میلیون نفر از آن‌ها استفاده می‌کنند، اما به اندازه‌ی این‌ها کارایی ندارند؛ مثلا خط یونانی، ارمنی و اَمهری که در حبشه (اتیوپی) به کار می‌رود. باز هم خط‌های دیگری هست، اما مجموعه‌ی افرادی که با این خطوط دیگر زبان‌شان را می‌نویسند، حتا یک‌پنجم هیچ‌کدام از آن پنج خط هم نیستند.

او سپس درباره‌ی خط کنونی فارسی گفت: ما در اصل از «خط» عربی استفاده می‌کنیم و «نظام نوشتاری» فارسی داریم؛ یعنی خط عربی را گرفته‌ایم و برای این‌که بتوانیم فارسی را با آن بنویسیم، تغییراتی در آن ایجاد کرده‌ایم. یکی از عمده‌ترین تغییراتی که در‌ همان قرن‌های اولیه‌ی بعد از اسلام اتفاق افتاده، «اِعراب» و «اِعجام» است. سابقه‌ی اِعراب به ابوالاسود دوئَلی برمی‌گردد که می‌گویند فتحه و ضمه و کسره اختراع اوست. این شخص روی نظام نوشتاری کار و خط آرامی اولیه را مقداری تصحیح کرده است. اِعجام هم از روی لغتش که به «عجم» برمی‌گردد، احتمالا کار ایرانی‌ها بوده؛ نقطه‌گذاری‌های حروف را ایرانی‌ها انجام داده‌اند. سابقه‌ی خطی که ما امروز آن را عربی می‌نامیم، به سال‌ها پیش برمی‌گردد، در دوره‌ی هخامنشیان و بعد مأخوذ از آن، در دوره‌ی اشکانیان و ساسانیان از این خط استفاده می‌شده است. پس از نظر سابقه‌ی تاریخی، این خط به عربی ربطی ندارد و برحسب قرارداد به آن می‌گوییم عربی.

کوروش صفوی

این استاد دانشگاه در ادامه تشریح کرد: اگر بخواهیم بگوییم خط عربی خط مسلمانان است، باید دانست که دوسوم از مجموع مسلمانان دنیا از این خط استفاده نمی‌کنند. از بین کل جمعیت مسلمان دنیا، به‌جز «اَعراب مستعربه» مثل اَعراب نواحی بین‌النهرین، مصری‌ها و لیبیایی‌ها که در آغاز عرب نبوده‌اند و بعدا عرب شده‌اند، از این خط عربی فقط در ایران، پاکستان و افغانستان استفاده می‌شود، سایر مسلمانان دنیا مثلا در مالزی، اندونزی، ترکیه، کشورهای تازه استقلال‌یافته‌ی آسیای مرکزی و مجموعه‌ی وسیع مسلمانان آمریکا و اروپا، هیچ‌کدام از خط عربی استفاده نمی‌کنند؛ پس خط عربی نه به «عرب» و نه به اسلام ربطی ندارد.

او همچنین ادامه داد: خط‌ها را در رده‌شناسی خطوط به سه دسته تقسیم می‌کنند؛ یک دسته خط «واژه‌نگار» یا «اندیشه‌نگار» که هرکدام از حروف یا «نویسه»‌ها برای نوشتن یک واژه یا اندیشه است؛ مثلا خط کانجی که برای نوشتن چینی استفاده می‌شود، یک نمونه‌ی بارز از خط واژه‌نگار است. دسته‌ی دیگر خطوط «هجانگار» هستند، در این خطوط مثل خطوط اَمهری یا خطوط میخی «اَکدی» و «سومری»، هر نویسه بر یک هجا دلالت می‌کند. دسته‌ی بعدی خطوط «الفبایی» هستند که صدا‌ها را می‌نویسند. خط عربی هم جزو همین خطوط است، فقط اِشکالش این است که اگر صدا‌ها را به مصوت و صامت تقسیم کنیم، مصوت را نمی‌نویسد و فقط صامت‌ها را می‌نویسد. به همین دلیل وقتی من «ک»، «ر» و «م» را به دنبال هم بنویسم، نمی‌توان آن را خواند و فهمید که این «کَرَم»، «کِرِم»، «کُرُم» یا «کَرَم» به معنی «کَر هستم» است. این یکی از ایرادهای عمده‌ای است که خط عربی دارد و به همین دلیل هم شرایطی را برای ما ایجاد می‌کند که هرقدر هم که نظام نوشتاری‌مان را تصحیح کنیم، چون خط قرار است ثابت بماند، باز هم‌ همان مشکلات خود را خواهد داشت.

صفوی در ادامه عنوان کرد: امروز مجموعه‌ای از برجسته‌ترین زبان‌شناسان ایران، عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستند. اگر آقایان نجفی و سمیعی یا دکتر صادقی و دکتر دبیرمقدم را درنظر بگیریم، دیگر نمی‌توان گفت که این‌ها نمی‌دانند دارند چه می‌کنند. بسیاری از این‌ها استادان خود ما بوده‌اند، بقیه‌ی اعضای غیرزبان‌شناس فرهنگستان هم، زبان‌شناسی را کم‌تر از زبان‌شناس بلد نیستند.

او سپس درباره‌ی کسانی که عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسی را مورد تمسخر قرار می‌دهند، گفت: به عنوان مثال، چون هنوز به من نگفته‌اند که عضو فرهنگستان بشوم، فکر می‌کنم که مسخره بکنم و بگویم این‌ها رفته‌اند و نشسته‌اند آن‌جا «کش‌لقمه» بسازند و از این حرف‌های بی‌خود بزنم. اتفاقا فرهنگستان یکی از جاهایی است که اعضایش را خیلی دقیق انتخاب کرده است و اعضای آن در کارشان وارد هستند. من نمی‌توانم بگویم که مثلا آقای دکتر ثمره زبان‌شناسی بلد نیست؛ چون آن موقع که من نمی‌دانستم زبان‌شناسی چیست، آن را از دکتر ثمره یاد گرفتم.

صفوی همچنین تأکید کرد: این مجموعه می‌دانند دارند چه می‌کنند. فقط مشکل این است که ما تمام مدت به سراغ تصحیح نظام نوشتاری می‌رویم و می‌گوییم فتحه و ضمه و کسره را بگذاریم، یا واژه‌ها را از هم جدانویسی کنیم، یا به جای همزه «ی» بزرگ بگذاریم یا نگذاریم. همه این‌ها تغییراتی است که روی نظام نوشتاری انجام می‌شود، اما خط ثابت می‌مانَد. این خط که ما به آن خط عربی می‌گوییم و از آرامی امپراتوری دوره‌ی هخامنشیان برای‌مان مانده است، قابل تصحیح نیست. به این دلیل که ماهیتا برای کاربردهای امروزی کارآیی ندارد.

او در ادامه تصریح کرد: اگر به سایر خط‌های دنیا نگاه کنیم، می‌بینیم که فلان خط برای 50 زبان در حال استفاده است، یا حتا یک زبان، سه چهار خط دارد. همین زبان فارسی خودمان دست کم سه خط دارد؛ یکی خط عربی که ما از آن استفاده می‌کنیم، دیگری خط سیریلی که در تاجیکستان استفاده می‌شود؛ یعنی فارسی را با خط سیریلی می‌نویسند، ما از خط رومیایی هم برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌کنیم، در اس‌ام‌اس زدن‌ها، کامپیو‌تر و حتا تابلوهای راهنما که اسامی خاص خیابان‌ها و... را به خط رومیایی می‌نویسند.

صفوی سپس اظهار کرد: هیچ مشکلی از این بابت نداریم که بگوییم اگر این خط دست بخورد، چه اتفاقی در فرهنگ و تمدن ما می‌افتد. نه، این خط از دوره‌ی هخامنشیان تا به حال که بوده، هیچ ربطی به هویت تاریخی نداشته و ندارد. در خیلی از جاهای دنیا هم نمونه‌هایی را می‌بینیم؛ مثلا ترکیه اصلا خط عربی را برداشت و خط رومیایی را به جای آن گذاشت و فکر نمی‌کنم به هویت تاریخی‌اش لطمه خورده باشد. متخصصانی هم که باید به سراغ نوشته‌های دوره‌ای که خط عربی استفاده می‌شد، بروند، آن خط را یاد می‌گیرند. این که مشکلی نیست.

او همچنین گفت: اگر بخواهیم به سراغ تصحیح این خط برویم و روی نظام نوشتاری کار کنیم و مثلا بگوییم از بین «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض»، آن را که اول به ذهن‌مان می‌رسد و کاربردش بیش‌تر از بقیه است؛ یعنی «ز» را بگیریم و مابقی را به آن تبدیل کنیم و در مورد «ت» و «ط» یا «س»، «ص»، «ث» و همه‌ی موارد این‌چنینی هم همه را به یک مورد تبدیل کنیم، این کار مقداری در تصحیح خط کارآیی دارد، اما مشکلی را حل نمی‌کند. مشکل سر این است که این تصحیحات را هم که انجام بدهیم، باز مشکلات جدید به وجود می‌آید؛ یعنی به‌عنوان مثال «صابون» را با «سین» می‌نویسی و مردم بعد از مدتی می‌فهمند و یاد می‌گیرند که باید آن را چگونه بنویسند. اما به هر حال همین کار را هم که بکنی، باز خواندن نوشته‌های کهن مشکل می‌شود.

صفوی ادامه داد: آن‌ها که فکر می‌کنند با تغییر خط دیگر نمی‌توانند «شاهنامه»ی فردوسی و دیوان خواجه‌ی شیراز را به خط خودش بخوانند، این نگرانی با تصحیح خط هم پیش می‌آید. بنابراین این کار را هم در رسم‌الخط نمی‌کنند؛ می‌آیند به سراغ مواردی مثل این‌که در ترکیب «خانه علی» یک شش کوچک بالای «ه» بگذاریم یا یک «ی» بزرگ بنویسیم. عده‌ای می‌گویند با «ی» بزرگ بنویسیم، عده‌ای می‌گویند این «ی» بزرگ اصلا بی‌خود است. بعد دعوا می‌شود و در نهایت هم ولش می‌کنند. بنابراین اعتقاد من بر این است که ما هرقدر روی رسم‌الخط کار کنیم، هیچ دردی که دوا نمی‌شود هیچ، مقداری هم کارهایی می‌کنیم که هزینه‌اش به درد نتیجه‌ی کار نمی‌خورد.

او در ادامه گفت: اگر هزینه‌ای که ما برای خطمان می‌کنیم، در‌نهایت به این محدود شود که باید «کتابخانه» را جدا بنویسیم یا سر هم و به ساعت‌ها بحث در این‌باره کشیده شود، کاری راه نمی‌افتد. مطمئنا اعضای فرهنگستان هم به این مسأله واقف‌اند که خیلی به سراغ این‌ها نمی‌روند. در فرهنگستان شیوه‌نامه‌هایی برای نوشتن برخی از واژه‌ها می‌دهند، اما بیش‌تر از آن به سراغش نمی‌روند. اگر بخواهی دقیق به سراغ این موضوع بروی، اولین کاری که باید بکنی، این است که خط را عوض کنی. چون اصلا خطی است که با قرن بیست‌ویکم سازگاری ندارد. این مشکلی است که ما با خطمان داریم.

این استاد دانشگاه سپس اظهار کرد: یکی از امکانات این است که از خط رومیایی استفاده کنیم، اگر ما هم استفاده هم نکنیم، نسل بعد از ما در حال استفاده از خط رومیایی است؛ یعنی دیگر جوری نیست که من بتوانم جلویش را بگیرم. یک بچه‌ی ۱۶ ساله در طول روز پنج خط به فارسی نمی‌نویسد، اما در پیامک و کامپیو‌تر، 300 خط به رومیایی تایپ می‌کند. این خط خودش آرام آرام دارد جا می‌افتد؛ بنابراین اگر ما پیش‌بینی می‌کنیم که نسل بعدمان مسیر دیگری را جلو می‌رود، حداقل ما این مسیر را برایش درست کنیم. یعنی الآن که در استفاده از خط رومیایی، هیچ نوع هماهنگی‌ای بین بچه‌ها نیست، هرکس هرجور که دلش می‌خواهد، می‌نویسد. «او» را یکی با «u» می‌نویسد، یکی با «oo» و... .

او افزود: ما می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که اگر قرار است بچه‌ها از خط رومیایی استفاده کنند، حداقل یک هماهنگی بین‌شان باشد. ما می‌توانیم در این مسیر‌ها جلو برویم و می‌توانیم هم بگوییم نه، خطمان باید حتما همین خط عربی باشد. در این صورت، همین است که هست.

صفوی همچنین متذکر شد: باید یک چیز را همیشه به یاد داشته باشیم؛ خطوطی که مثل عربی، کانجی یا دِواناگِری یادگیری‌شان خیلی سخت است، باعث می‌شوند که تعداد بی‌سوادهای کشورهایی که از این خطوط استفاده می‌کنند، نه تنها کم نشود، مدام بیش‌تر هم بشود. محال است بتوانیم در چین روزی را درنظر بگیریم که مثل ایسلند، هیچ بی‌سوادی وجود نداشته باشد، چرا که خط رومیایی تصحیح‌شده برای نظام نوشتاری ایسلندی را در سه ربع ساعت می‌توان یاد گرفت، اما در خط فارسی که برای یادگیری‌اش باید این همه مشق بنویسیم، در نهایت از بچگی تا بزرگی هم بالأخره نمی‌فهمیم که اصطرلاب را باید با «سین» و «ت» نوشت یا با «صاد» و «طا»؟

او افزود: در خط دواناگری هندی‌ها مشکل به مراتب بیش‌تر از مشکل ماست؛ یعنی محال است بتوانند کل ملت‌شان را باسواد کنند. در هند مجموعه‌ی کسانی که با خط رومیایی مثل خط انگلیسی باسوادند، به مراتب بیش‌تر از کسانی است که خط دواناگری را می‌دانند.

این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد: این‌ها برنامه‌ریزی‌های زبانی خاصی می‌خواهد. اگر فرهنگستان که مطمئن‌ام همه‌ی این‌ها را می‌داند، بخواهد امروز روی چنین کاری اقدامی کند، فکر نکنید که همه موافقت می‌کنند، فکر نکنید که به راحتی می‌شود این کار را کرد. اما وقتی خط این است، در رسم‌الخط عوض کردن هم تنها می‌شود شاخ و برگ‌ها را عوض کرد. بیش‌تر از این نمی‌شود کاری کرد.

 
هشتمین همایش
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1391 ساعت 23:59 توسط mahdi9674 شماره پست: 887

شاید کسانی که قبلا فرم شرکت در همایش زبانشناسی رو کامل کرده و فرستاده باشند ایمیل برای اون‌ها ارسال شده باشه و در اون مهلت و شرایط ثبت نام نهایی رو گفته باشه. اما برای کسانی که هنوز ثبت نام نکردند این متن رو از سایت انجمن زبان‌شناسی در اینجا قرار می‌دم تا کسانی که ثبت نام نکردند و یا میخواند ثبت نامشون رو نهایی کنند، بتونند به راحتی این کار رو انجام بدند. متن موجود در سایت انجمن از این قراره:


هشتمین همایش زبان‌شناسی ایران دانشگاه علامه طباطبایی 24و25 بهمن1391 مهلت ثبت‌نام: 7تا20بهمن1391 مراحل ثبت‌نام 1- واریز هزینه ثبت‌نام از طریق درگاه پرداخت اینترنتی http://epayment.lsi.ir 2- تکمیل فرم ثبت نام- دریافت فرم از وبگاه انجمن زبان‌شناسی ایران بخش بایگانی پرونده‌ها www.lsi.ir 3- ارسال فرم تکمیل شده به نشانی الکترونیکی lingconf8@gmail.com یادآوری‌: 1- پرداخت هزینه ثبت‌نام در همایش مشمول سخنران‌ها و ارائه‌دهندگان پوستر نخواهد بود. 2- فهرست سخنران‌ها و ارائه‌دهنگان پوستر در بخش بایگانی پرونده‌ها درج گردیده است.


فقط برای اینکه بدونم چه افرادی از این وبلاگ در همایش حاضر میشند، حتما در نظرات همین مطلب، حضور خودتون رو اطلاع بدید. شاید این فرصتی باشه تا همه دور هم جمع بشیم.

چکیده پایان‌نامه‌های دانشگاه الزهرا (س)

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391 ساعت 13:24 توسط mahdi9674 شماره پست: 886

قبلا فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه تهران رو در وبلاگ قرار داده بودم و اکنون چکیده پایان‌نامه‌های دانشگاه الزهرا (س) رو برای شما به اشتراک می‌گذارم. این فایل رو از سایت لینگویستیکا برداشتم و از سال 85 تا الان (نمی‌دونم الان یعنی دقیقا کی!) رو شامل میشه. امیدوارم مورد استفاده باشه.


چکیده پایان‌نامه‌های دانشگاه الزهرا (س)

نیومایر درباره زبانشناسی زایشی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ساعت 1:38 توسط sir_linguist شماره پست: 885
نیومایر (1998) : . من به عنوان مدافع پرشور زبان شناسی صورت گرا مشهورم ... از آن
 شور سر سوزن نیز کاسته نشده است .پایبندی من به عزم زایشی همانقدر محکم و استوار
است که همیشه بوده است.... اما در چند سال اخیر متقاعد شده ام که تنگ نظری بی نهایت
خودویرانگری در میان بسیاری از دستوریان زایشی وجود دارد. ( به نقل از دکتردبیر مقدم)

امتحانات دانشگاه‌ها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ساعت 0:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 884

دیگه امتحانات شما که داشنجو هستید احتمالا شروع شده و یا اینکه به زودی شروع میشه. من هم امتحاناتم از چهارشنبه شروع میشه و به همین دلیل اگر دیدید وبلاگ با تاخیر به روز میشه عذر بنده رو از این بابت بپذیرید. البته سعی می‌کنم تا جایی که وقت دارم مطلب بگذارم اما اگر هم نشد بدونید که به این علت بوده.

این رو هم اضافه کنم که آزمون سراسری ارشد و دکتری هم کم کم داره فرا میرسه و حدود یک ماه تا ارشد و دو ماه تا دکتری وقت داریم.


شما که داوطلب امسال هستید چه قدر درس خوندید؟


چند کتاب دیگر در مورد رابطه زبان و جامعه
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1391 ساعت 13:48 توسط mahdi9674 شماره پست: 883

یکی از خوانندگان وبلاگ از من خواسته بودند چند تا کتاب در مورد جامعه‌شناسی زبان به ایشون معرفی کنم تا برای موضوع تحقیق مورد استفاده قرار بدند. من هم در بین کتابهایی که داشتم دوباره گشتم تا مطالب خوبی در این مورد پیدا کنم و برای همه به اشتراک بگذارم تا استفاده کنند.

این کتاب‌های هند بوک رو جدی بگیرید که در حکم یک مرجع کامل در هر حوزه پژوهشی محسوب می‌شند. اگر دقت کرده باشید بیشتر انتشارات معروف دنیا چنین کتاب‌هایی رو چاپ می‌کنند.


The Cambridge Handbook of Sociolinguistics Cambridge Handbooks in Language and Linguistics  2011


Handbook of Communication in the Public Sphere Handbooks of Applied Linguistics  2008


Gender and Politeness Studies in Interactional Sociolinguistics  2003


Politeness Key Topics in Sociolinguistics  2003

زبانشناسی دکارتی

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1391 ساعت 13:53 توسط mahdi9674 شماره پست: 882

از کلاسیک ترین کتابهایی که در زبانشناسی زایشی نوشته شده، همین کتاب زبانشناسی دکارتی نوام چامسکی هست. این کتاب در سال 1966 و یک سال بعد از کتاب جنبه‌هایی از نظریه نحو چاپ شده و مبانی فلسفی برای زبانشناسی زایشی در اون سال‌ها در این کتاب اومده.

کتاب حاضر تجدیدی چاپ سال 2009 هست که به همراه مقدمه‌ای طولانی از یکی از زبانشناسان اومده و اصل نوشته چامسکی در این کتاب خیلی کوتاه مختصر هست. اما به دلیل مهم بودن کتاب، هر دانشجویی باید حتما اون رو داشته باشه و من هم این رو به اشتراک میگذارم.


 Cartesian Linguistics 2009


 
راه حلی برای دانلود فایلها
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ساعت 13:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 881
از مشکلاتی که بسیاری از شما با اون مواجه هستید، اینه که خیلی از لینک‌های موجود در وبلاگ خراب شده و نمیشه دانلودشون کرد. متاسفانه خودم هم امتحان کردم و بیشتر لینک‌های قدیمی کلا خراب شدند و من هم زیاد فرصت ندارم تا دوباره درستشون کنم. اما چند تا راه حل برای شما ارائه میدم تا شاید یکی از اونها به کار بیاد.

1- با مرورگرهایی مثل اکسپلورر یا فایر فاکس امتحان کنید. لینکهایی که جدیدا قرار دادم معمولا با این دو مرورگر به راحتی دانلود میشند.

2- اگر این روش جواب نداد بهتره به صفحه مربوط به پرشن گیگ که ایجاد کردم به آدرس mahdi9647.persiangig.com تشریف ببرید و با توجه به تقسیم بندی فایل‌ها، روی فولدر مورد نظر کلیک کنید. برای مثال اگر میخواید سوالات آزمون ارشد رو دانلود کنید باید فولدر Exams رو بزنید و یا اینکه اگر کتابی رو نیاز داشتید روی فولدر E-Books کلیک کنید و بعد از پیدا کردن فایل PDF اون رو دریافت کنید. ترجیحا از مرورگر اکسپلورر یا فایرفاکس استفاده کنید که برای من همین طوری جواب داده.

3- گاهی هم ممکنه که سرورهای پرشن گیگ به طور موقت دچار مشکل شده باشه که باید مدتی صبر کرد تا مشکل برطرف بشه.

امیدوارم یکی از این دو روش جواب بده که اگر این طور نشد دیگه نمیدونم باید چی کار کرد!

نظر کارل پوپر درباره منشاء زندگی

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ساعت 13:46 توسط mahdi9674 شماره پست: 880

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

کارل پوپر از مطرح ترین فیلسوفان دین در قرن بیستم بود. نظر او رو در مورد منشاء زندگی در زمین آوردم که بدونید حتی از منظری کاملا غیر دینی بسیاری از مسائلی که بین ما پذیرفته شده هست، برای این فیلسوفان چالش برانگیز هست.

Origin and evolution of life

The creation–evolution controversy in the United States raises the issue of whether creationistic ideas may be legitimately called science and whether evolution itself may be legitimately called science. In the debate, both sides and even courts in their decisions have frequently invoked Popper's criterion of falsifiability. In this context, passages written by Popper are frequently quoted in which he speaks about such issues himself. For example, he famously stated "Darwinism is not a testable scientific theory, but a metaphysical research program — a possible framework for testable scientific theories." He continued:

And yet, the theory is invaluable. I do not see how, without it, our knowledge could have grown as it has done since Darwin. In trying to explain experiments with bacteria which become adapted to, say, penicillin, it is quite clear that we are greatly helped by the theory of natural selection. Although it is metaphysical, it sheds much light upon very concrete and very practical researches. It allows us to study adaptation to a new environment (such as a penicillin-infested environment) in a rational way: it suggests the existence of a mechanism of adaptation, and it allows us even to study in detail the mechanism at work.[32]

He also noted that theism, presented as explaining adaptation, "was worse than an open admission of failure, for it created the impression that an ultimate explanation had been reached."[33]

Popper later said:

When speaking here of Darwinism, I shall speak always of today's theory – that is Darwin's own theory of natural selection supported by the Mendelian theory of heredity, by the theory of the mutation and recombination of genes in a gene pool, and by the decoded genetic code. This is an immensely impressive and powerful theory. The claim that it completely explains evolution is of course a bold claim, and very far from being established. All scientific theories are conjectures, even those that have successfully passed many severe and varied tests. The Mendelian underpinning of modern Darwinism has been well tested, and so has the theory of evolution which says that all terrestrial life has evolved from a few primitive unicellular organisms, possibly even from one single organism.[33]

He explained that the difficulty of testing had led some people to describe natural selection as a tautology, and that he too had in the past described the theory as 'almost tautological', and had tried to explain how the theory could be untestable (as is a tautology) and yet of great scientific interest:

My solution was that the doctrine of natural selection is a most successful metaphysical research programme. It raises detailed problems in many fields, and it tells us what we would expect of an acceptable solution of these problems. I still believe that natural selection works in this way as a research programme. Nevertheless, I have changed my mind about the testability and logical status of the theory of natural selection; and I am glad to have an opportunity to make a recantation.[33]

Popper summarized his new view as follows:

The theory of natural selection may be so formulated that it is far from tautological. In this case it is not only testable, but it turns out to be not strictly universally true. There seem to be exceptions, as with so many biological theories; and considering the random character of the variations on which natural selection operates, the occurrence of exceptions is not surprising. Thus not all phenomena of evolution are explained by natural selection alone. Yet in every particular case it is a challenging research program to show how far natural selection can possibly be held responsible for the evolution of a particular organ or behavioral program.[34]

These frequently quoted passages are only a very small part of what Popper wrote on the issue of evolution, however, and give the wrong impression that he mainly discussed questions of its falsifiability. Popper never invented this criterion to give justifiable use of words like science. In fact, Popper says at the beginning of Logic of Scientific Discovery that it is not his aim to define science, and that science can in fact be defined quite arbitrarily.

Popper had his own sophisticated views on evolution that go much beyond what the frequently-quoted passages say.[35] In effect, Popper agreed with some of the points of both creationists and naturalists, but also disagreed with both views on crucial aspects. Popper understood the universe as a creative entity that invents new things, including life, but without the necessity of something like a god, especially not one who is pulling strings from behind the curtain. He said that evolution must, as the creationists say, work in a goal-directed way[36] but disagreed with their view that it must necessarily be the hand of god that imposes these goals onto the stage of life.

Instead, he formulated the spearhead model of evolution, a version of genetic pluralism. According to this model, living organisms themselves have goals, and act according to these goals, each guided by a central control. In its most sophisticated form, this is the brain of humans, but controls also exist in much less sophisticated ways for species of lower complexity, such as the amoeba. This control organ plays a special role in evolution – it is the "spearhead of evolution". The goals bring the purpose into the world. Mutations in the genes that determine the structure of the control may then cause drastic changes in behaviour, preferences and goals, without having an impact on the organism'sphenotype. Popper postulates that such purely behavioral changes are less likely to be lethal for the organism compared to drastic changes of the phenotype.[citation needed]

Popper contrasts his views with the notion of the "hopeful monster" that has large phenotype mutations and calls it the "hopeful behavioral monster". After behavior has changed radically, small but quick changes of the phenotype follow to make the organism fitter to its changed goals. This way it looks as if the phenotype were changing guided by some invisible hand, while it is merely natural selection working in combination with the new behaviour. For example, according to this hypothesis, the eating habits of the giraffe must have changed before its elongated neck evolved. Popper contrasted this view as evolution from within or active darwinism (the organism actively trying to discover new ways of life and being on a quest for conquering new ecological niches), with the naturalistic evolution from without (which has the picture of a hostile environment only trying to kill the mostly passive organism, or perhaps segregate some of its groups).

Popper was a key figure encouraging patent lawyer Günter Wächtershäuser to publish his Iron–sulfur world theory on abiogenesis and his criticism of "soup" theory.

1.      a b c "CA211.1: Popper on natural selection's testability".talk.origins. 2005-11-02. Retrieved 2009-05-26.

2.      ^ Karl Popper in Evolutionary epistemology, rationality, and the sociology of knowledge by Radnitzky, Bartley and Popper, pp. 144–145, accessible at [2]

 

همایش زبانشناسی دانشگاه آزاد خوراسگان
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391 ساعت 16:15 توسط mahdi9674 شماره پست: 879

خبر این همایش رو یکی از خوانندگان وبلاگ برای من ارسال کردند اما متاسفانه سایتی که برای این همایش معرفی کرده بودند به صورت cashed باز شد. متن خود ایشون رو با کمی تغییر در اینجا قرار دادم و در ادامه فراخوان اون رو به زبان انگلیسی آوردم:


این همایش در دانشگاه آزاد خوراسگان (اصفهان) در روزهای 12 و 13 اسفند ماه برگزار میشه و مهلت ارسال چکیده هم تا 20 دی ماهه.

حوزه های پژوهشی در زبان شناسی هم آواشناسی و نحو، تحلیل انتقادی کلام و ...هست.

اما این نکته رو حتما در نظر بگیرید که مقالات ارسالی باید به زبان انگلیسی باشه و فرمت مقالات هم APA باشه و ارائه مقالات هم به زبان انگلیسی هست.

The organizing committee of the conference is pleased to invite papers for the first National Conference on Teaching English Research, Linguistics and Translation in Khorasgan Branch, Islamic Azad  University, Isfahan, Iran

 

Papers should be designed to fit into a 30-minute time slot with 20 minutes of presentation and 10 minutes for questions and discussions. 


Abstracts about 200 words in length, should contain a title, brief statement of goals, methodology, results and discussion.


نخستین انتشارات اختصاصی مربوط به زبانشناسی

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391 ساعت 15:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 878

در مطلب قبلی در مورد هشتمین همایش زبانشناسی سخن گفته بودم. در این همایش قراره از اولین انتشارات تخصصی زبانشناسی ایران رونمایی بشه و محل کوچیکی هم به این انتشارات داده شده تا خودش رو معرفی کنه. دوست خوبم آقای امیر احمدی از من خواستند تا این سایت رو هم به شما معرفی کنم تا همگی بتونیم به این نشر کمک کنیم.


www.neveeseh.com

www.shop.neveeseh.com

پیش‌ثبت‌نام هشتمین همایش زبان‌شناسی ایران
+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1391 ساعت 22:21 توسط mahdi9674 شماره پست: 877

این خبر رو باید خیلی وقت قبل می‌گفتم اما هنوز هم دیر نشده. این فرصتی هست که همه من و شما که خواننده وبلاگ بودید و هستید در یک همایش علمی بزرگ دور هم جمع بشیم و بتونیم بهتر با هم آشنا بشیم. پس فرصت رو از دست ندید و حتما ثبت نام کنید. دوست خوبم آقای امیر احمدی گفتند که تا حالا 700 نفر فرم پیش ثبت نام رو پر کردند که احتمالا بعضی از شما هم جزء اونها بودید. اما خبر خوب اینکه محدودیتی نداره اما برای پیش بینی گروه اجرایی، این فرم‌ها می‌تونه خیلی کمک کنه.

کسانی که تا حالا ثبت نام نکردند و تمایل دارند در هشتمین همایش زبانشناسی شرکت کنند می‌تونند فرم مربوط رو از لینک زیر دریافت کنند و بعد از تکمیل اون، به نشانی ایمیلی که در فرم ذکر شده ارسال کنند. هزینه ثبت نام که مبلغ ده هزار تومن هست در روز اول همایش دریافت میشه.

این رو هم اضافه کنم که این طور همایش‌های زبانشناسی معمولا هر چند سال یکبار برگزار میشه قراره امسال در اواخر بهمن فکر کنم 24 و 25 بهمن در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار بشه.


دریافت فرم پیش ثبت نام


واژه‌نامه زبان‌شناسی شناختی

+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1391 ساعت 14:10 توسط mahdi9674 شماره پست: 876

این روزها خیلی زبانشناسی شناختی طرفدار پیدا کرده و خیلی‌ها برای پایان‌نامه خودشون در این مورد کار می‌کنند. این کتاب واژه‌نامه‌ای خوب و کاربردی برای مفاهیم مهم این مکتب رایج زبانشناسی هست. ضمن اینکه در پایان اون می‌تونید نام زبانشناسان بزرگ این زمینه رو به همراه فهرستی از نظریاتشون ببینید.


Vyvyan Evans A Glossary of Cognitive Linguistics Glossaries in Linguistics  2007


 
دومین همایش ملی آموزش زبان فارسی و زبان‌شناسی- فراخوان مقاله
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی 1391 ساعت 11:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 875

دانشگاه آزاد اسلامی واحد، علوم و تحقیقات فارس

و دبیرخانه­ راهبری زبان و ادبیات فارسی وزارت آموزش و پرورش

برگزار می‌کنند:


دومین همایش ملی آموزش زبان فارسی و زبان‌شناسی

25 و 26 اردیبهشت۱۳۹۲

 

تاریخ‌های مهم:

آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات: ۱۵ بهمن 1391

اعلام پذیرش چکیده: 25 بهمن 1391

آخرین مهلت ارسال اصل مقالات: 25 اسفند 1391

اعلام پذیرش نهایی مقالات: 20 فروردین 1392


محورهای همایش


1. شیوه‌های آموزش زبان فارسی

2. نقد و بررسی روش‌های آموزش زبان فارسی

3. نقد و بررسی متون و کتب آموزش زبان فارسی ( دوره‌ی راهنمایی، متوسطه و دانشگاه)

4. نقد و بررسی شیوه‌ها و متون آموزشی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان

5. نحو و ساخت واژه‌ی زبان فارسی

6. تجزیه و تحلیل کلام و کاربردشناسی زبان

7. آواشناسی و واج‌شناسی

8. معنی شناسی

9. ادبیات از دیدگاه زبان شناسی

10. زبان شناسی و ترجمه

11.  مسایل میان رشته‌ای زبان: روان شناسی زبان، جامعه شناسی زبان، عصب شناسی زبان، زبان شناسی رایانه‌ای و ...

12. تحول زبان فارسی و گونه‌های آن

13.گویش‌های جنوب کشور

14. زبان شناسی قرآن


http://www.linguisticsconference.ir/fa/

فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه تهران

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391 ساعت 20:36 توسط mahdi9674 شماره پست: 874

فایلی که در اینجا قرار دادم، فهرست پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد دانشگاه تهران از سال‌های دور تا سال‌های اخیر هست. یکی از دانشجویان ورودی 91 ارشد دانشگاه ما زحمت کشیدند و این‌ها رو برای همکلاسی‌هاشون کپی کردند اما متاسفانه مشتری نداشت! من هم از موقعیت استفاده کردم و یک سری از اون‌ها رو گرفتم تا بعد از اسکن در اختیار شما قرار بدم!

این فهرست برای کسانی که دنبال موضوعی هستند که تحقیق کنند یا دنبال پایان‌نامه خاصی هستند، خلی کاربردی هست و با صرف مدت زمان کمی می‌تونند موضوع مورد نظر خودشون رو پیدا کنند.

در اینجا از تمام هم دانشگاهی‌های ورودی 91 در مقطع ارشد که به من توی این مدت لطف زیادی داشتند خیلی خیلی تشکر می‌کنم!


فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه تهران

پردازش دستوری زبان فارسی با رایانه
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1391 ساعت 21:14 توسط mahdi9674 شماره پست: 873
دکتر مصطفی عاصی

موضوع اصلی در زبان‌شناسی رایانه‌ای پردازش زبان طبیعی است و هنگامی که کارشناسان رایانه از پردازش زبان طبیعی سخن می‌گویند اغلب مسائلی را عنوان می‌کنند که نشان می‌دهد تمایز روشنی میان خط و زبان قائل نیستند. به سخن دیگر، در بسیاری موارد، این دو حوزه را در هم می‌آمیزند. بد نیست در آغاز به برخی از کاربردهای رایانه در حوزهٔ خط اشاره‌ای نماییم و سپس به نقش آن در حوزهٔ زبان به‌ویژه ساخت‌واژه بپردازیم.


۱ حوزهٔ خط ۱-۱ غلط‌یابی املایی یکی از ابزارهای سودمندی که واژه‌پردازها به‌تدریج از آن سود جستند، خطایاب یا غلط‌یاب املایی (spelling checker) است. در نسخه‌های جدید نرم‌افزار Word،‌ برای متن‌های انگلیسی، می‌توان از کارایی‌های بالای غلط‌یاب آن بهره گرفت. از چند سال گذشته، برخی از شرکت‌های سازندهٔ نرم‌افزار واژه‌پرداز فارسی کوشیدند نمونه‌هایی از چنین غلط‌یاب‌هایی را برای فارسی به‌کار گیرند، از جمله پیشکار، زرنگار، گستره‌نگار و نقش. در دو نرم‌افزار نخست به‌نظر می‌رسد بیشترین اتکای برنامه بر جستجوی قاعده‌مند و الگوریتمی ساخت‌های واژه قرار داشته باشد، در صورتی که در غلط‌یابِ گستره‌نگار که نسخه‌ای از آن در واژه‌پردازِ نقش نیز به کار رفت، تکیه بر جستجوی واژه در یک فهرست دویست هزار واژه‌ای است. روش دوم، که امکان استفاده از آن در نرم‌افزارهای دیگر نیز هست، با سرعت و دقت بیشتری کار می‌کند؛ اما هر دو روش دارای مشکلاتی هستند. مهم‌ترین اشکال در اغلب غلط‌یاب‌ها عدم توجه آنها به بافت (واژه‌های همسایه) است، که باعث می‌گردد واژه‌ای با ظاهر درست در جمله‌ای نابه‌جا به کار رود و غلط شناخته نشود. مثلاً واژهٔ اسب در جملهٔ زیر درست به‌شمار می‌آید: امروز هوا گرم اسب. یکی از امکانات غلط‌یاب‌ها افزودن واژه‌های جدید به فهرست است، که این ویژگی در جستجوهای فهرستی کارآیی بیشتری دارد. از سوی دیگر، امکان پیشنهاد واژهٔ درست در برابر واژهٔ غلط، شمشیری دو لبه است. گرچه پیشنهادهای به‌جا می‌تواند در سرعت غلط‌گیری بسیار مؤثر باشد، اما پیشنهادهای نامربوط ـ که تعداد آنها در واژه‌پردازهای فارسی بسیار است ـ بیشتر باعث کندی کار می‌گردد. نکتهٔ دیگر وابسته‌گی این‌گونه غلط‌یاب‌ها به یک دستور خط خاص است و تا هنگامی که دستور خطی استاندارد (فراتر از دستور خط فرهنگستان) و بدون موارد استثنائی تدوین نگردد، آشفتگی و سردرگمی این نرم‌افزارها نیز پایان نخواهد گرفت. ۱-۲ بازشناسی خودکار متن (OCR) درون‌داد متن کاری وقت‌گیر و پرخطاست و حجم متن‌‌هایی که پیش‌تر چاپ شده‌اند بسیار زیاد است. از این‌جاست که اندیشهٔ درون‌دادِ خودکار متن‌ها شکل می‌گیرد. درون‌داد نگاره‌ایِ یک متن (با روش عکس‌برداری یا پویش) تصویری غیرقابل‌استفاده برای پردازش فراهم می‌نماید. روش‌ها و سیستم‌های متعددی برای بازشناسی خودکار متن‌های زبان‌های اروپایی (با حروف لاتین) به‌وجود آمده و بسیاری از آنها نیز با درجهٔ دقت بالایی کار می‌کنند. شرکت صَخر وابسته به مایکروسافت، که بیشتر برای خط و زبان عربی فعالیت می‌کند، نخستین بار برنامه‌ای برای بازشناسی متن‌های عربی تهیه کرد. نسخهٔ ابتدایی حتی برای متن‌های عربی مشکلاتی داشت، ولی می‌توانست در مورد خط فارسی پایه‌ای برای آغاز به‌شمار آید. یکی از شرکت‌های ایرانی، بر همین اساس،‌ نرم‌افزاری به نام شناسا تولید که تا مدتی تنها برنامهٔ OCR فارسی به‌شمار می‌آمد. متٱسفانه، با وجود نارسایی‌های متعدد و درجهٔ دقت پایین، تلاش از سوی تهیه‌کنندگان برای بهبود و افزایش دقت نرم‌افزار صورت نگرفت. به‌تازگی شرکت صخر نسخهٔ ۶ برنامهٔ متن‌خوان خودکار خود را عرضه نموده که برای زبان و خط فارسی نیز امکاناتی را ارائه می‌دهد. ۲ حوزهٔ زبان پردازش زبان فارسی در سطوح چهارگانهٔ آوایی، ساخت‌واژی، نحو، و معنایی و در حوزه‌های کاربردی و میان‌رشته‌ای به صورت پراکنده و در نهادهای دانشگاهی و پژوهشی انجام پذیرفته و متٱسفانه ارتباط منظمی میان آنها وجود نداشته است. از این‌رو، فعالیت‌های مشابه و موازی بسیار مشاهده می‌شود. شاید بتوان امیدوار بود، با ایجاد مراکز پژوهشی مشخص و انجام پژوهش‌های هدف‌دار و برنامه‌ریزی شده، تا اندازه‌ای از پراکنده‌کاری و دوباره‌کاری جلوگیری شود. به‌دلیل یادشده، تنها به برخی از پژوهش‌های نمونه در هر زمینه اشاره می‌گردد. ۲-۱ آواشناسی سیر منطقی بررسی این حوزه باید به شناسائیِ واج‌های زبان فارسی و مشخصه‌های آنها با روش‌های آزمایشگاهی و روشن کردن بسیاری از موارد ابهام یا مورد اختلاف دربارهٔ آنها بپردازد؛ از جمله تعیین دقیق واکه‌ها (vowels) و هم‌خوان‌ها(consonants)ی اصلی فارسی معیار و گونه‌های آنها، وجود واکه‌های مرکب (diphthongs) و تعداد و کیفیت آنها، ماهیت همزه به عنوان یک واج در جایگاه‌های مختلف واژه و گونه‌های آن،‌ و بسیاری نکاتِ دیگر در این زمینه. مرحلهٔ دیگر بررسی واحدهای زبرزنجیری (suprasegmentals) یا نواهای گفتار است؛ عواملی مانندِ زیر و بمی (pitch)، تکیه (stress)، نواخت (tone)، آهنگ (intonation)، و درنگ (juncture) که در گفتارِ پیوسته بر روی زنجیرهٔ آواها و در سطوح آوا، هجا، واژه و جمله تٱثیر می‌گذارند. این واحدها نه‌تنها از نظر تعیین، تغییر و تمایزِ معنی بلکه از لحاظ ایجاد لحن طبیعی گفتار و بیان حالات گوناگون عاطفی دارای اهمیت‌اند. پردازش گفتار فارسی بدون توجه دقیق به فرآیندهای آوایی، که مجموعهٔ دگرگونی‌هایی است که در اثر هم‌نشینی آواها و تٱثیر ویژگی‌های آنها در هنگام گفتار بر یکدیگر به‌وجود می‌آید، چه در مرحلهٔ درک و بازشناسی و چه در مرحلهٔ تولید، غیرواقعی و حتی غیرعملی خواهد بود. آن‌چه گفتار بازسازی‌شده را از حالتِ ماشینی، خشک و مقطّع به گفتاری طبیعی و انسانی تبدیل می‌کند دخالت دادن عواملی مانند واحدهای زبرزنجیری و نیز فرآیندهایی آوایی در تولید گفتارِ پیوسته است. ۲-۱-۱ برخی بررسی‌های انجام‌شده در حوزهٔ آواشناسی اسلامی (۱۳۷۹) ویژگی‌های آهنگی زبان فارسی را بررسی کرده و نشان داده که زیر و بمی دارای یک نظام واج‌شناختی است. به‌نظر وی، عناصر آهنگی یعنی تکیهٔ زیر و بمی، نواختِ گوره و نواختِ مرزنما هویت مستقل از یکدیگر دارند و به‌طور مستقل نیز می‌توانند تغییر کنند و معنای آهنگیِ متفاوتی به پاره‌گفتار ببخشند. این عناصرِ آهنگی در ترکیب با هم الگوهای آهنگی می‌سازند که هر کدام نمایندهٔ بافت خاصی هستند. اسلامی نشان می‌دهد که از ترکیب منطقی تکیه‌ها و نواخت‌های کناری در زبان فارسی شانزده الگوی آهنگ به دست می‌آید. ایشان، با طرح مباحثی مربوط به مرز گروه‌های آهنگی، نشان می‌دهد که گفتار پیوسته به‌صورت قاعده‌مند به واحدهای کوچک‌تر تقسیم می‌شود. از اطلاعات نحوی می‌تواند در شناساییِ مرزهای گروه‌های آهنگی استفاده کرد. آن‌گاه از بحث مرز گروه‌های آهنگی در بازسازی گفتار استفاده می‌شود و بدین‌وسیله گفتارِ بازسازی‌شده به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود. وی نشان داده که، در تٱکید کلی،‌ الگوی برجستگی واحدهای نحوی بر اساس اصل هسته‌گریزی است و، در آن،‌ تکیهٔ زیر و بمی روی دورترین وابستهٔ هسته قرار می‌گیرد. در جملات پیچیده، هرکدام از گروه‌های نحوی مؤکد، بر اساس همان اصل هسته‌گریزی، تکیه می‌گیرند. در آخر، ایشان، بر اساس اطلاعات واج‌شناختی، واحدهای واژگانی را شناسایی می‌کنند. از آن‌جایی که هجای تکیه بر این واحدها مشخص شده است، در بازسازی گفتار می‌توان پیش‌بینی کرد که کدام هجای یک واحد واژگانی می‌تواند بالقوه جایگاه تکیهٔ زیر و بمی باشد. سپس چگونگی استفاده از اطلاعات واژگانی در بازشناسیِ مرز واژه در گفتار پیوسته مورد بررسی قرار می‌گیرد. وی متذکر می‌شود که، به‌جز در موارد معدودی، واحدهای واژگانی تکیه‌پایانی‌اند و، اگر در پاره‌گفتار برجسته شوند، هجای تکیه‌برِ واژگانیِ آنها محل تکیهٔ زیر و بمی خواهد بود. بنابراین، تکیهٔ زیر و بمی در هر جایی از گفتار که ظاهر شود نشانهٔ مرز واژه است. نتیجه‌ٔ کار غلام‌پور (۱۳۷۹) تشخیص رشتهٔ آواییِ ورودی است. سپس، با رجوع به واژگان، صورت‌های متفاوتی از مجموعه کلماتی که می‌توانند با آن رشتهٔ آوایی متناظر باشند شناسایی می‌شود. در نهایت، از بین رشته کلمات موجود، با کمک تقطیع‌گرِ پایین به بالا جملهٔ صحیح تشخیص داده می‌شود. تقطیع‌گرِ وی از حدود هشتصد قاعده استفاده می‌کند که حدود صد ساخت فارسی مشمول آن است. قاسمی (۱۳۷۷) مبنای آواشناختی برای انتخاب و استخراج واحدهای آوایی به‌منظور سنتزگفتار فارسی معرفی کرده است. وی یازده فرآیند آوایی را بررسی کرده است که، از آن میان، پنج فرآیند را در امر بازسازیِ گفتار مهم و شش مورد از آنها را قابل اغماض می‌شمارد. در فرآیند تولید ناقص دو هم‌خوانِ همانند در مرز دو هجا، وی توصیه می‌کند که در مورد واج‌های انسدادی‌-‌سایشی در کلمهٔ بازسازی‌شده بین دو هجا مکثی به اندازهٔ تولید هم‌خوان اول در نظر گرفته و سپس آن هم‌خوان حذف شود. در مورد واج‌های دارای مشخصهٔ پیوسته یا خیشومی، بین دو هجای منظور مکثی وجود ندارد و از واحدهای معمولی می‌توان استفاده کرد. به‌نظر وی، مکث بین دو هجا در گروه اول در حالت بازسازی در پاره‌گفتار یا جمله ۷۰ میلی‌ثانیه و در واژه ۱۳۰ میلی‌ثانیه است. به کار بردن [h] واک‌دار به جای [h] سایشی ایجاد اشکال می‌کند، ولی عکس آن بدون اشکال است. از این رو، قاسمی توصیه می‌کند که تمام واحدهای دارای [h] را از محیطی استخراج کنیم که دارای [h] باشند. وی نشان داده است که در هجای cvc، اگر هم‌خوان آخر [n] و واکه از نوع بلند (â, u, i) باشد، کشش واکه در این محیط از کشش واکه در محیط‌های دیگر حدود ۶۰ میلی‌ثانیه کم‌تر است و هرگاه در واژه‌یی [i] قبل از [y] بیاید کشش آن نسبت به محیط‌های دیگر کم‌تر (تقریباً ۷۰ میلی‌ثانیه) می‌شود. واحدهای دارای همزهٔ بسیار خفیف را نمی‌توان به‌جای بقیهٔ واحدهای نظیر آنها به‌کار برد. بنابراین، در استخراج واحدها نباید از همزهٔ بسیار خفیف استفاده کرد. یعنی این‌گونه واحدها را نباید از گروه یا جمله استخراج کرد بلکه باید از واژه استخراج شوند. واج‌گونهٔ لرزشی [r] و واج‌گونهٔ واکه‌گونهٔ [t] را می‌توان به‌جای هم و به‌جای واج‌گونه‌های دیگر /r/ به کار برد، ولی واج‌گونهٔ زنشی [ρ] را نمی‌توان به‌جای واج‌گونه‌های دیگر به‌کار برد. بنابراین، در استخراج واحدها نباید واج‌گونهٔ [ρ] زنشی داشته باشیم. به این ترتیب، فرآیندهای مذکور از فرآیندهای مهم در سنتز طبیعی گفتار به‌شمار می‌آیند. ۲-۲ ساخت‌واژه و نحو ساخت‌واژه (morphology) به بررسی کوچک‌ترین واحد معنی‌دار زبان یعنی تک‌واژ (morpheme)، انواع آن، آرایش و چگونگی شرکت آن در ساخت واحدهای بزرگ‌تر، یعنی واژه‌ها، می‌پردازد. تک‌واژ نیز واحدی انتزاعی است که ممکن است صورت‌های کاربردی و عینی گوناگونی داشته باشد. مجموعه واژه‌های هر زبان موجودی یا داراییِ آن زبان به‌شمار می‌رود و هرچه فهرستِ واژگانِ (lexicon) یک زبان بلندبالاتر باشد آن زبان غنی‌تر به‌شمار می‌آید. زبان فارسی، با تنوع و انعطاف بسیار، تقریباً از همهٔ الگوها و فرآیندهای واژه‌سازی چه آنها که بیش‌تر در زبان‌های تصریفی به‌کار می‌روند (مانند اشتقاق) و چه آنها که ویژهٔ زبان‌های ترکیبی هستند (یعنی ترکیب) و حتی فرآیند وندافزایی و پیوند که بیشتر مربوط به زبان‌های پیوندی است بهره می‌گیرد و از این‌رو، برخلاف تصور برخی از افراد، تواناییِ واژه‌سازی بالقوهٔ آن بسیار بالاست. به گمان گروهی «اولین گام در تحلیل نحوی، شناساییِ مقولاتی است که واژه‌های یک زبان بدان تعلق دارند» (اگرادی و دیگران، ۱۳۸۰، ص۲۰۸). اما شاید در حوزهٔ ساخت‌واژه نیز نخستین گام فراهم آوردن فهرستی از اقلام واژگانی زبان است که امروزه با ایجاد پایگاه‌های داده‌های زبانی عملی می‌گردد و در بخش دیگری به آن اشاره خواهد شد. اما تنها فهرست واژگان نیست که مورد نیاز برنامه‌های گوناگون پردازش زبان طبیعی است بلکه فهرست‌های ویژهٔ دیگری نیز در فعالیت‌های خاص به کار گرفته می‌شوند. پیش از هرگونه تحلیل خودکار یا پردازش رایانه‌ای متن‌های زبانی، توصیف دقیق زبان‌شناختی آن ضروری است. خوشبختانه بررسی‌های علمی زیادی انجام شده است که می‌تواند زمینهٔ این‌گونه تحلیل‌ها را فراهم سازد. ۲-۲-۱ برخی بررسی‌های انجام‌شده در حوزهٔ ساخت‌واژه و نحو بقایی (۱۳۸۰) و امامی (۱۳۸۰)، با بهره‌گیری از پایگاه داده‌های زبان فارسی، به جداسازی همهٔ تکواژهای فارسی پرداختند و فهرست کامل آنها را ارائه دادند. ماه‌جانی (۱۳۷۸) مدلی برای نمایش اطلاعات نحوی و معناییِ مدخل واژگانی فعل ارائه داده است. مدل پیشنهادی وی از نحو به سوی معنا حرکت می‌کند. وی، در سطح اول که سطح ساختاری است، اطلاعات دستوری اعم از مقولهٔ نحوی نهاد، چارچوب زیرمقوله‌ای (متمم‌های اجباری فعل) و مقولهٔ نحوی متمم‌های اختیاری (ادات) را نشان داده است. در سطح بعدی که ساختار موضوعی است، اطلاعات ساختار موضوعی، نقش‌های معنایی، محدودیت‌های گزینشی، هستهٔ واژگانی و بالٱخره پربسامدترین ساخت‌ها با هستهٔ فعل نشان داده می‌شود. سمائی (۱۳۷۷) در پایان‌نامهٔ دکتری، با توجه به داده‌هایش، دوازده حوزهٔ دستوری را بازشناخته است. این حوزه‌ها عبارت‌اند از صفت، ضمیر، اسم، فعل، قید، حرف اضافه، علائم سجاوندی، جمله‌سازی، گشتار، صرف، املا و واژگان. وی، سپس، ویژگی‌های هر حوزه را استخراج و قواعد حاکم بر آن را ارائه کرده است. این کار، به ادعای سمائی، بر اساس فرضیهٔ استقلال نحو چامسکی است. یکی از چالش‌های بزرگ در پردازش خودکار متن‌های زبانی شناساییِ واژه‌ها و نشانه‌گذاری آنهاست. نشانه‌گذاری دستوری را معمولاً برچسب‌دهی می‌نامند و تعیین مجموعهٔ برچسب‌های دستوری هر زبان، به‌جز چارچوب‌ها و قواعد عمومی، شرایط ویژهٔ خود را نیز دارد. فرّخ (۱۳۸۱)،‌ با بررسی مفصّل فعل در زبان فارسی، نوعی دسته‌بندی ارائه داده است که با توجه به آن بتوان برنامه‌ای برای رایانه نوشت تا شناساییِ افعال در متن به‌طور خودکار انجام و سپس اجزاء و نوع آنها تعیین شود. دانش‌کار آراسته (۱۳۸۱) برنامه‌ای چهارصد خطی، به زبان Visual Basic، برای تشخیص فعل در زبان فارسی نوشته است. این نرم‌افزار قادر است ویژگی‌های زمان، شخص، عدد، معلوم، مجهول، سببی و ریشهٔ فعل را اعلام نماید. در مرحلهٔ اول، کاربر متنی را که ممکن است شامل یک واژه، یک عبارت، یک جمله یا چندین جمله باشد وارد می‌کند. واحد متنْ جمله در نظر گرفته شده است؛ بنابراین، باید پایان متن را با یکی از علائم سجاوندی به برنامه اعلام نمود. مرحلهٔ دوم تشخیص واژه است که مرز آن فاصله است. تکواژهایی که مربوط به فعل‌اند اما جدا نوشته می‌شوند برای برنامه تعریف شده‌اند؛ بنابراین، برنامه به‌طور خودکار فاصلهٔ بین این تکواژها و فعل را حذف می‌کند و این کلمات را به‌صورت یک واژهٔ یک‌پارچه به‌حساب می‌آورد. مرحلهٔ بعد بررسی فعل‌بودن یا فعل‌نبودنِ واژه است. این قسمت بدنهٔ اصلی برنامه است و بیشترین بخش‌های برنامه را دربر می‌گیرد. برای این برنامه یک پایگاه داده شامل ستاک‌های گذشته و حال تهیه شده است. ابتدا همهٔ واژه در فهرست جستجو می‌شود. افعالی که هیچ‌گونه پیشوند یا پسوندی ندارند به‌راحتی در فهرست پیدا می‌شوند. سپس، مشخصات فعل مورد نظر، بر اساس اجزای اعلام‌شده در فهرست دیگری، اعلام می‌شود. پایگاه داده‌های این برنامه شامل ۴۵۰ واژه است. این برنامه، با طراحی مرحله‌به‌مرحله، اقدام به شناساییِ اجزای واژه می‌کند و با جداسازی و تجزیهٔ این افعال نوع فعل را مشخص می‌کند. عاصی و حاج عبدالحسینی (Assi and H. Abdolhosseini 2000)، برای تعیین مقوله‌های دستوری واژه‌های متن‌های پیوستهٔ فارسی، از روشی ریاضی و آماری بهره می‌گیرند. روش مورد استفاده که برچسب‌دهی توزیعی (Distributional Part-of-Speech Tagging) نامیده شده، نخستین‌بار به‌وسیلهٔ شوتس (Schuetze 1995) برای زبان انگلیسی به‌کار گرفته شد. در این روش، فرض بر این است که رفتار نحوی واژه‌های در الگوهای هم‌وقوعی (co-occurrence) آنها بازتاب می‌یابد. برنامه، با ایجاد بردارهای آماری از همسایه‌های دو سوی هر واژه و بررسی شباهت‌های رفتار نحوی‌شان، احتمال‌های ممکن مقولهٔ دستوری آن را محسابه می‌کند و برچسب مناسب را از میان یک مجموعهٔ ۴۵تایی برمی‌گزیند. تعیین مجموعه برچسب‌های هر زبان و برای هر منظور تابع شرایط و معیارهای متعددی است که این کار را به چالشی بزرگ تبدیل می‌کند. مجموعه برچسب این طرح نیز با نشانه‌های دقیق و با نظم سلسله‌مراتبیِ حساب‌شده‌ای مشخص گردیده و برچسب‌ها هیچ‌گونه تداخل یا هم‌پوشانی با یکدیگر ندارند. ۲-۲-۲ روش‌ها و ابزارهای تحلیل دستوری: زبان‌شناسی پیکره‌ای به‌موازات پیشرفت و تحولات نظری زبان‌شناسی جدید و شکل‌گیری مکاتب گوناگون، روش‌های تحلیل نیز تحول یافت. روش‌های ساخت‌گرایانه که تا دههٔ چهل و پنجاه میلادی به‌اوج رسید، بیشتر به حوزهٔ ساخت‌واژه می‌پرداخت و از روش تجزیه به سازه‌های پیاپی (immediate constituents analysis) بهره می‌گرفت. دستور زایشی با رویکردی نحوی به تکمیل روش یادشده پرداخت و تحلیل سازه‌ای (phrase structure analysis) را به‌وجود آورد و، با کمک گرفتن از نمودارهای ژرف‌ساختی، روساختی و گشتارها، تحلیل گشتاری (transformational analysis) را سامان داد. مکتب‌های دیگر زبان‌شناسی نیز تحلیل‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند مانند تحلیل رابطه‌ای (relational analysis) و تحلیل نقش‌گرا (functional analysis) که در هر یک از آنها مجموعه‌ای از قواعد، انگاره‌ها، نمودارها و نشانه‌ها برای توصیف نحوی زبان به‌کار گرفته می‌شود. با گسترش و اهمیت پیدا کردن رویکرد متن‌گرا و کاربرد عملی آن در حوزهٔ پردازش زبان و نیز بهبود و افزایش امکانات رایانشی برای ذخیره‌سازی، سامان‌دهی، پردازش، جستجو و دستیابی متن‌های بزرگ زبانی، شاخهٔ جدیدی در زبان‌شناسی به‌صورت میان‌رشته‌ای با رایانه به نام زبان‌شناسی پیکره‌ای شکل گرفت. در سال ۱۹۹۲ میلادی، هلیدی، زبان‌شناس نامی،‌ در همایش ویژه‌ای دربارهٔ زبان‌شناسی پیکره‌ای گفت: «از نخستین روزهایی که تصمیم گرفتم دستورنویس شوم، همواره می‌اندیشیدم که دستور موضوعی است با مقدار زیادی نظریه و مقدار ناچیزی داده. از این رو، برای دو نکته اهمیت قائل بوده‌ام: اول آنکه برای بررسی دستور نیاز به حجم بزرگی از داده‌های زبانی داریم، چرا که باور دارم دستور را باید به شکلی کمّی مطالعه کرد؛ دیگر آنکه باید چگونگی کاربرد روش‌های کمّی را برای تعیین درجات ارتباط میان دستگاه‌های گوناگون دستوری نشان داد (کاری که در پایان‌نامهٔ دکتری خود کرده‌ام)». (Halliday 1992, p. 611) بخش بزرگی از زبان‌شناسان دیدگاهی همانند هلیدی دارند. همیشه یکی از آرزوهای زبان‌شناسان کاربردی و حتی بسیاری از نظریه‌پردازان این بوده است که به مقادیر بزرگی از داده‌های زبانی دسترسی داشته باشند. «در دانش زبان، پیکره مجموعه‌ای از متون نوشتاری یا گفتاری آوانویسی شده است که می‌توان آن‌را به‌عنوان مبنایی برای تحلیل و توصیف زبانی به کار برد» (Kennedy, p. 1) پیکرهٔ زبانی می‌تواند بسیار بزرگ، فراگیر و نمایندهٔ تمامی یک زبان یا گونه‌ای از آن باشد؛ به شکل برگه‌های یادداشت یا پرونده‌های رایانه‌ای شامل متن‌های کامل یا گزیده‌هایی از آنها، بخش‌های پیوسته‌ای از متون یا گزیده‌ای از نقل‌قول‌ها و نکات و حتی فهرست‌های واژگانی باشد. پیکره می‌تواند ویژهٔ بررسی خاصی فراهم آید و یا دربرگیرندهٔ مجموعهٔ عظیم و بی‌ساختاری از متون گوناگون باشد که برای منظورهای گوناگون به کار رود. زبان‌شناسیِ پیکره‌ای بنیادی روش‌شناختی برای پژوهش‌های زبانی به‌شمار می‌آید. در اصل و عملاً زبان‌شناسی پیکره‌ای به‌آسانی با شاخه‌های دیگر زبان‌شناسی می‌آمیزد. می‌توان با کمک پیکره به بررسی‌های آوایی، نحوی، اجتماعی یا دیگر زمینه‌های زبان پرداخت و در این صورت می‌گوییم که روش‌ها و فنون زبان‌شناسی پیکره‌ای را با موضوعات آوای، نحوی و اجتماعی زبان و مانند آن آمیخته‌ایم. (Leech 1992, p. 106) تنها رشتهٔ دیگر زبان‌شناسی که، مانند این رشته، با ابزار و روش‌های مطالعه و نه با موضوعی خاص سروکار دارد زبان‌شناسی رایانه‌ای است که به‌عنوان مطالعهٔ زبان با کمک رایانه تعریف شده است. امروزه به‌نظر می‌رسد که این دو رشته با یکدیگر پیوند یافته‌‌اند. یعنی می‌توان این حوزه را زبان‌شناسی پیکره‌ای رایانه‌ای (computer corpus linguistics (CCL)) نامید، که در این‌صورت نه‌تنها روش نوین بررسی زبان بلکه فعالیت پژوهشی تازه‌ای با رویکردی فلسفی در زبان‌شناسی به‌شمار می‌آید (Ibid). لیچ ویژگی‌های مهم این رشته را چنین برمی‌شمارد: ۱٫ تمرکز بر کنش زبانی و نه توانش زبانی؛ ۲٫ تمرکز بر توصیف زبانی و نه بر همگانی‌های زبان؛ ۳٫ تمرکز بر الگوهای کمّی زبانی همانند الگوهای کیفی آن؛ ۴٫ تمرکز بر دیدگاه‌های تجربی (و نه عقلانی) در بررسی‌های علمی زبان. همان‌گونه که مشاهده می‌شود، این ویژگی‌ها مجموعه‌ای را به‌وجود می‌آورد که توجه بیشتری به جنبه‌های رفتاری زبان و بروز طبیعی گفتار و نوشتار دارد و عملاً در مقابل دیدگاه‌های چامسکی و پیروان وی قرار می‌گیرد. (Ibid, p. 107) تویبرت نیز نگرشی هم‌سو با لیچ نشان می‌دهد: «زبان‌شناسی پیکره‌ای بر پایهٔ این باور که زبان اساساً پدیده‌ای اجتماعی است بنا نهاده شده است؛ پدیده‌ای که پیش از هر چیز می‌توان آن را با داده‌های تجربی آماده، یعنی در کنش‌های ارتباطی مشاهده و توصیف کرد. متن‌های مورد مشاهده، در اصل، کنش‌های ارتباطی گذرا هستند». (Teubert 1991, p. 1) از سوی دیگر، وی بررسی این پدیدهٔ اجتماعی را مستلزم دانستن چگونگی درک گوینده یا شنونده از مطالب نمی‌داند، زیرا زبان، به‌عنوان یک پدیدهٔ اجتماعی، به‌صورت متنی متجلی می‌گردد که می‌توان آن را مشاهده، ضبط، توصیف و تحلیل کرد. زبان‌شناسیِ پیکره‌ای به توصیف تک‌تک زبان‌های طبیعی می‌پردازد و نه همگانی‌های زبان. از آنجا که نمی‌توان به درون ذهن افراد رخنه کرد، تنها می‌توان قراردادهای زبانی را در کنش‌های ارتباطی و متون یافت. گرچه فرهنگ‌های لغت، کتاب‌های دستور و کتاب‌های درسی زبان نیز جزئی از فضای کلامی هستند، اما نمونه‌های واقعی از فضای کلامی و متن‌ها بهتر می‌توانند واقعیات زبان را نشان دهند. زبان‌شناسی پیکره‌ای، با آمیختن سه روش، به فراهم آوردن دانش تجربی زبانی کمک می‌کند: الف) استخراج خودکار داده‌های زبانی از پیکره‌ها؛ ب) پردازش برون‌داد با روش‌های عمدتاً آماری؛ پ) ارزیابی و تفسیر این‌گونه داده‌های پردازش‌شده. مراحل اول و دوم را می‌تواند و باید به‌طور کامل با برنامه و خودکار انجام داد، اما مرحلهٔ سوم نیاز به تصمیم‌گیری و منطق انسانی دارد. (Ibid) پیکره‌های زبانی را می‌توان برای منظورهای گوناگون به‌کار گرفت، از جمله برای فرهنگ‌نگاری، معناشناسی، بررسی‌های دستوری، آموزش زبان و مانند اینها. پیکره‌ها را می‌توان از نظر اندازه و گستره به دسته‌های محدود، متوسط و عظیم تقسیم کرد. ۲-۲-۳ نشانه‌گذاری پیکره‌ها (corpus annotation) برای گویاتر شدن پیکره و کاربردهای خاص، کدهای متفاوتی به آن افزوده می‌شود. این نشانه‌گذاری از یک‌سو می‌تواند برای ارتباط دادن بخش‌های یک پیکره به ساختار کلی آن باشد، مانند شمارهٔ سطر، صفحه، فصل و مانند اینها و یا بافت زبانی را مشخص نماید مانند شرایط تولید زبانی، گونهٔ زبانی، رسانه و مانند آن. از سوی دیگر، نشانه‌گذاری می‌تواند صرفاً زبانی باشد. یکی از معدود کارهایی که در زبان فارسی برای برچسب‌دهی پیکره‌های فارسی انجام شده است، طراحی و اجرای برنامه‌ای رایانه‌ای برای برچسب‌دهی دستوری خودکار متون فارسی است. (Assi and H. Abdolhosseini 2000) اکنون تنها به برخی از کاربردهای پیکره‌های زبانی اشاره می‌کنیم: ـ یکی از مهم‌ترین کاربردهای پیکره در پردازش زبانِ طبیعی است. مهم‌ترین دستاورد این حوزه درک و بازشناسی گفتار بوده که تنها با بهره‌گیری از پیکره‌های بزرگ امکان‌پذیر گشته است. ـ اکنون هیچ پروژهٔ فرهنگ‌نگاری پیشرفته‌ای نمی‌توان یافت که از پیکره‌های زبانی پایگاه‌های داده‌های زبانی بهره‌گیری نکند. نمونهٔ چنین کاربردی در زبان فارسی واژگان گزیدهٔ زبان‌شناسی است که نرم‌افزار رایانه‌ای آن نیز با امکانات گسترده آماده شده است (عاصی و عبدعلی ۱۳۷۵) و نمونهٔ دیگر فرهنگ فارسی به انگلیسی پیشرو آریان‌پور (چهارجلدی) است که با همکاری این نگارنده و بر بنیاد یک پیکرهٔ بزرگ دوزبانه تدوین گردیده است. (آریان‌پور و عاصی ۱۳۸۲) ـ ایجاد پایگاه‌های داده‌های زبانی نیز جنبه‌ای دیگر از کاربرد پیکره‌های زبانی است که نمونه‌های متعدد آن را هم‌اکنون در سراسر جهان، به صورت پیوسته یا ناپیوسته، در اختیار داریم. چنین پایگاهی را برای زبان فارسی نیز نگارنده در پژوهشگاه علوم انسانی ایجاد نموده است. (عاصی ۱۳۷۶) ـ طرح‌های بررسی واژه‌های همایند (collocations) در زبان‌های گوناگون با کمک پیکره‌های زبانی اجرا شده است. نمونهٔ مهم و موفق آن فرهنگ واژه‌های همایند BBI برای زبان انگلیسی است. هم‌اکنون در پژوهشگاه علوم انسانی نیز طرحی برای تدوین فرهنگ واژه‌های همایند فارسی بر اساس پایگاه داده‌های زبان فارسی در دست اجراست. ـ برنامه‌های پایشگری زبان برای پی‌گیری و ردگیری تحولات زبانی نیز از امکانات پیکره‌های زبانی سود می‌برند. این‌گونه پیکره‌ها را پیکرهٔ پویا یا پیکرهٔ پایشگر می‌نامند. (Kennedy 1998, p. 22) ـ همهٔ طرح‌های ترجمهٔ ماشینی به‌گونه‌ای از پیکره‌های زبانی سود می‌برند، به‌ویژه سیستم‌های جدید که با رویکردی آماری و پیکره‌بنیاد به‌تازگی از راه می‌رسند. نمونه‌ای از پیکره‌ٔ زبانی که برای زبان فارسی فراهم شده است و اکنون در مرحلهٔ گسترش و تکمیل است، پایگاه داده‌های زبان فارسی است که نگارنده در پژوهشگاه علوم انسانی طراحی و اجرا نموده است. ۲-۲-۴ پایگاه داده‌‌های زبان فارسی (Persian Linguistic Database) هدف از ایجاد پایگاه داده‌های زبان فارسی فراهم کردن پیکره‌ای مطلوب و با حجم عظیمی از داده‌های زبانی با گستردگی و گوناگونی‌های بسیار و با ساختاری به‌سامان و منطقی است، تا امکان هرگونه جستجو و دستیابی سریع به آگاهی‌های مورد نیاز را در هر زمان فراهم نماید. چنین پیکره‌ای می‌تواند همواره روزآیند گردد و پاسخگوی نیاز کاربران گوناگون در همهٔ زمینه‌های نظری و کاربری باشد. در نخستین مرحله، با توجه به نیازهای گوناگون پژوهشی و کاربردی، از طیف دوران‌های تاریخی زبان فارسی، برش فارسی معاصر برگزیده شد. همین برش نیز،‌ که به‌طور قراردادی از آغاز قرن چهاردهم خورشیدی تا امروز را در بر می‌گیرد، خود دارای گونه‌های بسیاری است،‌ از جمله گونهٔ رسمی نوشتاری یا به‌اصطلاح فارسی معیار و گونهٔ گفتاری آن، گونه‌های ادبی و سبکی فارسی، گونه‌های محاوره‌ای و عامیانهٔ آن، و گونه‌هایی که متغیرهای زبانی و اجتماعی دیگری مانند سن، جنس، سواد و تحصیل، طبقهٔ اجتماعی، و محیط‌های مختلف ارتباطی عامل تمایز آنها به‌شمار می‌روند. داده‌های به شکل‌ها و قالب‌بندی‌ها(formats)ی گوناگون در این پایگاه ذخیره می‌شوند: به‌صورت متن‌های پیوستهٔ کامل آثار ادبی یا نوشته‌های مهم، به‌صورت فهرست‌های واژه‌نما و بسامدی از همین متن‌‌ها و متن‌های دیگر، یعنی فهرست همهٔ واژگان آنها به‌همراه چند سطر از بافت زبانی آنها و بسامدشان، و نیز به‌صورت واژه‌نامه‌های تک‌زبانه و دوزبانه. همچنین، متن‌های آوانویسی‌شدهٔ داده‌های گفتاری چه به صورت متن پیوسته و چه به صورت فهرست‌های بسامدی در پیکره جای دارند و پیش‌بینی شده، با به کارگیری امکانات چندرسانه‌ای (multimedia)،‌ فراگوئیِ آوائیِ داده‌ها نیز ارائه گردد. از اطلاعات این پایگاه به روش‌های گوناگون می‌توان بهره گرفت: هرگونه جستجو در پیکره، چه به صورت هم‌زمان یا برخط و چه به صورت سفارش و برون‌خط، بر پایهٔ هریک از اقلام اطلاعاتی و یا ویژگی‌های مربوط به آنها از جمله ـ جستجوی واژگانی (بر پایهٔ یک یا چند کلیدواژه)؛ ـ جستجوی مفهومی (برپایهٔ مفهوم یا معنای مورد نظر)؛ ـ جستجوی تلفظی (بر پایهٔ صورت تلفظی یک واژه)؛ ـ جستجوی هم‌بافت (بر پایهٔ واژه‌های همایند و یا بافت‌های همسایه)؛ ـ گشت و گذار (navigation) در متن‌ها و واژه‌نامه‌ها. این جستجوها را می‌توان در محدوده‌های دلخواه (مثلاً دورهٔ زمانی معیّن، یا نویسنده‌های مشخص، یا حجم معیّنی از پیکره) انجام داد. گزارش‌های پایگاه به گونه‌های صوری و محتواییِ مختلفی طراحی شده‌اند تا پاسخ‌گوی نیازهای گوناگون باشند: ـ به‌ شکل فهرست‌های واژگانی، آماری و بسامدی؛ ـ به شکل اطلاعات موردی؛ ـ به شکل فرهنگ واژه‌نما (واژهٔ مورد نظر در شکل کاربردی آن همراه با اطلاعاتی دربارهٔ بافت زبانی آن مانند چند سطر جملهٔ شاهد، شمارهٔ سطر و صفحهٔ متن، نام نویسنده و مشخصات اثر، تاریخ کاربرد، بسامد در پیکره و مانند آن)؛ ـ به شکل گزیده‌هایی از متن‌های گوناگون. این پایگاه برای استفادهٔ همگانی در نظر گرفته شده است، اما مراحل و سطوح دستیابی آن متفاوت است. پایگاه‌های داده‌ها روزبه‌روز اهمیت بیشتری می‌یابند و شمار، موضوع و زمینه‌های کاربردشان گسترده‌تر می‌گردد. اکنون از پایگاه‌های معرفی (knowledge base) گفتگو می‌شود که بسیاری از رشته‌های دانش و فن به آنها مجهز می‌شوند و همه‌گونه آگاهی‌ها و معارف، به صورت الکترونیک، در آنها نگهداری می‌شود (انواری و فتحیان‌پور ۱۳۷۳). در شبکه‌های اطلاعاتی گوناگونی که در سراسر جهان در دسترس همه است، پایگاه‌های داده‌های بی‌شماری وجود دارد که، اگر ما نیازمند گونه‌ای اطلاع باشیم و آن را به‌درستی ارزیابی نماییم، می‌توانیم به‌خوبی از آن بهره‌مند شویم. از جمله درباره‌ٔ بسیاری از زبان‌های مهم جهان داده‌های فراوانی گردآوری شده است. اما، در این دریای بی‌کرانِ اطلاعاتی، داده‌های قابل استناد برای زبان فارسی یافت نمی‌شود. پایگاه داده‌های زبان فارسی در ایران و، در وهلهٔ نخست، برای پاسخگویی به نیازهای پژوهندگان ایرانی ایجاد شده است و در مرحلهٔ بعد، به‌عنوان یک بانک اطلاعاتی ایرانی در دسترس همهٔ کسانی است که دربارهٔ زبان فارسی در نقاط دیگر جهان پژوهش می‌کنند. برخی از طرح‌ها و پژوهش‌های نحوی دیگر که به زبان فارسی مربوط می‌شوند به شرح زیر است. رضائی (Rezaei 1999) در پایان‌نامهٔ دکتری، نتیجهٔ سه تحقیق خود را منعکس کرده است. اول برای تقطیع جملات سادهٔ زبان فارسی سیستمی مبتنی بر شبکهٔ انتقالی برافزوده (Augmented Transition Network) طراحی کرد. این تقطیع‌گر توالی‌های ممکن درون‌بند ساده را تبیین می‌کند، اما قادر به تقطیع بندهای درونه‌ای نیست. بنابر تحقیق بعدی وی، تقطیع‌گر قلب نحوی را نیز در بر می‌گیرد. ایشان در تحقیق آخر، پدیده‌هایی از قبیل برجسته‌سازی و جابه‌جاییِ بندهای متمم به آخر جمله را مطرح می‌کند. پدیده‌های زبانی، در دو تقطیع‌گر آخر وی، در قالب نظریهٔ حاکمیت و مرجع‌گزینی توصیف می‌شود. کشاورزی (۱۳۷۸) تقطیع‌گری برای تقطیع جملات سادهٔ خبری، بر اساس دستور گروه ساختی هسته‌بنیاد (head-driven phrase structure grammar (HPSG)) و الگوریتمی بالا به پایین، ارائه داده است. این تقطیع‌گر قادر به شناساییِ گروه اسمی شامل وابستهٔ پیشین اسم، گروه اسمی هم‌پایه، گروه پیش‌اضافه، گروه پس‌اضافه و گروه فعلی است. تقطیع‌گر، علاوه بر این، ساده یا ترکیبی بودن گروه فعلی را تشخیص می‌دهد و از میان ترکیب‌ها فعل مرکب و پیشوندی را به اجزای آنها تقطیع می‌کند. قواهد ساخت ۴۵۰ جمله و واژگان برای تقطیع، به تقطیع‌گر داده شده است. تقطیع‌گر، پس از دریافت جملهٔ ورودی، درختی ارائه می‌دهد که ساخت نحوی جمله را در شش مرحله مشخص می‌کند. طیبی (۱۳۷۴) چندین تلکس دریافتی سازمان هواپیماییِ کشوری را که ساختاری ساده و عاری از ابهام دارند و به زبان انگلیسی‌اند انتخاب کرده است. سپس، با رویکرد دستور واژگانی نقشمند (Lexical Functional Grammar)، ساخت هرکدام از جملات و ترجمهٔ آنها را به کمک رایانه ارائه داده است. یونسی‌فر (۱۳۷۳) نیز تحقیقی انجام داده که، در آن، جملات انگلیسی با شبکهٔ خودکار پیشرو تجزیه می‌شوند و سپس ترجمه بر اساس روش‌های نحوی انجام می‌گیرد. این کار بر پایهٔ نظریهٔ وابستگیِ مفهومی انجام شده است. ۲-۳ معناشناسی فارسی معناشناسی (semantics)، که به بررسی و توصیف معنای واژه‌ها و جمله‌های زبان می‌پردازد، پیشینه‌ای بسیار طولانی دارد و بیرون از حوزهٔ زبان‌شناسی ـ مانند فلسفه و روان‌شناسی ـ نیز مطرح بوده است. واژه‌ها واحدهای منفرد معنایی به‌شمار می‌آیند که در شکل‌دهی معنای جمله با کمک روابط نحوی شرکت می‌کنند. از سوی دیگر، هر جنبه‌ای از معنای واژه نیز به صورت طرحی خاص از هنجارهای معنایی، در بافت‌های مناسب دستوری، نمود می‌یابد. مجموعهٔ روابط به‌هنجاری که یک واحد واژگانی در همهٔ بافت‌های ممکن به‌وجود می‌آورد روابط بافتی (contextual relations) نامیده می‌شود. از این رو، می‌توان گفت معنای یک واژه در روابط آن منعکس است (Cruse 1989, pp. 15, 16). معنای واژه را به‌طور کلی در دو لایهٔ معنای ادراکی یا مفهومی (conceptual meaning) و معنای متداعی یا ضمنی (associative meaning) در نظر می‌گیرند. معنای مفهومی بخش‌های اساسی و ضروری معنای واژه را در بر می‌گیرد و معانی ضمنی یا متداعی مانند هاله‌ای آن را فرا می‌گیرد. ۲-۳-۱ مؤلفه‌های معنایی یکی از روش‌های تحلیل معنا، مشابه روشی است که در تحلیل آوایی و ساخت‌واژی زبان به کار می‌رفت و به تجزیه به مؤلفه‌ها یا مشخصه‌های معنایی (semantic feature / components analysis) معروف است. در این رویکرد، با بررسی مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط (مانند اصطلاحات خویشاوندی)، مشخصه‌های مهم و تمایزدهندهٔ معنا شناسایی و دسته‌بندی می‌شود و در جدول‌های تحلیل معنایی قرار می‌گیرد: ۲-۳-۲ روابط معناییِ واژه‌ها یکی از راه‌های توصیف و تحلیل معنا بررسی روابط مفهومی واژه‌ها و مقایسهٔ آنها با یکدیگر است. مهم‌ترین روابط معنایی عبارت‌اند از: ـ هم‌معنایی (synonymy): دو صورت زبانی متفاوت با معنای یکسان، گرچه معمولاً گفته می‌شود که هم‌معناییِ مطلق کمتر وجود دارد، مانند کامپیوتر و رایانه؛ ـ تضاد معنایی (antonymy): دو صورت با دو معنای متضاد، مانند خوب و بد؛ ـ شمول معنایی (hyponymy): معنای یک صورت زبانی معنای دیگری را در بر می‌گیرد و معمولاً رابطه‌های شمول معنایی سلسله‌مراتبی هستند. مانند حیوان و اسب؛ ـ هم‌آوایی (homophony): دو واژه با صورت آواییِ یکسان و معنی متفاوت (ممکن است صورت نوشتاری آنها متفاوت باشد)، مانند خوار و خار؛ ـ همنامی (homonymy): دو واژه با معنی متفاوت که صورت آوایی و نوشتاری آنها یکسان است، مانند دوش (=دیشب) و دوش (وسیله‌ای در حمام)؛ ـ چندمعنایی (polysemy): یک واژه که دارای چندین معنی مرتبط با یکدیگر است، مانند دل به معنی «قلب»، «مرکز»، «میان»، «جرٱت»، «شکم»،…. و بسیاری روابط فرعی دیگر. از دیدگاه زبان‌شناسی، ساخت و معنای واژه‌های زبان به‌طور عام در حوزهٔ واژه‌شناسی (lexicology) بررسی می‌گردد و ساختار معنای و مفهومی واژگان فنی رشته‌های علمی اصطلاحات (terms) در حیطهٔ اصطلاح‌شناسی (terminology) مورد بررسی قرار می‌گیرد. ۲-۳-۳ برخی پژوهش‌های معنایی عظیمی (۱۳۷۵) تولید و درک گفتار فارسی را مورد بررسی قرار می‌دهد. به‌نظر وی، انسان چیزی را می‌شنود که انتظار شنیدن آن را دارد. انسان برای درک گفتار طرف مقابل به دنبال سرنخ‌هایی می‌گردد و، اگر آنها را بیابد، از جزییات کلام صرف‌نظر می‌کند و به یک نتیجه‌گیری کلی مبادرت می‌ورزد. فهمیدن جملات موقعی مشکل می‌شود که یا این راه‌کارهای ادراکی مؤثر نیفتد یا جمله متضمّن مسائلی چون پردازش جملات پیچیده‌تر باشد. اگر جملات پیچیده باشند، احتمالاً قدم‌به‌قدم پردازش می‌شوند. وی نظریهٔ خلٱیابی را نیز بررسی می‌کند. در این نظریه شنونده الفاظی را در حافظه نگه می‌دارد تا در بخش‌های بعدیِ جمله به یک خلٱ برسد و آن‌گاه لفظ را وارد خلٱ کند. به‌نظر وی، نه‌تنها ساخت نحوی جمله بلکه عناصر واژگانی نیز به درک گفتار کمک می‌کند. علاوه بر اینها، که همه جنبهٔ زبانی دارند، مسائلی غیرزبانی نیز در این روند مؤثرند. شمس فرد (۱۳۷۴) در پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد خود طرحی برای درک متن فارسی بر پایهٔ نظریهٔ وابستگی مفهومی ارائه داده است. باقری (۱۳۷۵) نیز، با استفاده از قواعد تولیدی، جملات حوزهٔ خاصی را بر پایهٔ نظریهٔ وابستگی مفهومی تقطیع کرده است. تقطیع‌گر رئیس‌قاسم (۱۳۷۰) از دو قسمت نحوی و معنایی تشکیل شده است. قسمت نحوی آن شامل تمام توالی‌های ممکن موضوع‌های بندهای ساده است. قسمت معنایی هم شبکهٔ وابستگی مفهومی جملات را به‌دست می‌دهد. نمونه‌های یادشده تنها شمار کوچکی از بررسی‌های انجام‌شده را در بر می‌گیرد و کارهای بسیاری در حال حاضر در دست انجام است که هریک نیاز به معرفی مفصّل دارد و نتایج آنها در آینده نمودار خواهد گردید.برگرفته از مجله دستور فرهنگستان و به نقل از سایت http://persianlanguage.ir
دانشنامه مطالعات ترجمه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 15:51 توسط mahdi9674 شماره پست: 872

این یک دانشنامه نسبتا خوب و جامع از مطالعات ترجمه هست که توضیحات خوبی درباره اصطلاحات گوناگون ترجمه به دست میده.


Mona Baker, Gabriela Saldanha: Routledge Encyclopedia of Translation Studies  2008


 
درباره یکی از مطالب قبلی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 15:46 توسط mahdi9674 شماره پست: 871
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

اول می‌خواستم این مطلب رو در نظرات مطلبی بگذارم که آقای شاهین احمدی شاد در وبلاگ قرار داده بودند اما دیدم خیلی مطلب من طولانی هست دیدم بهتره که یک پست جداگانه برای اون در نظر بگیرم. اگر دیدید که برخی از جمله یندی‌ها در این مطلب درست نیست و یا اشکال تایپی داره ببخشید چون دیگه وقت نداشتم بیشتر از این وقت بگذارم و البته برای بخش نظرات در نظر گرفته بودم.


من نمی‌دونم که با چه زبونی و چطوری آدم و حوا صحبت می‌کردند اما لازم بود که مواردی رو برای شما ذکر کنم.

اول در مورد تعلیم اسماء باید بگم که برخلاف تصور خیلی از ما این اسماء اصلا زبان نیست. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این موضوع اشاره میکنه و با توجه به سیاق آیات مربوط استدلال میکنه که این اسماء حقایقی فراتر از این حرفهاست که فرشته‌ها در مورد اون چیزی نمیدونستند اما خدا به آدم این حقایق رو آموخت.

دوم اینکه این داستان اسطوره و خرافه نیست بلکه حقیقته چون از نظر ما وحی قرآن معرفت بخش هست. از کجا و بر اساس کدوم استدلال میشه فهمید که این مسئله اسطوره هست؟ آیا هر چیزی رو که الان با علم کنونی خودمون نمی‌تونیم بفهمیم غیر عقلانی محسوب میشه؟ مگه علم و دانش و تجربه بشر به نهایت خودش رسیده و همه ی نا شناخته های عالم رو فهمیده که حالا به راحتی بتونیم بگیم که چون با علم امروز ما جور در نمیاد این ها خرافه هست؟ انسان در همین دنیای مادی با مسائل بسیار ناشناخته و مبهمی مواجه میشه و خیلی ها فرضیه های مختلفی در اون مورد مطرح کردند اما هنوز هم نتونستند به یک نظریه واحد و مورد توافق برسند. مثلا ما چند تا کهکشان در این عالم مادی داریم؟ آیا همه اونها رو شناختیم؟ هر روز کهکشان های جدیدی کشف میشه و هر روز با پیشرفت دانش کیهان‌شناسی به یافته ها و فرضیه های جدیدی میرسیم اما باز هم ناشناخته های زیادی برای ما مونده. آیا میشه گفت که چون علم ما نمیتونه امروز بیشتر از این کنکاش کنه پس دیگه تمام ناشناخته‌های ما خرافه هست؟ و آیا میشه گفت چون ما نمیتونیم در این جهان مادی و با علم تجربی، آدم و حوا، هبوط، بهشت عدن و غیره رو تجربه کنیم پس خرافه و نا معقول هست؟ اگر عالم رو فراتر از این دنیای مادی ببینیم میشه فهمید که با این قطعیت نمیشه این‌ها رو نامعقول دونست بلکه میشه حداقل در این مورد شکاک بود یعنی بگیم که ممکنه باشه ممکنه هم نباشه و اسطوره باشه.

و البته چون ما به معرفت بخش بودن وحی و به تحریف نشدن قرآن اعتقاد داریم، میتونیم براساس اعتقادات خودمون بگیم که این‌ها حقایقی هست فراتر از عقل و تجربه بشر. نه به این معنی که عقل و بشر رو انکار کنیم نه اصلا. بلکه خیلی چیزها هست که فراتر از عقل ما هست و با پیشرفت هر چه بشتر علم و افزودن به دانسته‌های خودمون، باز هم عقل ممکنه بعضی چیزها رو نتونه درک کنه و اینجاست که وحی به کمک عقل میاد و انسان رو با حقایق دیگه‌ای آشنا میکنه. اما اونهایی که فقط علم تجربی رو منبع معرفت میدونند آیا میتونند این رو بگند که چون ما فلان چیز رو تجربه نکردیم پس وجود نداره و خرافه هست؟ دلیلش اینه که خود این افراد معترفند که هنوز علم بشر ناقصه و هنوز چیزهای ناشناخته زیادی وجود داره اما در آینده ممکنه که کشف بشه و بشر دانشی در مورد اون کسب کنه. و میشه گفت که این ها الان خرافه‌اند و بعدا که کشف شد دیگه خرافه نیستند؟

همچنین خیلی‌ها اعتقاد دارند که فرق انسان و حیوان قوه نطق اوست. دکارت میگه انسان حیوان ناطق هست. البته من این رو تایید یا تکذیب نمیکنم اما فقط میخواستم بگم که بزرگان و فیلسوفانی هستند که چنین اعتقادی دارند.

این‌ها مسائل جدیدی نیست و حتی در زمان نزول قرآن هم خیلی ها قرآن رو خرافه میدونستند:

لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ (68)  سوره نمل‏

 وَ إِذا قيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطيرُ الْأَوَّلينَ (24) سوره نحل‏

پس میبینید که این حرفها جدید و مدرن نیست و از همون اول هم بوده و برای ما عادی هست جای ناراحتی هم نداره. به علاوه در آیات قرآن بسیاری از آیات هست که با توجه به مکان نزول و علم اون زمان بشر، الان درست بودن اون کشف شده. 

و به این آیات توجه کنید:

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طينٍ (12)

ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكينٍ (13)

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ (14)

ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ (15)

ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ (16) سوره مومنون‏)))

در این آیه مراحل تکوین و تکامل جنین انسان توضیح داده شده و به مسئله مرگ و رستاخیز قیامت اشاره میکنه. آیا در اون زمان بشر در جزیرة العرب می تونسته تا این حد دقیق به این علم دست پیدا کنه و بعد اون رو در قرآن بیاره؟ یا اینکه قرآن حقیقتی الهی داره که چنین دقیق در این مورد سخن گفته؟ آیا این هم خرافه هست؟ و در ادامه آیات که به قیامت اشاره شده آیا میشه گفت چون تا الان قیامت نشده پس اصلا وجود نداره؟ از کجا معلوم که قیامت هم مثل آیات قبلی درست نباشه و خبر دقیقی از حیات پس از مرگ انسان نداده باشه؟

و همون طور که در قرآن اومده این کتاب از تحریف مصون مونده برخلاف انجیل و تورات که تحریف این کتب در قرآن هم اومده.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (9)  سوره حجر

در این آیه به حفظ قرآن و مصون بودن اون از تحریف اشاره شده در حدود 1400 سال قبل. الان شما در دنیا بگردید آیا میتونید قرآنی پیدا کنید که نسخه‌های اون با نسخه‌های دیگه‌ای از قرآن در جای دیگه ای از دنیا تفاوت داشته باشه؟ هر گاه هم نسخه تحریف شده از قرآن چاپ میشه بلافاصله اونها جمع آوری میشه و اصلا هیچ تاثیری در نسخه اصلی قرآن نداره و هرگز باعث نشده که قرآن تحریف بشه.

این رو که گفتم میخواستم به این اشاره کنم که آیا این نکات بدیهی که امروز میبینیم و اون رو مشاهده میکنیم ما رو به این نمیرسونه که وحی و قرآن برای ما معرفت بخش هست؟

 

سوم اینکه این مسئله که بشر از نسل نخستی‌هاست تنها یک فرضیه هست و هنوز به یک تئوری علمی نرسیده که مورد توافق همه باشه. پس با این یقین نمیشه گفت که ما حتما از نسل شامپانزه‌ها هستیم. ضمن این که حرفهای داروین یک زمانی خیلی فراگیر شده بود همه به اون توجه میکردند و تاثیر زیادی در علوم انسانی هم گذاشت اما امروزه دیگه اون قدرها به اون توجه نمیشه هر چند که نئوداروینی‌ها سعی داشتند که اشکالات اون رو برطرف کنند و کامل‌تر کنند. فرضیه داروین حتی از جنبه‌ی پوزیتیستی هم مشخصات یک نظریه علمی رو نداره و البته توی غرب هم خیلی‌ها در مورد اون بحث داشتند و بعدها مورد توافق همه واقع نشد. و البته داروین بر اساس مشاهدات خود در مورد تکامل انواع حیوانات نظر داده و از جهتی میشه گفت بعضی حرفهاش درسته اما بعدها عده دیگه ای این رو در مورد انسان هم صادق دونستند. این رو هم اضافه کنم در جایی از قول داروین خوندم که گفت منشاء انسان نامعلوم هست. اما نکته مهم اینه که هنوز هیچ شاهد واضح و تجربی یافته نشده که نشون بده انسان‌ها تکامل یافته نخستی‌ها هستند. یعنی تحقیقات گسترده ای که بعضی ها انجام دادند و مثلا میخواستند از روی اندازه و وزن جمجمه این ارتباط رو کشف کنند نتونستند دلیل قانع کننده‌ای پیدا کنند. این که همه موجودات در طول زمان تغییر میکنند یه چیز عادی هست اما اینکه چطوری یک نوع به نوع دیگه تبدیل میشه خیلی جای بحث داره. هر چند که عده ای هم جهش ژنتیکی رو مطرح میکنند اما اونها هم نتونستند توجیهی برای یک نظریه بیارند و کامل ثابت کنند.

در روایات مسلمین هم این مطلب اومده که قبل از حضرت آدم باز هم انسان‌های دیگه‌ای بودند و این روایات برای خیلی سال قبل‌تر از این قرون اخیر هست اما چیزی که از آیات قرآن بر میاد اینه که نسل بشر کنونی از آدم و حواست نه انسان‌های قبل از اون. یعنی در متون اسلامی آفرینش بشر رو در آدم منحصر نکرده.

نکته مهم دیگه اینکه اگر در اکتشافات فسیل‌هایی کشف شده که گفته میشه مربوط به انسانهای اولیه هست نمیتونه آفرینش آدم رو زیر سوال ببره؛ چون بر اساس اکتشافات میشه گفت که چنین چیزی وجود داشته اما هرگز نمیشه استدلال کرد چون انسان‌های اولی بودند و چنین زندگی می‌کردند پس آدم و حوا هم وجود نداشتند. به عبارتی این نکته جنبه اثبات مطلبی درمورد انسان‌های اولیه داره اما نمی‌تونه جنبه نفی برای آدم و حوا داشته باشه.

این نکته رو هم بگم که فیلسوف‌هایی مثل کارل پوپر هم در مورد زبان هم چنین میگند که زبان در اثر تکامل نظام ارتباطی در انسان‌ها به وجود اومده که از مرحله پایین تر به مرحله بالاتر ارتقا یافته. اما نوام چامسکی در کتاب زبان و ذهن خودش با ذکر عقیده او این طور انتقاد میکنه که پوپر هیچ دلیلی ارائه نکرده که چطور و با طی چه فرایندی نظام ارتباطی از مرحله پایین به مرحله بالاتر ترقی کرده و این مراحل رو گذرونده. این فقط یک نمونه از این بحث‌ها در زبانشناسی هست.

پس میبینید که در مورد این چیزها خیلی بحثه و همه چیز در حد فرضیه باقی مونده و نمیشه به قطعیت اظهار نظر کرد.

کتابی دیگر برای علاقه‌مندان به ترجمه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 13:20 توسط mahdi9674 شماره پست: 870
همون طور که قول داده بودم قرار بود کتاب‌های دیگه‌ای در مورد مطالعات ترجمه برای شما به اشتراک بگذارم. این هم یه کتاب دیگه هست که چون از یک مجموعه با کتاب‌های قبلی هست جلدهای شبیه هم دارند.


John Milton, Paul Bandia: Agents of Translation Benjamins Translation Library 2009


 
یه سوال
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ساعت 22:40 توسط sir_linguist شماره پست: 869
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است


با سلام خدمت تمام دوستان عزیز. بنده یه سوال داشتم کسی از دوستان میدونه حضرت آدم و حوا به چه زبانی تکلم می کردند؟

جایگاه مطالعات ترجمه در میان رشته‌ها
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ساعت 13:54 توسط mahdi9674 شماره پست: 868
بنا به درخواست بعضی از خوانندگان وبلاگ مجبور شدم پا تو کفش دانشجویان رشته مطالعات ترجمه کنم و کتاب‌هایی هم در مورد ترجمه برای شما به اشتراک بگذارم. این کتاب‌ها حتما برای دانشجویان ترجمه مفید هست و البته اون دسه از افرادی هم که زبانشناسی می‌خونند و قصد دارند در زمینه ترجمه هم تخصص کسب کنند می‌تونند از این کتاب‌ها بهره ببرند. یکی از این دو کتاب درباره جایگاه مطالعات ترجمه در بین علوم دیگه هست و دیگری این طور که از عنوانش مشخصه با رویکردی نقشگرایانه به رابطه فرهنگ و ترجمه می‌پردازه. فعلا این دو تا کتاب رو به اشتراک می‌گذارم و البته باز هم کتاب‌های دیگه‌ای هم در این زمینه دارم.


Translation Studies at the Interface of Disciplines Benjamins Translation Library

 Functional Approaches to Culture and Translation


 

فقط خانم‌ها دانلود کنند!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 ساعت 13:32 توسط mahdi9674 شماره پست: 867

یکی از استادان ما می‌گفت الان ترکیب بیشتر هیئت علمی دانشگاه‌ها در زبان‌شناسی رو آقایون تشکیل می‌دند و خانم‌ها کمتر هستند. اما به این اشاره کرد که در این چند سال تعداد خانم‌های زیادی به رشته زبان‌شناسی اومدند و تا چندین سال دیگه ترکیب هیئت علمی‌ها کاملا عوض میشه و خانم‌ها بیشتر میشند.

جولیا فالک رو حتما همه شما می‌شناسید. همون فردی که کتاب مقدماتی او یکی از منابع ارشد هست که بعضی‌ها برای ارشد می‌خونند. ایشون یه کتابی درباره نقش زنان زبانشناس در تاریخ زبانشناسی آمریکا نوشته که فکر کنم خیلی جالب باشه. خانم‌ها حتما این کتاب رو بخونند تا اعتماد به نفس خیلی بیشتری به دست بیارند. ما آقایون هم کم کم باید استعفا بدیم و همه چیز رو به شما تحویل بدیم!


Women, Language and Linguistics

 
کتابی کمک آموزشی برای زبان دکتری
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1391 ساعت 13:36 توسط mahdi9674 شماره پست: 866

ممکنه بعضی از دوستانی که کمی در زبان مشکل دارند و قصد دارند در آزمون دکتری شرکت کنند به دنبال کتابی کمک آموزشی باشند که به اونها کمک کنه. فکر می‌کنم کتاب‌های خوب زیادی در این مورد در بازار باشه که می‌تونید از هر کدوم که خواستید و فکر می‌کنید خوب هست استفاده کنید. اما من کتاب این کتاب دکتر خیرآبادی که معرف حضور همه‌تون هست رو پیشنهاد می‌کنم. اختیار با خودتون اگر نیاز داشتید می‌تونید از اون استفاده کنید. بعضی از دوستانی هم که زبانشون قوی هست ممکنه نیازی به کتاب‌های کمک آموزشی نداشته باشند. مشخصات کتاب در ادامه مطلب فهرست شده که از سایت کتابخانه فرهنگ برداشتم.



 

هشتاد و چهارمین سالگرد تولد نوام چامسکی

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1391 ساعت 16:51 توسط mahdi9674 شماره پست: 865

هنگامی که در روز هفتم دسامبر سال 1928 نوام چامسکی به دنیا اومد، پدر و مادرش فکرش رو هم نمی‌کردند که روزی نام او در کنار بزرگانی چون افلاطون، دکارت، گالیله، نیوتون قرار بگیره. او کسی هست که نه تنها در زبانشناسی بلکه به اعتقاد بسیاری در علوم شناختی هم انقلابی بزرگ در نیمه قرن بیستم ایجاد کرد. از طرف دیگه او یکی از فعالان سیاسی آمریکا و مخالف سرسخت سیاست‌های جنگ طلبانه دولت اون هست که در این راه دچار سختی‌ها و صدمات زیادی شده.

متنی که در ادامه مطلب اومده برگرفته از کتاب نوام چامسکی و انقلاب زبانشناسی اثر دکتر رضا نیلی پور هست. قطعا بیشتر شما از نظریات و زندگی چامسکی بعد از سال 1957 خیلی بیشتر می‌دونید اما قبل از اینکه چامسکی، چامسکی بشه سختی‌ها و پستی و بلندی‌های زیادی رو در زندگی خودش تجربه کرده. قطعا نکات زیادی در زندگی او برای ما وجود داره که می‌تونه آموزنده باشه. همه ما باید از پشتکار و تلاش او و مبارزه‌های او برای نظریه‌‌ها و ایده‌های جدیدی که در دهه 50 داشت، یاد بگیریم.

این نوشته، بخش‌های کوتاهی از زندگی او تا قبل از ورود به دانشگاه MIT و آغاز انقلاب زبانشناسی در سال 1957 هست.



پرده یکم: خانواده چامسکی

آورام نوام چامسکی روز هفتم دسامبر 1928 در یک خانواده مهاجر یهودی در شهر فیلادلفیا از ایالت پنسیلوانیای آمرکا چشم به جهان گشود. پدرش دکتر ویلیام چامسکی به همراه همسرش السی سیمونفسکی، برای فرار از خدمت سربازی در ارتش روسیه تزاری در سال 1913 به آمریکا گریخته بود.

پدر چامسکی تحقیقات خود را درباره تاریخ و دستور زبان عبری در دوران قرون وسطی آغاز کرد و یکی از دستور نویسان نامدار در زبان عبری شد. کتاب معروف و دوران ساز دکتری ویلیام چامسکی به نام عبری زبان جاودانه در همان سال 1957 به چاپ رسید که چامسکی پسر، انقلاب زبانشناسی خود را با انتشار کتاب ساخت‌های نحوی آغاز کرد.

علاوه بر آثار و کتاب‌های پدرش، شخصیت و منش وی نیز در شکل گیری شخصیت نوام چامسکی تاثیر چشمگیری داشته است. دکتر ویلیام چامسکی در سال‌های پایانی زندگی، هدف عمده زندگی خود را در پاسخ به پرسش کارلوس اوترو چنین می‌گوید: «پرورش انسانهای کمال یافته، آزاداندیش و مستقل، دل مشغول به پیشرفت و گسترش جهان و علاقه‌مند به شرکت در ساختن زندگی با ارزش و پرمعنی برای همگان».

نقش مادر نوام، السی سیمونفسوکی به عنوان متفکر، معلم و فعال سیاسی در پرورش فرزندش کمتر از پدرش نبود. حساسیت سیاسی از همان دوران کودکی از مادرش در نوام برانگیخته شد؛ به طوری که از کودکی آموخت تا علاوه بر توجه به مسائل سیاسی جامعه خود، همواره به حرکت‌ها و جنبش‌های سیاسی فراتر از محیط اجتماعی خود توجه داشته باشد.

مادرش چپگراتر از پدرش بود. به همین سبب، از همان آغاز زندگی «توجه عمومی به مسائل اجتماعی سیاسی» که بخش عمده‌ای از زندگی فکری و اجتماعی نوام چامسکی را تشکیل داده است، از طریق مادرش در او پرورش یافت.

سرانجام ظاهر و شخصیت نوام معجونی از شخصیت پدرش و مادرش شد. او از یک سو گرم و قابل دسترس [بود] و قامتی پرهیبت داشت. همچنین آرام و تودار و تا حدی خجول بود. در سخن گفتن در برابر جمع بسیار توانا بود، ولی دنیای او در بیشترین بخش در مطالعه در تنهایی، نوشتن و تحقیق بود.


پرده دوم: جرقه‌های انقلاب زبانشناسی

چامسکی جوان از خواندن آثار تاریخی درباره دستور زبان، دو درس عمده آموخت و همین بود که تفکر او را درباره زبان شکل داد. نخست اینکه او ارزش کار دستورنویسان گذشته را دریافت. دوم انیکه او دریافت که چگونه دانشی مفید با گذشتم زمان به فراموشی سپرده می‌شود و یا در دوره‌های بعدی به آن بی توجهی می‌شود. به همین سبب بود که او به این باور رسید که علاقه به مطالعه زبان و دستور زبان تنها محود به دستورنویسان نیست؛ بلکه برای سیاست‌مداران، شاعران و فیلسوفان نیز دارای اهمیت است. این موضوع تا جایی ادامه یافت که ارزش آموزه‌های فراموش شده و اهمیت مطالعات زبانشناختی محور اصلی مطالعات بعد چامسکی شد؛ به ویژه در آثار بعدی او از جمله در کتاب زبانشناسی دکارتی.


پرده سوم: ورود به دانشگاه

نوام چامسکی در سال 1945 و در آستانه 16 سالگی وارد دانشگاه پنسیلوانیا شد. با آنکه با خانواده‌اش زندگی می‌کرد، ولی برای پرداخت هزینه تحصیلات خود بعد از ظهرها و آخر هفته و گاه شب‌ها زبان عبری تدریس می‌کرد. با اینکه سال اول دانشگاه را با علاقه فراوان آغاز کرد، ولی با توجه به روش سنتی آموزش دانشگاهی که بی شباهت به دوران دبیرستان او نبود و با تحصیلات دوران ابتدایی او تفاوت بسیار داشت به زودی از روش تحصیلات دانشگاهی دل سرد شد. حتی یک بار چنان نا امید شده بود که تصمیم به ترک تحصیل گرفت.

سال 1947 در دانشگاه پنسیلوانیا برای چامسکی سال سرنوشت سازی بود؛ هم از نظر علمی و هم سیاسی و هم از لحاظ خانوادگی. از نظر خانوادگی با کارول دوریس شاتس که از همبازی ها و از دوستان مشترک خانوادگی بود برای نخستین بار در دانشگاه آشنا شد. حاصل این آشنایی، تشکیل زندگی خانوادگی با خانم دکتر کارول چامسکی امروزی شد که خود دکتری تعلیم و تربیت در آموزش زبان گرفت. او استاد دانشگاه هاروارد و صاحب تحقیقات زیادی در زبان‌آموزی شد. حاصل این زندگی گرم خانوادگی و علمی سه فرزند شد.

جادثه سرنوشت ساز دیگر آشنایی او با زلیگ هریس بود. آشنایی چامسکی در سال 1947 با زلیگ هریس، استادی که از نظر علمی و سیاسی برای چامسکی شخصیتی جذاب شد، او را در ادامه راه علمی و سیاسی که در پیش گرفته بود پایدارتر کرد و بعدها در زندگی چامسکی تاثیر عمیقی گذاشت. این آشنایی و تغییر برنامه در زندگی علمی بعدی چامسکی تحولی بسیار بزرگ به جا گذاشت.

هریس که شخصیتی برجسته و خلاق داشت، چامسکی جوان را تشویق کرد تا درسهای فلسفه و ریاضی را انتخاب کند. برای درس‌هایفلسفه او را به نلسون گودمن و مورتن وایت و برای ریاضی به ناتان فاین معرفی کرد. در این دوره چامسکی علاوه بر مطالعه آثاری که زلیگ هریس به او معرفی کرده بود، به توصیه او با مکتب روانکاوی جدیدی آشنا شد و او را با راپا پورت، شخصیت برجسته روانکاوی که از دوستان نزدیکش بود آشنا کرد.

سرانجام چامسکی در بیست سالگی درچه لیسانس غیر سنتی خود را که بازتابی از علایق او در زبانشناسی، فلسفه و منطق بود از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد. رساله لیسانس او که با نشان افتخار پذیرفته شد، عبارت بود از ساختار واژ-واجی زبان عبری نوین، زمینه را برای آثار بعدی و نظریه پردازی‌های چامسکی در زبانشناسی فراهم کرد و می‌توان از آن به عنوان نخستین نمونه دستور زبان گشتاری یاد کرد. او به سرعت و در مدت دو سال در سال 1951 موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس شد و رساله خود را در همان زمینه ساختار واژ-واجی زبان عبری نوین که در دوره لیسانس نوشته بود ادامه داد.


پرده چهارم: مطالعه در علوم دیگر

یکی از علت‌هایی که در ابتدا به نظر می‌رسید نتایج تحقیقات چامسکی با زبانشناسی دوران خود رابطه‌ای نداشته است، این بود که او هنوز در بسیاری از رشته‌ها در حال مطالعه گسترده بود و در بعضی از زمینه‌های علمی از جمله در فلسفه به دیدگاه و یافته‌های غیر منتظره‌ای می‌رسید که با آنچه از استادان خود آموخته بود متفاوت بود.

هنگامی که استاد فلسفه چامسکی، نلسون گودمن، در سال‌های 1960 با خبر شد که راه فلسفی چامسکی در آثارش با نظر استادش متفاوت شده است روش او را «دیوانگی محض» خواند و رابطه دوستی خود را با چامسکی قطع کرد و این عمل او را نوعی خیانت شخصی نام داد. استاد راهنمای چامسکی، زلیگ هریس، این تغییر روش چامسکی را نوعی سرگرمی شخصی نامید و به نظر چامسکی او هیچ گاه کوچکترین توجهی به آن نکرد و احتمالا آن را نوعی دیوانگی تصور می‌کرد.

[بعد از مدتی حضور در دانشگاه هاروارد] سرانجام نوام چامسکی در سال 1955 از هاروارد به دانشگاه پنسیلوانیا بازگشت و با ارائه فصلی از رساله دکتری خود به دریافت درجه دکتری در زبانشناسی نائل شد. با اینکه رساله مختصری تحویل دانشگاه دا ولی همین رساله، کم و بیش مرزهای نظری کارهای علمی آینده او را تعیین کرده بود. طولی نکشید که توانست ظرف مدت چند ماه کار علمی خود را با سرعتی باورنکردنی در حجم هزار صفحه بنویسد. این همان کتابی است که در سال 1975 با حذف بخشی از مطالب فنی آن با نام ساختار منطقی نظریه زبانشناسی به چاپ رسید.

چامسکی در همان سال نسخه‌ای از این کتاب را به انتشارات دانشگاه ام آی تی داد. همان دانشگاهی که بعدا به استادی آن پذیرفته شد و هم اکنون به عنوان استاد پرآوازه و به نام آن شهرت جهانی دارد. ولی دانشگاه ام آی تی به بهانه آنکه چاپ چنین کتابی با روشی جدید از نویسنده‌ای تازه‌کار و گمنام صحیح نیست، از چاپ آن خودداری کرد.

چامسکی جوان تازه فارغ التحصیل، نظریه‌ای را در زبانشناسی ارائه می‌داد که در جامعه علمی آن زمان شناخته نبود.  زبانشناسان ساختگرای پیشرو آن دوران، معتقد بودند همه کارهای اصلی در زبانشناسی به پایان رسیده و جای کار تازه‌ای نیست و با نظریه جدید او هم مخالف بودند.

چامسکی در سال‌های پایانی دهه 50 رابطه علمی‌اش کم‌کم با استادان و پیشتازان زبانشناسی ساختگرا سست شده بود، ولی اعتقاد او همچنان بر نظریه جدید خود استوارتر می‌شد.

 
همایش تحلیل کلام و کاربردشناسی زبان
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1391 ساعت 16:48 توسط mahdi9674 شماره پست: 864


آدرس پژوهشگاه علوم انسانی: آدرس: تهران-بزرگراه کردستان-نبش خیابان شصت وچهارم

 

تاثیر زبان و ادبیات فارسی بر زبان و ادبیات ملل یوگسلاوی سابق

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 ساعت 21:31 توسط mahdi9674 شماره پست: 862

ژاننا هاکوبجانیان

ارتباطات و تبادلات زبان‌شناسی میان ملل مختلف همیشه بر جنبه‌های مختلف علمی تاثیرگذار بوده و موجب تشویق زبان‌شاسان نیز می‌شود و همچنین از ارتباطات معنوی میان اقوام دوردست مانند ایرانیان و صرب‌ها به شیوه‌ای خاص سخن می‌گوید.

غالبا مشترکات لغوی بهترین و موثق‌ترین شاخص این گونه ارتباطات است.

برای پی‌بردن به نحوه و چگونگی تاثیر زبان فارسی بر زبان صربی، بایستی به برخی از تغییرات آوایی، ویژگی‌های مورفولوژی، معنایی و تغییراتی که پس از ورود این واژه‌ها به زبان «صرب و کرواتی» ایجاد شده، توجه کرد.

پس از دهه نود میلادی یعنی دوره تغییر و تحولات مهم سیاسی و اجتماعی در سرزمین یوگسلاوی سابق که با زبان صربی در صربستان آشنا شدم، نه تنها کشورهای جدیدی در این منطقه تاسیس شد، بلکه زبان‌های جدیدی نیز شکل گرفتند.

چنین تغییرات و تحولات سیاسی و جغرافیایی مشکلاتی را در تعریف فضای جغرافیایی مانند نحوه مفاهیم، تشریح تماس‌های زبانی و اجتماعی در سرزمینی که هنوز واژه‌های فارسی‌الاصل زبان صرب و کرواتی زنده‌اند، موجب گردید.


بدون شک، باید گفت که منطقه بوسنی بعنوان «دروازه» اصلی ورود واژه‌های فارسی به بالکان بوده و بهمین دلیل زبان مسلمانان بوسنیایی بیش از هر زبان دیگری تحت تاثیر زبان‌های شرفی قرار گرفته است.

حال این سوال مطرح می‌شود که مبدا و منشاء کلمات و واژه‌های بیگانه در زبان یک ملت که مسافت بسیار زیادی از زبان مادری وازگان یادشده دارند از کجا است؟ در این مورد منظور نفوذ زبان فارسی بر زبان صرب و کرواتی را نباید نادیده گرفت.

البته تاثیرات مذهبی بر هر زبان امری اجتناب‌ناپذیر و مهم است که باید به آن توجه کرد، اما این باور وجود دارد که نظامیان و بازرگانان از دوره باستان مهم‌ترین عامل‌های انتقال بسیاری از تاثیرات معنوی و زبانی بوده‌اند.

در این رابطه، فتوحات عثمانی و گسترش اسلام در بین اقوام اسلاو جنوبی از عوامل اصلی این تاثیرات بشمار می‌آیند، ولی منابع ادبی و آموزش‌های دینی نیز نقش مهمی در گسترش واژه‌های فارسی در منطقه بالکان داشتند.

تا قرن نوزدهم بیش از ۱۵۰ مدرسه مذهبی در منطقه بالکان غربی وجود داشته و در اواسط این قرن ۴۴ مدرسه در ولایت بوسنی دایر بوده که ۹ مدرسه آن در شهر سارایوو قرار داشته است.

در اکثر مدارس، مکتب خانه و رشدیه‌ها علاوه بر آموزش زبان‌های عربی و ترکی و زبان فارسی، آثار گوناگون ادبی فارسی بعنوان کتاب‌های درسی در این مدارس مورد استفاده قرار می‌گرفت که «پندی عطار»، «گلستان» و «تعلیمی فارسی» (۲) نمونه‌ای از این آثار‌ها است.

بر اساس مصوبه وزارت آموزش و پرورش به مورخ ۳۱/مارس/ ۱۹۳۵میلادی، مدرسه عالی الهیات اسلامی در سارایوو تاسیس گردید.

برنامه درسی این مدرسه شامل سه مقوله حقوق اسلامی، نظام الهیاتی و زبان بودند؛ و علاوه بر زبان‌های عربی و ترکی، زبان فارسی نیز در این آموزشگاه تدریس می‌شده است. (۳)

در بایگانی و موزه‌های یوگسلاوی سابق کتاب‌های درسی و دیگر کتاب و آثار خطی به زبان فارسی نگهداری می‌شوند.

برای نمونه نزدیک به ۲۰۰ نسخه خطی به زبان‌های شرقی از جمله زبان فارسی تنها در شهر «پریزرن» در کوزوو وجود دارد.

وجود بسیاری از آثار ادبا و شعرا به زبان فارسی، بهترین گواه بر حضور گسترده زبان فارسی در این منطقه است.

«محمد آرشی می‌نار‌زاده» عالم و شاعر قرن شانزدهم شهرت بسیار داشت و در اواسط قرن شانزدهم «احمد سودی افندی» بهترین مفسر آثار ادبی کلاسیک فارسی در آن زمان بود که آثاری ادبی بسیار غنی و پر محنوا را همچون: مثنوی رومی، گلستان و بوستان سعدی و دیوان حافظ بخوبی متوجه و تفسیر کرده بود.

«درویش پاشا بایزداگیچ» شاعری مشهور و بزرگ از شهر «موستار» در بوسنی و هرزگوین از شاعران بزرگ و مشهور آن زمان بود که دیوان خود را به فارسی نوشته است.

«رشید بوساناتس» از «سارایوو» نیز از جمله شاعران مشهور از اواسط قرن ۱۷ میلادی است که در بین شاعران و علاقمندان به شعر و ادبیات آوازه بسیار خوبی در آن زمان داشت.

بوساناتس بر زبان‌های عربی، ترکی و فارسی تسلط خوبی داشت و دیوان اشعارش سند محکمی بر وجود تاثیر زبان فارسی در این منطقه است.

از میان ادبای نامداری که آثارش را به زبان فارسی نوشته شده است، می‌توان به شیخ «فوزییا بلاگایاتس» (یا فوزییا بوساناتس) اشاره کرد که معروف‌ترین آثارش کتاب «بل بلستان» به زبان فارسی است.

برخی از شعرا همچون «جوات سلیمان پاشیچ» که اشعارش از دیوان حافظ نشعت گرفته، کتاب شعر خود را در سال ۱۹۲۸ میلادی در سارایوو به چاپ رسانده است. (۴)

پس باید گفت که این میراث غنی زبان و فرهنگ پارسی تاییدی بر وجود عناصر مشترک لغوی در زبان‌های صرب و کرواتی با زبان پارسی است.

این امکان وجود دارد که برخی از عناصر لغوی یاد شده برای نسل جدید که زبان

مادریشان صربی یا بوسنایی است، مشخص نباشد و دلیل آن ممکن است عدم آشنایی به انقلاب زبان‌شناسی در طی ۲۰۰ سال گذشته باشد که تغییر و تحول زیادی بر زبان گذاشته است.

شکل ساختار فرهنگ لغتی در آثار ادبی قوم صرب که از زبان فارسی به ارث رسیده است، بخصوص در داستان‌ها، اشعار و ضرب المثل‌ها که اساسا در لهجه داستان سرایان محلی ثبت شده‌اند، بوضوح حس می‌شود. (۵)

زبان‌شناسان اروپایی و اسلوونیایی در پژوهش‌های زبان‌های شرقی در بالکان از آن تحت عنوان «ترکیسم» نام می‌برند. با توجه به اینکه قوم ارمنی قرن‌های متمادی است در مجاورت اقوام ایرانی و ترک (قرن‌ها با قوم صرب در دوره امپراتوری عثمانی) هم زیستی داشتند، زبان ارمنی نیز تحت تاثیر مستقیم زبان‌های فارسی و ترکی قرار گرفته است. البته بیشترین واژه‌های بیگانه در زبان ارمنی از زبان فارسی اقتباس گرفته شده، ولی با این حال کلمات اقتباسی ترکی بیشتر در لهجه‌های زبان ارمنی حضور دارند که تعداد آن‌ها به چهار هزار واژه می‌رسد. (۶)

ولی با مطالعه کلمات اقتباسی فارسی در زبان عامیانه ارمنی به این نتیجه می‌رسیم که اغلب واژگان یادشده دارای جانشین و معادل خود در زبان ارمنی هستند، اما این مسله در ارتباط با واقیعت لغوی زبان صرب و کرواتی متوجه می‌شویم که بسیاری از این واژه‌های فارسی‌الاصل فاقد معادل صربی – کرواتی هستند.

برغم اینکه بسیاری از زبان‌شناسان به پاکسازی زبان و بکارگیری حداقل کلمات اقتباسی حتی در محافل زبان‌شناسی صربی تاکید دارند، ولی باید گفت که برای یافتن معادلات مناسب با واژه‌های یاد شده مدت زمان زیادی نیاز است.

امروز واژه‌های فارسی‌الاصل بسیاری وجود دارند که فاقد معادل صربی هستند برای نمونه می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: čarapa، česma، šećer، čekić، ćela، lala، jasmin، leš، pamuk، kesa، sanduk، این واژه‌های شرقی در واقع کلمات روزمره در زبان صربی هستند.

۲. زبان‌های مشابه ژنتیکی

زبان به عنوان شاخص اصلی قومی، می‌تواند بیان کننده جزییات تکوین قومیت یک ملت باشد. براساس برخی از ارزیابی‌ها، امروزه در جهان ۳ هزار زبان وجود دارد و بر اساس برآوردهای دیگر نزدیک به ۵۰۰۰ زبان در جهان وجود دارد، با این حال نمی‌توان بطور دقیق تعداد زبان‌های مختلف در جهان را مشخص کرد. (۷)

برای مشخص و تصور کردن یک زبان خاص، معیار خاصی و جامعی وجود ندارد و این امر بیشتر بخاطر وجود پدیده‌های مختلف از جمله تحولات زمانی، مکانی، ساختاری و استعمالی است.

آن دسته زبان‌هایی که دارای تشابهات در ساختار ادبی و فونتیکی هستند، نمی‌توان توضیح داد که این تشابهات آیا اقتباسی، اتفاقی است و یا ویژگی عمومی همه زبان‌ها است. (۸)

البته در اینجا باید به این موضع اشاره کرد که در واقع همه زبان‌های مشابه یک پدیده ژنتیکی دارند.

در واقع باید گفت که این زبان‌ها اصالتا بعنوان یک خانواده زبانی از یک ریشه سرچشمه می‌گیرند.

بنابراین، زبان‌های مشابه می‌توانند به مروز زمان نسبت به یکدیگر غیرقابل فهم شوند که در این مورد می‌توان به زبان پهلوی (پارسی میانه) اشاره کرد که دارای واژه‌هایی شبیه آن در زبان‌های اسلاو باستان بوده است که از نقطه نظر آوایی در زبان فارسی نوین دستخوش تغییر و تحول شده، ولی در زبان صربی محفوظ مانده‌اند.

مثال:

بنابراین زبان‌های صرب و کرواتی و فارسی از نظر ژنتیکی مشابه یا هم خانواده هستند.

۲-۱. فارسی و صربی بعنوان زبان‌های هم ریشه

تشابهات و هم‌ریشگی دو زبان فارسی و صرب و کرواتی را می‌توان حداقل در دو مقوله مورد بحث قرار داد:

الف) تشابهات اساسی که مربوط به ریشه «مادری» هند و اروپایی است.

ب) از لحاظ لغوی بسیاری واژه‌های فارسی از طریق زبان ترکی وارد زبان صرب و کرواتی شده‌اند. برای نمونه:

papuče (پاپوش)، taze (تازه)، turšija (ترشی)، pišmaniti (پشیمانی)، bakšiš (بخشش)، džigerica (جگر).

می‌توان در این زمینه نیز به مساله تاریخی بعنوان قوی‌ترین ارتباط بین دو زبان فارسی و صرب و کرواتی که نتیجه گسترش امپراطوری عثمانیان در شبه جزیره بالکان است، اشاره کرد.

درواقع، ارتباط میان دو زبان فارسی و صرب و کرواتی را می‌توان به دو زیر مجموعه تفکیک کرد: کلماتی که به واسطه حضور ترک‌ها به زبان صرب و کرواتی آورده شدند و دوم اینکه کلماتی که ریشه آن هندو اروپایی بوده است. برای این دسته از واژه‌های مشابه می‌توان به صراحت گفت که این کلمات مشابه پیش از حضور ترک‌های عثمانی در این منطقه در زبان صرب و کرواتی وجود داشته‌اند.

در اینجا بطور اجمال می‌توانیم دو یا سه سطح تشابه یا ارتباط را میان زبان‌های فارسی و صرب و کرواتی مورد بررسی قرار دهیم.

۲-۲. تشابهات در مقایسه با زبان اولیه و مادری

این تشابهات در برگیرنده فرهنگ لغوی، دستور زبان و ساختار فونتیکی و زمان است. (۹)

۲-۲-۱. فرهنگ لغوی اساسی

اصولا این گروه شامل واژگان زبان هندو اروپایی می‌شود، و واژه‌ها در ارتباط با خانواده، طبیعت، بروز حوادث طبیعی، اعضای بدن و موارد مشابه محصور هستند. (۱۰)

این تشابه شامل برخی رقم‌ها نیز می‌شود:

همچنین بسیاری از فعل‌های زبان فارسی و صرب و کرواتی جزء این گروه هستند که واژگان اساسی زبان مادری بشمار می‌آیند و اکنون نیز در هر دو زبان جایگاه خود را حفظ کرده‌اند.

۳. زبان ترکی و نقش آن در رشد واژگان زبان صرب و کرواتی

فرهنگ لغوی، ارائه دهنده بیشترین منابع برای مطالعه ریشه یک قوم و تاریخ آن است که امری طبیعی است، زیرا کلمات و واژه‌ها در فرهنگ لغت هر زبانی وجود دارند که در دوره‌ها و از راههای متفاوت وارد زبان شده‌اند. این لغت‌ها بیانگر تاثیر و تبادل بین فرهنگ‌های گوناگون است.

جذابیت شعر و ادبیات فارسی و اندیشه‌های متعالی عرفانی و صوفیانه ایرانی عوامل اصلی گسترش زبان فارسی نه تنها در ترکیه بلکه در بالکان نیز هستند.

در واقع بسیاری از واژگان فارسی از این طریق یعنی از طرق ادبیات و یا مستقیما از طریق زبان ترکی و نظام آموزشی و اداری ترکی وارد شده‌اند. ورود عناصر شرقی در فرهنگ و زبان اسلاو‌های جنوبی و همچنین سایر اقوام بالکانی، موجبات برخورداری منطقه بالکان از جایگاه جغرافیایی مهم بعنوان راه ارتباطی بین اروپا و آسیا گردید. این عناصر در همه شاخه‌های زندگی قومی وجود دارد، بنابراین، بخشی از واژگان اقتباسی را بصورت یک مجموعه درآوردیم که از نظر ما نشان دهنده زندگی مردمی و حضور گسترده واژه‌های فارسی در آن است.

۳-۱. اسامی گل و گیاهان

بسیاری از اسامی شرقی مربوط به گل، گیاه، نوشابه و عذا به واسطه ترک‌ها و زبان ترکی وارد زبان صرب و کرواتی شدند.

علاوه بر اسامی عربی و ترکی، اسامی و نام‌های فارسی نیز در این مجموعه وجود دارند.

۳-۲. اصطلاحات دینی و عرفانی

آن دسته از اسلاوهای جنوبی که تخت تاثیر موقعیت‌های جدید به اسلام گرویدند، نحوه زندگی کردن به گونه شرقی‌ها را انتخاب کردند.

آن‌ها بدین‌ترتیب با واسطه‌هایی برای توسعه و گسترش عناصر زندگی شرقی، برخی از اصطلاحات فارسی‌الاصل دینی و عرفانی را نیز پذیرفتند.

۳-۳. اصطلاحات کشوری، اداری و نظامی

البته ترک‌های عثمانی بسیاری از واژه‌ها، نام عنوان‌ها و مقام‌ها در زبان فارسی را به زبان اسلاوهای جنوبی وارد کردند.

۳-۴. اصطلاحات بازرگانی و صنعتی

ترک‌ها نقش مهمی را در گسترش صنعت شرقی داشتند. در میان اصطلاحات تجاری و صنعتی کلماتی وجود دارند که فارسی هستند.

۳-۵. اسامی آلات موسیقی

برغم اینکه منابع کتبی گسترش موسیقی در بین اسلاوهای جنوبی را مدیون رومیان می‌دانند اما بسیاری از اسامی آلات موسیقی که امروزه نیز در محافل موسیقی استفاده می‌شود، کلمات فارسی هستند.

۳-۶. نام و اسامی وسایل و ابزار آلات خانگی

بسیاری از این اسامی امروز نیز کاربرد دارند.

بالاخره بر آن شدیم از اصطلاح «اورینتالیسمی» (واژه‌های شرقی) که جامع‌تر است استفاده کنیم، اما بنا بر انتخاب ما واژه‌های فارسی را «پرسیزمی» (واژه‌های فارسی) می‌نامیم، علت آن نیز وجود بیش از ۱۰۰۰ کلمه و واژه فارسی در زبان صرب و کرواتی است.

ظهور این مقدار کلمات فارسی در زبان صربی یا بعبارت بهتر زبان صرب و کرواتی بیانگر این است که «گفتگوی تمدن‌ها» از قرن‌های پیشین شروع شده و امروزه نیز از طریق زبان و فرهنگ زنده است.


برگرفته از سایت زبان فارسی

دانشنامه زبانشناسی
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391 ساعت 13:43 توسط mahdi9674 شماره پست: 861
این دانشنامه زبان‌شناسی رو شیرین خانم یکی از خوانندگان وبلاگ لطف کرده و فرستادند. شاید کمی شبیه واژه‌نامه کریستال باشه اما ماهیت دانشنامه رو داره و شامل توضیحات کامل‌تری درباره هر موضوع در زبانشناسی میشه. این رو هم دریافت کنید و در کنار دیگر کتاب‌های مرجع زبانشنای در مطالعات خودتون ازش استفاده کنید.


The LINGUISTICS ENCYCLOPEDIA



 

سخنرانی دکتر آزیتا افراشی

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391 ساعت 23:36 توسط mahdi9674 شماره پست: 860

 
کشف کتاب‌های جدید!
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391 ساعت 1:1 توسط mahdi9674 شماره پست: 859

در این چند روز تعداد زیادی کتاب که قبلا از یکی از استادهامون گرفته بودم رو در کامپیوترم کشف کردم و مشغول سر و سامون دادن به اونها هستم تا به موقع براتون به اشتراک بگذارم. اگه بدونید چه کتا‌ب‌های با ارزشی هستند...!

یه دایرة المعارف زبان و زبان‌شناسی پیدا کردم که حدود 12000 صفحه داره و حجمش بالای 200 مگابایته! نمی‌دونم این رو چطوری به دستتون برسونم. البته مطمئن نیستم اما شاید در بعضی سایت‌های اشتراک‌گذاری خارجی پیدا بشه.

این رو گفتم که تو این روزها که همه به کار و درس خودشون مشغولند، من هم بی‌کار نیستم!

دریافت دانلودها

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391 ساعت 13:43 توسط mahdi9674 شماره پست: 858

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

افرادی که به هر دلیلی نمی‌تونند بعضی از فایل‌های دانلودی رو دریافت کنند به لینک زیر مراجعه کنند و از پوشه‌ی مربوط به اون مطلب، فایل رو دریافت کنند. اگر باز هم نشد، با مرورگرهای وب مختلف امتحان کنید که امیدوارم بتونید دانلود رو انجام بدید.


mahdi9647.persiangig.com

ده قلم رایگان فارسی یونی‌کد و استاندارد
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391 ساعت 12:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 857

این مطلب رو از سایت زبان فارسی انتخاب کردم و متن این مطلب رو عینا برای شما میارم. اونهایی که به فونت‌های متنوع فارسی علاقه دارند می‌تونند اون‌ها رو دریافت کنند.

شما می‌توانید نسخهٔ ۰/۴ مجموعهٔ ده قلم یونی‌کد استاندارد فارسی که از سوی شرکت فارسی‌وب شریفبه رایگان در دسترس عموم قرار گرفته‌اند را از اینجا دریافت نمایید. تمامی این قلم‌ها با یونی‌کد، استاندارد شمارهٔ ۶۲۱۹ موسسهٔ استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و استانداردهای OpenType هم‌خوانی دارند. این قلم‌ها عبارتند از:

عاشورای حسینی

+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1391 ساعت 23:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 856

شهادت امام حسین علیه السلام رو به همه آزادگان جهان تسلیت میگم. به همین مناسبت متن زیر رو برای شما انتخاب کردم. این شعر رو خانم آتنا ایزدیار در صفحه شخصی خودشون در گوگل پلاس قرار داده بودند که با اجازه‌ی ایشون اون رو برای وبلاگ انتخاب کردم. شاعر این شعر استاد احد ده بزرگی هستند.

باز طوفانی شده دریای دل
موج سر بر ساحل غم میزند
باز هم خورشید رنگ خون گرفت
بر زمین نقشی ز ماتم میزند


باز جام دیده ها لبریز شد 
باز زخم سینه ها سر باز کرد
در میان ناله و اندوه و اشک
حنجرم فریادها آغاز کرد


می نویسم شرح این غم نامه را
داستان مشک و اشک و تیر را
می نویسم از سری کز عشق دوست
کرد حیران تیغه شمشیر را






گوئیا با آن همه بیگانگی
آب هم با تشنگان بیگانه بود
در میان آن همه نامردمی
اشک آب و دیده ها پیمانه بود


تیغ ناپاکان برآمد از نیام
خون پاکی دشت را سیراب کرد
خون خورشید است بر روی زمین
کآسمان تشنه را سیراب کرد


می شود خورشید را انکار کرد؟
زیر سم اسبها در خاک کرد؟
می شود آیا که نقش عشق را
از درون سینه هامان پاک کرد؟


گر نشان عشق را گم کرده ایم
در میان آتش آن خیمه هاست
گر به دنبال حقیقت میرویم
حق همینجا حق به روی نیزه هاست


گریه ها بر حال خود باید کنیم
او که خندان رفت چون آزاد شد
ما سکوت مرگباری کرده ایم 
....او برای قرنها فریاد شد

بازهم در ماتم روی حسین
باز هم در سوگ آن آلاله ایم
یادتان باشد حیات عشق را 
وامدار خون سرخ لاله ایم

عزدایهاتون قبول باشه و التماس دعا 

 
سایتی برای دریافت مقالات
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391 ساعت 22:25 توسط mahdi9674 شماره پست: 855
این پیام رو آقای بهداد بهمدی دانش‌آموخته دانشگاه فردوسی مشهد برای من فرستادند و شما رو دعوت کردند به استفاده از امکانات یک سایت علمی که مقاله ارائه میده. همون طور که می‌بینید در پایان هم آدرس سایت زبان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد رو معرفی کردند و البته درد دل‌هایی که به خاطر نابرابری‌های آموزشی در تهران و شهرهای دیگه هم اومده.


 یه عده کار خیلی جالبی کرده اند؛ یک سایتی راه انداخته اند که طبق وعده خودش مقالات همایشها و مجلات دانشگاهی و استانداردا و بقیه ملزومات پژوهشی رو در اختیار کاربرا می ذاره و برای هر مقاله مبلغی کمتر از 1000 تا تک تومنی ازت می گیره. یعنی اگه مقاله هه رو از گوگل اسکالر نتونستی دانلود کنی و کتابخونه ها هم عضو پایگاه ناشر مقاله نبودن به جای پرداخت چندین دلار برای یک مقاله یا التماس به نویسنده اش برای این که مقاله رو برات ایمیل کنه می تونی به راحتی و ارزونی از همین سایت سفارشش بدی. البته اولش لازمه که ثبت نام رایگان کنی. اگه مثل من بدبخت به سد در دسترس نبودن مقاله های علمی برخورد کرده ای با استفاده ات از این سایت ازش حمایت کن تا درش تخته نشه. اگه از لینک زیر برای ثبت نام توی سایت استفاده کنی معلوم می شه که دعوت کننده ات من بوده ام و مزایایی بهم تعلق می گیره. مزیتش برای تو هم اینه (عینا به نقل از خود وبسایت): "کاربران دعوت شده امکان انتخاب یک بسته ویژه با درصد تخفیف بیشتر را برای یک بار به عنوان هدیه ای از طرف مدیریت سایت خواهند داشت." فقط حواست باشه که از دکمه "ثبت نام در کمتر از یک دقیقه" برای ثبت نام استفاده نکنی چون خود سایت می گه:
"برای دریافت شارژ هدیه فرد دعوت شده می بایست فقط از طریق لینک دعوت شما در سایت ثبت نام نماید و در صورتی که با لینک شما به سایت مراجعه اما از دکمه "ثبت نام در کمتر از یک دقیقه" اقدام به ثبت نام کاربری خود نماید سیستم این ثبت نام را به دعوت شما پیوند نداده و در نتیجه شارژ هدیه به شما تعلق نخواهد گرفت."

http://www.terapaper.ir/ref/behdadbehmadi

اگه صلاح دونستین این سایتو به بقیه هم پیشنهاد کنین. نمی دونم، شاید ادعاشون زیادی بزرگ باشه ولی فکر نمیکنم حرفی برای گفتن نداشته باشن.
ضمنا سایت زبانشناسی دانشگاه فردوسی هم یادتون نره. متاسفانه چون دور افتاده ایم و مفتخر به دریافت دشنام "شهرستانی" شده ایم کسی هم زحمات این "شهرستانی"ها رو جدی نمیگیره. درسته که سایت مورد بحث تا رسیدن به ایده آل خیلی راه داره ولی شاهد بوده ام که رسوندنش تا همین حد هم بدون حتی یک ریال بودجه چه دشوار بوده.

zabanshenasi.um.ac.ir

مصاحبه‌ای قدیمی از دکتر دبیرمقدم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391 ساعت 21:51 توسط mahdi9674 شماره پست: 854

این مصاحبه با این که کمی قدیمی هست اما نکات بسیار خوبی در اون وجود داره که توصیه می‌کنم حتما اون‌ها رو بخونید.

دکتر دبیر مقدم: جایزه و مراسمی برای تقویت زبان فارسی نداریم

۲۱ دی ۱۳۸۸
زبان فارسی

دکتر محمد دبیرمقدم استاد دانشگاه علامه طباطبایی است. وی  دکترای زبان‌شناسی نظری خود را در سال ۱۳۶۱ از دانشگاه ایلینوی آمریکا دریافت کرده است.

در مورد علم زبانشناسی و تاریخ این علم در دنیا و ایران توضیح دهید.

نظر شخصی‌ام که در تعدادی از کتاب‌های غربی تاریخ‌نگاران زبان‌شناسی هم مطرح شده، این است که زبان‌شناسی علمی شرقی است. نویسنده‌ای غربی در دهه ۹۰ میلادی در کتابی به نام تاریخ جهانی زبان‌شناسی معتقد است که مسیری که زبان‌شناسی طی نموده به ترتیب چین، هندوستان، جهان اسلام با تاکید بر آثار ایرانی و سپس یونان با نظریه‌های افلاطون و ارسطو است.

در شرق ۴ قرن پیش از میلاد مسیح در هندوستان اوج یک سنت دستورنویسی مشاهده می‌شود. دستورنویسی به نام پانینی شرح بسیار مفصل و قاعده‌مندی از متون مذهبی را به نگارش در آورده که به گفته محققان برجسته‌ای چون پالکی پارسکی (استاد قبلی دانشگاه میت و در حال حاضر استنفورد آمریکا) این نوشته گونه‌ای از زبان‌شناسی چامسکی است.

به اعتقاد تعداد دیگری از زبان‌شناسان فقط در دهه ۶۰ میلادی کارهایی به لحاظ عمق هم‌طراز کتاب دستور پانینی نگاشته شده است.

مطلب دوم اینکه در یونان نیز ۴ قرن پیش از میلاد مسیح، به زبان از سوی افلاطون و ارسطو توجه شده است. فرق اساسی آن با پانینی این است که افلاطون و ارسطو فیلسوفانی هستند که به مباحث زبانی روی آورده‌اند اما پانینی یک دستورنویس و یک زبان‌شناس محض است.

نقطه عطف دیگر در این مباحث بر جسته‌ترین کتاب دستور زبان عربی، الکتاب است که مولف آن سیبویه ایرانی در قرن دوم هجری است. این کتاب که به زبان‌های آلمانی و انگلیسی ترجمه شده و متاسفانه به فارسی ترجمه نشده است در نحو زبان عربی است. این کتاب نظریه بنیاد است و دستور زبان عربی را در چارچوب نظری مطرح می‌کند. برخی از مورخان زبان‌شناسی معتقدند این کتاب فقط با مقطع زبان‌شناس معروف دوسوسور سوییسی تبار در سال ۱۹۰۴ قابل مقایسه است. بنابر این ما نباید این آثار عظیم شرقی را کم‌ارزش و کم‌قدر بدانیم.



موضوع دیگر کتاب مخارج‌الحروف ابن‌سینا در آواشناسی است .در این کتاب به اعتقاد من تقسیم‌بندی آواها از چاکنای شروع، بعد به حلق و سپس قسمت‌های مختلف دهان و سرانجام به دو لب می‌رسد. در صورتی که آواشناسی نوین بر عکس مورد یاد شده است که به نظر من تقسیم‌بندی ابن سینا منطقی‌تر است زیرا در مسیر عبور هوا از شش‌ها نخستین جایی که تولید صوت می‌کند چاکنای است که بعد از قرن‌ها، آواشناسی نوین در این مورد هیچ‌گونه کنجکاوی و حساسیت نشان نداده است. بنابر این مشاهده می‌شود که سابقه در خور توجهی در خصوص مطالعات زبانی موجود است.

اهمیت زبان‌شناسی و پرداختن به این علم در چیست؟

آن چیزی که ما به نام قوه نطق یا تلفظ قدیمی‌تر قوه ناطقه می‌شناسیم ویژه انسان است یعنی هیچ موجود دیگری دارای این ویژگی شناختی نیست. این ویژگی آنگونه در نهاد ماست که فقط در شرایط عقب ماندگی‌های ذهنی و یا نارسایی‌های جسمی مانند ناشنوایی شدید امکان زبان‌آموزی از ما سلب می‌شود. در غیر این صورت کافی‌ست انسان در معرض یک یا چند زبان قرار گیرد. کودک انسان این ظرفیت فطری و ژنتیکی را دارد که زبان محیط را بدون آموزش بیاموزد. از این روست که زبان‌شناسانی مانند چامسکی که برجسته‌ترین زبان‌شناس و نظریه‌پرداز قرن ماست و بیش از ۵۲ سال است که نظریه وی در زبان‌شناسی استمرار یافته و بسیار تاثیرگذار بوده به این نتیجه رسیده است که بخشی از دانش زبان، ذاتی، فطری با بن مایه ژنتیکی است که این بخش مشترک همه زبان‌هاست و بخش دیگر که ویژه فارسی است آن است که ما در محیط فرا می‌گیریم به عبارتی تعقل‌گرایی دکارتی پشتوانه این تحلیل است. در واقع زبان‌شناسی از پدیده‌ای صحبت می‌کند که وجه تمایز انسان از دیگر موجودات است.

دیگر اینکه به لحاظ جنبه‌های کاربردی زبان انسان و زبان هر کشوری در سطح محدودتر و هر جامعه زبانی در واقع نظریه تجربه بشر و آن جامعه زبانی است یعنی زبان ما آیینه تاریخ و تحولات فرهنگی و پویایی فرهئگی ماست. از طریق مطالعه زبان با پیشینه تحولات تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و فکری آشنا می‌شویم. به صورت کاربردی‌تر اگر نگاه کنیم هر فرهنگ لغت در مورد هر زبانی با مدخلی شروع می‌شود مدخل بعدی تلفظ آن و سپس مقوله دستوری و بعد ریشه‌شناسی آن است و همه این‌ها اطلاعات زبان‌شناختی است.

ایران دارای تنوع گویشی و لهجه‌ای است گنجینهای از میراث اقوام ایرانی و ساکنان ایران در این گویش‌ها و لهجه‌ها باقی مانده است و مطالعه آن‌ها رسالت بزرگی است. در زبان‌شناسی اتفاقی که در قسمت‌های مختلف دنیا به کرات تکرار شده در شرف زوال و یا تضعیف بودن برخی گویش‌ها و لهجه‌هاست.

ارتباطات موجد این شرایط است و این وظیفه جامعه زبان‌شناسی است که در ثبت و ضبط گویش‌ها و لهجه‌ها بکوشد.

از سابقه زبان‌شناسی در ایران و جایگاه کشورمان در مطالعات زبان‌شناختی بگویید.

سابقه زبان‌شناسی در ایران با توجه به راه‌اندازی رشته زبان‌شناسی در سال ۱۳۴۳ به لحاظ تشکیلات دانشگاهی عمری چهل ساله دارد بنابراین آنچه که به عنوان زبان‌شناسی نو یاد می‌کنیم عمر چندانی ندارد. خوشبختانه در سه دهه اخیر که گروه‌های زبان‌شناسی و فـــرهنگ و زبان‌های باستانی در ایران تاسیس شد شاهد رشد تحسین برانگیز زبان‌شناختی هستیم. آثار منتشره از سوی زبان‌شناسان در چهل سال گذشته و برگزاری همایش‌های تخصصی از جمله این فعالیت‌ها به شمار می‌رود. دانشگاه علامه طباطبایی نیز در این راستا ۷ همایش با مشارکت و همکاری دیگر نهادها و دانشگاه‌ها به لحاظ اجرایی و علمی برگزار کرده است. در سال جاری نیز یک سمینار بین‌المللی موفق در خصوص زبان‌ها و گویش‌های ایران در دانشگاه سیستان و بلوچستان با مشارکت دانشگاه اپسالای سوئد برگزار شد و نزدیک سی محقق خارجی در این سمینار شرکت کردند. در اسفند ماه هم شاهد همایش بین‌المللی زبان‌شناسی و مردم‌شناسی لارستان خواهیم بود.

در چند دانشگاه کشور این رشته تدریس می‌شود؟

اولین گروه زبان‌شناسی در دانشگاه تهران تاسیس شد. دانشگاه علامه طباطبایی دارای دوره کارشناسی‌ارشد و دکترای زبان‌شناسی همگانی و گرایش کارشناسی‌ارشد آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان است که گرایش سودمندی است. این رشته همچنین در دانشگاه‌های الزهرا، شهید بهشتی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در سطح ارشد و دکتری، فردوسی، اصفهان، شیراز، سیستان و بلوچستان، بوعلی سینا همدان، رازی کرمانشاه و … تدریس می‌شود.

شما نقش به سزایی در به‌روز کردن علم زبان‌شناسی داشته‌اید کمی از فعالیتان در این مورد بگویید.

می‌دانم که زبان‌شناسی برای من کار نیست، زبان‌شناسی جز لاینفک زندگی‌ام است. افتخار می‌کنم ایرانیام و افتخار می‌کنم که زبان من فارسی است و افتخار می‌کنم که در سرزمینی زندگی می‌کنم که در آن کردی، گیلکی، بلوچی، مازندرانی، لری، ترکی، و ده‌ها زبان و گویش صحبت می‌شود. سخنگویان این زبان‌ها در اعتلای فرهنگی کشور سهیم هستند و فرهنگ و زبان ما دو برنده ابدی ما بوده و خواهند بود. هر کس وظیفه خود را دارد. اما اینکه فرزندانمان چقدر وقوف دارند باید تلاش بیشتری شود. من از لحظه لحظه تدریس و تحقیق در مورد زبان‌ها و گویش‌های ایرانی  لذت می‌برم و به جرات می‌گویم که دانشجوی خوبی هستم تصور نمی‌کنم که روزی باشد که چیزی نسبت به روز قبل به دانسته‌های محدود من اضافه نشود. من با زبان‌شناسی زندگی می‌کنم.

برای پیش‌برد علم زبان‌شناسی چه ابزاری مورد استفاده قرار می‌گیرد؟

جامعه زبان‌شناختی از بدو تاسیس گروه زبان فارسی و آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان توفیقات قابل توجهی داشته است. اما نسبت کارهای صورت گرفته در برابر کارهای صورت نگرفته بسیار اندک است. ما به چه میزان در حفظ زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌ها می‌کوشیم. خوشحالم که تعداد قابل توجهی پژوهشگر غیر ایرانی در مورد زبان‌های ایرانی فعالیت می‌کنند و متاسف می‌شوم که گاهی سطح کارهایی که در ایران می‌شود قابل مقایسه با کارهای انجام شده در خارج نیست. اگر به مولفه‌های فرهنگی اعتقاد داریم نباید از کمبودها غافل شویم. شخصا می‌توانم برای چندین دهه و برای چند صد نفر طرح پژوهشی در زمینه زبان‌ها و گویش‌ها تعریف کنم.

چالش‌های پیش روی زبان فارسی در فرایند جهانی شدن را در چه می‌بینید؟

این حقیقتی اجتناب‌ناپذیر است که شرایط ویژه‌ای در دهه‌های اخیر در سطح بین‌المللی به لحاظ برخورد و تماس بین زبان‌ها به وجود آمده است. در سال ۱۹۸۹ یکی از جامعه‌شناسان معروف زبان در همایشی بین‌المللی گزارشی ارایه داد مبنی بر اینکه در آغاز قرن بیستم تعداد زبان‌های بومیان آمریکا ۷۰۰ نوع بوده و این تعداد در ۱۹۸۹ به ۲۰۰ تنزل یافته است. بنابر این قرن بیستم و بعد از آن با قرون گذشته کاملا متفاوت است. زیرا در قرون گذشته همیشه به لحاظ شرایط جغرافیایی، مهاجرت‌ها بر تعداد گویش‌ها افزوده شده، اما در قرن بیستم عکس این مورد رخ داده و برخی زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌ها رو به زوال رفته است. خوشبختانه زبان فارسی و بسیاری از زبان‌های ایرانی غنی بوده و چنین مقایسه‌ای نباید صورت گیرد. غفلت نیز نباید رخ دهد. زیرا تولید علم در سطح کلان و در غرب رخ می‌دهد و از آنجا که این امر فراتر از مرزهای ملی است ساخت واژه برای مفاهیم و اصطلاح برای هر مفهوم نیز از سوی آنان صورت می‌گیرد. بنابراین یکی از رسالت‌های جامعه زبان‌شناختی ایران غنی کردن زبان فارسی است که بتواند زبان علم باشد. تصور می‌کنم دانشمندان و متخصصان رشته‌های مختلف باید بر انتقال تخصص خود به زبان فارسی تلاش نمایند. یعنی مجله‌های تخصصی فیزیک، شیمی، پزشکی، زبان‌شناسی و حقوق داشته باشیم. البته در این زمینه اتفاقات خوبی افتاده است. جهانی شدن حقیقت امروز است. اما فراموش نکنیم که فرهنگ‌ها بسیار قوی و مقاومند و این امر به راحتی میسر نخواهد شد. ما باید بر تکیه بر مولفه‌های غنی فرهنگ خود جوانان کشورمان را با فرهنگ ایرانی بیشتر آشنا کنیم. این عوامل می‌تواند سرعت تاثیرگذاری جهانی‌شدن را مهار کند. نباید انتظار داشته باشیم که منفک شویم، نمی‌توانیم و به صلاحمان هم نیست که چنین کنیم.

چه خطرهایی زبان را تهدید می‌کند؟ آیا ترجمه‌های ناشیانه و انحرافات در الگوهای آوایی می‌توانند خطری برای زبان تلقی شوند؟

با نگاهی به چند دهه گذشته می‌توان افرادی بسیاری را مشاهده کرد که سبک شیوایی در زبان فارسی معیار داشتند. از این رو ما در شیوه آموزش زبان فارسی با تعمق بیشتر باید سعی کنیم تا کودکان، نوجوانان و جوانان کشورمان با بن مایه‌های فارسی آشنا شوند، خوب بیاموزند و به این آموزش که فارسی را خوب می‌دانند افتخار کنند. در زمینه ترجمه نیز با اینکه مترجمان زبردست در کشورمان کم نیستند باید افراد توانمندی تربیت شوند که با روح دو زبان آشنا باشند. زحمت فرهنگی نیاز است. جامعه‌ای که خود را زبان‌شناس و ادیب می‌داند رسالتی دارد. ما امروزه شاهد کاربردهای فاحش در رسانه‌ها هستیم، در صورتی که رسانه‌ها طیف مخاطب وسیع‌تری را در بر می‌گیرند و تاثیر آنان انکارناپذیر است. به راستی چرا در مدارس درسی به نام فارسی‌خوانی نداریم. همه ساله مراسم جایزه بهترین کتاب سال برگزار می‌شود اما جایزه و مراسمی برای تقویت زبان فارسی نداریم. به نظر شما تیراژ فروش کتاب‌های عمومی نظیر رمان، تاریخ و یا فرهنگ چقدر است؟ آیا در  کشور ۷۰ میلیونی باید تیراژهای فروش کتاب ارقامی همچون ۲۰۰۰، ۴۰۰۰ و یا ۵۰۰۰۰۰۰ را در برگیرد. چرا خودمان را به کتابخوانی عادت نمی‌دهیم. چقدر وقت تلف می‌کنیم؟ سرمایه‌گذاری بر روی اوقات فراغت خانواده چه میزان است؟ وجود وقت آزاد تبعات اجتماعی دارد و عوارض آن نابسامانی‌های اجتماعی است.

برخی زبان‌ها که با مفاهیم قدرت پیوند دارند ارتقا یافته و دیگر زبان‌ها تضییف می‌شوند. وظایف کشورها در این زمینه چیست؟

میشل فوکو گفته است: هیچ متنی عاری و به دور از القائات ارزشی و ایدولوژیکی نیست. هرچه بخوانید القاء دارد و این جزء ذات هر زبانی است. ما نباید انتظار داشته باشیم که هر متنی خنثی باشد  هر ملتی در فکر منافع ملی خود است و غیر از این هم نمی‌تواند باشد هر ملتی باید از زبانش حمایت کند. ما نمی‌توانیم جلوی دسترسی به منابع مختلف را محدود کنیم اما می‌توانیم چیزی عرضه کنیم که جوانانمان انتخاب کنند. نیاز به فکر و برنامه‌ریزی کلان ملی در سطح مدارس، رسانه‌های دیداری و شنیداری دارد.

برگرفته از: درگاه سازمان میراث فرهنگی

نقل از سایت زبان فارسی

اطلاعیه سازمان سنجش درباره ثبت نام کنکور دکتری 92
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391 ساعت 20:44 توسط mahdi9674 شماره پست: 853

سازمان سنجش آموزش كشور بدين وسيله به اطلاع كليه داوطلبان متقاضي ثبت نام و شركت در آزمون ورودي دوره دكتري(Ph.D)   نيمه متمركزسال 1392 مي رساند كه ثبت نام براي شركت در آزمون مذكور از روز سه‌شنبه 7/9/91 (هفتم آذر ماه 1391) به صورت اينترنتي آغاز و تا ساعت 24 روز يكشنبه 12/9/91 (دوازدهم آذر ماه 91) پايان مي‌پذيرد.

دفترچه راهنماي شركت در آزمون از ساعت 14 روز پنج شنبه 2/9/91 بر روي سايت سازمان قرار خواهد گرفت و اطلاعيه اين سازمان در خصوص شرايط و ضوابط و نحوه ثبت نام از داوطلبان در نشريه پيك سنجش روز دوشنبه 6/9/91 منتشر و همزمان نيز بر روي سايت سازمان قرار داده مي‌‌شود.

ضمناً به اطلاع مي رساند كه آزمون ورودي دوره دكتري (Ph.D)  نيمه متمركزسال 1392 در صبح و بعدازظهر روز جمعه 18 اسفند ماه 1391 برگزار خواهد شد.

 

فلسفه نحو

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1391 ساعت 17:7 توسط mahdi9674 شماره پست: 852

این کتاب کاملا وارد حوزه منطق میشه و ممکنه خیلی سنگین باشه. به کسانی که به زبان و منطق و نحو علاقه دارند این کتاب رو پیشنهاد می‌کنیم.


Philosophy of Syntax



 
مقاله‌ای کلاسیک از چامسکی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ساعت 21:10 توسط mahdi9674 شماره پست: 851

مقاله سال 1970 چامسکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین مقالات چامسکی هست که هم به افول معنی‌شناسی زایشی کمک کرد و هم راهی جدید در پیشرفت زبانشناسی زایشی باز کرد. احتمالا خیلی‌های که پایان‌نامه‌شون رو در حوزه نحو کار می‌کنند به این مقاله نیاز داشته باشند و در اینترنت هم به راحتی در دسترس هست. اما چون مجموعه این وبلاگ هر چی کامل‌تر باشه بهتره من هم این مقاله رو در اینجا تقدیم شما می‌کنم.


Remarks on Nominolization

نشانه‌شناسی موسیقی

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1391 ساعت 13:5 توسط mahdi9674 شماره پست: 850

 
مفاهیم اصلی روان‌شناسی زبان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ساعت 21:40 توسط mahdi9674 شماره پست: 849

قول داده بودم چند تا کتاب دیگه از روانشناسی زبان به اشتراک بذارم. این کتابی که در این مطلب معرفی می‌کنم مهم‌ترین مفاهیم مطرح در روانشناسی زبان رو توضیح می‌ده و برای کسانی که در این حوزه کار خودشون رو شروع می‌کنند لازم هست.


PSYCHOLINGUISTICS the key concepts by John Field



 

کارگاه روش تحقیق

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ساعت 13:3 توسط mahdi9674 شماره پست: 848

برای دریافت برنامه سخنرانی‌ها به لینک زیر مراجعه نمایید:


http://www.lsi.ir/uploads/files.asp


 
دانشنامه فلسفه زبان و زبان‌شناسی
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391 ساعت 13:44 توسط mahdi9674 شماره پست: 847

این کتابی بسیار بسیار مهم و با ارزش هست و به نظر من مثل واژه‌نامه دیوید کریستال که قبلا معرفی کردم هر کسی باید داشته باشه. در اصل این دانشنامه یا دایرة المعارف فلسفه زبان و زبانشناسی هست که در اون زبان‌شناسان مطرح دنیا مقاله‌های جداگانه‌ای رو برای هر موضوع نوشتند.

این رو هم بگم که حتما باید با Acrobat Reader 9 یا بالاتر باز کنید در غیر این صورت باز نمی‌شه. این نرم افزار هم می‌تونید به صورت رایگان از اینترنت دریافت کنید.


CONCISE ENCYCLOPEDIA OF PHILOSOPHY OF LANGUAGE AND LINGUISTICS, KEITH BROWN, Elsevier,2010



 
A Brief History of English Language
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391 ساعت 12:24 توسط sir_linguist شماره پست: 846

 

 

 A Brief History of English Language
             
Rojin Ramezani, Shahin Ahmadi Shad*



*.E-mail: Sir_linguist@yahoo.com


Abstarct
 The English language is spoken in most parts of the world ,different people with different nationalities use it in different ways ,it seems to be known by most people ,so it is called "world language" .studies have shown that the use of English spread all over the world by people and various organizations ,especially in recent centuries.For example scientific researches are written and published in English ,politics and business are often carried out in English ,much of the news and programs which are popular among people are provided by English language.


The beginning of English

People got to know about history of English by the help and researches which sir William Jones done at the end of eighteenth century .As the linguists have proved English language like Sanskrit, Greek and many other languages is a member of a large family which is called proto-Indo-European family, but what is clear now is, English has been developed after the variations which dialect languages had, so this is the reason why young generation mostly speak in English even though their ancestors do not and they speak their local languages.

Old English

Anglo-Saxons were the ones who first spoke the dialects of Englisc which is now called Old English. It's dialects were West Saxon, Kentish, Mercian and Northumbrian which had small differences in grammar, vocabulary and pronunciation. At first Old English was the combination of Germanic and Celtic words which only 3 out of every 100 words in old English were borrowed from a non-Germanic, but then Old English created new words by first: adding letters before and after the main verb, second: combining old words .and with the changes it had during the centuries like replacing words we have the Modern English which we know today.

The Normans in England

The defeat which was obtained by the English men from the France's government could easily put English language and people in danger. By the Normans' conquest most of the England's lands and castles were going to be owned by them, so they spread French in England in a way that English was going to be forgotten among their local people. The illness that was spread among English people which was called Black death and a hundred years war (1337-1453) between France and England were the troubles which English people had in 14th century.

 

Middle English

The result of the Norman Conquest could evidently be seen In English grammar afterwards like losing some of the different endings for nouns, adjectives and pronouns. Fortunately they didn’t have any written grammar in English in that time, so people had to just change some words in their speaking. An invention which was brought to England by William Caxton in 1476 was Printing Machine. Because of the different dialect which where alive with their different words in various parts of England it was decided to use East Midlands dialects with the printer mainly because it was spoken in London and used by government officials.

Modern English begins

From the 16th century up to middle of the 17th century because of the peace which English people had in their life most of them attend reading books which were translated in English, so in that time 30,000 words were borrowed from about 50 languages mainly to describe new things and ideas which many of them are still used. King James I who replaced Elizabeth after her death ordered to translate a book named "Bribe" in to English which was read every where especially in churches because of its musical and poetic sound and could have a good influence on people's literature.

Bringing order to English

The war torn that took place in England in the 16th century make people to think of the danger that may threat their language, so they decided to establish dictionaries and grammar books which all English words and grammars could be kept in it, in a way not being forgotten. The most important and widely used dictionary in 17th century was "A dictionary of the English language" which was written by Samuel Johnson. Most of that time books taught the readers how to write and speak correctly in a way to seem as the educated and socially acceptable people.

Modern English

Because of discoveries and inventions in different areas of science especially in the last two hundred years lots of new English words have entered in English language , so that can effect on the people's knowledge in the way of spreading and incorporating them in the new dictionaries which are publishing in different parts of the world with the help of people in current centuries .In most European countries they have special TV and radio programs with regional accent in away of reminding people old English words which are thoughtfully respected by the audiences and viewers.

English in America

English sailors settled different parts of America in 15th century via the voyage across the oceans and could influence on its population in the way of spreading British English, so lots of new words were created and borrowed from Spanish, French and Dutch settlers because of the new events and things which they faced. American writers were aware of the danger which evidently threats their language from the side of being forgotten, so they publish different American English books and made the differences between those two languages clear for people, like; differences in pronunciation, grammar, spelling and vocabulary.

All kinds of English

We have lots of countries which speak English with different accents and dialects, but they all have their own Standard English that is used nationally for official purposes with unique rout which comes from England and it's settlers , for example Australian and American English have developed by the English settlers, New Zealand and sough African English have some similarities to Australian English in their pronunciation because all three countries were settled by English speakers at the same time, and other countries were also governed by the British in the 19th and 20th centuries: India, Hong Kong, Singapore, Nigeria, Kenya, Papua New Guinea. Others were governed by America: the Philippines and Puerto Rico.

Slang

The word Slang can mean: the words and expressions used by a particular group of people to show that they belong to the group. Most slang is used permanently to puzzle the audiences and make them to be misunderstood, especially when the rhyming word is not used, for example; I need some bread means I need some money, but some slang lasts longer and may become part of general slang and Standard English. 

The future of English

Different people have different ideas about the English's future according to what they have seen and experienced during their life

One guess is that the number of people who can use English well will continue to grow, some believe that English will remain a world language and the internet's popularity which provide communications for it's users support this idea, so it seems that English continues to be used internationally and the need for standard grammar, vocabulary, spelling and pronunciation will remain

واژه‌نامه زبان‌شناسی و آواشناسی
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1391 ساعت 13:45 توسط mahdi9674 شماره پست: 845
گاهی برای همه شما ممکنه پیش بیاد که کتاب درسی تون رو می‌خونید و در اون با واژه یا مفهومی مواجه می‌شید که معنی اون رو نمی‌دونید و یا هیچ آشنایی و پیش زمینه‌ای با اون ندارید و اصلا نمی‌دونید منظور چیه. این کتاب، واژه‌نامه معروف دیوید کریستال هست که قبلا هم در وبلاگ قرار داده شده اما چون خیلی مهم هست و به درد همه می‌خوره باز هم اون رو در اینجا قرار می‌دم تا با این کتاب مطالعات‌تون بازدهی بیشتری داشته باشه.


A Dictionary of Linguistics & Phonetics - 6th[1]. edition - 2008


 
کتابی درمورد عصب‌شناسی زبان
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1391 ساعت 1:15 توسط mahdi9674 شماره پست: 844
فکر می‌کنم در این مدت که کتاب اشتراک گذاری می‌کردم خیلی کم به روانشناسی زبان و عصب شناسی زبان پرداخته باشم و یا اصلا هیچ کتابی در این مورد در وبلاگ قرار نداده بودم. ضمن اینکه یکی از خوانندگان وبلاگ در این مورد از من راهنمایی خواستند و درخواست کتاب‌هایی در زمینه مورد علاقه‌شون داشتند. به همین دلیل پست قبلی و این پست رو به این شاخه میان رشته‌ای اختصاص دادم و در آینده کتاب‌های بیشتری انشا الله در مورد روانشناسی و عصب شناسی زبان در وبلاگ قرار خواهم داد.


Handbook of the Neuroscience of Language


 
کودکان چگونه زبان می‌آموزند
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391 ساعت 22:20 توسط mahdi9674 شماره پست: 843

حتما خیلی از شما کتاب معروف درآمدی بر زبانشناسی معاصر رو خوندید که یکی از نویسندگان اون ویلیام اوگریدی هست. این زبانشناس در حوزه فراگیری زبان اول تخصص داره و در اینجا یکی از کتاب‌های ایشون رو که در همین زمنیه هست اشتراک گذاری می‌کنم.


How Children Learn Language,2005



 
خاطرات گذشته
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1391 ساعت 19:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 842

معمولا آخر هفته‌ها نیستم و وقت نمی‌کنم وبلاگ رو به روز کنم. این فایلی که گذاشتم هم می‌تونه هدیه من به شما باشه و هم سرگرمی آخر هفته که بی‌کار نباشید! نمی‌گم که چی هست خودتون دانلود کنید تا خاطرات چند ماه گذشته‌تون زنده بشه!

این فایل رو دوباره لینک دادم و یک فایل خیلی سبک گذاشتم و به راحتی با مرورگر وب می‌تونید باز کنید.


دریافت فایل

کتابی از نوام چامسکی

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1391 ساعت 19:14 توسط mahdi9674 شماره پست: 841

خیلی عجیبه که تا حالا کتابی از چامسکی در وبلاگ به اشتراک نگذاشته بودیم! به هر حال ایشون اون قدر بزرگ و نام‌آور هست که نظریاتش خیلی نیاز به تفسیر به زبان ساده‌تر برای فهم ما داره و بعد از درک اولیه باید کتاب‌های اصلی او رو بخونیم. اما این کتاب چندان دشوار نیست و بیشتر سخنرانی‌هایی هست که در سال 99 در ایتالیا صورت گرفته و دو نفر از زبانشناسان ایتالیایی این مجموعه رو جمع کرده و به صورت کتاب منتشر کردند. آخر کتاب هم یک مقاله سیاسی داره!


Chomsky On Nature and Language


 
تحلیل نشانه‌شناختی فیلم جدایی...
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1391 ساعت 19:3 توسط mahdi9674 شماره پست: 840

این مقاله رو خانم منیره دیانی برای بنده ارسال کردند و در اون با همکاری چند نفر از دانشجویان زبانشناسی دانشگاه اصفهان به تحلیل نشانه‌شناختی فیلم جدایی نادر از سیمین پرداختند. امیدوارم از خوندن مقاله لذت ببرید.



تحلیل نشانه‌شناختی فیلم جدایی

عید غدیر

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1391 ساعت 17:18 توسط mahdi9674 شماره پست: 839

میگن عید غدیر عید سیدهاست. فکر کنم ما بیشتر باید این روز رو به دیگران تبریک بگیم. امیدوارم همه شما به آرزوهای خوبتون برسید.

این بار نوبت منه که به شما عیدی بدم!

چه هدیه‌ای دوست دارید که به شما تقدیم کنم؟


 
مشارکت عمومی در تحقیق
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ساعت 23:6 توسط mahdi9674 شماره پست: 838
یکی از دوستان یکی از خوانندگان این وبلاگ تحقیقی می‌خواهند انجام بدند. از من خواسته شده این لینک رو در وبلاگ قرار بدم تا جامعه آماری شرکت کنندگان در این تحقیق بیشتر و بیشتر بشه. توجه کنید که لطفا کسانی با مدرک زبان انگلیسی در هر گرایشی در کارشناسی و بالاتر شرکت کنند. بهتره این لینک رو با اینترنت اکسپلورر باز کنید:


http://www.surveymonkey.com/s/3XV3YHK

نخستین کارگاه آموزشی روش تحقیق

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1391 ساعت 15:30 توسط mahdi9674 شماره پست: 837

همین الان ایمیلی رو دیدم که آقای امیر احمدی برای من فرستاده بود. این کارگاه در روز 25 آبان برگزار میشه. برای دریافت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.



نخستین کارگاه آموزشی روش تحقیق

یافتن مقاله های قدیمی
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1391 ساعت 15:31 توسط mahdi9674 شماره پست: 836

سوالی که این چند روز باهاش برخوردم این بود که از کجا باید برخی مقاله های علمی که سال های گذشته نوشته شده رو پیدا کرد. اول چیزی به ذهنم نمی رسید اما بعد به بعضی دوستان جوابی دادم که گفتم شاید اگر به طور عمومی در وبلاگ بگم خیلی بهتره.

برای این کار می تونید از Google Scholar استفاده کنید که به خوبی مقالات گذشته رو در اختیارتون قرار میده و می تونید فایل کامل اونها رو با فرمت پی دی اف دریافت کنید. برای پیدا کردن این سرویس روی گزینه More در بالای صفحه اول گوگل کلیک کنید و بعد از ظاهر شدن تعدادی از امکانات متنوع گوگل، گزینه Scholar رو بزنید. بعد می تونید بر اساس نام نویسنده مقاله یا نام خود مقاله و موارد دیگه جستجو کنید. البته توقع نداشته باشید که مقاله های خیلی جدید رو بتونید که در اون پیدا کنید.

 

کتاب زبانشناسی همگانی دکتر خیرآبادی

+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1391 ساعت 13:25 توسط mahdi9674 شماره پست: 835

امروز رفته بودم کتاب زبانشناسی بخرم. توی کتابفروشی ویرایش جدیدتر زبانشناسی همگانی انتشارات کتابخانه فرهنگ رو دیدم که آقای خیرآبادی تالیف کردند. توجهم رو جلب کرد که ببینم چه تغییراتی داشته. مقدمه اش رو باز کردم و دیدم یه آماری مربوط به سال‌های گذشته آزمون ارشد وجود داره و بعد از نام بردن از وبلاگ ما از آقای بنادکی تشکر کرده بود. واقعا خیلی خوشحال شدم که کاری بسیار کوچک برای داوطلبان زبانشناسی انجام دادیم که در این کتاب هم از وبلاگ نام برده شده. اتفاقا این طور که نظرات دیگران رو خونده بودم ظاهرا اکثرا از این کتاب راضی بودند. من همی همیشه اون رو به کنکوری‌ها توصیه می‌کنم و حتی چهار ستاره هم بهش دادم. همه اینها به نام آقای بنادکی هست که امیدوارم هر کجا هست سلامت و موفق باشه.

نمی‌دونم در یکی دو سال گذشته هم این طور بوده یا نه اما اگر می‌دونستید از ما نام بردند شده چرا به من نگفتید؟

دوره نشانه-معنی‌شناسی ادبیات
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1391 ساعت 17:1 توسط mahdi9674 شماره پست: 834

برای اطلاعات بیشتر در این مورد این فایل رو دریافت کنید

 

کتابی درباره صرف

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1391 ساعت 13:21 توسط mahdi9674 شماره پست: 833

یکی از خوانندگان گرامی وبلاگ درخواست چند کتاب رو از من داشتند که من متاسفانه فقط یکی از اونها رو داشتم. به هر حال همین یکی رو برای همه به اشتراک می‌گذارم تا بتونید ازش استفاده کنید.

این کتاب در سال 2005 چاپ شده و نسخه 2011 اون رو نداشتم. به هر حال اگر برای شما قابل استفاده نبود من رو ببخشید.


The Grammar of Words,An Introduction to Linguistic Morphology,Geert Booij,Oxford University Press,2005



 
تبریک عید قربان
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1391 ساعت 0:52 توسط sir_linguist شماره پست: 832




I congratulate all on the occasion of the holy Eid-e-Ghorban which falls at the end of the holy Hajj, or today

May Allah shower
countless blessing
upon You and Your Family.
Keep me in your prayers.

Hope Love and Laugher, warmth, wishes,
joy and a bouquet of Eid wishes, jubilations,
become a part of your Eid and Your Life. Eid Mubarak
 

منابع ارشد از دید داوطلبان موفق 91

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1391 ساعت 17:9 توسط mahdi9674 شماره پست: 831

چند ماه قبل پستی گذاشته بودم و از رتبه‌های برتر آزمون سراسری ارشد خواستم کتاب‌هایی رو که خونده بودند برای من و همه دوستان بنویسند. این طور که معلومه این فایل خیلی برای داوطلبان 92 می‌تونه جالب توجه باشه به این دلیل من نظرات اون پست رو در فایل ورد کپی کردم و برای خیلی‌ها که تقاضای راهنمایی داشتند ارسال کردم. اما برای راحتی بیشتر شما این فایل در وبلاگ قرار می‌دم تا همه به راحتی ازش استفاده کنند. احتمالا برای کسانی که اون زمان این پست رو دیده بودند تکراری باشه و نیازی به دریافتش نباشه اما برای دیگران مخصوصا داوطلبان ارشد امسال مهمه.

لینکش رو درست کردم. نمیدونم چرا این طور بود اما یه کار دیگه انجام میدم تا راحت‌تر باشه. روی لینک زیر کلیک کنید و بخش نظراتش رو باز کنید تا ببینید بچه های موفق پارسال چه کتابهایی خوندند:

کتابهایی که داوطلبان موفق آزمون ارشد 91 خوندند!

مطلب دیگری از کتاب دکتر صفوی
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1391 ساعت 15:36 توسط mahdi9674 شماره پست: 830
چند وقت قبل مطلب کوچکی از مقدمه جدیدترین کتاب دکتر صفوی گذاشته بودم. اول می‌خواستم بقیه پیش درآمد کتاب رو هم قرار بدم اما دیدم مطلب خاص دیگه ای نداره. اما به جای اون بخش‌های دیگه‌ای از این کتاب رو برای شما به اشتراک می‌گذارم که فکر می‌کنم برای همه شما جالب توجه باشه. این مطلب درمورد تفاوت زبان انسان و حیوان هست که تقریبا در همه کتاب‌های مقدماتی زبانشناسی با توجه به یک نظر خاص اومده. اما دکتر صفوی نظر دیگه‌ای دارند:

ما از نوع انسانیم و محکومیم جهان اطراف خود را از دریچه‌ی درک انسانی دریابیم. نمونه‌ی 5 [مثالی که در کتاب جرج یول درمورد تفاوت ویژگی‌های زبان انسان و حیوان آمده] به ما می گوید که گربه ها با میو میو کردن هایشان نمی توانند درباره ی گذشته یا وقایع احتمالی آینده صحبت کنند. ما این نکته را از کجا می دانیم؟ ما زبان را آن گونه تعریف کرده ایم که برای انسان قابل درک بوده است. سپس ویژگی های این زبان را برای خودمان تعریف کرده ایم و در گام بعد اعلام می کنیم که سایر حیوانات زبانی با این ویژگی ها ندارند. امروزه صدها گزارش از پژوهش هایی در اختیار ماست که نشان می دهد محققان متعددی سعی داشته اند به حیوانات مختلف، به ویژه شامپانزه ها زبان انسان را به هر شکل ممکن یاد بدهند. هیچ یک از این آزمایش ها، حتی به موفقیت نسبی نیز نرسیده است. اصلا قرار هم نبوده که برسد. مگر ما انسان ها می توانیم زبان شامپانزه را یاد بگیریم که انتظار داریم او زبان ما را یاد بگیرد؟

قبولی!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1391 ساعت 13:43 توسط mahdi9674 شماره پست: 829

واقعا خودم هم نمی‌دونم خوشحال باشم یا نه! دچار تناقض شدم. شاید آدمی باشم که هیچ چیز نمی‌تونه من رو راضی نگه داره. بعد از رد شدن در مصاحبه پیام نور در آزاد هم رد شده بودم اما در تکمیل ظرفیت علوم تحقیقات پذیرفته شدم و این هفته ثبت نام کردم. از طرفی در تکمیل ظرفیت سراسری هم شرکت کردم که باز هم باید منتظر این نتیجه هم باشم هر چند که دیگه آزاد رو رفتم و شاید دیگه سراسری به دردم نخوره.

به هر حال وظیفه ام دونستم این خبر رو به کسانی که همیشه پیگیر احوال من بودند برسونم تا بگم دیگه این داستان من هم به سرانجام رسید. تعاریف زیادی از علوم تحقیقات شنیدم و حتی دکتر صفوی هم همین جا رو توصیه کرده بودند. همه استادهاش، استادهای دانشگاه‌های سراسری هستند و مدیر گروهش هم دکتر گلفام هست.
قولی که داده بودم!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ساعت 21:10 توسط mahdi9674 شماره پست: 828

چند ماه قبل قول داده بودم که خبر خوبی رو به شما خواهم داد. اول می‌خواستیم با همکاری یکی از بچه‌ها وبلاگ رو تبدیل به سایت کنیم که نشد. اما الان سرانجام به این نتیجه رسیدم که اگر صفحه‌ای در یکی از شبکه‌های اجتماعی ایجاد کنم تا حد زیادی پاسخگوی نیازهای ما هست.

صفحه‌ای رو که قبلا در گوگل پلاس ایجاد کرده بودم، ویرایش کردم و به این وبلاگ و شما همراهان همیشگی اختصاص دادم. دلیل اینکه این شبکه رو انتخاب کردم این هست که راحت‌تر از سایر شبکه‌های اجتماعی در دسترس هست و نیازی به بعضی چیزها نیست. امیدوارم شما هم همراهی کنید و کسانی که دوست دارند با ما در این صفحه همراه ما باشند. به افرادی که اکانت ندارند میگم که باور کنید ایجاد یک اکانت در گوگل کار سختی نیست! و کسانی هم که اکانت دارند و هنوز به پلاس نپیوستند می‌تونند به راحتی به جمع ما ملحق بشند.


http://linguist87.blogfa.com

خلاصه‌هایی از دو کتاب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 ساعت 15:24 توسط mahdi9674 شماره پست: 827

امیدوارم من رو ببخشید که مجبور شدم چند روز نباشم. از لطف همه شما که آرزوی بازگشت زودهنگام من رو داشتید سپاسگزارم. فقط می‌خواستم چند روزی از این دنیای مجازی فاصله بگیرم و به همین دلیل مجبور شدم چند روزی از خدمت شما مرخص بشم که فکر نمی‌کردم این قدر زود برگردم! فکر کنم دعای شما زود مستجاب شد. به هر حال من هم طاقت دوری شما رو ندارم و تا روزی که زنده باشم انشا الله در خدمت شما خواهم بود. عکسی هم که در مطلب قبلی قرار داده بودم به همین دلیل بود و اصلا منظورم جسارت به شما بزرگواران نبود.

در این مدت بی‌کار نبودم و چند مطلب برای شما آماده کردم. این‌ها که در اینجا قرار دادم دست نوشته‌های من از بخش‌هایی از کتاب‌های درآمدی بر معنی‌شناسی دکتر صفوی و زبان‌شناسی نظر دکتر دبیرمقدم هست که برای خودم تهیه کردم. کتاب معنی‌شناسی از فصل یک تا فصل نه خلاصه شده و بقیه‌اش رو بیشتر به دلیل تنبلی خلاصه نکردم! البته بعضی قسمت‌ها بیش از اندازه خلاصه هست و بعضی بخش‌های دیگه رو مفصل‌تر نوشتم. اما خلاصه کتاب دکتر دبیرمقدم فقط مربوط به فصل هشت و نه هست که از مهم‌ترین فصول این کتاب محسوب میشه. ببخشید اگر زیاد خوش خط ننوشتم!


خلاصه فصل 8 و 9 کتاب زبانشناسی نظری

خلاصه فصل 1 تا 9 درآمدی بر معنی‌شناسی

مرخصی موقتی از خدمت شما
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1391 ساعت 15:12 توسط mahdi9674 شماره پست: 826
با اجازه همه شما می‌خواستم مدتی از خدمت شما مرخص بشم تا بتونم هم به برخی کارهای شخصی خودم برسم و هم به رفتارهایی که در این مدت انجام دادم فکر کنم. احساس می‌کنم مدتی هست که زمان زیادی رو در فضای مجازی می‌گذرونم و این مسئله اجازه نمی‌ده به بعضی چیزها خوب فکر کنم. به همین دلیل می‌خوام مدتی در خلوت باشم تا شاید به دور از هیاهوی اینترنتی و در تنهایی بتونم به مسائلی بپردازم که در این چند ماه اصلا فرصت فکر کردن بهشون رو هم نداشتم. امیدوارم بتونم رفتار خودم رو کمی عوض کنم و اشتباهاتم رو جبران کنم. انشا الله با دست پر باز خواهم گشت. 


آرزوی موفقیت برای تک تک شما دوستداران دانش زبانشناسی را دارم.


 
دانلود کتاب
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1391 ساعت 12:6 توسط sir_linguist شماره پست: 825
 

 

THE HANDBOOK OF LINGUISTICS

 

 


                                                            دانلود

همایش آواشناسی فیزیکی
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1391 ساعت 22:1 توسط mahdi9674 شماره پست: 824

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این همایش به سایت انجمن زبانشناسی و به ویژه این لینک lsi.ir‌ مراجعه نمایید.


 
کتابی برای زبانشناسی شناختی
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1391 ساعت 21:16 توسط mahdi9674 شماره پست: 823

بسیاری از کسانی که به مطالعه زبانشناسی شناختی علاقه دارند می‌تونند از این کتاب معتبر استفاده کنند. زبانشناسی شناختی از معنی شناسی زایشی به وجود اومد و شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با مکتب زایشی داره. در این کتاب ابتدا معنی‌شناسی شناختی و نظریات مختلف اون معرفی می‌شه و در بخش دیگه شما رو دستور شناختی آشنا می‌کنه. در پایان کتاب هم در مورد اختلافات و شباهت‌های مکتب شناختی با زایشی صحبت می‌کنه. ضمن اینکه این کتاب حدود 830 صفحه هست. در پایان این رو هم بگم که جذابیت‌های این مکتب خیلی‌ها رو در این سال‌ها به خودش جذب کرده.


Evans,Green - Cognitive Linguistics - An Introduction

کارگاه نقد ادبی
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ساعت 0:8 توسط sir_linguist شماره پست: 822

کارگاه نقد ادبی با رویکرد عملی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می شود.

دکتر کوروش صفوی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی  مدرس این کارگاه در یک دوره یک روزه فشرده درباره بررسی و کاربرد رویکردهای ساخت گرا و شکل گرا در متون ادبی صحبت خواهد کرد.

آخرین فرصت ثبت نام در کارگاه پایان مهر ماه است و زمان ومکان برگزاری آن نیز سه شنبه دوم آبان از  ساعت 8:30 تا 15:30 در سالن حکمت  پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (بزرگراه کردستان، نبش خیابان 64 غربی) اعلام شده است.

هزینه شرکت کارگاه 50 هزار تومان است که دانشجویان دانشجویان با ارائه کارت دانشجویی مبلغ 30 هزار تومان پرداخت خواهند کرد.به دلیل محدود بودن ظرفیت کارگاه اولویت با داوطلبانی می باشد که زودتر ثبت نام کنند.به تمامی شرکت کنندگان گواهی معتبر شرکت در کارگاه آموزشی ارائه خواهد شد.

علاقه مندان برای ثبت نام می توانند با مرکز آموزش های آزاد تخصصی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (آقای جهانگردی) از طریق تلفن های 88317194  و 09191227856 تماس بگیرند یا به نشانی خیابان کریم خان زند، بین خیابان شهید سپهبد قرنی و ایرانشهر، پلاک 178،طبقه چهارم مراجعه کنند.

آشنایی با استادان زبانشناسی 32
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 ساعت 17:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 821

اگر کتاب زبانشناسی نظری دکتر دبیرمقدم فصل اولش رو خونده باشید حتما می‌دونید که در زبانشناسی امروز سه مکتب اصلی وجود داره. صورتگرایی که چامسکی و پیروان او در مکتب صورتگرایی هستند. نقشگرایی که ادامه دهنده راه مکتب پراگ هست که امثال هلیدی (که در همین جا معرفی میشه) به این مکتب تعلق دارند و مکتب سوم که از دو تای اولی جدیدتر هست زبانشناسی شناختی هست که به نوعی ادامه معنی‌شناسی زایشی هست و لیکاف و لنگاکر از بزرگان این مکتب هستند.

در این مطلب به معرفی هلیدی پرداخته می‌شه که از بزرگترین نقشگرایان جهان هست و کاملا با چامسکی اختلاف داره. متاسفانه به این مکتب و آموزش اون اهمیت زیادی داده نمیشه و شاید بشه گفت در زیر سایه‌ی زبانشناسی زایشی قرار گرفته.

این مطلب رو خودم ترجمه کردم و ممکنه نقایصی داشته باشه. حتما خوشحال می‌شم اگر در این مورد نظر بدید.


مایکل الکساندر کروود هلیدی (Michael Alexander Kirkwood Halliday یا به طور معمول M.A.K. Halliday): متولد 13 آوریل 1925 در شهر لیدز انگلیس. وی زبانشناسی است که مدل زبانی دستور نقشی نظام‌مند (systemic functional linguistic) را در سطح بین المللی مطرح کرد. نام این دستور با عنوان (systemic functional grammar) یا (SGG) شناخته می‌شود. هلیدی زبان را به عنوان سیستمی نشانه‌ای توصیف می‌کند که «نه به معنی سیستمی از نشانه‌ها بلکه منبعی نظام‌مند برای معنی است». از دید هلیدی، زبان «معنی بالقوه» یا به طور دقیق‌تر، زبانشناسی مطالعه «چگونگی تبادل معنی بین افراد از طریق به کارگیری زبان» است. هلیدی خود را عام‌گرا (generalist) می‌داند؛ به این معنی که او تلاش می‌کند زبان را با در نظر گرفتن تمامی زوایای آن مطالعه نماید و خودش شیوه‌ی کارش را این طور توضیح می‌دهد: «رفت و آمد در بزرگراه‌ها و کوچه فرعی‌های زبان». با این همه وی مدعی است «این مطالعه بیش از هر چیز از جنبه‌ی اجتماعی اهمیت دارد؛ زبان ایجاد شده و ایجادکننده جامعه‌ی انسانی است».

مروری کوتاه بر زندگی

وی در دانشگاه کمبریج دکتری زبان چینی گرفت. سپس بعد از 13 سالی که صرف مطالعه این زبان کرد، زمینه‌ی تخصصی خود در زبانشناسی را عوض کرد و شروع به بسط زبانشناسی نقشی نظام‌مند نمود که شامل دستور نقشی نظام‌مند نیز می‌شود. وی در این نظریه، اصول استادش فرث (Firth) و گروهی از زبانشناسان اروپایی در قرن بیستم یعنی مکتب پراگ را گسترش داد. مقاله تاثیر گذار او درمورد این مدل در سال 1961 منتشر شد.

وی در دانشگاه های مختلفی در سراسر دنیا تدریس کرده است و در نهایت به دانشگاه سیدنی استرالیا مهاجرت کرد و در سال 1987 در همانجا بازنشسته شد.

نظریه زبانی او

هلیدی به دلیل نظریه دستوری خود که در کتاب An Introduction to Functional Grammar آمده است شهرت ویژه ای دارد. این کتاب نخست در سال 1985 چاپ شد و سپس در سال 1994 نسخه بازبینی شده آن منتشر گردید. ویرایش سوم این کتاب با همکاری کریستین متیسن (Christian Matthessen) در سال 2004 عرضه شد. برداشت هلیدی از دستور یا لکسیکوگرامر، بر اساس نظریه‌ای عام از زبان به عنوان منبع نشانه‌ای اجتماعی یا معنی بالقوه هست. هلیدی در زبانشناسی برای تمایز میان مقوله‌ی نظری و توصیفی از فرث و یلمزلف پیروی می‌کند.

هلیدی آنچه از نظر زبانشناسی زایشی به زبان مربوط می‌شود را صریحا رد می‌کند. وی استدلال می‌کند زبان را نمی‌توان با مجموعه‌ای از جملات دستوری برابر دانست. همچنین استفاده از منطق صوری در نظریات زبانشناختی را مردود می‌داند و می‌گوید «این به فهم زبان هیچ ارتباطی ندارد». در مورد چامسکی هم این گونه می‌نویسد: «مشکلات فرضی زمانی نمایان می‌شوند که چامسکی مجموعه‌ای از تقسیمات دوگانه را مطرح می‌کند؛ نه تنها نحو/معنی؛ بلکه دستور/واژه، زبان/تفکر، توانش/کنش...زمانی که این دوگانه‌ها ایجاد می‌شوند مشکل جایگاه و مرز میان آن‌ها در زبانشناسی نیز طرح می‌شوند».

مطالعه دستور

اولین کار مهم هلیدی در مورد دستور «مقوله‌های نظریه دستور» بود که در سال 1961 در مجله Word چاپ شد. در این مقاله استدلال کرد چهار مقوله اصلی برای نظریه دستور عبارتند از واحد، ساختار، طبقه و نظام. این واحدهای دستور نظام پایگانی‌ای را شکل می‌دهند که میزانی از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین واحد ایجاد می‌کند که به ترتیب جمله، بند، گروه/عبارت، کلمه و تکواژ است.

گرامر به عنوان نظام

دستور نظام مند هلیدی به دلیل جهت‌گیری آن، توصیفی نشانه‌ای از دستور است. هر عمل زبانشناختی شامل انتخاب است و انتخاب‌ها در بسیاری از میزان‌ها ساخته می‌شوند. دستورهای نظام‌مند شبکه‌های سیستمی را به عنوان ابزاری اولیه برای بازنمایی مورد توجه قرار می‌دهند. برای مثال، بند اصلی جمله باید ساختاری را نمایش دهد که به نوعی نظامی از وجه را داشته باشد.

دستور به عنوان نقش

دستور هلیدی نه فقط نظام مند بلکه نطام‌مند نقشی (systemic functional) است. وی در توضیح نحوه کار زبان استدلال می‌کند «باید بر اساس تحلیل نقشی باشد چون زبان در فرایند انجام برخی نقش‌های خاص در زمان تعامل انسان با محیط زیستی-اجتماعی تکامل یافته است».

زبان در جامعه

در جلد آخر از مجموعه ده جلدی مجموعه مقالات «زبان در جامعه» بسیاری از مقالات اولیه هلیدی آمده است که وی در آن‌ها بر رابطه عمیق زبان و ساختار اجتماعی تاکید دارد. با این وجود او اعتقاد دارد که زبان تنها ساختار اجتماعی را منعکس نمی‌کند.

مطالعات در پیشرفت زبان کودک

هلیدی در زمینه زبان آموزی کودک از به کار بردن استعاره فراگیری خودداری کرد که در آن محصولی ایستا فرض می‌شود که کودک بعد از قرار گرفتن در معرض زبان طبیعی، پارامترهای خود را تثبیت می‌کند. در عوض از دید هلیدی کودک معنی بالقوه را گسترش می‌دهد. یادگیری زبان در واقع یادگیری معنی دادن است که مطالعه اولیه وی به همین عنوان شناخته می‌شود.

هلیدی (1975) هفت نقش را تعریف می‌کند که کودک در سال‌های اولیه زندگی خود با آنها آشنا می‌گردد. کودکان به این انگیزه در زبان پیشرفت می‌کنند که به وسیله آن بتوانند اهداف خود را تامین کنند. هلیدی این نقش‌ها را ابزاری، نظام‌دهنده، تعاملی و شخصی می‌نامد. در نمونه‌های زیر این اصطلاحات به همراه توضیح و مثال آمده است.

Instrumental: This is when the child uses language to express their needs (e.g.'Want juice')

Regulatory: This is where language is used to tell others what to do (e.g. 'Go away')

Interactional: Here language is used to make contact with others and form relationships (e.g. 'Love you, mummy')

Personal: This is the use of language to express feelings, opinions, and individual identity (e.g. 'Me good girl')

 

سه نقش دیگر، کاوشی، تخیلی و بازنمودی است.

Heuristic: This is when language is used to gain knowledge about the environment (e.g. 'What the tractor doing?')

Imaginative: Here language is used to tell stories and jokes, and to create an imaginary environment.

Representational: The use of language to convey facts and information.

 

از نظر هلیدی، کودک به سوی زبان مادری حرکت می‌کند و این نقش‌ها راه او را برای تعمیم فرانقش (metafunctions) هموار می‌نماید.

تحقیقات هلیدی در تقابل با رویکرد نوام چامسکی قرار می‌گیرد. بررسی هلیدی بر روی «زبان طبیعی که در بافت کاربردی تحقق می‌یابد» در محدوده معنی نمادین زبان است. این در حالی است که چامسکی تنها به ویژگی‌های صوری زبان می‌پردازد که گمان می‌کند طبیعت آنچه را نشان می‌دهد که دستور جهانی (Universal Grammar) می‌نامد. در حالی که جستجوی چامسکی را برای دستور جهانی می‌توان تلاشی افلاطونی (آرمان‌گرایانه) دانست، جهت‌گیری هلیدی در مطالعه زبان طبیعی را می‌شود با روش داروین مقایسه کرد.


برگرفته از ویکی پدیا

 

فارغ التحصیلان زبان شناسی

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 ساعت 10:59 توسط sir_linguist شماره پست: 820

با سلام و عرض ادب

بنا به پیشنهاد یکی از دوستان این پست را گذاشتم لذا از کلیه دوستان فارغ التحصیل رشته زبان شناسی دعوت می شود که در قسمت کامنت ها نظر خود را بگذارند و از وضعیت فعلی و بازار کار خود و مزایا و معایب دانشگاهها در صورت تمایل یرای سایرین صحبت نمایند.

با تشکر

دانلود کتاب Linguistcs An Introduction
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1391 ساعت 0:1 توسط sir_linguist شماره پست: 819

 

 

 

دانلود

اندرو ردفورد و کتاب‌هایش!

+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1391 ساعت 13:10 توسط mahdi9674 شماره پست: 818

اول از همه بگم بازدید وبلاگ از 800000 هم گذشت! کاش اون فردی که هشتصد هزارمین بازدید رو داشت همین جا اعتراف می‌کرد! اما بریم سر اصل مطلب:

همون طور که می‌دونید اندرو ردفورد از بزرگ‌ترین شارحان افکار چامسکی و زبانشناسی زایشی هست که کتاب‌هاش به عنوان متن درسی برای آموزش نظریات چامسکی در تمام دانشگاه‌های دنیا استفاده می‌شه. یکی از بازدید کنندگان وبلاگ خواسته بود تا کتاب ایشون رو برای شما قرار بدم تا استفاده کنید. نمی‌دونم منظور ایشون همین کتاب بود یا نه اما جدیدترین کتابی که دارم همین هست.


 An Introduction to English Sentence Structure-Andrew Radford (2009)


میلاد
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1391 ساعت 11:22 توسط mahdi9674 شماره پست: 817

میلاد علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارک


 

چند کتاب برای تحلیل کلام و تحلیل کلام انتقادی

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1391 ساعت 19:55 توسط mahdi9674 شماره پست: 816

واقعا دلم گرفته؛ هم فصل پاییز رو دوست ندارم و هم اینکه خیلی کمتر شما به من سر می‌زنید و من بدجوری ناراحتم. اصلا خبری از شماها نیست. رفتید سر کلاس و ما رو فراموش کردید. همون طور که سال‌های گذشته همین اتفاق می‌افتاد. منظورم همه شما نیست بلکه بعضی از شما. البته نباید به دل بگیرم. حالا بگذریم.

یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ از من درمورد تحلیل کلام انتقادی سوال کرد و قرار شد چند تا کتاب در اختیار ایشون قرار بدم. این طور بهتر دیدم که کتاب‌ها رو در وبلاگ قرار بدم تا همه بتونند استفاده کنند. چند تا از این کتاب‌ها مربوط به تحلیل کلام هست و چند تا هم مربوط به تحلیل کلام انتقادی. امیدوارم استفاده کنید.


Television Dialogue,Paulo Quaglio,2009

Discourse on the Move,2007

Language, Ideology and Point of View

An Introduction to Critical Discourse Analysis in Education

Advances in Discourse Analysis,2008

The Syntax and Semantics of Discourse Markers-Miriam Urgelles-2010

Methods of Critical Discourse Analysis, Ruth Wodak and Michael Meyer,2001

دکتر صفوی و زبان فارسی
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1391 ساعت 12:29 توسط mahdi9674 شماره پست: 815
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

کوروش صفوی: زبان فارسی دومین زبان ارائه‌دهندهٔ واژگان قرضی است


استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: زبان فارسی دومین زبان در دنیا است که بیشترین واژهٔ قرضی را به سایر زبان‌ها داده است. مثلاً ۷۰ الی ۸۰ درصد زبان اردو فارسی است و یا برخی واژه‌های مهم را به سایر زبان‌ها انتقال داده است.

به گزارش «زبان فارسی» و به نقل از خبرگزاری فارس، در نشستی که با حضور مجید ملکی‌تبار رئیس مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما، جمعی از مدیران و پژوهشگران، صبح امروز سه‌شنبه ۲۲ شهریور‌ماه در اتاق جلسات این مرکز بر‌گزار شد، کوروش صفوی استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی به تبین نقش «زبان در رسانه» پرداخت.

در ابتدای این نشست دکتر محمود احمدی‌افزادی مدیر‌کل مطالعات رسانه ضمن معرفی دکتر صفوی توضیحاتی در خصوص فعالیت‌های پژوهشی که در مرکز تحقیقات صورت می‌گیرد ارائه دادند. در ادامه دکتر فاطمه عظیمی‌فرد مدیر گروه زبان و رسانهٔ اداره کل مطالعات رسانه ضمن اشاره به فعالیت‌های انجام شده مرتبط در این حوزه گفت: گروه زبان و رسانه طی ۱۰ سال گذشته در خصوص آسیب‌شناسی زبان و ادبیات فارسی اقدامات متعددی انجام داده است که روند رو به رشد این فرآیند منجر به افزایش بازدهی برنامه‌های فارسی تولیدی مرتبط در بخش‌های گوناگون سازمان شده است. مسلماً با استفاده از نظرات اساتیدی مانند دکتر کورش صفوی پژوهش‌های حوزه زبان می‌تواند کاربردی‌تر گردد.

در ادامه این نشست دکتر صفوی ضمن ارایهٔ توضیحاتی درباره جایگاه زبان و رسانه خاطر نشان کرد: استفاده صحیح از زبان و ایجاد تعامل با مخاطب با دید حداکثری درک ضروریات دنیای امروز، همراه است. زبان فارسی در ۵۰ سال گذشته تغییراتی نسبت به امروز داشته است. به گونه‌ای که مردم ساکن در تهران، شیراز، مشهد، یزد حتی کابل و تاجیکستان همه می‌گویند ما فارسی صحبت می‌کنیم اما آیا این زبان فارسی حقیقی است؟ زبان فارسی گونه‌های جغرافیایی متعددی دارد. این مسئله در زمینه مشاغل نیز می‌تواند عینیت داشته باشد. حتی زبان زنانه و مردانه با یکدیگر فرق می‌کند به عنوان مثال طیف وسیعی از اصطلاحاتی که شما و همکارانتان در صدا و سیما استفاده می‌کنید در سایر مشاغل و یا بیرون از محل کار شما مورد توجه دیگران قرار نمی‌گیرد.

دکتر صفوی افزود، شما وقتی فردی را برای اخبار انتخاب می‌کنید دیگر نمی‌تواند فوتبال گزارش کند. هر چه قدر بتوانیم زبان اجتماعی را خنثی کنیم، ارتباط دقیق‌تر برقرار می‌شود. ما گاهی در برنامه‌های مختلف از هنجارهای زبانی می‌گذریم که در خور توجه است. اگر قرار باشد گزارشگر فوتبال مانند یک ادیب گزارش کند مقبولیت ندارد.
کورش صفوی در پایان گفت: زبان فارسی دومین زبان در دنیا است که بیشترین واژه قرضی را به سایر زبان‌ها داده است. مثلاً ۷۰ الی ۸۰ درصد زبان اردو فارسی است و یا برخی واژه‌های مهم را به سایر زبان‌ها انتقال داده است. از طرفی نیز زبان فارسی خاصیت مونتاژ کردن دارد که در نوع خود بی‌نظیر و استثنایی است. از این دست می‌توان به تلفن‌چی که با استفاده از دو زبان انگلیسی و ترکی و یا درشکه‌چی که به کمک دو واژه روسی و ترکی ساخته شده است اشاره کرد.
در پایان این نشست، دکتر کوروش صفوی به سئوالات حاضران پاسخ داد.

آشنایی با استادان زبانشناسی 31

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1391 ساعت 12:14 توسط mahdi9674 شماره پست: 814

یکی از بخش‌های خوبی که آقای بنادکی در زمان فعالیت در این وبلاگ در مورد اون مطلب می‌گذاشتند آشنایی با استادان زبان‌شناسی بود که به معرفی زبانشناسان مطرح ایرانی و خارجی می‌پرداخت. به دلیل اهمیت این مطلب من هم تصمیم گرفتم بعد از مدت‌ها دوباره این بخش رو ادامه بدم. آقای بنادکی 30 قسمت در این مورد مطلب گذاشته بودند که بعضی از اونها به دلیل ناقص بودن به طور موقت ثبت شدند و در وبلاگ هست اما نشر عمومی نداشتند. خودم هم چند پست رو که درباره استادان بود، به این موضوع مربوط کردم اما از این به بعد به امید خدا دوباره به شکل سابق این بخش به روز میشه. برای دیدن تمام مطالب قبلی در مورد استادان زبانشناسی می‌تونید از قسمت دسته‌بندی موضوعی در سمت چپ وبلاگ به اونها دسترسی داشته باشید.


دکترفردوس آقاگل‌زاده سیلاخوری (متولد ۱۳۳۵)، زبان‌شناس ایرانی، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و مدیر گروه زبان‌شناسی این دانشگاه است. پژوهش‌های او عمدتاً در حوزه تحلیل گفتمان انتقادی است. او مدیریت گروه تخصصی «کاربردشناسی و تجزیه و تحلیل کلام» را درانجمن زبانشناسی ایران بر عهده دارد و از اعضای هیئت مؤسس موسسه آموزش عالی پیام است.

فردوس آقاگلزاده در سال ۱۳۳۵ به دنیا آمد. وی پس از اتمام دوره دبیرستان، وارد دانشگاه علامه طباطبایی شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به تحصیل پرداخت. او تحصیلات مقطع کارشناسی ارشد و دکتری را در رشته زبان شناسی همگانی در دانشگاه تربیت مدرس و تکمیل تحقیقات دکتری را در دانشگاه لیورپول انگلستان سپری کرد. وی پس از اتمام تحصیلات خود، به عنوان عضو هیات علمی گروه زبان شناسی دانشگاه تربیت مدرس فعالیت خود را آغاز کرد. او تا کنون بیش از ۷۰ مقاله علمی در مجلات و همایش‌های عملی داخلی و بین‌المللی ارائه داده‌است.


آثار


برگرفته از دانشنامه ویکی‌پدیا

 
زبانشناسی اینترنتی!
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391 ساعت 15:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 813

فکر کنم کمی در به روز رسانی وبلاگ تاخیر افتاد. این چند روز حال خوبی نداشتم و کمی بیمار هم شدم. خوشبختانه امروز بهترم.

حتما همه شما در این مورد شنیدید که خیلی‌ها اعتراض می‌کنند به نوع صحبت‌های جوانان و اعتقاد دارند این گونه سخن گفتن باعث فساد زبان میشه. این مسئله زمان پیچیده‌تر میشه که ما این نوع حرف زدن و حتی صورت‌های شکسته‌ی گفتاری رو در ارتباطات اینترنتی و به ویژه در ایمیل‌ها و چت روم‌ها و وبلاگ‌ها به کار می‌بریم. درست مثل همین کاری که من الان دارم انجام میدم. مثلا به جای «را» می‌نویسم «رو» و نمونه‌های زیادی از این قبیل.

اما از نظر جامعه‌شناسی زبان ما این صورت‌های زبانی رو می‌تونیم به صورت توصیفی مطالعه کنیم و در تحقیقات علمی استفاده کنیم. این متنی که آوردم یک شرح خیلی کلی از شاخه‌ای از زبانشناسی هست که دیوید کریستال معروف در این مورد کتاب نوشته.


زبانشناسی اینترنتی یکی از حوزه‌های زبانشناسی است که دیوید کریستال یکی از طرفداران آن است. این شاخه از زبانشناسی به مطالعه سبک‌ها و صورت‌های زبانی‌ای می پردازد که تحت تاثیر اینترنت و رسانه‌های جدید از جمله پیامک به وجود آمده اند. کارشناسان اعتقاد دارند از زمان آغاز تعامل انسان و رایانه که به پیدایش ارتباطات رایانه محور و اینترنت‌محور انجامیده، زبانشناسی نقش ویژه‌ای در آن داشته است. مطالعه در زبان در حال شکل‌گیری در اینترنت ممکن است به بهبود سازماندهی مفهومی، ترجمه و قابلیت استفاده بیانجامد. این مسئله هم برای زبانشناسان و هم برای کاربران مفید خواهد بود.

مطالعه‌ی زبانشناسی اینترنتی در چهار بعد قابل بررسی است: جامعه‌شناسی زبان، آموزش، سبک شناسی و کاربردی. دیگر ابعاد به عنوان نتیجه پیشرفتهای فن آوری ایجاد شده اند که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: استفاده از شبکه وب به عنوان پیکره و گسترش و تاثیر گونه های سبکی که از سوی اینترنت و رسانه‌های جمعی حاصل شده‌اند. از نظر جمعیت در حال گسترش کاربران اینترنت، فن آوری‌های جدید  مبتنی بر رایانه، آینده زبانشناسی در اینترنت را تعیین می‌کند و مردم زبان خود را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که متناسب این رسانه‌های جدید باشد. در این صورت اینترنت همچنان نقشی مهم هم در جلب توجه و هم در عدم توجه به کاربرد زبان‌ها دارد.

در این بین باید به تفاوت اینترنت و وب اشاره کرد. اینترنت شبکه ای از شبکه‌هاست که رایانه‌ها را به صورت جهانی به یکدیگر متصل می‌کند اما وب تنها یک بخش این شبکه است. این وسیله‌ای است که افراد از طریق آن به اطلاعاتی دسترسی می‌یابند که در تمام اینترنت موجود است.

برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا

قبول نشدم!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 ساعت 0:57 توسط mahdi9674 شماره پست: 812

امشب نتایج کنکور دکتری اومد و همون طور که تقریبان مطمئن بودم قبول نشدم! اینجا از تمام کسانی که در این مدت باعث زحمتشون شدم تشکر و عذرخواهی می‌کنم.

البته نگران نباشید من اصلا ناراحت نیستم. ببینم نتیجه آزاد چی میشه. اگر هم نشد اشکالی نداره. برخلاف حرف قبلیم که گفته بودم شاید ادامه ندم، تصمیم‌ام رو عوض کردم. باز هم آزمون دکتری شرکت می‌کنم و اون قدر شرکت می‌کنم که سرانجام قبول بشم! این همه آدم با سنین بالاتر میان و درس می‌خونن و از شکست ناامید نمی‌شند. باید از اونها درس بگیریم.


 
کتاب جدید دکتر کورش صفوی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 21:31 توسط mahdi9674 شماره پست: 811

آشنایی با زبانشناسی در مطالعات ادب فارسی

 

این عنوان یکی از جدیدترین عنوان کتاب های دکتر کورش صفوی هست که به قول خودشون داغ داغه و تازه به بازار اومده. حالا نمی دونم دقیقا کی روانه بازار شده. همین امروز پیش ایشون بودم و این کتاب رو بهم معرفی کردند و بلافاصله اون رو تهیه کردم.

این کتاب رو انتشارات علمی چاپ کرده و از کتاب فروشی طهوری یا طوس در خیابان انقلاب قابل تهیه هست. 560 صفحه داره و با قیمت 25 هزار تومان به فروش می‌رسه. اصلا فکر نکنید که گرون قیمت هست؛ بلکه ارزشش رو داره علاقه مندان به مطالعات ادبی و زبانشناسی این کتاب رو تهیه کنند. هر چی پول برای کتاب‌های این استاد بزرگوار بدید باز هم کمه.

 برای آشنایی نسبی شما با این کتاب بخشی از پیشگفتار اون رو براتون میارم. امیدوارم براتون جالب باشه. اگر خواستید ادامه متن رو هم تا پایان پیش گفتار بعدها براتون در وبلاگ قرار میدم:


نمی‌دانم این چه مرضی است که گریبان‌مان را گرفته و برای هر کتابی پیشگفتاری می‌نویسیم، در حالی که می‌دانیم، هیچ کس این پیشگفتارها را نمی‌خواند و یکراست به سراغ فصل اول کتاب می‌رود. با وجود این، باز هم فکر می‌کنم، تنها جایی که می‌شود با خواننده درددل کرد همین پیشگفتار است.

نزدیک به سی و پنج سال است که معلم‌ام. نزدیک به نیمی از این سال ها را در گروه های آموزشی ادب فارسی خدمت کرده‌ام؛ در دوره های کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری. دلیل اش هم خیلی  ساده بود. وقتی معلم شدم، در دانشگاه مان رشته ی زبانشناسی هنوز تاسیس نشده بود و ما در گروه های آموزشی دیگری خدمت می کردیم. وقتی پس از دوره‌ی انقلاب فرهنگی، چندین دانشکده و دانشگاه در هم ادغام شدند و مجموعه ای پدید آمد که بعدها «دانشگاه علامه طباطبایی» نامیده شد، مرا به گروه ادب فارسی معرفی کردند و قرار شد در این گروه خدمت کنم. آن وقت‌ها، هیچ کس خبر نداشت که من زبان مادری‌ام را تازه آموخته بودم. پیش از این، وقتی به ایران بازگشته بودم و در «دانشکده‌ی علوم ارتباطات» آن ایام استخدام شدم، کارم تدریس دو واحد «مقدمات زبانشناسی» در دوره‌ی کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی بود. ولی حالا باید دستور زبان فارسی، سبک شناسی، تاریخ زبان فارسی و حتی متونی را تدریس می‌کردم از از رویشان هم نمی‌توانستم بخوانم، چه برسد به اینکه درسشان بدهم. بی‌سوادی زجرم می‌داد. شب‌ها با همسرم می‌نشستم؛ او از روی مثنوی می‌خواند، غزل‌های خواجه را بلند بلند تکرار می‌کرد و من گوش  می‌دادم تا فردا در کلاس آبرویم نرود. زمانه‌ی  سختی بود، ولی بر این نکته باور داشتم که اگر قرار باشد، زبانشناسی در ایران پا بگیرد، این دانش باید بومی شود و نمی‌شود با قرائت یک درسنامه انگلیسی، در ایران زبانشناسی شد. باورم این بود که باید ارزش صدق هر نکته‌ای را در زبانشناسی، با زبان فارسی و گویش های ایرانی گرفت؛ باید درسنامه هایی بومی تهیه کرد، و در نهایت، باید معلوم کرد، سهم زبانشناسی ایران در قلمرو جهانی این دانش کجاست.

چارت رشته آزفا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 13:53 توسط mahdi9674 شماره پست: 810

فکر می‌کنم چند ماه قبل این فایل رو به اشتراک گذاشته بودم اما یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ لطف کردند و دوباره این برنامه رشته آزفا رو فرستادند. من برای اینکه هم زحمت ایشون به هدر نره و هم اینکه در آستانه سال تحصیلی هستیم مناسب دیدم دوباره این فایل رو برای شما به اشتراک بگذارم. با تشکر از سمیه خانم که این چارت رو در اختیار من قرار دادند.


برنامه درسی رشته آزفا

قبل از آغاز سال تحصیلی جدید
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 ساعت 21:30 توسط mahdi9674 شماره پست: 809

مطلبی رو چند روز قبل در وبلاگ مطلبی رو به اشتباه قرار داده بودم. اون مطلب خصوصی بود و اصلا برای انتشار عمومی مناسب نبود به جای اون مطلب اشتباهی این نوشته رو قرار میدم.

اما این مطلب رو آقای امیر احمدی برای ما فرستادند که کمی به خودمون بیاییم. مطالعه این رو به خصوص به کسانی توصیه می‌کنم که از اول مهر قرار هست در دوره ارشد زبانشناسی و آزفا ادامه تحصیل بدند. متاسفانه به دلیل اینکه در کشور فقط چند سال هست که دوره کارشناسی زبانشناسی دایر شده، بیشتر ما که وارد ارشد می‌شیم تازه باید با دنیای زبانشناسی آشنا بشیم. به همین دلیل از همه شما درخواست دارم با تمام توان تلاش کنید تا در پیشرفت علم زبانشناسی در کشور سهمی داشته باشید.

با سلام به همه دوستان بزرگوارم

دوستم مقدس عزیز پیشنهاد دادند تا بخش نظرات رو مطالعه کنم و در صورت توان پاسخ برخی از دوستان رو بنویسم. چون قصد دارم با شفافیت کامل مطالبم رو خدمتتون عرض کنم برخلاف میل باطنیم مجبور هستم اسم و فامیل خودم رو ننویسم هرچند اون اساتیدی که احیاناً این مطلب رو خواهند خوند مسلماً با این شاگرد کمترین خودشون آشنایی دارند و بنده هم در انتظار نقدهای سازنده ایشان خواهم بود.


قبل از ورود به بحث باید بر سر اصولی به توافق برسیم :

1.       آیا به معنی واقعی کلمه دانشجو هستیم؟!!!

2.       آیا دانشجویان ما با مطالعه عمیق، ماهیت رشته های علوم انسانی را درک کرده اند؟

4.       به چه میزان شرایط حاکم بر فضای آموزشی و پژوهشی دانشگاههای ایران را می شناسیم؟

5.      به چه میزان شرایط حاکم بر فضای آموزشی و پژوهشی گروه های زبان شناسی دانشگاههای ایران را می‌شناسیم؟

  در تصمیم گیری های خاص زندگی مان چقدر به شرایط و وضعیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی توجه می کنیم و با توجه به این عوامل تصمیم صحیح و منطقی می گیریم؟

7.       آیا از خودمون پرسیدیم می خوایم چه نقشی رو در این هستی بازی کنیم؟

8.     آیا از خودمون پرسیدیم تو زبانشناسی این مرز و بوم، در قبال زبان فارسی و ایران عزیزمون چه رسالتی داریم؟ اصلاً رسالتی هم باید داشته باشیم یا نه؟

9.       و...

 

برای هرکردوم از موارد بالا، بی نهایت مصداق واقعی از بین  زبانشناسای ایران می شناسم و اگر شرایطی فراهم بشه اونها رو معرفی خواهم کرد.

از زبانشناسی که دائماً در حال منفی بافیه و می گه کار نیست کار نیست سراغ دارم تا  دوستی که سال 91 جزو 10 کارآفرین برتر این کشور شناخته شد و جایزه گرفت و از همین رشته زبانشناسی و از همین علوم انسانی داره پول در میاره.

 اساتیدی رو می شناسم که همه ی زندگیشون رو وقف این سرزمین کردند.استادی رو می شناسم که برای نوشتن یه کتاب چند جلدی تو حوزه زبانشناسی بعد چند سال پشت میز کار نشستن از دو پا فلج شده و الان به سختی راه می ره. استادی رو می شناسم که تو بهترین دانشگاه آمریکا فارغ التحصیل شده و می تونست دیگه هیچ وقت به ایران برنگرده و برگشت و داره از عمق وجود کارای اصولی و اساسی برای این رشته انجام می ده. اساتیدی رو می شناسم که دانشجویان رو تنها به چشم یه مقاله می بینن که از استادیاری به دانشیاری و از دانشیاری به استاد تمومی برسن. بی نهایت دانشجو می شناسم که دانشگاه رو با دوره ابتدایی اشتباه گرفتن و اولین و آخرین دغدغه ذهنشون اینه که استاد جزوه میگید؟ استاد اینم تو امتحان می یاد؟ استاد نمیشه این فصل رو تو امتحان نپرسید؟ استاد میشه حالا کنفرانس ندیم؟ استاد میشه حال فقط از همین یه کتاب سوال بدید؟ و 1000000 تا سوال بی در و پیکر آزار دهنده. بی نهایت فارغ التحصیل زبانشناسی با گرایش آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان می شناسم که دارند تو موسسات سفیر، کیش، سیمین و ... انگلیسی درس می دن هنوز هم نفهمیدم که اگه می خواستید انگلیسی درس بدید پس چرا teaching‌ نخوندین. بی نهایت دانشجو و استاد می شناسم که از انجمن زبانشناسی ایران 1000000 تا انتظارای جور واجور دارن اما وقتی ازشون دعوت می کنی یه فرم A5 برای انجمنشون پر کنن یه ماه طول می دن و آخرشم پر نمی کنن. نشستن کنار گود و میگن لنگش کن.

خوب دیگه بسه بریم سر اصل مطلب.

از خودتون چند تا سوال بپرسید:

 

فرض کنید 6 سال گذشت و الان دکترای زبانشناسی دارید از هر دانشگاهی که دوست دارید اصلا از MITآمریکا.

خوب دغدغه‌ای دارین؟ دردی دارین؟ قلبتون برای فارسی و ایران می‌تپه؟ چقدر معنوی چقدر مادی به هستی نگاه می کنین؟ یادم هست که تو جلسه ای از مرحوم حق شناس پرسیدیم استاد شما که عمرتون رو تو زبانشناسی و ادبیات صرف کردید رابطه بین تفکر و زبان چیه و پاسخ این عزیز از دست رفته برای همیشه من و دوستامون رو وامدار خودش کرد " بچه ها دردمند باشید، دغدغه داشته باشید، اهل علم بی درد و بی دغدغه هیچه.... هیچ...." و آخرش هم نگفت چه رابطه ای بین زبان و تفکره ....

خوب برنامتون چیه؟؟

کجا بازار کار دارید چه کاری ازتون برمیاد چقدر مشکلات زبان فارسی رو می شناسید.

میگن تا 1404 باید رتبه ی یک علمی بین کشورهای منطقه باشیم اما هنوز برای زبان فارسی به عنوان زبان علم کاری نکردیم،(اصلا می دونیم زبان علم چیه و فرنگی ها برای اینکه زبانی زبان علم بشه تو این 200 سال چه کردن؟)

 چند ده کرسی آموزش زبان فارسی در چندین کشور دنیا دایرن اما هنوز یه کتاب به درد بخور تو حوزه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانها مثل Interchange نداریم.

زبانشناسی دکترا گرفتیم، سرسوزنی از فلسفه، جامعه‌شناسی، مردم شناسی، آمار و ... اطلاعات نداریم اون موقع می خوایم اطلس گویش شناسی هم داشته باشیم چیزی که انگلستان چند ده ساله که داره. واقعا از خودتون این سوال رو پرسیدین که چقدر علم زبانشناسی رو می شناسید تاکید می کنم علم زبانشناسی. اصلا چقدر با فلسفه علم آشناییم و اصلا می دونیم علم چیه. اگر بدونید و باور کنید که زبانشناسی یه علمه پس هرگز به خودتون اجازه نمی دین که بگید برای زبانشناسی کار هست؟ زبانشناسی کجاها به درد می خوره؟ Teaching  بازار کارش بهتره یا زبانشناسی؟ و ...

 از دکتر زبانشناس می‌پرسیم Applied linguistics‌ رو یه مقدار بیشتر برامون توضیح می دین میگه همونteaching دیگه. یه بار نکرده بره دنبال این مطلب که حداقل 47 حوزه کاری برای زبانشناسی کاربردی در یه کتاب مدون شده که هرکدومشون یه دنیای منحصر به فرد و زیرشاخه های خودشون رو دارند.می تونید به کتاب The Routledge Handbook of Applied Linguistics  رجوع کنید و با علم  زبانشناسی و کارآمدی اون بیشتر آشنا بشین کتاب رو میدم به دوست عزیزم جناب مقدس اگر صلاح دونست تو سایت بزاره. فکر کنم فهرست 3-4 صفحه ای اش رو نگاه کنید کلی به کارآمدی این علم ایمان می یارید.

و...

ببخشید اندازه یه سمیناهار حرف دارم اما نمی خوام وقت عزیز و گرانبهاتون رو بگیرم که عزیزترین موهبت انسان همین زمان و وقته...

 

بریم سراغ مشاوره و کمک به بچه هایی که سوالاتی رو درخصوص گروه و دانشگاه انتخاب رشته کردن:

همه ی اینا نظر منه و مسلما نظر شخصی هست و قابل نقد. سعی می کنم چیزی رو ننویسم که راجع بهش تحقیق نکردم.

 

1.     هر گرایش زبانشناسی (همگانی، آزفا، رایانشی، ناشنوایان) و هر نوع آموزش ( پژوهش محور، جزوه محور، دانشجو محور، استاد محور و ... محور) فرقی نمی کنه. شما باید خودتون ذاتا‍‍ً پژوهش گر باشید و با زبانشناسای دیگه در تماس باشین، عضو انجمن زبانشناسی بشید، تو سمینارها ، کارگاه ها، مدرسه های تابستونی شرکت کنید. با زبانشناسای غیر ایرانی از طریق ایمیل، تلفن و .. در تماس باشین مرتب از طریق سایت www.linguistlist.org با جدیدترین همایش ها کتابها مقاله های روز دنیای زبانشناسی آگاهی پیدا کنید.

2.     باید به این باور برسید که زبانشناسی یه علمه و انتظار نداشته باشید که گروه زبانشناسی دانشگاهتون و استادتون باید همه چیز رو بدونن. به هر حال قرار نیست هر کسی همه چیز رو بدونه.

3.     عمیقاً به این صحبتم ایمان دارم و بارها و بارها اون رو محک زدم. استادان زبانشناسی فارغ از اینکه کدوم دانشگاه عضو هیئت علمی هستن، باسوادن یا بی سواد، نا امیدن یا مشاق، حسودن یا غیر حسود و ... همواره با آغوش باز به شما پاسخ می دن. من خودم تو ..... درس خوندم اما از اساتید دانشگاه‌های سراسری و آزاد چه حضوری چه غیرحضوری سوالاتم رو پرسیدم و پاسخ گرفتم انگار که تو علامه، تربیت مدرس، پژوهشگاه، شریف، علوم تحقیقات فارس، علوم تحقیقات تهران، پیام نور، تهران، تهران مرکز، سمنان، شاهرود، اصفهان و ... بودم.

4.       به این باور برسید که در بهترین دانشگاه دنیا هم اگر درس بخونید تا خودتون ندونید که از رشتتون چی می خواید و تا رشتتون رو نشناسید هیچ استادی نمی تونه به شما کمک بکنه. دیگه دوره این حرفا گذشته که چون علامه خوندم پس زبانشناسم دنیای امروز دنیای بدون مرز و برای یادگیری و فراگیری شهر و کشور مطرح نیست. من خودم برای نوشتن پایان نامم چارچوب نظری رو انتخاب کرده بودم که در حین نگارش علاوه بر راهنمایی استاد راهنمام و استاد مشاورم مستقیما با نظریه پرداز که تو کشور اتریش بود در تماس بودم و به راحتی به دور از هرگونه قید و شرطی سوالی اگر به ذهنم می رسید می پرسیدم و پاسخش رو هم می گرفتم.

5.     به این باور برسید که با خوندن 32 واحد تو ارشد و 40 -50 واحد تو دوره دکتری قرار نیست زبانشناس بشید. باید خیلی بیش از اینها تلاش کردو افق دیدتون خیلی گسترده تر از ارشد و دکتری و دانشگاه آزاد و سراسری باشه. به قول استادی که می گفت من می خواستم سوسور بشم شدم این شما که می خواید من بشید آبدارچی هم نمی شید.

 

حرف آخر

شرایط نامساعد، محدودکنندن               تعیین کننده نیستن....

بی مرز بیاندیشید...

 

یا حق

تشکر و توضیحات

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 ساعت 18:2 توسط mahdi9674 شماره پست: 808

از تمام کسانی که سالروز تولدم رو تبریک گفتند بی‌نهایت سپاسگزارم. هفته گذشته مسئله ای رخ داده بود که باعث ناراحتی بیش از حد من شده بود. احساس تنهایی می‌کردم. اما زمانی که با پیام‌های پر محبت شما مواجه شدم فهمیدم اصلا تنها نیستم. درسته که دوستی از پیش من کشوری دیگه رفت اما شما هرگز اجازه ندادید که این غم ادامه داشته باشه. واقعا با خوندن بعضی پیام‌ها احساس شرمندگی بهم دست داد. صادقانه بگم من قابل این همه تعریف و تمجید نبودم اما شما لطف زیادی داشتید. هیچ هدیه‌ای ارزشمندتر از پیامهای شادباش شما نبود.

از همه این حرف‌ها گذشته فکر می‌کنم باید توضیحاتی در مورد افرادی که در این وبلاگ می‌نوشتند و الان کمتر سر می‌زنند بدم. آقای بنادکی مدیر اصلی وبلاگ هستند که در بخش «درباره خودم» در وبلاگ خودشون رو معرفی کردند و فکر می‌کنم دلیل اشتباه شدن سال تولدم همین باشه. ایشون بعد از مدتی به دلیل گرفتاری در پستی در وبلاگ از کسانی که دانشجوی زبانشناسی بودند خواستند که درخواست شون رو ارائه بدند تا برای اونها در این وبلاگ حساب کاربری ایجاد کنند تا اونها وبلاگ رو به روز نگه دارند. سه نفر به وبلاگ اضافه شدند که یکیش من بودم. از این سه نفر یک نفر اصلا هیچ مطلبی در وبلاگ قرار نداد. فقط من و آقای احمدی شاد باقی موندیم که وبلاگ رو به روز نگه داریم. آقای بنادکی هم کم و بیش مطالبی قرار می‌دادند اما بعد از رفتن ایشون به خارج برای ادامه تحصیل خیلی کم مطلب قرار دادند. آقای احمدی شاد اوایل خیلی فعال بودند اما الان فکر کنم به دلیل مشغله زیاد نمی‌تونند مثل سابق باشند. مثلا پیام تبریک عید فطر رو ایشون قرار داده بودند. من هم که در خدمت شما هستم. البته اینجا دفترچه خاطرات بنده نیست و ماهیت وبلاگ باعث می‌شه گاهی مطالب متفرقه هم قرار داده بشه. در زمانی که آقای بنادکی بودند هم مطالب و خاطرات گوناگونی از خودشون می‌نوشتند. به هر حال خوانندگان وبلاگ شاید علاقه داشته باشند تا بدونند چه کسی براشون مطلب می‌گذاره. این توضیحات رو دادم تا اشتباهی پیش نیاد. بعضی به من ایمیل می‌زنند و فکر کنند آقای بنادکی هستم! و گاهی اشتباهاتی دیگه پیش میاد. امیدورام توضیحاتم در این مورد کامل بوده باشه. اما در مورد خبر خوبی که قرار بود خیلی وقت پیش به شما بدم....


واقعیت این بود که قصد داشتیم با یکی از دوستانی که امسال وارد دوره ارشد می‌شند این وبلاگ رو تبدیل به سایت کنیم تا امکانات گسترده‌تری رو ارائه بدیم از جمله انجمن گفتگو که پیشنهاد شده بود. اما چون این وبلاگ متعلق به آقای بنادکی هست و می‌خواستیم با هماهنگی ایشون این کار رو انجام بدم. پیامی بهشون فرستادم که گفتند به ایران میان و کارها رو پیگیری می‌کنند اما دیگه متوجه نشدم که اومدند یا نه. به همین دلیل این همه وقت اعلام خبر خوب به تاخیر افتاد و میشه گفت فعلا خبری از این خبر خوب نیست. این رو گفتم تا تصور نشه آدم بدقولی هستم. البته نمی‌خوام آقای بنادکی رو مسئول بدونم؛ بالاخره ایشون هم گرفتاری زیاد دارند و کاملا قابل فهمه.

به هر حال امیدوارم از من راضی باشید. همیشه فکر می‌کنم می‌تونستم مطالب بهتر و علمی عالی برای شما به اشتراک بذارم اما فکر کنم کمی کوتاهی کرده باشم. 

نتایج سال‌های گذشته در یک فایل
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ساعت 21:3 توسط mahdi9674 شماره پست: 807
آقای امیر حسین مجیری زحمت کشیدند و فایلی اکسل از تمام نتایج سال‌های گذشته تا امسال برای ما تهیه کردند و من هم اون رو در اختیار شمایی قرار می‌دم که تصمیم دارید در آزمون‌های آینده شرکت کنید. همون طور که در توضیحاتی در خود فایل اومده ممکنه اشتباهاتی در اون وجود داشته باشه اما با این حال قابل استفاده هست. برای باز کردن این فایل باید نرم افزار مایکروسافت اکسل 2007 رو در کامپیوتر خودتون داشته باشید. ضمن اینکه از خانم مقدم که پیشنهاد اولیه چنین کاری رو دادند تشکر می‌کنم.



فایل اکسل نتایج آزمون‌های سراسری



درباره علوم تحقیقات و دیگر مسائل زبانشناسی ایران

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ساعت 0:49 توسط mahdi9674 شماره پست: 805

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

از یکی از دوستان فعال انجمن زبانشناسی آقای امیر احمدی که همیشه نسبت به وبلاگ ما لطف دارند خواهش کردم در مورد گروه زبانشناسی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران نظرشون رو ذکر کنند. با توجه به اینکه ایشون در علوم تحقیقات درس خوندند احساس کردم راهنمایی ایشون برای بسیاری از افرادی که در انتخاب این دانشگاه مردد هستند راهگشا باشه. البته منتظر نوشته های دیگه از ایشون باشید.



با اطلاعاتی که تو این 4 سال از همکاری با انجمن زبانشناسی به دست اوردم ، میشه گفت تقریبا با اکثر اساتید 26 گروه زبانشناسی ایران آشنا شدم و از خصوصیات و میزان دانش علمی اونها اطلاعاتی رو بدست اوردم که خلاصش رو بهت میگم:



دانش زبانشناسی در ایران به یک رکود و رخوت خاصی رسیده که علت اصلی اون ناآگاهی و عدم آشنایی و ارتباط اساتید این رشته با دیگر گروه های زبانشناسی دنیا و اساتید دیگر کشورهاست . شما به ندرت می تونید استادی رو مثل دکتر صفوی، دکتر دبیر مقدم پیدا کنی که در برنامه های سالانه خودشون سفرهای علمی از قبل طراحی شده ای برای بروز رسانی و گفتگو با سایر زبانشناسای دنیا داشته باشند.

 اکثرا تحصیل کرده ایران هستند و به ندرت حتی از طریق ایمیل با اون ور آب در تماس هستند. به ندرت اهل مطالعه کتب جدید و مقالات جدید و آشنایی باتحولات و رویکردهای نوین زبانشناسی هستند خیلی وقتا که یه کتابی رو از کتابخانه شخصی ام انتخاب می کنم و برای دیگر زبانشناسا می فرستم پاسخ های جالبی می شنوم که همه حاکی از اینه که اِاِ‍‍‍‍‍‍!!!! مگه این موضوع جزو زبانشناسی میشه؟؟؟؟

 اینکه در این آشفته بازار زبانشناسی هیچ گروه زبانشناسی ایران رو تمام و کمال پیدا نخواهی کرد. شهرستانها عملا در خواب فراموشی و تکرار مکررات هستند استادا بیشتر به فکر طی کردن مدارج دانشیاری و استاد تمومی خودشون هستن

دانشجوهای فلک زده هم فقط به فکر جزوه نویسی و اینکه آخر ترم استاد چه جوری سوال میده و از این مزخرفات.

با این وجود به شخصه بعد از علامه، علوم تحقیقات رو سرآمدترین دانشگاه ایران تو زبانشناسی می دونم چون ترکیبی از بهترین ها رو  تونسته جمع کنه: دبیرمقدم، شقاقی، سجودی، گلفام، صفوی و ...

من برای دکتری فقط به علامه و علوم تحقیقات فکر می کنم و بس.  

با این وجود این وظیفه ما نسل جدید زبانشناسی هست که تلاش، کوشش و مطالعه و نوآوری این وضعیت رو تغییر بدیم و به دور از هرگونه ناامیدی دست به دست هم بدیم و برای ایران و زبان فارسی بکوشیم. من به سهم خودم اقداماتی رو دارم انجام می دم حتی اگر در دوره دکتری پذیرفته نشم به یاری خدا و تلاش و همیاری بقیه دوستان طرحی نو خواهیم داشت.

به زودی خبرها و تحولات خوبی از زبانشناسی رو از طریق سایتی که در حال تدوینش هستیم به گوش همه ی زبانشناسای ایرانی خواهیم رسوند و مسلما به کمک دوست خوبی مثل تو بیش از گذشته نیازمندیم.

 

یا حق

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 22:31 توسط mahdi9674 شماره پست: 804
اِنَّ المُؤمِنَ وَلىُّ اللّه‏ِ یعینُهُ وَ یصنَعُ لَهُ وَ لا یقولُ عَلَیهِ اِلاَّ الحَقَّ وَ لا یخافُ غَیرَهُ

مؤمن دوست خداست، یاریش مى ‏رساند و براى او کار مى ‏کند و درباره او جز حق نمى ‏گوید و از غیر او نمى‏ ترسد.
(کافى، ج 2، ص 171، ح 5) 

(برگرفته از صفحه کبوتر حرم در گوگل پلاس)

 

سالروز تولد من

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 0:1 توسط mahdi9674 شماره پست: 800

هنگام کودکی شاد و خوشحال از تولد بودیم؛ جشن می‌گرفتیم. کلی هدیه تقدیم می‌کردند که بیشترش اسباب بازی‌های جالب و دوست داشتنی بود. از انواع ماشین‌های باتری دار تا بازی‌های فکری. شمع‌های روی کیک رو فوت می‌کردیم و کیک رو بعد از تقسم می‌خوردیم. بعدش هم تند تند اسباب بازی‌ها رو با کنجکاوی باز می‌کردیم تا ببینیم چی هستند و چطوری کار می‌کنند. در تمام این مدت هم کلی عکس می‌گرفتند از ما.

اما حالا..

نمی‌دونم باید از رسیدن سالروز تولد خوشحال باشیم یا ناراحت. خوشحال از اینکه در چنین روزی به این دنیا اومدیم یا ناراحت از اینکه امسال نسبت به پارسال یک سال پیرتر شدیم.

دیگه از اون روزها خبری نیست. نه کیکی، نه شمعی، نه اسباب‌بازی و نه حتی یک پیامک تبریک. چقدر دلم برای اون اسباب‌بازی‌ها تنگ شده. دوست دارم یکی از اون‌ها رو داشته باشم و مثل بچه‌ها و بی‌خبر از همه چیز ساعت‌ها خودم رو مشغول کنم. اون سرگرمی‌ها پاک و معصومانه بود درست مثل بچه‌ها. اما ما آدم بزرگ‌ها به سرگرمی‌هایی مشغولیم که هیچ پاکی و درستی‌ای در اونها نیست: پول، جاه‌طلبی، قدرت و مدرک دانشگاهی...

روز 21 شهریور ؟136 (فکر می‌کنید چه سالی هست؟) پا به این دنیا گذاشتم تا یک جهان جدید رو تجربه کنم. نمی‌دونم در این سال‌ها چطور آدمی بودم؛ هر چند مطمئن هستم گاهی دچار خطاهایی میشم. همیشه دوست داشتم بعد از رفتنم خاطره خوبی از من در ذهن‌ها باقی بمونه و به خواست خدا همین طور بشه. بگذریم....


راستی! شما چه هدیه‌ای برای من در نظر گرفتید؟

 
اعلام نتایج دانشگاه آزاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1391 ساعت 23:57 توسط mahdi9674 شماره پست: 803

نتایج دانشگاه آزاد در روز 21 شهریور میاد

افرادی که در آزمون این دانشگاه قبول شدند می‌تونند قبولی خودشون رو در اینجا اعلام کنند

درصد و ترازتون هم بگذارید تا سالها بعد قابل استفاده باشه

درباره رشته آموزش زبان فارسی
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1391 ساعت 17:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 802

این فایلی که قرار داده شده معرفی اجمالی از رشته آموزش زبان فارسی (نه آزفا) و دروس این رشته هست که دانشگاه پیام نور ظاهرا در سایت خودش قرار داده. با تشکر از خانم مهربانو که این فایل رو برای من فرستادند. به توضیحاتی که ملیحه خانم در نظرات دادند توجه کنید. قبلا اشتباهی صورت گرفته بود که اصلاح شد.


دروس رشته آموزش زبان فارسی

جامعه‌شناسی زبان
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1391 ساعت 17:18 توسط mahdi9674 شماره پست: 801

دوستانی در وبلاگ از من خواسته بودند تا کتاب‌هایی درمورد جامعه‌شناسی زبان براشون به اشتراک بگذارم. من هم اطاعت کردم و چند تا کتابی که داشتم رو در اینجا قرار می‌دم. امیدوارم مقبول واقع بشه.


Analysing sociolinguistic variation

Clinical Sociolinguistics

Sociolinguistics and Corpus Linguistics, Paul Baker, Edinbur

Sociolinguistics and Language Education

The handbook of Sociolinguistics

The Handbook of Language and Globalization, Nikolas Coupland


دانش نشانه‌شناسی و تفسیر قرآن
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1391 ساعت 14:49 توسط mahdi9674 شماره پست: 799

دانش نشانه‌شناسی و تفسیر قرآن

دکتر علیرضا قائمی‌نیا

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)



چکیده

در این نوشتار ماهیت و کارکردهای نشانه‌شناسی توضیح داده شده و نقش افرادی چون دو سوسور، ایزوتسو، پرس در آن بیان شده است.

دانش نشانه‌شناسی که ریشه‌ در آثار فلاسفه‌ یونان، مانندِ افلاطون دارد، به عنوان یک دانش مستقل در قرن بیستم پدید آمد و از این جهت مشابه بسیاری از دانشها، مانندِ هرمنوتیک، معرفت‌شناسی و ...، است.

این دانش دگرگونیهای عمیقی در زمینه‌های گوناگون، مانندِ زبان‌شناسی، فلسفه و شاخه‌های گوناگون آن، مطالعات دینی و تفسیر متون مقدس و غیره، به وجود آورده و به زمینه‌ای اجتناب‌ناپذیر در این نوع مطالعات تبدیل شده است.

دانش نشانه شناسی در تفسیر قرآن نیز کاربردهایی دارد که در این مقاله نمونه‌ها و مثالهای آن بیان می‌شود. و تأثیرنشانه شناسی در نظام معنایی، روش شناسی و سازوکار تکثیر معنایی قرآن بررسی می‌گردد.

کلید واژه‌ها: قرآن، نشانه شناسی، زبان شناسی، تفسیر، تأویل، هرمنوتیک.


مفهوم شناسی و پیشینة

مباحث نشانه شناسی از مهم‌ترین مباحثی است که در قرن بیستم شکل گرفت در زبان‌ انگلیسی واژة Semiotics و در زبان فرانسوی semiology را درباره آن به‌ کار می‌برند. عربها هم برای بیان آن «علم العلامات» یا «العلاماتیان» ـ سیموتیکا ـ را استفاده می‌کنند.

واژة semiotics از یونان باستان برجای مانده است. در آن دوره در علم پزشکی به تشخیص نشانه بیماریها معمولاً علم نشانه شناسی گفته می‌شد و واژة semiotics به کار می‌رفت.

این واژة semiotics به شکل یونانی‌اش به صورت semion برای تشخیص نشانه‌های بیماری به کار می‌رفت. آگوستین قدیس مسیحی مشهور این واژه را در قرون وسطی به کار برد. و کتابی با عنوان «آموزه‌های دین مسیحی» نوشت. بحث اصلی آگوستین در این کتاب این بود که چگونه می‌توانیم کتاب مقدس را تفسیر کنیم؟ روش تفسیر کتاب مقدس مورد نظرش بود. آگوستین دید برای بحث از تفسیر کتاب مقدس چاره‌ای جز بحث از نشانه‌های کتاب مقدس و تنظیم و دسته‌بندی نشانه‌هایی در کتاب مقدس ندارد. نشانه‌هایی که به طور معمول در متون به کار می‌روند نشانه‌های زبانی‌اند، مباحث نشانه شناسی شبیه بحثهای مسلمانان در الفاظ است که به عنوان مقدمة منطق مطرح می‌شود. آگوستین آن را در کتابش مطرح کرد که در کتابهای ما با عنوان بحث دلالتها، اقسام آنها و .... بحث می‌شود. آگوستین هم از همین‌ امور بحث کرد و ثمره شان را در کتاب مقدس نشان داد؛ با این تفاوت که او به جای بحث از دلالت بحث سراغ نشانه‌ها رفت و گفت این نشانه‌ها هستند که دلالت دارند. نشانه دال است و مدلولی دارد.

وی به جای اینکه دلالت را تقسیم کند، نشانه‌ها را تقسیم کرد. مباحث آگوستین پلی میان مباحث دلالت در دین بود. در علم نشانه شناسی جدید از کارکرد نشانه‌ها بحث می‌شود و مباحث دلالت هم در پی آن مطرح می‌شود. بزرگان و فلاسفه و اصولیهای ما در آغاز از دلالت بحث کرده‌اند. چرا علمای ما ابتدا دلالت را و آنها ابتدا نشانه را انتخاب کرده‌اند؟

این انتخاب مبتنی بر یک اصل روش شناختی است. دانشمندان جدید دیدند اگر بحث را با توجه به نشانه‌ها سامان دهند، بهتر می‌توانند از عهدة بحث بر بیایند و مباحث را علمی تر بیان کنند، البته به نظر می‌رسد هر دو مکمل یکدیگرند.

نشانه‌شناسی در قرن بیستم

در قرن بیستم دو متفکّر، جدا از هم به بحث از نشانه‌ها پرداختند و این مباحث را بی‌خبر از هم گسترش دادند و مبدأ پیدایش علم نشانه‌شناسی در قرن بیستم شدند.

1) «فردیناند دوسوسور»: زبان شناس سوئیسی و پدر زبان شناسی کتابش به فارسی هم ترجمه شده و مهم‌ترین اثرش (درس‌های همگانی زبان‌شناسی) دو ترجمه دارد.

ایزوتسو آن را در تفسیر قرآن به کار گرفته و اساس کارش قرار داده و نتایجی را در تفسیر قرآن به دست آورده است که بعداً اشاره می‌شود.

سوسور می‌خواست زبان شناسی جدید و یک مبنا و گرایش جدید در زبان شناسی به وجود آورد و زبان شناسی را به صورت یک دانش مطرح سازد.

تا آن زمان تحقیقات زیادی در مورد زبان شناسی شده بود، ولی به عنوان دانشی قابل مقایسه با دانشهای دیگر در نیامده بود. سوسور می‌خواست نشانه‌های زبانی را به عنوان مبنای زبان شناسی قرار بدهد و از نشانه‌های زبانی بحث کند و از این راه دانش جدیدی را سامان بدهد . او در مقدمه کتابش می‌گوید:

«دانش نشانه شناسی یعنی دانشی که از حیات اجتماعی نشانه‌های زبانی بحث می‌کند، ولی در زمان ما وجود ندارد، و حق دارد که وجود داشته باشد.»

2) «چارلز ساندرس پرس»: هم زمان با سوسور در دهة 50 و 60 بحث نشانه‌شناسی را آغاز کرد. این فیلسوف آمریکایی نمی‌خواست نشانه‌شناسی را به صورت یک علم در بیاورد، بلکه می‌خواست تحولی در فلسفة جدید غرب که از زمان دکارت شروع شده و گسترش پیدا کرده بود و تا زمان ما ادامه دارد، به وجود بیاورد، یعنی تحولی در فلسفه به وجود بیاورد. به اعتقاد پرس مغلطه‌ای که فلسفة غرب در دام آن گرفتار شده این بود که بحث از نشانه‌ها را فراموش کرده بود. و مستقیم سراغ مدلول نشانه‌ها و سراغ اندیشه رفت و این کار را دکارت آغاز کرد.

دکارت با جملة مشهورش (می‌اندیشم، پس هستم) محور فلسفه را روی اندیشه برد و نشانه‌ها را به کلی کنار گذاشت، در صورتی که پرس اعتقاد داشت تفکر حقیقی در دامن اندیشه‌ها صورت می‌گیرد و اگر شما می‌خواهید بحث دقیق فلسفی داشته باشید، باید از نشانه‌ها بحث کنید و ارتباط آنها را با اندیشه در نظر بگیرید. برنامه‌ای که پرس آغاز کرد، یک دانش حقیقی و معرفت شناسی امروزی بود که خود اسمش را منطق ‌گذاشت و گفت: نشانه شناسی همان منطق به معنای عام است. باید یک دانش عامی به وجود بیاید که از ارتباط نشانه‌ها با اندیشه‌ها صحبت و بحث کند و مرکز عام معنا همان بحث معنا شناسی است. پرس و سوسور بحث نشانه شناسی را هم زمان و در عصر جدید به وجود آوردند، ولی با یک بستر متفاوت؛ پرس در بستر مباحث فلسفی و معرفت شناسی و سوسور در بستر مباحث زبان شناسی، لذا نشانه شناسی پرس نشانه‌شناسی فلسفی نام و نشانه شناسی سوسور نشانه شناسی زبان شناختی نام گرفت. این دو نشانه شناسی مستقل از هم به وجود آمدند و مباحث هر دو متفاوت بودند و ارتباط چندانی با هم نداشتند. مکاتب بسیاری به وجود آمدند تا این دو را تلفیق دهند، از جمله‌ این مکاتب «ساختار گرایی و پساساختارگرایی فرانسوی» و «نشانه‌شناسی جدید آمریکایی» است. آخرین رویدادی که در قرن بیستم صورت گفت، «نشانه شناسی تفسیری» نام گرفت که فیلسوف ایتالیایی امبرتو اکو این رویکرد را به وجود آورد و تصمیم گرفت تمام رویکردهای نشانه شناسی را با هم لحاظ کند و از آن  به صورت یک دیدگاه جامع در تفسیر متون کمک بگیرد، لذا نام آن نشانه شناسی را «نشانه تفسیری» گذاشتند.

امبرتو اکو آثار بسیار گسترده‌ای دارد. یکی از آثار او نشانه شناسی و فلسفة زبان است که به زبان ایتالیایی در پنج فصل منتشر و بعد با تکمله در هفت فصل به انگلیسی ترجمه شد.

همین کتاب با عنوان «السیمیا و فلسفة اللغة» به عربی ترجمه شد و کتاب دیگر اکو به نام «خواننده در روایت و داستان» با عنوان «القاری فی الحکایة» از کتابهای مهم وی به زبان عربی است. سالها پیش رمانی از اکو «بنام گل رز» به فارسی ترجمه شد که اهداف نشانه شناختی در آن مطرح شده است، ولی جزء منابع مهم نیست. اکو مجموعه مقالاتی به نام «تفسیر و تفسیر اضافی» دارد که با عنوان «السیمیائیات و التفکیکیات» منتشر شده است که دریدا مؤسس آن در هرمنوتیک است. اکو در این کتاب تمایز افکار خودش با مکاتب دیگر نشانه شناسی را بیان می‌کند.

مباحث تطبیقی زبان شناسی و نشانه شناسی بسیار زیادی در مورد علوم قران و تفسیر به زبان عربی وجود دارد. محمد مفتاح چند کتاب دارد از جمله «دینامیة النّص» که در چند صفحه‌ آن در مورد نشانه شناسی بحث کرده و در مورد بحثهای نشانه‌شناسی سوسور و گِرماس نیز مطالبی را منتشر کرده است. این کتاب در مغرب جایزة بین المللی کتاب سال را گرفت.

 

محتوای دانش نشانه شناسی و تفاوت آن با هرمنوتیک:

دو سوسور می‌گفت: دانش نشانه شناسی از جهت محتوا یک دانش مطلق است که از نشانه‌ها بحث و از دلالتهای نشانه‌ها بحث می‌‌کند و به نشانه‌های زبانی اختصاص ندارد. نشانه‌ها انواع زیادی دارند، مانند: نشانه‌های زبانی، غیر زبانی و شنیداری، دیداری، نشانه‌های قراردادی و طبیعی، اما محور بحث باید نشانه‌های زبانی باشد، نشانه شناسی اگر می‌خواهد به صورت علم جدید و جدا و به روز در آید، باید محور بحثهای خود را نشانه‌های زبانی قرار بدهد. این نشانه‌های زبانی بیشترین کارآیی و ویژگی را دارد. بنابر این علم نشانه شناسی باید الگویش را از نشانه‌های زبانی بگیرد.

به طور کلی تعریف نشانه‌شناسی این است: دانشی که از نشانه‌ها و دلالت در مقام ارتباط بشری بحث می‌کند نشانه شناسی از هر نشانه‌ای بحث نمی‌کند، از آسمان و ستاره که دلیل بر وجود خداست بحث نمی‌کند. ولی از نشانه‌هایی بحث می‌کند که در مقام ارتباط به کار می‌روند. مثلاً من می‌خواهم با شما ارتباط زبانی برقرار کنم یک تعداد نشانه‌های زبانی را به کار می‌گیرم. این نشانه‌ها در مقام ارتباط به کار رفته‌اند.اولاً: نشانه‌ها قرار دادی اند؛ نه طبیعی و غیر قراردادی. ثانیاً: در مقام ارتباط بشری به کار می‌روند. حال ارتباط زبانی باشد یا غیر زبانی، یعنی شما با مخاطب ارتباط برقرار کردید. حال با هر وسیله‌ای که باشد و یک تعداد از نشانه‌ها را به کار گرفتید.

بنابراین نشانه شناسی، نشانه‌ها و دلالتهای آنها را در مقام ارتباط مورد بررسی قرار می‌دهد. این کلی‌ترین تعبیر از علم نشانه شناسی است.

نشانه شناسی با علومی مانند هرمنوتیک بسیار تفاوت دارد. نشانه شناسی بحثهایش روش شناختی است، یعنی از این بحث می‌کند که با چه روشی می‌توان مجموعه‌ای از نشانه‌ها را فهمید آیا روشی وجود دارد یا خیر، و  اگر هست، چه روشی؟ بنابر این با بحث نشانه‌ها و دلالت، به روش نشانه‌ها و دلالت و به بحث کلی تری می‌رسد، ولی هرمنوتیک از فهم بحث می‌کند، اینکه فهم چیست؟ آیا فهم ما از پیش فهم‌ها و پیش فرض‌ها متأثر است. هرمنوتیک روش به دست نمی‌دهد، بلکه هرمنوتیک معاصر ضد و مخالف روش است.

درست نیست که کسی از تفسیر هرمنوتیکی قرآن سخن بگوید، زیرا تفسیر متناقض است. تفسیر هرمنوتیکی قرآن اصلاً معنا ندارد. تفسیر یک دانش درجه اول است و از آن بحث می‌کند که قرآن را تفسیر کنید و مبتنی بر وجود روش هست، اما هرمنوتیک معاصر بر نبود روش مبتنی است و ضد روش می‌باشد.

این دو با هم متناقض‌اند ، ولی تعبیر تفسیر نشانه‌شناسی قرآن دقیق و بهتر است یعنی روش به دست می‌دهد.

یکی از مشکلات نوشتن تفسیر هرمنوتیکی این است که در دام نسبی گرایی می‌افتیم، چون یکی از مشکلات هرمنوتیک معاصر نسبی گرایی است، ولی نشانه شناسی، نسبی گرایی نیست، بلکه روش عینی می‌دهد که چگونه یک متن را به روش عملی بفهمیم و این بخش متن را با بخش دیگر و با نشانه‌های دیگر چگونه لحاظ کنیم.

نکته دیگر اینکه: نشانه شناسی علاوه بر اینکه روش می‌دهد، می‌تواند یک نظام معنایی هم بدهد. وقتی شما یک متن را مطالعه می‌کنید، این متن مجموعه‌ای از معانی است.

آیا در میان این مجموعه از معانی، نظم و ترتیب خاصی هست یا نه؟ نشانه شناسی کمک می‌کند که وقتی یک متن را تفسیر می‌کنید، یک نظام معنایی را بیابید که این اهمیت فوق العاده‌ای دارد و مفسران در طول تاریخ قرآن را به شکلهای گوناگونی تفسیر کرده‌اند و کارهای ارزنده‌ای را انجام داده‌اند، اما از این نگاه کمتر وارد شده‌اند که کل قرآن را به صورت یک نظام و منظومه معنایی ببینند و ارتباط آن را بفهمند. ملاحظه این نظام از امتیازات عصر جدید است و نشانه شناسی متن را یک نظام می‌بیند. نگاه نظام دار دارد و به صورت مجموعه‌ای می‌بیند که میان اجزاء تناسب و در فهم تأثیر و تأثری هست و این هم خیلی مهم است؛ البته این مطلب در کتابهای تفسیری ما نیز هست، ولی به این صورت برجسته نشده است.

تفاوت زبان شناسی با نشانه شناسی

تفاوت دیدگاه وجود دارد و بعضی از آنها اشاره شد. یکی دیدگاه سوسور است که در واقع نشانه شناسی با زبان شناسی به یک معنا عام و خاص مطلق هستند، با این تفاوت که مباحث نشانه شناسی از طریق مباحث زبان شناسی سامان پیدا می‌کند و در واقع مباحث زبان شناسی مدخل است برای ورود به مباحث نشانه‌شناسی.

یکی از تحلیلها در مورد نشانه شناسی از ایزوتسو ژاپنی است که از سوسور گرفته است.

ایزوتسو راجع به مباحث قرآنی دو کتاب دارد و اولین کسی است که مباحث واژه شناسی جدید را در معناشناسی و تفسیر قرآن به کار گرفت 1. «خدا و انسان در قرآن» 2. «مفاهیم اخلاقی در قرآن» که هر دو به فارسی ترجمه شده است. تفاوت دو کتاب در این ست که در کتاب اول مبانی زبان شناسی و نشانه‌شناسی سوسور را در فهم معناشناسی قرآن مطرح کرده است.

اگر می‌خواهیم معانی قرآن را بفهمیم باید چکار بکنیم. در این باره روش به دست می‌دهد. کتاب دوم تطبیقی از آن مبانی در مفاهیم اخلاقی و دینی قرآن است. در واقع اثر اول کلی است و روش می‌دهد و اثر دوم تطبیقی است و در مورد حوزه مفاهیم اخلاقی قرآن همان روش را به کار می‌گیرد. در کتاب دوم می‌گوید: می‌خواهم کاری انجام بدهم که خود مفاهیم و واژه‌های قرآن با شما صحبت کند و واژه‌های اخلاقی قرآن زبان باز کنند و با شما صحبت کنند. و بینید اخلاق در قرآن چیست؟ وقتی شما می‌خواهید نظام اخلاقی در قرآن را پیدا کنید، قرآن چگونه با شما صحبت می‌کند. وی همان روشهایی را به کار می‌گیرد که در کتاب اول مورد بحث قرار داده است. کتاب اول ـ بیشتر در مقدمه‌اش روش‌ را بسط داده و توضیح داده ـ با این نکته آغاز کرده که قرآن یک انقلاب در جهان بینی عرب به وجود آورد و جهان بینی اعراب جاهلی را تغییر داد. چگونه قرآن جهان بینی عرب جاهلی را تغییر داد. یعنی پیدایش نظام معنایی جدید معلول نظام معنایی جدید است، یعنی مجموعه‌ای از نظام معنایی جدید را به عربها داد. این مجموعه نظام معنایی جدید را از کجا آورد؟ آیا قرآن واژه‌های جدیدی ساخت که معانی تازه‌ای داشتند و با آنها معانی جهان بینی نو را طراحی کرد؟ نه. قرآن بر تن همان واژه‌های کهن، معانی جدیدی را پوشاند و از این راه جهان بینی جدید را به وجود آورد. انقلاب قرآن در اصل یک انقلاب معناشناختی بود و برای این کار واژه‌ها و مواد اولیه موجود را گرفت و معانی جدیدی به آنها پوشاند و از اینجا انقلاب در جهان بینی عرب داخل شد. در واقع به ارتباط جهان بینی و معنا شناسی اشاره می‌کند، یعنی جهان بینی زاییده معناشناسی است. این اصل مهمی است و جهان بینی قرآنی یک جهان بینی زبان شناختی است. شما اگر می‌خواهید جهان بینی قرآن را بفهمید باید زبان قرآن را تحلیل کنید.

معنا شناسی قرآن را چگونه سامان بدهیم؟ باید سراغ نشانه شناسی سوسور برویم.

ایزتسو اصلهای سوسور را با جرح و تعدیل به کار می‌گیرد. سوسور در اصل اول می‌گفت: زبان یک حرکت تاریخی است و یک نگاه تاریخی به آن می‌شود کرد و نگاه همزمانی می‌توان به آن انداخت و نگاه مقطعی می‌شود به آن کرد. ایزوتسو هم می‌گوید: زبان عرب جاهلی، قبل از قرآن بود و دگرگونیهای بسیاری داشت. وقتی به زمان و زبان قرآن می‌رسیم مقطع جدیدی آغاز می‌شود، که با مقاطع قبلی به طور کامل تفاوت دارد و یک نظام جدیدی در درون زبان عربی پیدا می‌شود. این مقطع را باید بررسی کرد. نگاه همزمانی به زبان عربی باید پیدا کرد. شما اگر می‌‌خواهید زبان قرآن را تحلیل کنید، زبان عربی را در مقطع صدر اسلام باید تحلیل کنید و ببینید قرآن چه دگرگونیهایی در این مقطع به وجود آورده است. این مهم است. و شما هنگام تحلیل باید اصل دیگر را در نظر بگیرید که قرآن یک نظام معنایی جدیدی است. معانی واژه‌های قرآن از بیرون مشخص نشده‌اند، بلکه در درون خود قرآن مشخص می‌شوند. مثلاً معنای یک واژه‌ای در تقابل و همنشینی با واژه‌های دیگر در قرآن باید کشف شود، مثلاً واژه صراط با چه واژه‌هایی همنشین است و جانشین چه کلمه‌هایی می شود، در آیه «اهدنا الصراط المستقیم» «فاعبدونی هذا صراط مستقیم» صراط با هدایت همنشین شده است . در آیه دیگر صراط با عبادت همنشین شده است، یعنی صراط مستقیم به معنای عباد است و اگر می‌خواهی صراط مستقیم را پیدا کنی، مرا عبادت کن. با توجه به روابط همنشینی و جانشینی می‌توانید معانی واژه‌‌های قرآنی را بیابید. مهم‌ترین واژه قرآنی (الله) در زبان عرب جاهلی به معنای بالاترین معبود بود، ولی در نظام معنایی قرآن معنای جدیدی (معبود یگانه) یافت. این واژة الله با واژه‌های دیگر در ارتباط است و اگر ب‌خواهید معنای رسول را پیدا کنید، باید معنای الله و ارتباطی که در نظام معنایی جانشینی و هم نشینی قرآن هست را بیابید.

کارکرد نشانه‌ها:

نشانه‌ها عمل ویژه‌ای را انجام مي‌دهند و دالّهايي براي مدلولات خاص هستند. امروز اين عمل را معمولاً با اصطلاح فرايند‌نشانه‌بودن يا «فرايند‌نشانگي» يا «Semiosis» نشان‌ مي‌دهند. نشانه‌ها وقتي نشانة چيزي قرار مي‌گيرند، فرايندی را طي مي‌كنند. نشانه‌شناسي (semiotics) دانشي است كه اين فرايند را بررسي مي‌كند.و نشان مي‌دهد چگونه نشانه‌ها اين فرايند را می‌پیمایند و نشانه‌‌گذاري چگونه صورت مي‌پذيرد. همچنين بررسي می‌کند كه نشانه ‌خواني چگونه رخ مي‌دهد و چه فرايندي را پیماید.

بنابراين مي‌توانيم اين نكته را به مطالب يادشده بيفزاييم كه نشانه‌شناسي، رابطه دالّها با مدلولها و چگونگی دلالت آنها بر مدلولها و چگونگی پي‌بردن از مدلولها به آنها را بررسي مي‌كند.

نشانه‌ها در قرآن:

هر متن از تعدادی نشانه‌هاي زباني تشکیل شده است. قرآن هم چنین است و خداوند متنی با این ویژگی به حضرت پیامبر(ص) فرستاده است. مفسران فعاليتهاي بسياري را برای فهم این متن آسمانی انجام مي‌دهند. اين نشانه‌ها بر معاني ویژه‌ای دلالت دارد. خداوند نشانه‌ها را علامتهايي برای معاني قرار داد و «علامت‌گذاري» ((encoding دسته‌اي از فعاليتهاي مفسران به بررسي اين نشانه‌ها و پي‌بردن به چگونگی دلالت آنها مربوط مي‌شود؛ به عبارت ديگر نخستين كار در تفسیر بررسي دلالت اين نشانه و به تعبير دقيق‌تر «علامت‌خواني»decoding)) است.

علامت‌خواني، گشودن دلالتهاي نشانه‌های نص است.

نخستين فعاليت عالمان ديني، نشانه شناختي است و معرفت ديني دست‌كم در يك سطح، محصول تحليلهاي نشانه شناختي است. علامت‌خواني نصوص ديني چيزي جز انجام دادن بررسيهاي نشانه شناختي در نصوص ديني نيست. تحليلهاي ادبي و لغت‌شناسي، تحقيقات بلاغي و معاني بياني در آيات و روايات، درمجموع كارهايي نشانه‌شناختي‌ است ودر اين سطح قراردارد، ولي نشانه‌شناسي نصوص ديني نامي براي مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي گوناگون است و کارهای بسیاری در اين مجموعه مي‌گنجد كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.

معنا شناسی و کاربرد شناسی

دو كار عمده كه در اين سطح انجام مي‌گيرد، معناشناسي وكاربردشناسي است. گاه عالم درپي اين است كه بداند نشانه‌ها و جملات نصوص ديني چه معنايي دارند و گاه ‌از اين بحث مي‌كند كه خداوند از نشانه‌ها و جملات مورد نظر در سياق ویژه، چه معنايي را اراده كرده است. برای مثال در مورد آیه «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح/10) معنای استعمالی «ید» دست جسمانی است، اما اراده جدی و مورد نظر خدا ممکن است «قدرت» باشد. اين دو با هم تفاوت دارند. معناي نشانه‌هاي ‌نصّي در دو سطح گوناگون مطرح ‌مي‌شود: گاه معناي آن‌ها فارغ از سياق و بدون ارتباط با قصد الهي مطرح مي‌گردد؛ يعني از اين بحث مي‌شود كه در درون نظام زبان، اين نشانه يا تركيب خاص چه معنايي دارد و گاه این مسئله در سطح ديگري مطرح مي‌شود ، اینكه آيا در اين سياق ویژه، شارع مقدس اين معنا را قصدكرده است يا نه.

در علم اصول نيز به تفاوت اين دوسطح اشاره شده است. وقتي گوينده‌اي كلامي را به زبان مي‌آورد، ممكن است معناي آن را به ‌طور‌ جدي اراده كرده باشد يا اراده جدي او چيز ديگري باشد؛ براي‌ نمونه از باب شوخي آن را گفته باشد در هر كلامي اين امكان هست كه گوينده مدلول آن را اراده کند يا مراد ديگري داشته باشد. وقتي گوينده‌اي به شوخي مي‌گويد: «تو چقدر آدم دانايي هستي!» مدلول آن را قصد نمي‌كند و قصدش استهزا است؛ ولي بازممكن است همين مدلول را واقعاً قصد كند، يعني اراده جدي‌اش به آن تعلق‌گيرد. اصوليها درصورت اول مي‌گويند گوينده الفاظ را در معنا استعمال كرده و اراده استعمالي وجود دارد، اما اراده ‌جدي دركار نيست؛ درنتيجه ميان مراد استعمالي و مراد جدي فاصله وجود دارد، ولي در صورت دوم الفاظ را در معناي مورد نظر استعمال كرده و اراده جدي‌اش هم به آن تعلق گرفته است و اين دو اراده بر هم منطبق شده‌اند . (الشهید الصدر، دروس فی علم الاصول، 92 ـ 95 ص).

تفكيك اراده ‌استعمالي و اراده ‌جدي به تفاوت دو سطح نشانه‌هاي زباني مربوط مي‌شود. گاه ما از معناي نشانه‌ها و جملات زباني بدون توجه به عوامل خارجي از قبيل سياق و قصد گوينده نظر مي‌كنيم و تنها درپي اين هستيم كه نشانه‌ها يا جملات در نظام زبان چه معنايي مي‌توانند داشته‌باشند و گاه آنها را در ارتباط با سياق، بافت ویژه و گوينده‌اش درنظرمي‌گيریم. امروزه اين دو سطح، دو شاخة متفاوت را به خود اختصاص داده‌اند «كه معنا‌شناسي» و «كاربرد‌شناسي» نامیده می‌شوند. معناشناسي (Semantics) در سطح اول و كاربرد‌شناسي (Pragmatics) در سطح دوم كار مي‌كند و هر دو شاخه به بررسي معنا مي‌پردازد، ولي دوتفاوت عمده ميان اين دو شاخه وجود دارد.

1) معناشناسي به سطح اراده ‌استعمالي و كاربردشناسي به سطح اراده ‌جدي مربوط مي‌شود؛ معناشناسي با اين‌امر سروكار دارد كه نشانه‌ها در نظام‌ زبان، بدون نظر به بافت، سياق و قصد گوينده، چه معنايي مي‌توانند داشته باشند؛ اما كاربرد‌شناسي از اين بحث مي‌كند كه نشانه‌هاي ویژه در بافت و سياق خاص و نسبت ‌به گوينده‌اي خاص چه معنايي دارند.

2) معناي مورد بحث در معنا‌شناسي به صورت رابطه‌اي درمي‌آيد كه به دو طرف نيازمند است؛ يعني معنا رابطه‌اي قائم به دو طرف (diadic relation) است، ولي در‌كاربردشناسي، معنا سه طرف مي‌خواهد و رابطه‌اي قائم به سه طرف (triadic relation) است. براي‌نمونه، در معناشناسي از اين بحث مي‌شود كه جمله  (الف)به معناي (ب) است؛ معنا دراين زمينه به صورت رابطه‌اي ميان الف و ب بيان‌ مي‌شود ، اما در كاربردشناسي مي‌گوييم جمله (الف) نسبت‌به ‌گوينده (ج) به معناي (ب) است. پس معنا به صورت رابطه‌اي ميان الف و ب و ج بيان مي شود.

نشانه‌شناسي متن، يعني ‌تحليل روابط ميان نشانه‌هاي متن و مدلولهای آنها كه‌ در سطوح مختلفي انجام مي‌پذيرد؛ خواننده نه تنها نشانه‌هاي متن را دررابطه با مدلولهايشان بررسي مي‌كند، كاري معنا‌شناختي و كاربردشناختي نيز انجام مي‌دهد؛ او نخست معناي نشانه‌هاي متن را در سطح نظام زبان جست‌‌وجو مي‌كند، سپس ‌به‌ دنبال تعيين قصدگوينده و ارتباط آنها با بافتهاي خاص متن برمي‌آيد. عالم دين نیز همين فعاليتها را انجام مي‌دهد. او نشانه‌هايي ‌را كه در نصوص‌ديني مي‌بيند، مورد بحث قرارمي‌دهد و روابط آن‌ها با يكديگر و مدلولاتشان را بررسي‌مي‌كند و قواعد معناشناختي و كاربردشناختي را به كارمي‌‌گيرد تا معاني آنها را دريابد.

لایه‌های ظاهر و بیان متن

معناشناسي و كاربردشناسي نشانه‌هايي كه آشكارا درنص مشاهده مي‌‌شود، راهي براي ورود به عالمي بي‌پايان است؛ نه بيرون آمدن ازفضايي محدود و خاتمه دادن به تلاش. از این رو مهم‌ترين وظيفة مفسر، فعليت‌بخشي(actualization) به محتوا و مضمون نص است. هر متني پيچيدگي دارد و اين پيچيدگي بيش از برگشت به گفته‌هاي متن، به ناگفته‌هايش مربوط مي‌شود . بخش گسترده‌ای از متن در ظاهر، و سطح اظهار بروز نمي‌كند و پنهان مي‌ماند. خواننده بايد اين بخش ر‌ا ــ كه به صورت بالقوه در متن هست ‌ـ‌ـ به‌صورت بالفعل درآورد. فعليت ‌بخشي به مضمون و محتوا بدين‌معنا است كه خواننده بخش ناپيدای متن را آشكار سازد. متن از اين نظر به مشاركت آگاهانه و همدلي مومنانة خواننده نياز دارد تا استعدادهاي نهفته‌اش را آشكاركند. اين استعدادها و بخش‌هاي بالقوه به فضاهاي خالي يا خلأهايي می‌مانند كه بايد پرشوند و خواننده ‌بايدبراساس گفته‌هاي متن آنها را پر كند.(Caesar,1999:121).

‌از لحاظ نشانه‌شناختي هيچ‌متني نمي‌تواند تمام استعدادهايش را يكجا مكشوف سازد. متن ويژگي دوگانه‌اي دارد؛ بخشي از استعدادهايش‌ را بالفعل در معرض ديد خواننده قرارمي‌دهد و بخشي‌ديگر را پنهان می‌سازد؛ حقايقي را فاش‌ مي‌گويد و حقايقي‌ ديگر را براي اهلش پنهان ‌مي‌دارد. متن، سازوکار اظهار و اخفا دارد و همين‌امر مجال گسترده‌ای براي تفسيرمتن مي‌گشايد. متن به خواننده‌اي نيازدارد تا سطح ناپيدا را آشكار كند. خواننده براي ورود به عالم متن، به متن محتاج است و متن براي آشکار سازی ناگفته‌هاي پنهان مشتاق خواننده است. متون گوناگون از لحاظ سازوکار اظهار و اخفا تفاوت دارند؛ برخي از آنها حداكثر اظهار وحداقل اخفا را دارند، براي‌‌نمونه متون‌ علمي اين‌گونه‌اند؛ و از زبان مصنوعي بسيار استفاده مي‌كنند تا اظهار را به حداكثر رسانند. درمقابل، برخي متون ادبي و شعري به نسبت اخفاي بيشتري دارند.

کارکردهای نشانه‌شناسی و نقش آنها در تفسیر قرآن

نشانه‌شناسي سه كار عمده انجام مي‌دهد.

1) روش‌شناسي برای فهم متون: این دانش از روش تحليل ارتباط و روش دست‌يابي به اطلاعات و معنا بحث مي‌كند و از این رو در ذيل روش‌شناسي مي‌گنجد.

2) نگاه نظامدار به معنا: از این رو مي‌توانيم بگوييم نشانه‌شناسي نظام و دستگاه معنا در ارتباط را بررسي مي‌كند.

3) روشن سازی ساز و کار تکثیر معنا در یک نظام نشانه‌ای: خلاصه آن كه جان نشانه‌شناسي  بحث از روش و نظام معنا است.

سخن بالا اهميت نشانه‌شناسي براي مفسر را نشان مي‌دهد. قرآن محصولِ ارتباط خدا با بشر است و طی این ارتباط اطلاعاتي در دست بشر قرار گرفته است. این متن مقدّس معاني بسياري دارد و مفسر به دنبال كشف این اطلاعات و معاني است. در نتيجه، نشانه‌شناسي از  سه جهت براي مفسر اهميت دارد؛ در تنقيح روش تفسير به او كمك می‌كند، در كشف نظام معنايي قرآن مفيد است و سازوکار تکثیر معنایی قرآن را نشان می‌دهد.

الف. روش‌شناسي تفسیر: تفسير روش خاصِ خود را مي‌طلبد. اگرچه در طول تاريخ مفسران بزرگ قرآن از روشهای تفسيري گوناگون سخن گفته‌اند، (ر.ک.به: مبانی و روشهای تفسیر قرآن، عمید زنجانی، منطق تفسیر قرآن (2)؛ روشها و گرایشهای تفسیری ، محمد علی رضائی اصفهانی و ...،) ولي روش تفسير هنوز صورت علمي و نظام‌مند پيدا نكرده است و آنها دامنه و جزئيات آن را دقيقاً روشن نكرده‌اند و كمتر در نتايج آن بحث كرده‌اند. از این گذشته به ارتباط روشهای تفسيري با دانشهای جديد و روش‌شناسيهای منقح امروزي توجه نشده است. نشانه‌شناسی از دانشهای مهم  است و روشهای ویژه‌ای را در بررسی و تفسیر متون به دست می‌دهد.

ب. نظام معنايي قرآن: نظام ویژه بر معاني قرآن حاكم است، به عبارت ديگر، معاني واژه‌ها و آيات قرآن ارتباط و نظم ويژه‌اي دارند. مفسر بايد به این نظام توجه كند و كشف آن نگرش وی نسبت به قرآن را عميق‌تر مي‌سازد. نظام معنايي را مي‌توانيم «استخوان‌بندي معنایی» متن بدانيم. بنابر این دو مفسر را با هم مقايسه كنيد كه يكي جزء به جزء آيات را تفسير مي‌كند و به استخوان‌بندي معنايي نص توجه ندارد، و ديگري به استخوان بندي معنايي توجّه دارد. پيدا است كه توجّه به این چارچوب ديد عميق‌تري به مفسر مي‌دهد و مي‌تواند ارتباط پيچيده‌ معنايي ميان آيات و واژه‌ها را كشف كند.

ج. سازوکار تکثیر معنایی قرآن: تکثیر معنایی قرآن سازوکار ویژه‌ای دارد و استنباط‌ معانی و کاربردهای جدید از آن و ارتباط میان آن و زمینه‌های معرفتی گوناگون، سازوکار ویژه‌ای دارد. نشانه‌شناسی می‌تواند این سازوکار را نشان دهد. پرسشهایی از این قبیل مطرح می‌شوند چگونه یک ادّعای فلسفی یا تئوری علمی و ... با قرآن ارتباط پیدا می‌کند و چگونه دانشمندان اسلامی از آیات نتایج فلسفی و کلامی و غیره به دست می‌آورند؟ پیدا است که این قبیل استنباط‌ها مکانیسم خاصی دارد. امّا هنوز بحث جامعی در باره‌ی آن صورت نگرفته است.

همانطور که گذشت مهم‌ترين وظيفة عالم، فعليت‌بخشي(actualization) به محتوا و مضمون نص است هيچ‌ متني ‌از لحاظ نشانه‌شناختي نمي‌تواند تمام استعدادهايش را يكجا مكشوف سازد. متن ويژگي دوگانه‌اي دارد؛ از سويي، بخشي از استعدادهايش‌را بالفعل در معرض ديد خواننده قرارمي‌دهد و از سوي ديگر‌، بخشي‌ديگر از آن‌ها را پنهان كرده‌است.

مكانيسم اظهار و اخفا در نصوص‌ديني، جهاني بي‌پايان را براي مفسر فراهم مي‌آوردكه با ورود به آن در هيچ نقطه‌اي به پايان نمي‌رسد و همواره ديدني‌هاي تازه‌اي را به نظاره مي‌نشيند؛ در هر قرائتي به منطقه‌اي جديد پامي‌گذارد و در عرصه‌اي نو وارد مي‌شود؛ هرجا گمان مي‌برد كه به نقطه پايان رسيده است، با نقطه آغاز جديدي روبه‌رو مي‌شود و هرجا كه ازحركت بازمي‌ايستد، حركت جديدي آغاز مي‌شود هرچند نص در ظاهر بسيار محدود به نظرمي‌رسد، ولي هزاران سخن ناگفته دارد.

جهان آفرینی در پرتو قرآن

فعاليت ديگري كه عالمان دين انجام مي‌دهند، جهان‌آفريني است. همگام با فعليت‌بخشي به محتوا و مضمون نصوص ‌ديني، موجودات و شخصيت‌هايي در نصوص ظاهر مي‌شوند. خواننده به هنگام برخورد با اين موجودات و شخصيت‌ها، جهان ممكني (possible world) را فرض مي‌كندكه اين موجودات و شخصيت‌ها را در برمي‌گيرد. او هرقدركه در متن پيش مي‌رود و با هويت‌ها و نيز روابط جديدي روبه‌رو مي‌شود، ساكنان و روابط جديدي در اين‌جهان فرض مي‌گيرد؛ اما چرا اين جهان، جهاني ممكن و نه‌بالفعل است؟ خواننده در گام نخست جهاني تصويرمي‌كند كه اشيا و هويت‌هاي نصي درون آن ساكنند و سپس آن‌ها را با جهان واقعي مي‌سنجد. كاملاً امكانپذير است كه او در ادامه به اين نتيجه برسد كه اين جهان ممكن با جهان واقعي تطبيق مي‌كند و باز ممكن است ميان اين دو فاصله‌اي را بيابد. خلاصه آن‌كه خواننده يا مفسر، شخصيت‌ها و هويت‌هايي را كه در نص مي‌يابد، در داخل جهان ممكني قرار مي‌دهد و براساس اطلاعاتي كه از نص به دست مي‌آورد، موقتاً ميان اين‌جهان و جهان تجربه‌اش اينهماني برقرارمي‌‌ كند. اگر از سر اتفاق، او به هنگام علامت خواني و رمزگشايي به تفاوت يا مغايرتي ميان اين جهان و جهان مورد تجربه‌اش يا جهان واقعي برخورد كند، اين اينهماني را به حالت تعليق درمي‌آورد وتا زماني‌كه اطلاعات معنايي بيشتري از نص به‌دست آورد و بخش بيشتري از نص را به‌فعليت درآورد، در انتظار مي‌‌‌نشيند.(Eco,1979:17).

اين‌فعاليت‌ نيز فعاليتي نشانه‌شناختي است؛ زيرا مقصود از آن، تعيين‌ مدلولهای نشانه‌هاي موجود در نصوص‌ديني است. آيا نشانه‌هاي مورد نظر بر موجودات عيني دلالت دارد يا نه؟ بايد براي آنها گونه ديگري از وجود قايل‌شويم. تعيين‌ مدلولهای نشانه‌ها با ساختن جهاني ممكن امكان‌پذيراست. مباحثي كه مفسران قرآن در زمينة وجود بهشت، جهنم، جن، شيطان و… مطرح كرده‌اند، از سنخ اين نوع فعاليتها است، براي‌نمونه مفسران بحث كرده‌اند كه آيا حضرت‌آدم آن‌گونه‌كه قرآن توصيف مي‌كند در بهشت ـ عالمي قبل از هبوط به زمين ـ زندگي مي‌كرد؟ آيا زبان قرآن در اين‌ مورد عيني است و مي‌كوشد حقيقتي از جهان خارج را توصيف ‌كند يا نه؟

گاه خواننده يا مفسر افشاي معنايي (semantic disclosure) انجام مي‌دهد و اين هم فعاليت نشانه‌شناختي ديگري است. هنگامي‌كه او با نشانة خاصي در نص روبه‌رو مي‌شود، هنوز نمي‌داند كدام يك از ويژگيهاي آن نشانه را فعال كند تا به‌ نتايج تازه دست‌يابد. قرائتهاي بعدي نص و تأمل در بخشهاي ديگر متن‌ به‌تدريج مي‌تواند مشخص سازد كه كدام يك‌ از اين ويژگيها بايد ‏‏‏‏فعال و برجسته شود. براي‌نمونه وقتي خواننده با موجوداتي به اسم ملائكه در سورة بقره آشنا مي‌شود، پي‌مي‌برد كه اين موجودات از سنخ بشر نيستند؛ ولي مي‌توانند با ديگران ارتباط برقرار و گفت‌‌وگو كنند و آنها با خدا سخن‌گفته‌اند.

«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ» (بقره/3) اما پرسشهاي بسياري براي خواننده هنوز مطرح است، مانند: آيا اين موجودات مي‌توانند به صورت بشر در آيند؟ آيا آنها مرد و زن دارند؟ و...  پاسخ برخي از اين پرسشها با قرائت ديگر بخشهاي قرآن روشن مي‌شود.

تمام اين ويژگيها در ذهن خواننده حضور ندارد، بلكه به معناي دقيق كلمه، بخشي از يك دايرة‌المعارف است. اين ويژگيها و چيزهاي‌ ديگر از راه جامعه در اين دايرة‌المعارف انبارشده‌اند. اين دايرة‌المعارف معنا‌شناختي، زمينه‌اي براي فهم نص فراهم مي‌آورد و خواننده ويژگيهاي مورد نياز را از اين دايرة‌المعارف انتخاب و آنها را فعال مي‌كند، به‌عبارت‌ديگر افشاي معنايي انجام مي‌دهد. او ويژگيهاي غير ظاهر را آشكار و فعال مي‌سازد. افشاي معنايي نقشي دوگانه دارد؛ خواننده برخي‌از ويژگيها را كه با نص مرتبط به نظرمي‌رسد، برجسته مي‌سازد و برخي ديگر را كه غير مرتبط به‌‌نظر مي‌رسد، كنارمي‌گذارد؛ البته عناصري از اين دايرة‌المعارف كه كنار گذاشته‌ مي‌شود، كاملاً حذف نمي‌شود، بلكه به گونه موقت كنار گذاشته مي‌شود وممكن است در قرائت بخشهاي ديگر متن، برخي ديگر از‌آنها برجسته شوند. (Eco,1979:23).

منطق فهم نصوص دینی و رابطه آن با منطق قیاس فرضی

فهم نصوص ديني مانند فهم هر متني، دارای فرايند حل مسئله (problem-solving) است و از منطق خاصي پيروي ‌مي‌كند. مفسر در‌هر‌مرحله‌اي براي فهم معناي نص، فرضيه‌هايي  معنا‌شناختي و كاربردشناختي را براساس شواهد موجود پيش‌مي‌كشد و آنها را به محك آزمون مي‌زند. اگر اين فرضيه‌ها از آزمون سر‌بلند بيرون نيايد، سراغ فرضيه‌‌هاي ديگري مي‌رود و اين حركت دوري ـ ميان شواهد معنا‌شناختي و كاربردشناختي و فرضيه‌هاي مربوطه ـ را تا ‌جایی ادامه مي‌‌‌دهد ‌كه به فهمي پذیرفتنی از نص دست‌يابد. (leech,1983:41).

اين فرضيه‌ها برپاية اطلاعات زباني و درون‌متني و اطلاعات بافتي و … مطرح‌مي‌شود و به مفسر كمك مي‌كند لوازم معنايي و كاربردي را به‌تدريج به دست آورد. منطق فهم از منطق ارسطويي پيروي نمي‌كند و تابع منطق خاصي است. نشانه‌شناسان براي توضیح منطق فهم از قياس فرضي (abduction) پِرس سود مي‌جويند. پرس  Peierce سه نوع استدلال را از هم تفكيك مي‌كند؛ قياس، استقرا و قياس فرضي. قياس و استقرا در منطق ارسطويي تعريف شده است؛ اما در اين منطق توجهي به قياس فرضي نشده است. در قياس (به معناي ارسطويي) از يك قاعده و موردي خاص به نتيجه‌اي دست مي‌يابيم. براي‌‌نمونه مي‌دانيم همة لوبياهاي داخل اين كيف سفيدند (قاعده) و اين لوبياهايي كه بر روي زمين ريخته ‌است، از اين كيف ريخته ‌است (مورد خاص)، پس نتيجه مي گيريم که «اين لوبياها سفيدند»: به عبارت ديگرصورت استدلال در قياس به ترتيب ذيل است:

مقدمه اول: همه لوبياهاي داخل اين كيف سفيدند (قاعده).

مقدمه دوم: اين لوبياها كه برروي زمين ريخته‌اند، از كيف ريخته‌اند (مورد خاص).

اين لوبياها نيز سفيدند(نتيجه).

در استقراي ارسطويي از موردي خاص و نتيجه، قاعده‌اي را به دست مي‌آوريم؛ يعني صورت استدلال به ترتيب ذيل است:

مقدمه اول: اين لوبياها كه بر روي زمين ريخته‌، از كيف ريخته ‌است (مورد خاص).

مقدمه دوم: اين لوبياها سفيدند(نتيجه).

همه لوبياهاي داخل اين كيف سفيدند (قاعده).

به نظر پرس نوع ديگري از استدلال هست كه كارآيي بيشتري دارد و آن. قياس فرضي (abduction) است. در اين نوع استدلال از يك قاعده و نتيجه، موردي ویژه را به دست مي آوريم (Deledalle,200:4)، يعني:

مقدمه اول: همة لوبياهاي داخل اين كيف سفيدند (قاعده).

مقدمه دوم: اين لوبياها سفيدند(نتيجه).

اين لوبياها از داخل اين كيف ريخته‌اند(موردي خاص).

به عبارت ديگر، در قياس فرضي، فرضيه‌اي را براي تبيين موردي خاص پيش مي‌كشيم. قياس فرضي يك فرايند استنتاجي است كه به‌كمك آن فرضيه‌ها شكل مي‌گيرد. در اين فرايند قاعده‌اي كه واقعيتي (يا موردي خاص) را تبيين مي‌كند، فرضيه‌پردازي مي‌شود، از اين رو قياس فرضي فرايند تشكيل‌‌دادن فرضيه‌هاي تبييني است. به نظر پرس، تنها عمليات منطقي كه ايده‌اي جديد را به دست مي‌دهد، قياس فرضي است؛ بر خلاف قياس و استقرا كه ايده‌اي‌ جديد به دست نمي‌دهد.

منطق‌فهم همان منطق قياس‌فرضي است. مفسر نخست حدسهايي معنا‌شناختي و…مي‌زند تا قانوني براي تبيين يك نتيجه بيابد. چنين قانونهايي، رمزهاي پنهان متن‌ هستند. در تفسير متن مي‌خواهيم بهترين «قانوني» كه نتيجه را پذیرفتنی مي‌سازد، به‌دست‌آوريم. فهم متن از اين جهت مشابه كاري است كه دانشمند در علوم طبيعي انجام مي‌دهد. او براي تبيين پديده‌هاي ویژه، حدسهايي مي‌زند و مي‌كوشد بهترين تبيين را بيابد. ما تبيينهايي براي آنچه در متن مي‌يابيم، پيش مي‌كشيم.

ابطال پذیری «اکو» در باب فهم متون دینی:

هنگامي كه اِكُو در باب فهم متون، اصلي متناظر با ابطالگرايي پوپر را مي‌پذيرد، بر اين عقيده است كه  اگرچه قواعدي نیست كه به ما كمك‌ كند تا تعيين‌‌‌كنيم كدام يك از تفاسير بهتراست، اما دست‌كم قاعده‌اي هست كه در تعيين تفاسير بد به ما كمك مي‌كند. او اين نكته را خاطر‌نشان مي‌كند كه گر‌چه نمي‌توانيم بگوييم فرضيه‌هاي «كوپرنيك» به طور قطع بهترين فرضيه هستند، اما مي‌توانيم بگوييم تبيين «بطلميوس» از منظومه خورشيدي نادرست بود؛ چراكه چيزهايي مانند افلاك تدوير را فرض مي‌گرفت كه با ملاك صرفه‌جويي وسادگي منافات داشت؛ يعني اشيايي را فرض‌مي‌‌گرفت كه دستگاهش را پيچيده مي‌كرد.(Eco,1992:52).

ديدگاه اكو ابطالگرايي در باب فهم متون است و مفاد آن اين است كه اگر روش يا قواعدي براي تعيين صدق تفاسير نداشته‌باشيم، دست‌كم قاعده‌ يا روشي براي تعيين كذب و ابطال آن‌ها داريم، به عبارت ديگردر‌طرف درست ، كاملاً امكان‌پذير است كه فهم‌هاي درست متعددي داشته ‌باشيم، اما هنگامي‌كه با فهم‌هاي نادرست روبه‌رو‌ مي‌شويم، مي‌توانيم آنها را از فهم‌هاي درست جدا كنيم.

از منظر هرمنوتيك، ديدگاه اكو صورت خاصي از تصميم‌پذيري است. در باب فهم، طرفداران تصميم‌پذيري قايلند كه دست‌كم روشي براي تفكيك فهم‌هاي درست از نادرست وجود‌دارد. در مقابل، دسته‌اي ‌ديگر تصميم‌پذيري را نمي‌پذيرند و قايلند كه روشي براي تفكيك فهم‌هاي درست از نادرست وجود ‌ندارد و هر فهمي مي‌تواند سوءفهم باشد. برخي قايلند هر فهم درستي اثبات‌پذير است، اما سخن اكو اين است كه اگر هم در مواردي فهم‌هاي درست اثبات‌پذير نباشد، دست‌كم فهم‌هاي نادرست ابطال‌ پذيرند و مي‌توانيم دايره فهم‌ها را محدودتر كنيم.

تفاوت ابطالگرايي اكو با ابطالگرايي پوپر روشن است. پوپر مدعي است كه فرضيه‌ها به طور مطلق اثبات‌پذير نیستند و تنها ابطالپذيرند؛ اما اكو مي‌گويد در صورت نبود اصلي براي اثبات فهم، دست‌كم اصلي براي ابطال آنها وجود‌ دارد.

ادباي زبان عربي ديدگاه ویژه‌ای در باب فهم قرآن داشتند كه تأثير زيادي در علم‌تفسير داشت. اين ديدگاه را مي‌توانيم اين‌گونه بيان ‌كنيم كه تفسير نبايد از چارچوب زبان فراتررود؛ به عبارت‌ديگر بايد قراردادهاي زباني ـ درسطح حقيقت یا مجاز ـ را در نظر‌داشت، بنابراين قراردادهاي زباني شبيه قواعدي براي ابطال ‌پذيري‌اند، بدين ‌معنا كه مي‌توانيم هر فهمي را كه موافق اين قراردادها نباشد، كنار بگذاريم. اين قراردادها براي فهم محدوديتي‌ ايجاد‌مي‌كنند، اما كاملاً ممكن ‌است‌ كه اين قواعد و قراردادها همواره فهمي واحد را اقتضا نكنند.

سخنان «ابن عربي» در اين باب شنيدني و تامل برانگيز است. به تعبير او، اگر شنونده‌اي الفاظي را از گوينده‌اي بشنود (يا نوشته‌اي از نويسنده‌اي را ببيند) و مراد او را از اين كلام بداند، هرچند معاني بسياري خلاف مراد گوينده را در ‌بر‌داشته ‌باشد، به فهم آن كلام دست يافته‌است؛ ولي اگر به مراد گوينده پي‌نبرد و با احتمالات متفاوتي روبه‌رو ‌شود كه كلام برآن دلالت‌دارد و نداند مراد گوينده كدام‌ است؛ يعني نداند كه آيا همه را اراده ‌كرده يا يكي را، آن كلام را نفهميده است، بلكه تنها بدين‌خاطر كه به اصطلاحات آگاهی دارد، به مدلولهای كلمات نيز آگاه است (ابن عربی، 1998، ج 4، ص 28).

پيد‌ا است كه ابن عربي ميان «قصد كلام» و «قصد گوينده» فرق مي‌گذارد؛ فهم قصد كلام يا به تعبير او مدلولهای كلام، به معناي دقيق كلمه، فهم كلام نيست، فهم كلام زماني تحقق مي‌يابد كه شنونده (يا خواننده ) به مراد گوينده (يا نويسنده) پي‌برد؛ البته ابن عربي بدين‌نكته نيز اشاره مي‌كند كه كلام بيش از يك معنا را مي‌رساند و شنونده در واقع راهي براي شناخت مراد حقيقي گوينده ندارد، نقص به ‌گوينده بر‌مي‌گردد، نه به ‌شنونده (فكان ‌المتكلم ما اوصل‌اليه شيئا‌‌ في‌ كلامه ‌ذلك) (همان). گويا گوينده چيزي را در واقع به او نفهمانده است؛ اما اينكه چگونه اين بحث را به تفسير قرآن مي‌كشاند وچه نتيجه‌اي از آن مي‌گيرد، بسيار جالب است.

سخن يادشده در كلام بشري قابل تصور است؛ يعني ممكن است گوينده بشري چيزی را اراده‌كند، ولي كلامش معاني گوناگوني را به دوش بكشد. ممكن‌است در كلام بشر ميان مراد گوينده و قصد كلام فاصله‌اي ‌باشد؛ اما چنين فرضي در كلام الهي امكان‌پذير نيست. كلام خدا به زبان قوم خاصي نازل شده‌است؛ اگر اين قوم در فهم مراد او اختلاف‌كنند، همة آنها مراد الهي را فهميده‌اند؛ چراكه خداوند عالم‌ به جميع وجوه است و اگر اين وجوه از قواعد زبان تخطي نكرده‌اند، خدا همة آنها را اراده كرده ‌است، ولي اگر از اين قواعدسرپيچي كرده‌اند، در حقيقت فهمي در كار نبوده‌است. (همان).

ابن عربي مي‌خواهد از اين كلام‌ چنين نتيجه بگيرد كه همه فهم‌هاي قرآن و همه انواع تفسير و تأويل، مشروط‌ بر‌اينكه ازحدود لغت، زبان قرآن و قواعد آن فراتر نروند، مراد الهي‌اند و اراده الهی به همة آنها ‌تعلق ‌گرفته‌ است.

ابن عربی از این نتيجه، نتيجه‌اي ديگر نيز مي‌گيرد. دغدغه اصلي او تعيين وضعيت تفاسير اشاري يا عرفاني است. تفسير عرفاني درسطح لغت باقي نمي‌ماند، بلكه فراتر از آن پا مي‌گذارد. عرفا بر خلاف ادبا درسطح تحليلهاي لغوي درجا نمي‌زنند؛ از اين‌رو اين‌پرسش مطرح مي‌شود كه چرا تفاسير عرفاني را بايدپذيرفت؟ پيدا است كه تفاسير عرفاني و اشاري از حدود قواعد زبان تجاوز‌نمي‌كنند و عرفا نيز مؤيداتي زباني براي برداشتهاي خود پيش ‌مي‌كشند؛ براي ‌نمونه «ابن‌عربي» درذيل آيه ‌شريفه «اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ» (انفال/24) يادآوري مي‌كند كه آيه‌اي دلالت کننده‌تر از اين آيه در قرآن وجود‌ ندارد كه دلالت دارد انسان كامل مخلوق بر صورت الهي‌ است. او اشاره مي‌كند كه دخول الف و لام بر رسول در «للرسول» بر اين نكته دلالت دارد.

«اعلم ايدنا الله و اياك بروح القدس انه ما في القرآن دليل ادل علي ان الانسان الكامل مخلوق علي الصورة من هذا الذكر لدخول اللام في قوله: «و للرسول» (انفال24) وفي امره تعالي لمن آيه به من المومنين بالاجابه لدعوة الله تعالي و لدعوة الرسول، فان الله و رسوله ما يدعونا الا لما يحيينا به» (همان، ص‌163)

خلاصه‌ اینکه  عرفا در موارد بسياري بر اساس تحليلهاي زباني و قواعد ادبي پيش مي‌روند؛ اما در اين تحليلها منجمد نمي‌‌شوند. ابن عربي از سخناني كه پيش‌تر نقل‌ كرديم، اين نتيجه نهايي را مي‌گيرد كه عرفا يا اصحاب اخذ به اشارات مختص به فهم اشاري و عرفاني كلام الهي اند و بر فرض كه از حدود لغت خارج ‌‌نمي‌شوند‌، خداوند اراده كرده‌است آ‌نها آيات را بدين گونه بفهمند و به هر كسي از سوی خدا موهبت فهم كلامش از هر وجهي برسد؛ پس حكمت و فصل الخطاب به او اعطا شده‌است.

«فمن اوتي الفهم عن الله من كل وجه فقد اوتي الحكمه و فصل الخطاب و هو تفضيل الوجوه و المرادات في تلك الكلمه، ومن اوتي الحكمه فقد أوتي خيراً كثيراً» (همان، 29ـ28)

فهم عرفاني قرآن‌ نيز در رديف وجوهي از فهم‌هاي متفاوت قرار مي‌گيرد كه بر‌‌حسب قواعد ادبي زبان عربي ابطال‌پذير نيست‌؛ اما دستة خاصي به آنها راه‌دارند. به‌ تعبير ابن‌عربي، كساني‌كه قرآن از حنجره‌هايشان تجاوز نمي‌كند، به‌آن دست‌نمي‌يابند. قرآني كه اينان مي‌خوانند، قرآن منزل بر زبانها ‌است، نه قرآن منزل بر دل‌ها (همان، 3)

مهم‌ترين دستاورد نشانه‌شناسي جديد براي معرفت ‌ديني، اصل نامحدوا ‌بودن فرايند‌نشانگي (unlimited semiosis ) است. اين اصل پر‌بار نشان مي‌دهد كه نصوص‌ديني را نبايد همچون قالبهاي پر‌شده و استعدادهاي به تمام به فعليت‌رسيده در نظر‌گرفت؛ بلكه اين نصوص مخزني بي‌پايان از معنا و اقيانوسی بي‌پايان هستند كه‌ آب آنها دايم افزايش مي‌يابد؛ نه كاهش.

اين اصل را نخستين بار پرس صورت‌بندي‌كرد و سپس اكو آن را بسط‌ داد. ما پيش‌تر مفهوم فرايند‌نشانگي (يا نشانه‌بودن) را توضيح‌داديم. نشانگي، كار نشانه‌ها است؛ نشانه‌ها براي چيزي نشانه مي‌شوند. اين اصل پيش از هر‌چيز بر سرشت ديناميكي و ديالكتيكي اين فرايند تاكيد دارد. و اين واقعيت كه فرايند‌نشانگي بي‌پايان است، بدين‌معنا نيست كه در زندگي واقعي در جايي نمي‌ايستد و توقف‌نمي‌كند؛ در هر مرحله‌‌اي از قرائت متن، نشانه‌ها دلالتي دارند و چنين مي‌نمايد كه به پايان مي‌رسند و مي‌ميرند؛ اما باز در قرائتهاي جديد دوباره متولد ‌مي‌شوند و دلالتهاي ديگري‌ را پيش مي‌كشند؛ بنابراين‌ آنچه در ظاهر، نهايت به نظر مي‌رسد، نقطه شروع جديدي است و دلالتهاي نشانه‌ها گرچه در هر مقطعي از زمان به پايان مي‌رسند، در مقطعي‌ديگر دلالتهاي جديدي پديد‌ مي‌آورند.

ارتباط این مسأله با بطون قرآن و استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا که در قواعد تفسیری مطرح شد، قابل بررسی است.

 

 

منابع


1- ابن عربي، الفتوحات المكيـة، دارالاحياء اتراث العربي، بيروت (1998).

2. الشهید الصدر، محمدباقر. دروس فی علم الاصول، مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیة للشهید الصدر، قم، 1426ق.

3. Umberto Eco, A Theory of semiotics , Indiana University press (1976).

4. Umberto, Eco , the role of the reader , Indiana University press (1979).

5. Umberto, Eco , Interpretation and overinterpretation, cambridge (1992).

6. Umberto, Eco , The limits of interpretation, Indiana university press (1994).

 7. Umberto, Eco , Semiotics and philosophy of language  Indiana university press (1984).

8.  Caesar,Michael Umberto Eco, polity press (1999).

9.  Leech, Geoffery, principles of pragmatics, longman (1983).

10. Chandler, Daniel, semiotics, Routledge (2002).

11. Deledalle, Gerard. Charles s. preirce’s  philosohpy of signs, Indiana university   (2000).

12. Lidov, David, Elements of semiotics, Macmillan (1999).

رابطه نحو و معنی
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ساعت 22:22 توسط mahdi9674 شماره پست: 798

رابطه نحو و معنی

مقدمه

نحو و معنی رابطه ناگسستنی از یکدیگر دارند. در طول تطور تاریخ زبانشناسی معاصر نظریات مختلفی در مورد ارتباط میان این دو به چشم می خورد. چامسکی که بنیانگزار زبانشناسی زایشی در عصر حاضر است نحو را مقدم بر معنی می داند. وی در کتاب ساختهای نحوی معنی را به طوری کلی کنار نهاد و تنها به توصیف صوری زبان اکتفا کرد؛ اما کارهای کتز و فودور و کتز و پستال در مورد جایگاه معنی در نظریه نحوی باعث شد چامسکی در نظریه استاندارد خود این نظریات را در مورد معنی بپذیرد. از سویی دیگر معنی شناسان زایشی که از اواخر دهه شصت میلادی ظهور کردند معنی را مقدم بر نحو در نظر گرفتند. لازم به ذکر است که این نظریه در نهایت با شکست مواجه شد.


نحو و معنی در کتاب ساختهای نحوری چامسکی

 

از نظر چامسکی دستور یک زبان عبارت است از دستگاهی که تمام توالی های دستوری زبان L را تولید می کند و هیچ توالی غیر دستوری آن زبان را تولید نمی کند. چامسکی از ابتدا بر تمایز بین مفهوم دستوری و معنی دار تاکید کرده است. وی در کتاب ساختهای نحوی با نشان دادن دو جمله زیر می گوید هر دو بی معنی هستند اما هر انگلیسی زبانی می فهمد که تنها اولی دستوری است.

Colorless green ideas sleep furiously.

Furiously sleep ideas green colorless.

 

چامسکی همچنین مسئله درجات دستوری بودن را مطرح کرده است و بر این اساس جمله ها را دستوری، نیمه دستوری و غیردستوری درجه بندی کرده است.

در این کتاب چامسکی سه انگاره را بررسی کرده است و نتیجه گرفته که انگاره سوم که با استفاده از قواعد ساخت گروهی و گشتاری عمل می کند بهترین مورد برای توصیف زبان است. توضیح آنکه وی در کتاب ساختهای نحوی قواعدی به دست داده است و گفته بخش نحو آن دو نوع قاعده دارد: 1-قواعد ساخت گروهی و 2- قواعد گشتاری. همچنین وی بین جملات هسته ای و غیرهسته ای تمایز قایل شده است. جمله هسته ای آن است که حاصل عملکرد قواعد ساخت گروهی و قواعد گشتاری اجباری است. جمله غیرهسته ای آن است که از عملکرد قواعد گشتاری اختیاری بر ساخت زیرین جمله هاست.

خلاصه آنکه چامسکی انگاره ای را برای توصیف نحو در کتاب ساختهای نحوی برمی گزیند که از سه سطح قواعد ساخت گروهی، سطح قواعد گشتاری (مانند گشتار حذف و جابجایی) و سطح قواعد واژ-واجی تشکیل شده است.

نظر چامسکی درباره رابطه نحو و معنی در این کتاب چنین است که جمله های هسته ای مبنایی است که بر اساس آن جمله های مرتبط با آن جمله هسته ای پدید می آیند و به همین دلیل جمله های هسته ای عناصر محتوایی پایه در درک و فهم جمله است. به علاوه او عقیده دارد در زبانشناسی رابطه نحو و معنی دچار ابهام و آشفتگی است و تنها چارچوبی صرفا صوری و بدون اتکا به معنی می تواند مبنایی مفید برای تدوین نظریه زبانی باشد. همچنین چامسکی ثابت کرد مفاهیم معنایی نقشی در دستور زبان ندارند و ادعا کرد بنا نهادن دستور بر مفاهیم معنایی منجر به نتایج نامطلوب می شود. بنابر این چارچوبی صرفا صوری را توصیه کرده است. وی مثال هایی برای این مسئله آورده که به ذکر یک مورد آن اکتفا می کنیم:

 

Everyone in the room knows at least two languages.

At least two languages are known by everyone in the room.

چامسکی با آوردن این مثال استدلال کرده است این دو جمله هم معنی نیستند و بنابر این همیشه رابطه هم معنایی بین جمله های معلوم و برابر مجهول آن وجود ندارد.

نکته پایانی در مورد رابطه نحو و زبان در این کتاب چامسکی این است که او معنی شناسی را با کاربرد زبان برابر دانسته است و در این کتاب این دو به جای یکدیگر به کار گرفته شده است.

چامسکی تنها در این کتاب معنی را به طور کلی از توصیف زبان کنار نهاده بود و در نظریات بعدی خود معنی را در نحو دخیل دانسته است.

 

نظریه های معنایی کتز و فودور و کتز و پستال

 

فرضیه معنایی کتز به عنوان نخستین فرضیه معنایی به عنوان مکملی برای دستور زبان پیشنهادی چامسکی در کتاب ساخت‌های نحوی‌اش در سال 1963 و در مقاله‌ای با عنوان ساخت یک نظریه معنایی از سوی جرالد کتز و جری فودور ارائه شد. اساس این فرضیه بر تحلیل مؤلفه‌ای مفاهیم استوار است و به کمک سازه‌های "فرهنگ لغت" و " قواعد خوانش" و با در نظر گرفتن محدودیت‌های گزینشی، معنی جمله‌های زبان را تعیین می‌کند. در این فرضیه تجزیه مدار که در سال 1964 از سوی کتز و پال پستال تکمیل شد، بخش معنی دستور با خوانش نمودار ساخت گروهی زیرساختی که برونداد بخش نحو به حساب می‌آید، معنی جمله را به دست می‌دهد. انتخاب واژه به‌عنوان مطالعه معنی، نبودن قطعیت، محدودیت و یکپارچگی، و اعمال سلیقه فردی در تعیین مؤلفه‌های معنایی، پیچیدگی هر چه بیشتر تحلیل معنایی به کمک مؤلفه‌ها، و عملکرد فرآیند افزایش و کاهش معنایی در جمله‌های زبان را می‌توان از ایرادهای روان‌شناختی و روش‌شناختی این فرضیه به حساب آورد.

تأکید چامسکی برای ارائه چهارچوبی صرفً صوری و غیرمعنایی برای دستور یک زبان، سبب شد تا کسانی چون کتز، فورد و پال پستال فرضیه‌ای معنایی مطرح کردند که نه تنها مستقل از نحو نیست، بلکه پس از قواعد نحوی و واژگان امکان تحقق می‌یابد که این مسئله مورد تأیید دستور زایشی چامسکی است.

گونه تکمیل شده نخستین فرضیه معنایی، از سوی کتز و پستال در کتاب نظریه‌ای همبسته از توصیف‌های زبانی به دست داده شد و کتز، شکل تصحیح شده آرای خود را در کتاب نظریه معنایی به سال 1970 مطرح کرد.

کتز و فودرو ابتدا به تعیین قلمرو معنی‌شناسی پرداختند. به عقیده آنها تنها مواردی مانند ابهام‌های غیرنحوی، روابط معنایی میان اجزای یک جمله، بی‌معنایی، و هم‌معنایی در حوزه معنی‌شناسی جای می‌گیرند و نظریه معنایی نیز باید به بررسی همین موارد بپردازد و دانش سخنگوی بومی زبان را در تعبیر و درک جملات زبان نشان دهد.

در این فرضیه، بخش معنایی دستور از دو زیربخش تشکیل می‌شود که عبارتند از فرهنگ لغت[1] و قواعد خوانش[2].

کتز و فودرو به دو دلیل فرهنگ لغت را در فرضیه معنایی خود می‌گنجانند. این‌که دستور نمی‌تواند بدون فرهنگ لغت، تفاوت معنایی جملاتی را تشخیص دهد که به لحاظ نحوی دارای ساخت یکسانی‌اند. به عنوان مثال می‌توان نمونه‌های زیر را در نظر گرفت.

 

آن گربه گوشت‌ها را خورد.

آن گربه پنیرها را خورد.

آن موش پنیرها را خورد.

 

ساخت نحوی هر سه جمله یکسان است و دستور در صورتی می‌تواند این سه جمله را متمایز از یکدیگر بداند که دارای فرهنگ لغت باشد، و معنی "گربه"، " موش"، " پنیر" و جز آن را تشخیص دهد. علاوه بر این دستور باید بتواند هم‌معنایی جملات را تشخیص دهد و این امر بدون وجود فرهنگ لغت امکان‌پذیر نیست.

دومین دلیل گنجاندن فرهنگ لغت در دستور، تشخیص هم‌معنایی جملاتی است که به لحاظ ساخت نحوی متفاوت هستند. برای نمونه جملات زیر با وجود تمایز نحوی، هم‌معنی هستند.

 

در آن انبار فقط یک صندوق باقی مانده.

آن‌چه در آن انبار باقی مانده فقط یک صندوق است.

در آن انبار فقط یک چیز باقی مانده، و آن هم یک صندوق است.

یک صندوق تنها چیزی است که در آن انبار باقی مانده.

 

در این فرضیه برای هر مدخل[3] فرهنگ لغت دو دسته اطلاعات در نظر گرفته می‌شود که عبارتند از اطلاعات دستوری که نقش یا نقش‌های نحوی هر مدخل را مشخص می‌کند و اطلاعات معنایی که مفهوم یا مفاهیم هر مدخل را نشان می‌دهد.

دومین زیربخش که کتز و فودرو برای بخش معنایی دستور مورد نظر چامسکی در نظر گرفتند، قواعد خوانش است. این قواعد با توجه به روابط معنایی واحدهای سازنده یک جمله و ارتباط میان اطلاعات معنایی و نحوی، معنی جمله را تعیین می‌کنند و از آنجا که این فرضیه معنایی مکمل دستور زایشی در نظر گرفته شده است، این قواعد بر روی نمودار درختی اطلاعات نحوی عمل می کنند. برای نمونه می‌توان از جمله  و نمودار زیر برای نمایش عملکرد این قواعد بهره گرفت.

 

علی تار خرید.


سه خوانش این جمله را می‌توان به شکل زیر نمایش داد.

 

تار {اسم}

الف. (شئ) (ملموس) [ آلت موسیقی]

ب. (شئ) (ملموس) [ رشته‌ای که عنکبوت می‌تند]

تار {صفت}

الف. (سنجش) [ویژگی که شئ شفاف در شرایط عدم شفافیت از آن برخودار می‌گردد]

 

فرضیه معنایی کتز را می‌توان فرضیه‌ای تجزیه‌مدار به حساب آورد، آن هم به این دلیل که اساس این فرضیه بر تجزیه واحدهای زبان به مؤلفه‌های معانی‌شان و بیان چگونگی ترکیب آن مؤلفه‌ها با یکدیگر استوار است.

کتز و پستال در کتاب نظریه‌ای همبسته از توصیف‌های زبانی در سال 1964، به رابطه میان بخش نحو و بخش معنی در این فرضیه توجه خاصی داشتند و ضمن تلاش برای بسط و بازنگری آن از طریق متعدد از زبان انگلیسی، به این نتیجه رسیدند که اگر قرار باشد دستور زبان از سه بخش نحو، ارائه نمونه‌های بخش واجی و بخش معنی تشکیل شده باشد، دو بخش واجی و معنی، بخش‌های خوانشی‌اند که هریک مستقل از یکدیگر و بر برونداد خاصی از بخش نحو عمل می‌کنند، به این ترتیب که بخش واجی به نمودار ساخت گروهی مشتق[4] عمل می‌کند و تلفظ آن را به دست می‌دهد و بخش معنی به نمودار ساخت گروهی زیرساختی[5] عمل کرده و معنی را تعیین می‌کند.

 

معنی‌شناسی زایشی

 

معنی‌شناسی زایشی نخستین انشعاب از بدنه دستور زایشی ـ گشتاری چامسکی، یعنی نظریه معیار است. در دهه 1960 به علت توجه برخی زبان‌شناسان، به بررسی تعبیر معنایی جمله و چگونگی نمایش آن این موضوع بیشتر کانون مطالعات زبان‌شناسی شد و در چهارچوب دستور زبان زایا، نظریه‌های معنایی متفاوتی عرضه شد. در این بخش قصد داریم معنی‌شناسی زایشی را در سه مرحله مورد بررسی و معرفی نماییم؛ ابتدا پیدایش معنی‌شناسی زایشی، سپس گسترش و در نهایت دوره افول آن ارائه خواهد شد.

از اوایل 1967 مخالفت با نظریات چامسکی آغاز شد. این مخالفت‌ها به پیدایش مکتب‌های جدیدی در چهارچوب دستور زایشی انجامید که معنی‌شناسی زایشی مهم‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود.

چامسکی در کتاب جنبه‌ای از نظریه نحو براساس نظریات معنایی کتز و فودور و کتز و پستال نظریه معیار را مطرح می‌کند. با چاپ این کتاب نظریه گشتاری ـ زایشی از یک سو از طریق تعبیر معنی‌شناختی خود، معنی جمله را سامان می‌بخشید و از سوی دیگر با اعمال گشتار، روساخت جمله را تولید می‌کرد بی‌آن‌که گشتارها در معنی جمله تغییری را پدید آورند.

در این نظریه بخش پایه از 2 سازه تشکیل شده است: 1- قواعد ساخت گروهی 2- واژگان، که حاصل عملکرد این دو بخش، ژرف‌ساخت است.

ایراد این نظریه در این بود که به نظر می‌رسید معنی در سطحی جز ژرف‌ساخت مطرح است. زیرا در جریان اعمال گشتارهای مجهول‌ساز بر روی برخی جملات معلوم نوعی تغییر معنایی در جمله مشاهده می‌شد.

بر این اساس این اعتقاد به‌وجود آمد که روساخت، نقشی مشخص در تعبیر معنایی ایفا می‌کند و در نتیجه مرز قاطع بین معنی‌شناسی زایا و معنی‌شناسی تعبیری نیز از این‌جا آغاز می‌شود. برخی از پیروان چامسکی بر این نکته اصرار ورزیدند که اگر قرار باشد برای کفایت معنی‌شناختی ژرف‌ساخت کاری صورت بگیرد آن‌‌گاه ژرف‌ساخت با نمود معنایی جمله یگانه و یکی خواهد شد و دیگر جایی برای تعبیر معنی‌شناختی جداگانه‌ای باقی نخواهد ماند. به این ترتیب معنی‌شناسی زایا بر آن شد که ژرف‌ساخت و نمود معنایی، یا همان معنی یک مقوله واحدند در حالی‌که معنی‌شناسی تعبیری بر این اصل استوار بود که تعبیر معنایی از ژرف‌ساخت جداست و به لحاظ نحوی ژرف‌ساخت مقوله‌ای مستقل را تشکیل می‌دهد.

اولین زبان‌شناسانی که نظریه معنی‌شناسی زایشی را ارائه نمودند افرادی مانند لیکاف، راس و مک‌کاولی بودند. این نظریه در نتیجه بررسی بیشتر در زمینه ژرف‌ساخت از راه تحلیل‌های معنایی انتزاعی‌تر پدید آمد. نظریه مذکور بر پایه گسترش بیشتر محدودیت‌های انتخاب و جستجوی روابط دستور در مشخصه‌های معنایی و از راه به‌کارگیری بیشتر گشتارهای دستوری و همچنین توجه کمتر به قاعده‌های تعبیر معنایی یا حذف آن‌ها استوار است.

 

در نظریه معنی‌شناسی زایشی از راه گسترش تحلیل‌های معنایی و جستجوی روابط دستوری میان آن‌ها سطح نحوی زایا و مستقلی جدا از سطح معنایی در نظر گرفته نمی‌شود و اطلاعات معنایی لازم به همراه روابط دستوری و نیز محدودیت‌های انتخاب به‌طور یک‌جا در جمله‌نمای ژرف‌ساختی نمایش داده می‌شود و به این شکل ژرف‌ساخت تعبیر معنایی جمله را نیز نشان می‌دهد.

زبان‌شناسان بسیاری در زمینه بررسی‌های معنایی نظریه‌هایی را ارائه دادند که این‌جا به طرح مختصری از این نظریه‌ها می‌پردازیم.

از جمله اولین آثار ارائه شده در باب معنی‌شناسی زایا، می‌توان به رساله دکتری لیکاف با نام «بی‌قاعدگی در نحو[6]» (1970) اشاره کرد. لیکاف در این رساله استدلال‌هایی را ارائه می‌دهد که بر اساس آن ژرف‌ساخت‌هایی را قائل می‌شود که به مراتب انتزاعی‌تر از ژرف‌ساخت‌هایی است که در نظریه معیار مجاز شمرده می‌شوند. در این کتاب تلاش بر این است که حداکثر تعمیم معنایی، مقوله‌ای و نحوی حاصل گردد. به‌عنوان مثال، برای انتخاب ژرف‌ساخت مشترک بر اساس روابط هم‌معنایی، وی پیشنهاد کرد که سازه‌های نحوی متفاوتی که در روساخت به‌صورت قید و صفت ظاهر می‌شوند در ژرف‌ساخت در جایگاه فعل قرار می‌گیرند.

در کتاب ساخت‌های نحوی چامسکی گروه اسمی the shooting of the hunters دارای ابهام معنایی است یعنی از طرفی the hunters فاعل است و از طرف دیگر نقش مفعولی دارد؛ چامسکی آن را حاصل عملکرد گشتار اسم‌ساز (که فعل را به اسم تغییر می‌دهد) می‌داند که باعث پدیدار شدن روساخت مشترک شده است. وی نیز اعتقاد دارد که تنها در این صورت است که می‌توان این رابطه را توضیح داد و صرفاً بر اساس ساخت درونی این گروه اسمی نمی‌توان به این قبیل رابطه‌های دستوری دست یافت. در آن کتاب گشتار اسم‌ساز صورت‌های destruction، sincerity و refusal را از فعل‌های مربوط مشتق می‌کند. لیکاف همین گشتار را برای اسم‌هایی که فعل مربوط به آن‌ها اصلاً وجود ندارد و از این‌رو آن فعل در هیچ جمله دستوری به‌کار برده نمی‌شود نیز تعمیم داده است. لیکاف بیان می‌دارد که برای نشان دادن این‌که در گروه اسمی the critique of the book از the book نقش مفعولی استنباط می‌شود در صورتی‌که در گروه اسمی مشابه آن the motion of the ship از the ship نقش فاعلی برداشت می‌گردد و همان‌طور که می‌دانیم رابطه‌های فاعلی و مفعولی تنها در جمله تعریف می‌گردد، نه گروه اسمی؛ لازم است این دو گروه اسمی را به‌ترتیب از ژرف‌ساخت‌های *(we) critiqued the book  و *the ship moted مشتق کنیم. به بیان ساده‌تر لیکاف دو اسم critique و motion را از فعل‌های فرضی * critiqued و * moted مشتق می‌داند. در تحلیل لیکاف فعل‌های فرضی از این دست که فقط به‌صورت اسم خود را نشان می‌دهند می‌بایست به شکل «استثناء مطلق[7]» در مدخل آورده شوند. به بیان این افعال در ژرف‌ساخت وجود دارند، اما در روساخت همیشه به‌صورت اسم به‌کار می‌روند.

این استدلال‌ها منتج به این شدند، که لازم است ژرف‌ساخت‌هایی قائل شویم که مستقیماً تجلی روساختی ندارند. این ژرف‌ساخت‌ها به مراتب انتزاعی‌تر از ژرف‌ساخت‌هایی است که در نظریه معیار مجاز شمرده می‌شود.

راس که یکی از معنی‌شناسان زایشی است، در مقاله (b1968) خود تلاش کرد نشان دهد که فعل‌های وجهی در ژرف‌ساخت فعل اصلی است که به همراه آن جمله وابسته متمم[8] به‌کار می‌رود.

ژرف‌ساخت بالا با ژرف‌ساخت مشابه آن در نظریه اصلی دستور زبان گشتاری متفاوت است زیرا در ژرف‌ساخت این جمله در نظریه اصلی، فعل وجهی میان گروه اسمی و گروه فعلی در زیر انشعاب جمله جای می‌گیرد، به همان‌گونه که در روساخت ظاهر می‌شود.

بنا بر تحلیل راس، شکل ژرف‌ساختی دو جمله هم‌معنی بالا یکسان است. و بخش معنایی در تعیین معنی یکسان آن‌ها نقشی ندارد و تفاوت روساختی موجود میان آن‌ها از راه عملکرد گشتارهای نحوی مناسب پدید می‌آید. جمله‌ای که در آن «باید» به‌کار می‌رود، زیر عملکرد گشتار ارتقاء «نهاد» قرار می‌گیرد و در جمله روساختی در جایگاه نهاد قرار می‌گیرد. برای مشخص کردن تفاوت نحوی میان فعل وجهی «باید» و فعل اصلی «لازم است»، به فعل وجهه مشخصه [+ وجهی] اختصاص داده می‌شود.

معنی‌شناسی زایشی از اوایل دهه 1970 میلادی تدریجاً طرفداران خود را از دست داد و در اواسط دهه هفتاد به کلی از میان رفت به‌طوری که امروزه دیگر کسی در چهارچوب این مکتب به بررسی و پژوهش نمی‌پردازد. معنی‌شناسی زایشی در واقع خود باعث نابودی خود شد زیرا روش‌ها و کاربردهای آن به جایی رسید که زبان‌شناسان علاقه‌مند به بررسی آن قادر نبودند به‌طور جدی به این مکتب پای‌بند بمانند؛ کار بررسی معنی‌شناسان زایشی در نهایت به توصیف داده‌ها کشیده بود، یعنی به مرحله‌ای از طبقه‌بندی که فاقد هرگونه توجیه علمی است. تعدادی مقاله در سال‌های اول دهه 1970 نشر یافت که هر یک بخشی از ادعاها و آراء معنی‌شناسان زایشی را زیر سؤال برد. اینک به شکلی مختصر به یکی از آنها می‌پردازیم.

یکی از کارها در این زمینه مقاله «ملاحظاتی درباره اسم‌سازی[9]» است که چامسکی در سال 1970 نوشته است. چامسکی در ابتدای مقاله مواردی را مطرح می‌کند که نشان می‌دهد او به وجود سطحی به‌نام ژرف‌ساخت پای‌بند است و قصد دارد نشان دهد که نظریه معیار که به وجود ژرف‌ساخت قائل است توانایی توصیف فرآیندهای اسم‌سازی در زبان انگلیسی را داراست.

چامسکی در آن مقاله از نگرشی که به وجود واژگان و فرآیندهای واژگانی با ویژگی‌های فوق باور دارد و بین آن فرآیندها و فرآیندهای گشتاری تمیز قائل می‌شود و اسم‌های مشتق را در زمره فرآیندهای واژگانی تلقی می‌کند، به‌عنوان نگرش «واژگان‌گرا[10]» یاد کرده است؛ وی نگرشی (هم‌چون نگرش معنی‌شناسان زایشی) را که تمایل به بسط بخش گشتاری دارد و هم اسم‌های مختوم به -ing و هم اسم‌های مشتق را به کمک گشتار حاصل می‌کند و تفاوت بین این دو را نادیده می‌گیرد، نگرش «گشتارگرا[11]» خوانده است.

او با اتخاذ نگرش واژگان‌گرا خود را از معنی‌شناسان زایشی جدا کرد و با ارائه دگرگونی‌هایی در قواعد ساخت گروهی (قواعد مقوله‌ای)، «قواعد ایکس تیره» را معرفی کرد که گفته می‌شود اقتباسی از استادش، هریس[12] بوده است.  

به‌طور اجمالی جوهره معنی‌شناسی زایشی عبارت از این بود که معنی به طور مستقیم و بدون نیاز به قائل شدن به ژرف‌ساخت نحوی به روساخت مرتبط است و این ارتباط به کمک گشتارهای نحوی برقرار می‌گردد.

 

 

 

منابع

 

دبیر مقدم، محمد. (1386)، زبان‌شناسی نظری: پیدایش و تکوین دستور زایشی؛ سمت.

مشکوه‌الدینی، مهدی. (1376)، سیر زبان‌شناسی؛ انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.

صفوی، کوروش. (1387)، درآمدی بر معنی‌شناسی؛ انتشارات سوره مهر.

گندمکار، راحله. (1389)، مجموعه مقالات نخستین کارگاه معنی‌شناسی؛ انجمن زبان‌شناسی ایران.

محرابی، حجت. (1389)، مجموعه مقالات نخستین کارگاه معنی‌شناسی؛ انجمن زبان‌شناسی ایران.



[1] dictionary

[2] Projection rules

[3] entry

[4] Derived phrase marker(P-marker)

[5] Underlying phrase marker( P-marker)

[6]- Irregularity in Syntax

[7]- Absolute Exceptions

[8]- Sentential complement

[9]- Remarks on Nominalization

[10]- Lexicalist position

[11]- Transformationalist position

[12]- Harris, Z.

نتایج نهایی کارشناسی ارشد
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1391 ساعت 6:0 توسط mahdi9674 شماره پست: 796

پس از چند ماه انتظار امروز انتظار تموم میشه و کسانی که موفق شدند تا چند سال از این انتظار آزار دهنده راحت می‌شند.

کسانی هم که نتیجه مورد نظر رو نگرفتند مطمئن باشند فرصت برای جبران خیلی زیاده.


از شما همراهان همیشگی وبلاگ می‌خوام به ما بگید که در چه دانشگاهی با چه رتبه‌ای قبول شدید تا داوطلبان سال‌های آینده بتونند به خوبی از این آمار استفاده کنند.

نگاهی به زندگی مرحوم دکتر حق شناس
+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391 ساعت 13:22 توسط mahdi9674 شماره پست: 797

مجله همشهری جوان در شماره 373 خودش مطلبی رو در مورد زندگی دکتر حق‌شناس به قلم سعید بی‌نیاز اختصاص داده که از جنبه‌ای روانشناختی زندگی ایشون رو بررسی کرده. چون برش‌های جالبی از زندگی ایشون رو آورده من هم مناسب دیدم که در اینجا مطلب رو بیارم. با توجه به اینکه خیلی از شما از مهر درس خودتون رو در رشته زبانشناسی شروع می‌کنید، به خوبی می‌تونید از زندگی دکتر حق شناس درس‌های آموزنده ای یاد بگیرید. 


تولد

14 اردیبهشت 1319 در خانواده‌ای مذهبی و سنتی به دنیا آمد. پدرش تاجر بود و مادرش از خانواده‌های باغدار جهرم.

نقطه عطف 1-کودکی

آشنایی با عمویش آیت الله حق شناس. خودش می‌گوید عمویش بیش از همه در شکل گیری شخصیتش نقش داشته است. آقا سید ابراهیم حق شناس روحانی سرشناس جهرمی آن قدر ذهن بازی داشت که همه کتابهایی که علی محمد می خرید، چه زمان و داستان و چه کتاب های مربوط به علوم جدید را می خواند. دکتر حق شناس بعدها ترجمه کتاب زبان بلومفیلد را به او تقدیم کرد.

گردنه 1

مخالفت خانواده با ادبی خواندن. آن سالها در جهرم رشته دبیرستانی ادبیات و علوم انسانی وجود نداشت اما علی محمد به شدت شیفته ادبیات بود و اصرار داشت برای گرفتن دیپلم ادبی به شیراز برود. خانواده اش مخالف بودند، می گفتند «اگر ادبیات بخوانم شاعر می شوم، دیوانه می شوم و مردم را هم دیوانه می‌کنم» و او را مجبور کردند علوم طبیعی بخواند. او هم لج کرد و آن قدر درس نخواند که معدلش شد «غ» و خانواده اش مجبور شدند قبول کنند او در شیراز ادبیات بخواند. سماجت و سفت و سخت ماندن پای چیزی که می‌دانست درست است از همان موقع در شخصیت دکتر حق شناس شکل گرفته بود.


نقطه عطف 2

مهاجرت به شیراز. شیراز بزرگتر از جهرم بود و فضای آن بازتر از شهر سنتی زادگاه علی محمد. شهری چنان سنتی که خودش می‌گوید «اولین فکرهایی که فرضا در زیر درخت کناری در دشتی به نام دشت شهدا به مغزم خطور می‌کرد، این بود که چگونه مراسم عاشورا را در محله خودمان بهتر از محله های دیگر برگزار کنیم». اما شیراز فضایی متفاوت داشت و به علاقه او به ادبیات پر و بال بیشتری داد.

نقطه عطف 3

20 سالگی

اول شدن در کنکور دانشسرای عالی. آن وقت ها کنکور سراسری نبود و هر دانشگاهی خودش جدا کنکور می‌گرفت. علی محمد به تهران آمد و هم در کنکور ادبیات دانشسرای عالی (تربیت معلم سابق و خوارزمی فعلی) شرکت کرد، هم در دانشکده‌های حقوق و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران. در اولی رتبه اول شد و همان را هم انتخاب کرد. خبر اول شدنش از زبان خودش شنیدنی است «...جلو بساط یک روزنامه فروشی بود که عنوان یکی از روزنامه های عصر به چشمم خورد. با خط جلی نوشته بود: نمره شاگر اول رشته ادبیات فلان قدر از نمره اول رشته علوم و ریاضی بیشتر است. با دیدن آن عنوان چنان حسرتی به دل من روستایی دنیا ندیده نشست که نگو. پیش خودم گفتم چه خوب که آدم هم قبول بشود و هم شاگرد اول. چه خوشبخت باید باشد این آدم! اندکی بعد حیرت زده دیدم آن آدم خوشبخت که من او را نمی‌شناختم و هنوز هم نمی‌شناسمش-خود ناچیزم بودم».

دو راهی

20 سالگی

حقوق یا ادبیات. راهی که رفت: برادر بزرگتر علی محمد حق شناس، پزشک بود و او بود که اصرار داشت از اول برود علوم طبیعی بخواند. «باز برادرم به جانم افتاد که حالا که رشته ادبیات فارسی را انتخاب کرده‌ای، الا و بلا باید حقوق بخوانی تا لا اقل  نان و نوایی برای خودت دست و پا کنی...». البته این بار هم علی محمد زیر بار نمی‌رود و با برادر صحبت می‌کند و او را مجاب می‌کند که «معنای زندگی»اش در راستای «نان و نوا» نیست.

بیراهه

«هفت روزی به اجبار در دانشکده حقوق رفتم. در آن هفت روز دنیا برایم تیره شده بود. انگار خورشید را از پشت شیشه دودی می‌دیدم...». فکر می‌کنید پشت این بی رغبتی چیزی به دست می‌آمد؟

نقطه عطف 4

23 سالگی

اول شدن در دوره کارشناسی دانشسرای عالی. در دوره کارشناسی، ادبیات و زبان فارسی را از کسانی مثل بدیع الزمان فروزانفر و دکتر محجوب و دکتر آریانپور آموخت و در دوره خودش اول شد. همشاگردی‌های آن دوره‌اش هم کسانی مثل منوچهر آتشی و بیژن نژدی بودند. جایزه اول شدنش این بود که می‌توانست برای ادامه تحصیل به خارج برود.

نقطه عطف 5

25 سالگی

مهاجرت تحصیلی به لندن. از قبل تصمیم گرفته بود در انگلیس روان‌شناسی بخواند. به خاطر اینکه در آن دوره در ایران نقدها روان‌شناختی باب بود و مرتب ترجمه می‌شد. اما در دانشگاه لندن به زبان‌شناسی علاقه‌مند شد و در SOAS‌ (مرکز تحقیقات آفریقایی و آسیایی) زبان‌شناسی خوند. این مهاجرت هم باعث شد دنیای او از جهرم و شیراز و تهران بسیار بزرگتر باشد و هم به علاقه ادبی و علمی اش سمت و سویی مشخص داد. او حالا دیگر به قول خودش «سرش در زبانشناسی بود اما دلش همچنان در ادبیات می‌تپید». این ذهنیت بین رشته‌ای بعدها به او کمک کرد بین ادبیات فارسی و زبان‌شناسی پل بزند.

گردنه 2

29 تا 33 سالگی

بی پولی در لندن در دوره دکتری در لندن. حق شناس فقط چهار سال بورسیه دولت بود. اما بعد از آن چهار سال هنوز دکترایش را نگرفته بود و اصرار داشت تا پایان تحصیلش در لندن بماند. در چهار سال دوم او در رستوران و مغازه‌ها کار کرد، زبان فارسی درس داد و با چنگ و دندان تلاش کرد تا بماند و بخواند و دکتر شود. البته یک همسر مهربان انگلیسی به نام «ژاکلین حق‌شناس» را تاب آورد و تا آخر عمر هم پشتش را خالی نکرد.

نقطه عطف 6

33 سالگی

گرفتن دکتری و بازگشت به ایران. در 33 سالگی پایان نامه دکترایش رو که مربوط به آواشناسی زبان فارسی بود را دفاع کرد و بعد برگشت ایران و اول شد استاد دانشگاه شهید بهشتی (ملی آن زمان) و بعد دانشگاه تهران و تا 70 سالگی آموخت و آموزاند.

 
دکتری آزاد
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1391 ساعت 15:45 توسط mahdi9674 شماره پست: 795

امروز از مرکز آزمون دانشگاه آزاد با من تماس گرفتند و من رو برای مصاحبه دکتری دعوت کردند(نمی‌دونم تو این تعطیلی چه طوری این مرکز تعطیل نبود!). جالب بود که گفتند سایت‌شون تعطیله و به این دلیل تلفنی خبر دادند. فکر کنم کمی خوشحال شدم. بیشتر از کنکور سراسری.

البته این طور که شنیدم هزینه دانشگاه آزاد حدود 45 میلیون تومن درمیاد! با این پول میشه یه مگان خرید. اما اگر بتونم بورسیه بگیرم به جای پرداخت هزینه تعهد خدمت می‌دم و شاید در همون دانشگاه آزاد اجازه تدریس به من بدن.

ببینید چه آرزوهای طولانی‌ای دارم. هنوز هیچ چیز مشخص نیست و تازه باید برم مصاحبه تا ببینم خدا چی می‌خواد. دیگه در مورد دانشگاه پیام نور برام تجربه شد که نباید فرصت مصاحبه رو از دست داد و هر جا که باشه باید رفت!

آزمون‌های ارشد سراسری

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1391 ساعت 12:54 توسط mahdi9674 شماره پست: 794

دیگه کم کم افرادی که تصمیم دارند برای کنکور امسال درس بخونند دارند مطالعه خودشون رو شروع می‌کنند. یکی از کارهای مهم برای آمادگی آزمون پاسخ به سوالات آزمون‌‌های سال‌های گذشته هست. برای همین در این‌جا آزمون‌های سال‌های گذشته رو یکجا آوردم تا داوطلبان امسال به راحتی بتونند از اونها استفاده کنند.

ممکنه بعضی سوالات پاسخنامه نداشته باشند که می‌تونید از طریق جستجو در اینترنت اونها رو به دست بیارید. شاید سایت سازمان سنجش هم پاسخنامه داشته باشه. نمی‌دونم چرا سال 88 رو نداشتم شاید به این دلیل باشه که خودم در همین سال امتحان دادم!

این سوالات به صورت پراکنده در وبلاگ قرار داده شده بود اما برای راحتی کار همه رو یکحا میارم تا نیازی به جستجو در پست‌های سال‌های قبل نباشه.


سوالات ارشد زبانشناسی سال 85

سوالات ارشد زبانشناسی سال 86

سوالات ارشد زبانشناسی سال 87

سوالات ارشد زبانشناسی سال 88

سوالات ارشد زبانشناسی سال 89

سوالات ارشد زبانشناسی سال 90

سوالات ارشد زبانشناسی سال 91


نظرات شما در بهمن ماه
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 ساعت 22:11 توسط mahdi9674 شماره پست: 793
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

داشتم نظراتی رو که در بهمن بعد از کنکور ارشد گذاشته بودید رو می‌دیدم. دکمه پرینت رو زدم تا ببینم چه اتفاقی می‌افته. حدود 230 صفحه چاپی نظر شد!

گذر زمان

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 ساعت 21:49 توسط mahdi9674 شماره پست: 792

چه قدر زود می‌گذره

اصلا نمی‌فهمم چه طوری دارم روزهام رو می‌گذرونم

...

به خواست خدا هفته بعد نتایج ارشد اعلام می‌شه

چه احساسی دارید؟

کتاب‌های غیر زبانشناسی
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 ساعت 16:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 791

چند روز اینترنت من به دلیل عدم پرداخت به موقع قطع شده بود به این دلیل اصلا دسترسی نداشتم. در ایمیل‌هام که بیشتر از 100 ایمیل جدید اومده بود. در وبلاگ هم که خب فکر کنم اتفاقی نیافتاده بود.

اما برای اینکه فعلا جبران کنم چند تا کتاب غیر زبانشناسی می‌ذارم تا اگر خواستید استفاده کنید. این کتاب‌ها از سری For Dummies هست که مجموعه‌ای با حدود 980 جلد کتاب هست که از سایت وطن دانلود دریافت کردم. سعی می‌کنم در وبلاگ کتاب‌های مهمی که فکر می‌کنم به درد می‌خوره رو برای شما به اشتراک بذارم.


آشنایی با ادبیات انگلیسی

نگهداری زنبور

کنترل خشم

تاریخ آمریکا


کتاب دو جلدی در مورد رده‌شناسی زبان

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ساعت 23:15 توسط mahdi9674 شماره پست: 790

کتابی با عنوان زبان‌های اصلی در چند پست قبل قرار داده بودم که فکر کنم مورد توجه شما قرار گرفت. فکر کنم به اشتباه گفته بودم که اون کتاب در مورد رده شناسی زبان هست اما خیلی به بحث رده‌شناسی زبان ارتباطی نداشت و زبان‌های مهم دنیا رو بیشتر از جنبه‌های دیگه‌ای بررسی کرده بود. فکر کنم نام ویراستار کتاب یعنی برنارد کامری مشهور من رو به این اشتباه انداخت.

اما این بار یک کتاب دو جلدی در مورد رده‌شناسی زبان برای شما به اشتراک می‌ذارم. البته این رو بگم که درس رده‌شناسی زبان یکی از دروس دوره‌ی دکتری هست. پس شاید این کتاب در این دوره به کار شما بیاد. البته اگر هم علاقه‌مند باشید می‌تونید به خوبی از این کتاب استفاده کنید.


رده‌شناسی زبان و توصیف نحوی جلد یک

رده‌شناسی زبان و توصیف نحوی جلد دو

بازار کار زبانشناسی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ساعت 23:2 توسط mahdi9674 شماره پست: 789

در مورد بازار کار زبانشناسی پرسیده بودید. سال 89 آقای امیر احمدی که بیشتر خبرها و کتاب‌هایی رو که به اشتراک می‌ذارم از طرف ایشون هست مطلبی رو از ایشون در وبلاگ در مورد بازار کار زبانشناسی قرار داده بودم که دوباره عینا مطلب ایشون رو برای شما می‌آرم. هر چند دوست نداشتم در وبلاگ مطلب تکراری بذارم اما چون مطلبی مهم هست دوباره پست جداگانه برای این موضوع اختصاص دادم. امیدوارم مطلب ایشون به شما کمک کنه.


نميدونم شخصا به اين شايعه هايي كه در مورد بازار كار رشته زبانشناسي وجود داره حساسيت دارم. اولا كه هيچ محدوديتي براي استخدام هيئت علمي وجود نداره . البته الان طوري شده كه كلا استخدام هيئت علمي سخت شده و بايد رزومه ي خوبي داشته باشيد حالا به غير از بحث تدريس بي نهايت كار وجود داره تنها بستگي به خود دانشجوي زبانشناسي داره كه چقدر اطلاعات داره و چقدر علاقه من خودم دارم پايان نامم رو مينويسم و هنوز مدركم رو نگرفتم ولي بي نهايت كارهاي متنوع داريم با يه عده از همكلاسي هامون انجام ميديم مثل همكاري با واحدهاي وردنت دانشكده كامپيوتر دانشگاه شهيد بهشتي جهت تهيه فارس نت، نقش زبانشناسي در ساخت كليپ هاي تبليغاتي، تعيين شعارهاي تبليغاتي براي برندهاي موجود در ايران، نقش زبانشناسي به ويژه زبانشناسي شناختي در طراحي بيلبوردها ، تهيه مواد آموزشي براي مدرسين دروس ترجمه، آموزش زبان، نقد آثار هنري ( فيلم، كتاب ، آثار شنيداري و تصويري هنري ) ، نقش زبانشناسي در طراحي جلد كتاب و صفحه آرايي و ...

ضمنا تا چند سال پيش دوستان teaching خيلي زبانشناسي رو مي كوبوندن ولي الان خيلي اوضاع عوض شده و هم گروههاي ترجمه و هم teaching به قدرتي كه مباني نظري و عملي زبانشناسي داره ايمان آوردن و فهميدن كه چقدر زبانشناسي به اونها كمك ميكنه برگزاري همايشهاي تخصصي teaching , ترجمه با نگرش زبانشناسي در چند سال اخير نشان از اين تغيير رويكرده

ضمنا داره اتفاقات خيلي خوبي براي زبانشناسي تو ايران ميفتده يكيش ايجاد دوره هاي كارشناسي اين رشته در دانشگاه تهران مركز دانشگاه آزاد و دانشگاه هاي سراسري اصفهان، شيراز و ... و حتي گرايشهاي جديدي به كارشناسي ارشد اضافه شده و دانشگاه معتبري مثل شريف گرايش زبانشناسي رايانشي رو راه اندازي كرده .

ببخشيد خيلي حرف براي گفتن هست ولي نميخوام بيش از اين وقتتون رو بگيرم.

موفق باشيد و با اطمينان خاطر اين رشته رو انتخاب كنيد و بدونيد تو 10 سال آينده زبانشناسي ايران مطمئنا از جايگاه خاصي برخوردار ميشه...

[عنوان ندارد]

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ساعت 1:50 توسط sir_linguist شماره پست: 788

Taqaballa Allahu mina wa minkum Al-‘Amal Al-Saliha” (may Allah accept from you and us the good deeds)
Dear friends!  I congratulate you, your family and friends with Eid-al-Fitr. May this holiday will bring kindness and good news for you



 
سوالات دکتری زبانشناسی 91
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391 ساعت 15:49 توسط mahdi9674 شماره پست: 787

این سوالات دکتری زبانشناسی سال 91 هست که یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ به نام ادریس حسنجانی دانلود کردند و لطف کردند و برای بنده فرستادند. این ها سوالات زبانشناسی تخصصی و زبان انگلیسی هست و سوالات استعداد تحصیلی رو نداره. ضمن اینکه طبق آخرین اخباری که داشتم ظاهرا قرار هست از سال آینده استعداد تحصیلی و زبان انگلیسی از آزمون حذف بشه البته این قطعی نیست. البته ظاهرا قراره آزمونی جداگانه برای زبان انگلیسی گرفته بشه که اعتبار نمره آزمون دو سال باشه.


خبری هم برای داوطلبان ارشد اینکه ظاهرا حدود 13 شهریور نتایج نهایی قرار هست اعلام بشه. قدیم‌ترها هفته اول اعلام می‌شد نمی‌دونم سازمان سنجش چی کار داره انجام می‌ده که این اندازه تاخیر در اعلام نتایج داره. البته امیدوارم زودتر اعلام بشه.



سوالات تخصصی زبانشناسی دکتری سال 91

سوالات زبان عمومی دکتری سال 91

سالروز آغاز نویسندگی من

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ساعت 13:11 توسط mahdi9674 شماره پست: 786

در روز 24 مرداد 89 اولین پستم رو توی این وبلاگ قرار داده بودم. و امروز دقیقا دو سال از فعالیت من در این وبلاگ می‌گذره. از آقای بنادکی تشکر می‌کنم که اجازه دادند من در این وبلاگ بنویسم. می‌دونم به اندازه ایشون موفق نبودم اما همین که تونستم وبلاگ رو تا حدی به روز نگه دارم و نذاشتم تعطیل بشه خوشحالم.

زلزله در آذربایجان شرقی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ساعت 12:56 توسط mahdi9674 شماره پست: 785

متاسفانه دیروز زلزله ای در استان آذربایجان رخ داده. همدردی من با هموطنانم دردی رو دوا نمی‌کنه اما امیدوارم همه ما بتونیم به بهترین شکل ممکن به همنوعان خودمون کمک کنیم. تصاویر این زلزله اون قدر دردناک بود که اصلا نمی‌تونم چیزی رو در اینجا قرار بدم.

تاریخ زبانشناسی ساختگرا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ساعت 12:43 توسط mahdi9674 شماره پست: 784

این کتاب تاریخی مختصر از زبانشناسی ساختگراست که بعد از ظهور زبانشناسی زایشی از نظر عده ای از زبانشناسان به طور کلی منسوخ شد. برای مطالعه دقیق‌تر در مورد این مکتب زبانشناسی می‌تونید از این کتاب استفاده کنید.


تاریخ مختصر زبانشناسی ساختگرا

تعبير «راه راست» در متون كهن قسمت دوم
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1391 ساعت 12:37 توسط mahdi9674 شماره پست: 783

ادامه مقاله ای که در پست گذشته آورده بودم از این قرار هست:

 

5- تعبير راه راست بيان كننده تدبيري نظامي براي ايجاد امكان گريز بود

 

سهراب به دژ سپيد حمله كرد و نگهبان دژ؛ يعني هجير را در بند كرد، گردآفريد نيز از دست او به نيرنگ گريخت و كسي ياراي پايداري در برابر او را نداشت. طبيعي است كه اين گونه تجاوزها را دژداران به حكومت مركزي خود گزارش كنند و درخواست كمك نمايند. از همين است كه گژدهم نامه اي مي نويسد و شاه ايران را از حمله سهراب آگاه مي سازد. قصد سهراب هم، همين است؛ آرزو دارد با رسيدن آگهي حمله او به دژ سپيد، سپاه ايران و از جمله رستم به آنجا بيايند. گژدهم با نوشتن نامه و رساندن آگهي حمله سهراب به دژ، در ظاهر چنين وانمود مي كند كه در دژ به اميد دريافت كمك ساكن است؛ ليكن با خام كردن سهراب، بنه بر مي دارد و با نزديكان خود دژ را از راهي پوشيده و پنهان (راه بي راه) ترك مي كند:


فرستاد نامه سوي راه راست

پس نامه آنگاه بر پاي خواست

بنه بر نهاد و سر اندر كشيد
بر آن راه بي راه شد ناپديد

(فردوسي، 1374: 2/192)
شارحان به اين نكته توجه نكرده اند و براي راه راست معاني به دست داده اند كه با مفاد شاهنامه سازگار نيست و تدبير گژدهم را بيان نمي كند، البته در مورد راه بي راه كه همان راه زير دژ بوده اختلاف نظر نيست و نظرهاي ابراز شده درست است؛ اما مشكل بر سر تعبير «راه راست» است:
فضل الله رضا، راست را به معني امروزي آن پنداشته، و راه راست را كوتاه ترين راه شمرده است (رضا، 1369: 247) 
«يعني گژدهم نامه را از راه راست فرستاد پس از آن از جايي برخاست و بنه را بر اسب بار كرد و از نظرها غايب شد و از بيراهه (راه زير دژ) رفت» (شعار، 1386: 110)
«نامه را با استفاده از تاريكي شب از راه معمولي فرستاد و بعد از آن بر پاي خاست» (= منظور گژدهم است)» (طاهري مباركه، 1384: 128)
«نامه را از راه اصلي فرستاد (تا زودتر به مقصود برسد) بعد هم برخاست و توشه اي برداشت و مخفيانه از بي راهه اي رفت و پنهان شد (و سپاه دژ هم به دنبال او به راه افتاد)» (فضيلت، 1381: 93)
دو بيت مذكور در متن شاهنامه تصحيح خالقي مطلق نيامده، مصحّح آن را به حاشيه برده است هرچند ضبط اين ابيات را در نسخه هاي معتبر نشان داده است. (فردوسي، 1386: 139/2) در برخي نسخه ها نيز به جاي راه راست، دست راست آمده (همان، 139) البته اين گشت ها و دگرگوني ها نيز ناشي از عدم توجه به مفهوم راه راست صورت گرفته است.
در اين ابيات از داستان رستم و سهراب، به نظر مي رسد، منظور از تعبير راه راست، راه آشكار و گشاده در مقابل راه پنهاني و نبهره است. تعبير راه راست، براي آن است كه سپاه توران از گريختن بزرگان دژ آگاه نشود. بيت بعد هم اين معني را تاكيد مي كند؛ زيرا بنه بر نهادن مربوط به گژدهم است. گويا مرسوم بوده كه فرستادگان و پيام آوران از راه آشكار يا به تعبير شاهنامه «راه راست» بگذرند؛ مثل وقتي كه ارجاسب توراني بيدرفش و نامخواست را به رسولي نزد گشتاسب فرستاد، تعبير راه راست به گونه اي به كار رفته است كه گويي پاي در راه راست نهادن در معني پيام بردن واقع شده است:

شد از پيش او كينه ور بيدرفش
سوي بلخ بامين كشيدش درفش

ابا يار خود خيره سر نامخواست
كزو بفگند آن نكو راه راست

(همان، 5/39)
به سبب آنكه فرستادگان به آشكارا و از راه راست مي رفتند، وقتي از سپاه ايران، گراز به خيانت به قيصر نامه نوشت و او را تحريك كرد كه ايران را بگيرد، پرويز براي آنكه نقش گراز و تدبير او را بي اثر كند؛ نامه اي به گراز نوشت و چنان نمود كه رفتار گراز براي فريفتن قيصر بوده است تا به اين تدبير، ميانه گراز با قيصر را بد سازد؛ به فرستاده گفت نه مثل فرستادگان، بلكه به كردار كارآگهان با رسولان برو و چنان كن تا روميان تو را ببينند و نامه را آشكار كن تا از تو آن را بستانند، پرويز به نامه بر دستور داد كه نامه به دست راست ببندد تا آشكارا نشان دهد كه نامه اي دارد:

ز درگه يكي چاره گر برگزيد
سخن دان و گويا چنان چون سزيد

بدو گفت كين نامه اندر نهان
همي بر به كردار كارآگهان

چنان كن كه روميت بيند كسي
به ره بر سخن پرسد از تو كسي

بگيرد ترا نزد قيصر برد
گرت زد سالار لشكر برد

بپرسد ترا كز كجايي بگوي؟ 
بگويش كه من كهتري چاره جوي

بپيمودم اين رنج راه دراز
يكي نامه دارم به سوي گراز

تو اين نامه بربند بر دست راست
گر ايدونك بستاند از تو رواست

(همان، 301/8)
راه بي راه در مقابل راه اصلي و مشهور، راهي بوده كه نشان راه نداشته است، در حالي كه راه راست راه آشكار بود كه هر كس از آن مي رفت؛ گم نمي شد، همان كه حافظ هم با تعبير صراط مستقيم از آن ياد كرده است (حافظ، 1367: 130) اين معني را زين الاخبار نيز گواهي مي كند: «راه هاء بجناك سخن الوان و ناخوش است، هر كي خواهد كي از آنجا به ناحيتي بيرون رود، اسپان بايد خريد كي از هيچ سو بيرون نتواند رفت الا بر پشت ستور، از مُنكَري و الواني راه ها او و بازرگانان از راه بي راه روند كي آنجا شوند، زيراك همه راه او درختان است و آن راه به علامات ستاره شناسند.» (گرديزي، 1384: 391) «ميان بجناكيان و ميان سقلاب ده روزه راه است و اين راهي بي راه است؛ اما بر اين راه چشمه ها و درختان بسيار است.» (همان، 397)
راه راست با مفهوم راه آشكار و گشاده، و با همان تدبير نظامي داستان رستم و سهراب، در زين الاخبار نيز به كار رفته است: «و از غزنين قصد ملتان كرد و انديشه كرد، چون به راه راست رود. مبادا داؤد نصر را كه امير ملتان بود خبر باشد و حزم آن بگيرد، به راه مخالف رفت.» (همان، 257) راه مخالف به سبب آن است كه مسلوك نيست و به سبب مشكلاتي كه دارد به ذهن كسي نمي آيد كه ديگري از آن استفاده كند، بر خلاف راه راست كه مورد استفاده همگان است.
در قرآن كريم نيز به اين نوع فريب اشاره شده است: قالوا انّكم كنتم تاتوننا عن اليمين (قرآن كريم 28: 37) در تفسير نمونه، ترجمه آيه بدين صورت آمده است: «گروهي مي گويند: (شما رهبران گمراه ما) از طريق خيرخواهي و نيكي وارد شديد (اما جز مكر و فريب چيزي در كارتان نبود)» (مكارم شيرزاي، 1371: 19/35) ميبدي نيز در نوبت دوم تفسير كشف الاسرار به مخاصمه كافران با رؤساي خود اشاره كرده است، چند معني و مراد درباره يمين آورده: خير، ايمان، قوت و قدرت كه كافران را رؤساي آنان با اين امور فريب داده اند. (ميبدي، 1361: 8/271) طباطبائي درباره آيه مذكور مي نويسد: «معنايش اين است كه شما خود را خيرخواه ما معرفي مي كرديد» (طباطبايي، 1363: 17/200) احياناً با توجه به همين مفهوم نيرنگ كه در كاربرد راه راست هست، در ترجمه آيه 93 سوره توبه «انّما السبيلُ علي الذين يستأذنوك و هم اغنياءٌ» در ترجمه قرآن ماهان، در برابر واژه سبيل، «بهانه» آورده است: «كه بهانه بر آنان است كي دستوري خواهند از تو و ايشان توانگرانند» (ترجمه قرآن ماهان، 1383: 140) در همين ترجمه در برابر سواء السبيل، راه راست آورده است (همان،82) و اهدي سبيلاً را به راست راه تر ترجمه كرده است (همان، 214)
همان تدبيري كه در شاهنامه از آن ياد شده به شكل ديگرش در مورد حضرت ابراهيم (ع) نيز در تاريخ اسلام و در تفاسير قرآن كريم ذيل آيات 90-92 سوره صافات نقل شده است؛ آورده اند كه وقتي روزي همچون عيد، بت پرستان همگي بيرون رفتند؛ اما ابراهيم به بهانه بيماري بيرون نرفت و در خانه ماند، تبر برداشت و به بتخانه رفت و بتان را شكست. ترجمه اي كه از راغ در تفاسير صورت گرفته است اين تدبير را گواهي مي كند: «فتولوا عنه مدبرين برفتند آن قوم و پشت كردند و به اين تعلل از سر او فرو شدند فراغ الي الهتهم اي مال و قصد؛ بر آن بتان گرديد. الروغ و الرواغ و الروغان؛ القصد الي الشيء باحتيال» (ابوالفتوح رازي، 1377: 16/205) در تفسير نسفي در ترجمه راغ، خم زدن آورده شده: «فراغ الي الهتهم خم زد سوي بتان ايشان، يعني چون ايشان از پيش وي رفتند وي سوي بتكده شتافت و پيش ايشان طعامي نهاده يافت» (نسفي، 1362: 854) جويني بدرستي، خم زدن را پنهان رفتن معني كرده است (همان، 1207) ميبدي نيز اين آيه را چنين ترجمه كرده است: «با خدايان ايشان گشت پنهان» (ميبدي، 1361: 8/281)
تعبير راه بي راه با مفهومي شبيه به نيرنگ گژدهم، در بختيار نامه نيز نقل شده است: «سراي پادشاه دري داشت سوي صحرا، در زير زمين بريده بفرمود تا دو نوبتي خاص را زين برنهادند، و آن درِ مستور را بگشادند... و از راه بي راه روي در بيابان نهاد.» (بختيار نامه، 1384 :30)
در بيت زير (هماي نامه، 1383: 22) نيز احياناً يك نوع حيله و نيرنگ مورد نظر است:

هلاك خود و تو به يكبار خواست
نمودستمان زين سبب راه راست

در تاريخ سيستان، راه راست در معني راه آشكار و علني به كار رفته و به جاي راه بي راه از حيله جنگي ديگري استفاده شده است. بدين نيرنگ كه به صورت پنهاني، طبل و بوق نواخته اند تا در دل خصم چنين اندازند كه سپاه مقابل بسيار است. وقتي اين نيرنگ كارگر مي افتاده و بيشتر سپاه دشمن مي گريخته اند، آنگاه آشكارا حمله مي كرده اند: «چون ليث خبر محمد بن زهير را بشنيد بر راهي تنگ و درشت ميان كوه ها بازگشت و سپاه او را رنج ها بسيار رسيد اندران راه. و عبدالله بن محمد القتال با سپاهي اندك و بوق و طبل بسيار بر پي ايشان بيامد، وزان بانگ طبل ها و بوق هاء بسيار، ياران ليث علي همي بگريختند، گفتند مگر سپاه بسيارست؛ و مونس بر راه راست بيامد و سبكري بر مقدمه او تا روز يكشنبه غره محرم سنه ثمان و تسعين و مايتي برابر افتادند هر دو سپاه.» (تاريخ سيستان، 1381: 279)
 

6- تغييرها به سبب عدم توجه به معني راه راست
 

در دوره بهرام گور ساكنان دهي آباد به پيشباز بهرام نيامدند، بهرام آن را نفرين كرد. موبدي كه همراهش بود براي عملي كردن نفرين شاه به ده رفت و تدبيري كرد و همه را مهتر خواند با اين سخن آن ده ويران شد و وقتي شاه بر ايشان بخشود آن موبد، پيري بخرد را بر آن ده گماشت تا آن را آباد كرد اين كارش البته آشكارا بود و كار پيشين او نهاني بود:

برفتم بگفتم به مردان ده
كه اي مردمان بر شما نيست مِه

زنان كدخدايند و كودك همان
پرستار و مزدور با ايرمان

چو مهتر شدند آنك بودند كِه
به خاك اندر آمد سر مرد مِه

به گفتار ويران شد اين پاك جاي
نكوهش ز من دور و ترس خداي

وزان پس بريشان ببخشود شاه
برفتم نمودم دگرگونه راه

يكي با خرد پير كردم به پاي
سخن گوي و با دانش و رهنماي

بكوشيد و ويراني آباد كرد
دل زير دستان بدان شاد كر

چو مهتر يكي گشت شد راي راست
بيفزود خوبي و كژّي بكاست

نهاني بديشان نمودم بدي 
وزان پس گشادم در ايزدي

(فردوسي، 1386: 451/6)
راي راست، مفهوم مناسبي ندارد؛ ليكن ضبط راه راست كه در نسخه بدل ها نقل شده (همان، زيرنويس شماره 38) در معني آشكارا و روشن؛ خصوصاً با توجه به بيت بعد از آن كه از تدبير نهاني كه همان كژي است، ياد شده ضبط راه راست درست مي نمايد. چون اين موبد دو راه نشان داده، يكي راه بي راه كه همه را مهتر خوانده و ديگري راه راست كه كهتر و مهتر را از هم متمايز ساخته است. براي همين است كه براي خوب شدن اوضاع ده بر اثر اشاره شاه مي گويد «برفتم نمودم دگرگونه راه»
گاهي راه در تعبير راه راست در مفهوم مجازي به كار رفته است. مثل اين بيت كه اسفنديار خطاب به گرگسار در هفت خان مي گويد:

به رويين دژت بر سپهبد كنم
مبادا كه هرگز به تو بد كنم

همه پادشاهي سراسر تراست
چو با ما كني در سخن راه راست

(فردوسي، 1374: 6/189)
راه راست كردن در سخن به معني سخن بي نيرنگ به كار بردن است؛ ليكن به سبب عدم توجه به مفهوم راه راست، خالقي مطلق واژه راي را به جاي راه در اين بيت برگزيده است و در متن نهاده (فردوسي، 1386: 5/253 بيت 399) چند بيت بعد، راه راست، در بيت زير به كار رفته و شايد همين تكرار راه راست موجب شده در بيت پيشين، تعبيري تكراري به نظر برسد و راي راست، تعبير مناسب تري نموده باشد؛ در حالي كه اسفنديار با گرگسار راي نمي زد؛ بلكه به اجبار از او راهنمايي مي خواست و او بيشتر با نيرنگ دروغ مي گفت تا اسفنديار را دچار بلا كند؛ اما اسفنديار خواهان راه راست و آشكار و بي نيرنگ بود:

گذرگاه اين آب دريا كجاست؟
ببايد نمودن به ما راه راست

(همان، 253)
چند بيت بعد، از راست گفتن گرگسار بر عكس دفعات پيشين، اظهار خرسندي كرده است:

بدو گفت كاكنون گذشتي ز بد
ز تو خوبي و راست گفتن سزد

(همان، 254)
يا وقتي هجير تاب نبرد با سهراب را نياورد؛ براي آنكه سهراب سرش را نبرّد زنهار خواست، زنهار خواستن او ظاهراً غير از درخواست زباني با حركت بدني نيز همراه بود. چاپ هاي شاهنامه اين نشان تسليم و زنهار خواهي را «برگشتن بر دست راست» ضبط كرده اند:

ز اسپ اندر آمد نشست از برش
همي خواست از تن بريدن سرش

بپيچيد و برگشت بر دست راست
غمي شد ز سهراب زنهار خواست

(همان، 131- 2/132)
ليكن به نظر مي رسد همان نيز برگشتن بر راه راست باشد، هر چند شارحان بدون استناد و فقط با تكيه بر همين ضبط نوشته اند، به دست راست پيچيدن نشانه زنهار خواهي است؛ اما درست نمي نمايد. حداقل مستندي ندارد؛ رستگار فسايي نوشته است: «بر دست راست پيچيدن: به معني زنهار خواستن و امان طلبيدن و پيمان بستن، رو به رو و مقابل شدن كه معناي اخير با كلام تناسب بيشتري دارد» (رستگار فسايي، 1373: 123) توجه ايشان به اينكه معناي رايج در شرح هاي داستان با كلام فردوسي سازگار نيست راهگشاست؛ اما از آن جهت كه به آنچه در چاپ هاي شاهنامه آمده، مقيد گشته اند، مشكلي را نگشوده است. به نظر مي رسد، كاتبان راه راست را مثل جاهاي ديگر به دست راست تغيير داده اند و اين تغيير و تحريف ها، فهم ابيات را دشوار و مبهم ساخته است. با خوانش «بپيچيد و برگشت بر راه راست» معني بيت چنين است: وقتي سهراب بر سينه او نشست تا سرش را ببرد او مقاومتي نكرد. آشكارا برگشت و به پشت دراز شد و خود را افتاده ساخت و پس از اين تسليم محض گشتن با زبان درخواست زنهار كرد.
در فردوسي نامه در داستان سام سوار و دختر خاقان چين سخن از دو راه است تا چين: راه دست راست كه بي خطر ولي طولاني است؛ يعني بيست منزل است در مقابل راه دست چپ كه پرخطر و كوتاه است يعني سه منزل است (انجوي شيرازي، 1363: 215-216) به نظر مي رسد اين روايت مردمي شكل امروزي يافته و در اصل دست راست نيست؛ بلكه راست در معني گشاده و آشكارا است چون هر دو راه يك مقصد دارد نمي شود، هر راهي به يك سو برود. راهي كه كسي به اجبار آن را انتخاب مي كند، راهي نيست كه به سمت چپ باشد؛ بلكه يك راه پنهان و نامسلوك است در راحه الصدور نيز به گونه اي از چنين راهي ياد شده نه با تعبير راه بي راه؛ بلكه با تعبير راه مجهول: «نشست با سه پسر و به راهي مجهول به يك هفته به اصفهان رسيده» (راوندي، 1364: 163)
واژه «دليل» به معني راهنما در متون كهن به كار رفته؛ اما در عبارتهاي زير اين واژه، مفهومي همچون جانشين و هم عرض دارد و احياناً ضبط درست آن بديل است؛ ليكن به سبب عدم توجه به معني راه راست موجب گشت و دگرگوني بديل به دليل شده است: «و از آنجا بازگشت و سبب آن بود كي بهيم ديو كي پادشاه هندوان بود به راه بود و اميرمحمود گفت كي نبايد كي اين فتح بزرگوار را چشم رسد. از راه راست نيامد. دليل آن راه گرفت و بر راه منصور و ساحل جيحون، روي سوي ملتان نهاد و اندر راه بر لشكريان رنج بسيار رسيد.» (همان،275)
 

7- نتيجه گيري
 

با توجه به ريشه كهن واژه «راه» كه تتمه آن در برخي گويش هاي ايراني باقي مانده است و تركيب آن به صورت راه راست در مقابل راه بي راه، راست نه به معني جهت و سمت، بلكه شكل ديگري از راه راست كه در تركيب راه راست به معني راه راه يا راه آشكار و روشن و مشهور و گشاده، در مقابل راه پوشيده و گم و پنهان يا راه بي راه به كار مي رفته است. دقت در اين كاربرد راه راست در مقابل راه بي راه در ترجمه و تفسير تعابير قرآني نظير صراط مستقيم، سبيل، هدي و بصارت نيز نشان مي دهد كه در گذشته، راه راست در معنايي غير از جهت و سمت به كار رفته است، راه راست متضاد گمراهي (ضلالت) است، نه راه سمت چپ، مواردي كه در متون كهن راه راست به كار رفته و معناي آشكار و مشهور و مانند آن داشته و به سبب عدم توجه به اين معني به دست يا راي راست تغيير كرده بايسته است به اصل آن بازگردانده شود تا متون كهن به زبان اصلي خود نزديك تر شوند.
منابع:
1- قرآن كريم
2- آذر فرنبغ فرخزادان. (1384). روايت آذر فرنبغ فرخزادان (رساله اي در فقه زردشتي منسوب به سده سوم هجري)، آوانوشت و ترجمه توضيحات حسن رضائي باغ بيدي، تهران، انتشارات مركز دائره المعارف بزرگ اسلامي، چاپ اول.
3- ابن منظور الافريقي المصري، ابوالفضل جمال الدين محمد بن مكرم. (بي تا). لسان العرب. بيروت: انتشارات دار صادر.
4- ابوالفتوح رازي، حسين بن محمد بن احمد الخزاعي النيشابوري.(1377). روضُ الجنان و رُوح الجنان في تفسير القرآن، به كوشش و تصحيح محمد جعفر ياحقي و محمد مهدي ناصح، مشهد: انتشارات بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي، چاپ دوم.
5- ________. (1356). تفسير رَوح الجنان و رُوح الجنان، تصحيح و حواشي ابوالحسن شعراني، جلد 11، تهران: کتابفروشي اسلاميه.
6- اسدي طوسي، ابومنصور احمدبن علي. (1365). لغت فرس. تصحيح فتح الله مجتبايي و علي اشرف صادقي، تهران: انتشارات خوارزمي، چاپ اول.
7- اسفرايني، شاهفور بن طاهر، (1375). تاج التراجم في تفسير القرآن للاعاجم، جلد اول و دوم، تصحيح نجيب مايل هروي و علي اكبر خراساني، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول.
8- ________. (1374). تاج التراجم في تفسير القرآن للاعاجم، جلد سوم، تصحيح نجيب مايل هروي و علي اكبر خراساني، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول.
9- افلاكي، شمس الدين احمد. (1362). مناقب العارفين. به كوشش تحسين يازيچي، تهران: انتشارات دنياي كتاب، چاپ دوم.
10- انجوي شيرازي، ابوالقاسم. (1363). فردوسي نامه، جلد سوم، تهران: انتشارات علمي، چاپ دوم.
11- بخشي از تفسيري كهن (با يادداشتي از مجتبي مينوي). (1382). مقدمه و تصحيح محمد روشن، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول.
12- بخشي از تفسيري كهن به پارسي (از مؤلفي ناشناخته حدود قرن چهارم هجري). (1375). تحقيق و تصحيح مرتضي آيت الله زاده شيرازي، تهران: نشر ميراث مكتوب، چاپ اول.
13- بختيار نامه (لمعه السراج لحضره التاج). (1384). به كوشش محمد روشن، تهران: انتشارات بنياد فرهنگ ايران، چاپ دوم.
14- برومند سعيد، جواد. (1385). دگرگوني هاي آوايي واژگان در زبان فارسي (قلب: افزايش - كاهش)، جلد 4، كرمان: انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان، چاپ اول.
15- برهان، محمدحسين خلف تبريزي. (1376). برهان قاطع، به اهتمام محمد معين، تهران: انتشارات اميركبير، چاپ ششم.
16- بغدادي، بهاء الدين محمد بن مؤيد. (1385). التوسل الي الترسل، تصحيح احمد بهمنيار، تهران: انتشارات اساطير، چاپ اول.
17- بيروني، ابوريحان محمد بن احمد. (1367). التفهيم لاوائل صناعه التنجيم، تصحيح جلال الدين همايي، تهران: انتشارات هما، چاپ چهارم.
18- بيهقي، ابوالفضل محمد بن حسين. (1371). تاريخ بيهقي، به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران: انتشارات مهتاب، چاپ دوم.
19- تاريخ سيستان. (1381). تصحيح محمدتقي ملك الشعرا بهار، تهران: انتشارات معين، چاپ اول.
20- ترجمه قرآن ماهان. (1383). تصحيح محمود مدبّري، كرمان: انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان، چاپ اول.
21- تفسير شنقشي (گزاره اي از بخشي از قرآن كريم). (1354). تصحيح محمد جعفر ياحقي، تهران: انتشارات بنياد فرهنگ ايران، چاپ اول.
22- تفسير قرآن پاك. (1383). به كوشش و با تعليقات علي رواقي، با مقدمه حافظ محمود خان شيراني، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول.
23- حافظ، شمس الدين محمد.(1367). ديوان، تصحيح قزويني - غني، به اهتمام ع- جربزه دار، تهران: انتشارات اساطير، چاپ اول.
24- خواجوي كرماني، محمود بن علي، (1370). هماي و همايون. تصحيح كمال عيني، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، چاپ دوم.
25- _______. (1370). گل و نوروز، به اهتمام و كوشش كمال عيني، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، چاپ دوم.
26- دبيرسياقي، محمد. (1354). فهرست الفبائي لغات و تركيبات فارسي السامي في الاسامي، تهران: انتشارات بنياد فرهنگ ايران، چاپ اول.
27- دهخدا، علي اكبر.(1350). لغت نامه، تهران: دانشگاه تهران.
28- راجي كرماني، ملابمانعلي، (1383). حمله حيدري، تصحيح يحيي طالبيان و محمود مدبّري، جلد اول، كرمان: انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان و انجمن آثار و مفاخر فرهنگي استان كرمان، چاپ دوم.
29- راوندي، محمد بن علي بن سليمان (1364). راحه الصدور و آيه الصدور در تاريخ آل سلجوق، تصحيح محمد اقبال، تهران: انتشارات اميركبير، چاپ دوم.
30- رجائي، محمد خليل (1372). معالم البلاغه در علم معاني و بيان و بديع، شيراز: انتشارات دانشگاه شيراز، چاپ سوم.
31- رستگار فسايي، منصور. (1373). حماسه رستم و سهراب، تهران: انتشارات جامي، چاپ اول.
32- رضا، فضل الله. (1369). پژوهشي در انديشه هاي فردوسي (تفسير و تحليل شاهنامه)، جلد دوم، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول.
33- سلامي، عبدالنبي، (1381). فرهنگ گويش دواني، تهران: نشر آثار فرهنگستان زبان و ادب فارسي، چاپ اول.
34- سنائي غزنوي، ابوالمجد مجدود بن آدم. (1374). حديقه الحقيقه و شريعه الطريقه، تصحيح و تحشيه مدرس رضوي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم.
35- سورآبادي، ابوبكر عتيق نيشابوري، (1381). تفسير التفاسير مشهور به تفسر سور آبادي، تصحيح سعيدي سيرجاني، تهران: نشر نو، چاپ اول.
36- شعار، جعفر و حسن انوري. (1386). غم نامه رستم و سهراب، تهران: نشر قطره، چاپ بيست و نهم.
37- شرف الدين، محمد بن عبدالله بن عمر. (1368). خلاصه سيرت رسول الله، تصحيح اصغر مهدوي و مهدي قمي نژاد، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول.
38- طاهري مباركه، غلام محمد. (1384). رستم و سهراب (شرح، نقد و تحليل داستان از ديدگاه اساطيري، داستاني، زيباشناختي و واژگاني)، تهران: انتشارات سمت، چاپ دوم.
39- طباطبايي، محمد حسين (1363). تفسيرالميزان، ترجمه محمدباقر موسوي همداني، قم: دفتر انتشارات اسلامي.
40- طبري، محمد بن جرير. (1356). تفسير طبري (ترجمه جمعي از علماي بخارا)، به اهتمام حبيب يغمايي، تهران: انتشارات توس، چاپ دوم.
41- فردوسي، ابوالقاسم، (1374). شاهنامه، بر اساس چاپ مسكو به كوشش سعيد حميديان، تهران: نشر قطره، چاپ دوم.
42- ________. (1386). شاهنامه، به كوشش جلال خالقي مطلق، تهران: انتشارات مركز دائره المعارف بزرگ اسلامي، چاپ اول.
43- فضيلت، محمود. (1381). ترنجي در باد، كرمانشاه: انتشارات طاق بستان، چاپ اول.
44- كاشفي سبزواري، حسين بن علي، (1350). فتوت نامه سلطاني، تصحيح محمد جعفر محجوب، تهران: انتشارات بنياد فرهنگ ايران، چاپ اول.
45- ________. (1379). جواهر التفسير، تصحيح جواد عباسي، تهران: نشر ميراث مكتوب، چاپ اول.
46- كليله و دمنه. (1383). تصحيح و توضيح مجتبي مينوي، تهران: انتشارات اميركبير، چاپ بيست و پنچم.
47- گرديزي، ابوسعيد عبدالحي بن ضحاك بن محمود. (1384). زين الاخبار، به اهتمام رحيم رضا زاده ملك، تهران: انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، چاپ اول.
48- گرگاني، فخرالدين اسعد. (1349). ويس و رامين. تصحيح ماگالي تودوا و الكساندر گواخاريا، تهران: انتشارات بنياد فرهنگ ايران، چاپ اول.
49- مكارم شيرازي، ناصر.(1371). تفسير نمونه. با همكاري جمعي از نويسندگان، قم: دارالكتب الاسلاميه، چاپ يازدهم.
50- ملك زاده، محمد جعفر. (1380). فرهنگ زرقان (واژه نامه لهجه فارسي مردم زرقان فارس)، تهران: نشر آثار فرهنگستان زبان و ادب فارسي، چاپ اول.
51- مولوي، جلال الدين. (1368). مثنوي، به اهتمام رينولد نيكلسون، جلد اول، تهران: انتشارات مولي، چاپ اول.
52- ميبدي، ابوالفضل، (1361). كشف الاسرار و عده الابرار، به اهتمام علي اصغر حكمت، تهران: انتشارات اميركبير، چاپ چهارم.
53- ناصرخسرو قبادياني، ابومعين حميدالدين، (1370). ديوان، تصحيح مجتبي مينوي - مهدي محقق، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم.
54- نسفي، ابوحفص نجم الدين عمر بن محمد. (1362). تفسير نسفي (ترجمه اي كهن به فارسي موزون و مسجع به ضميمه آيات)، تصحيح عزيز الله جويني، تهران: انتشارات بنياد قرآن، چاپ دوم.
55- هماي نامه، (1383). مقدمه و تصحيح و حواشي محمد روشن، تهران: انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، چاپ اول.
منبع: مجله ادبيات و علوم انساني.

نقل از سایت راسخون دات نت

تعبير «راه راست» در متون كهن قسمت اول

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ساعت 15:9 توسط mahdi9674 شماره پست: 782

نويسنده: دكتر تيمور مالمير


چكيده
 

با توجه به كثرت كاربرد راست در مفهوم سوي و جهت، محققان در گزارش يا تصحيح متون پيشين؛ از جمله شاهنامه، وقتي به تعبير «راه راست» برخورده اند، آن را در مقابل راه يا جانب چپ تصور كرده اند و از ريشه كهن «راه» و معني اصلي «راه راست» غفلت كرده اند. بررسي كتابخانه اي تعبير «راه راست» در متون كهن نشان مي دهد، وقتي «راست» صفت «راه» باشد، داراي مفهوم سوي و جهتِ راست در مقابل چپ نيست؛ بلكه به معني آشكار و روشن است و «راه راست» به معني آشكار و روشن يا راه آشكار و مشهور و گشاده در مقابل راه بي راه؛ راه ناشناخته و نامسلوك و پوشيده به كار رفته است. در اين مقاله، پس از تبيين ريشه و مفهوم راه راست در برابر راه بي راه، تدبيري نظامي را نشان داده ايم كه در شرح متون كهن از آن غفلت شده است، همچنين چند سهو و خطاي كاتبان يا مصححان متون كهن را اصلاح كرده ايم.


1- مقدمه
 

يكي از مشكلات مطالعه و تصحيح متون كهن، برداشت امروزين از واژه ها و تعابيكي از مشكلات مطالعه و تصحيح متون كهن، برداشت امروزين از واژه ها و تعابير و اصطلاحات كهن است. اين گونه برداشت ها اگر در تصحيح يا گزارش اين متون راه يابد؛ موجب مي شود، آگاهي ما از ميراث گذشتگان ناقص گردد. مثلاً ممكن است، خواننده امروزي از واژه راهدار برداشتي مثبت داشته باشد؛ ليكن توجه به ريشه اين واژه براي فهم شعر ناصر خسرو در بيت زير ضروري است:

خداي از شرّ و رنج راهداران
گروه خويش را ايمن بداراد كه در گذشته بر راه ها مي ايستاد نه براي كمك به مردم و مسافران؛ بلكه به كمين ايستاده بود براي دزدي. همين واژه راهدار در متون پهلوي نيز به همين صورت به كار رفته است (ر.ك: آذر فرنبغ، 1384: 43).
تعبير «راه راست» يكي از صدها تعبير پر كاربرد متون كهن است كه ضرورت دارد، به ريشه كهن و چگونگي كاربردش در متون دقت شود. در لغتنامه دهخدا، ذيل واژه «راست» اين معاني ذكر شده است: مستقيم، بي انحراف، بي اعوجاج مقابل كج، يمين، ايمن، صدق مقابل دروغ، درست مقابل نادرست، برحق، واقعي، حق، حقيقت، صواب، برابر، يكسان، هموار، مطابق، يك اندازه، به اندازه، كامل، به عينه، كاملاً تمام، تخت، صحيح، بدون نقص، بدون كمي، منظم، مرتب، با ترتيب، متناسب، بَرازا، عادل همين كه، صريح، دهخدا تعبير «راه راست» را نيز در دو معني دانسته است: 1- راه درست، از طريق حق، طريق صواب، مقابل راه کژ و خطا و ناصواب. 2- پرده اي و نوايي از موسيقي (دهخدا، 1350: ذيل واژه راست).
واژه «راست» امروزه غالباً در معني و مفهوم سوي و جهت راست يا يمين و در مقابل چپ و يسار به كار مي رود. در مواردي نيز همراه درست، در تعبير راست و درست يا به تنهايي در معني كهن تر خود كه در زبان پهلوي رايج بوده؛ يعني معاني چون مستقيم، صحيح، عادل و درست (برهان، 1376: 927) به كار مي رود. واژه «راه» در پهلوي به صورت راس (ras) تلفظ مي شده، در ايراني باستان به صورت rathya و اوستايي raithya بوده است،‌ «س» پهلوي نيز در فارسي به «ه» بدل شده است. (برهان، 1376: 934) هرچند ممكن است در برخي موارد اين تغيير و تبديل روي نداده باشد، مثل اينكه ماهي در برخي گويش ها شكل كهن خود را حفظ كرده و به صورت ماسي به كار مي رود (همان، 1961) يا در فارسي كهن خروه و خروس هر دو به كار رفته است. (دهخدا، 1350: ذيل واژه راس) راه در گويش دواني، rasa تلفظ مي شود (سلامي، 1381: 459) در گويش هاي محلي در عبارت هايي چون: مردم تا راس كوه خانه ساخته اند يا راس درخت ها كه رسيد (ملك زاده، 1380: 153) راس همان تلفظ راه در زبان فارسي معيار است، همخوان «ت» در اصل همخواني افزوده است؛ چنان كه برومند سعيد نيز اين همخوان افزوده را در واژه هاي آمرزشت، آرايشت، آفرينشت، بالشت، پاداشت، خشت خشت، خورشت، سرزنشت، فرامشت، كرخت، كنشت، گوارشت، كوست و منشت نشان داده است. (برومند سعيد، 1385: 316-326) احياناً واژه راه در متون كهن، شكل قديم تر خود؛ يعني راست را حفظ كرده است. بر اين فرض، تعبير «راه راست» شكل كهن تر راهِ راه در مقابل راه بي راه است، در اين مقاله مواردي از متون كهن استخراج شده كه راه راست، معنايي غير از معني رايج امروز دارد و راه راست در مقابل راه بي راه به كار رفته است.
 

2- معنا و كاربردهاي راه راست در ترجمه و تفسير تعابير قرآن كريم
 

2-1- الصراط المستقيم
 

مفسّران و مترجمان قرآن كريم در برابر عبارات قرآني «الصراط المستقيم» راه راست را نهاده اند (سورآبادي، 1381: 727، اسفرايني، 1374: 1354، و نسفي، 1362: 578، 671، 638، طبري، 1356: 1/47، 1/449) علاوه بر آن برخي مترجمان و مفسران، راه راست را نيز توضيح داده اند. نسفي، راه راست را طريق اسلام خوانده است. (نسفي، 1362: 714) سور آبادي، راه راست را دين اسلام، راه محكمات قرآن و رامفسّران و مترجمان قرآن كريم در برابر عبارات قرآني «الصراط المستقيم» راه راست را نهاده اند (سورآبادي، 1381: 727، اسفرايني، 1374: 1354، و نسفي، 1362: 578، 671، 638، طبري، 1356: 1/47، 1/449) علاوه بر آن برخي مترجمان و مفسران، راه راست را نيز توضيح داده اند. نسفي، راه راست را طريق اسلام خوانده است. (نسفي، 1362: 714) سور آبادي، راه راست را دين اسلام، راه محكمات قرآن و راه بهشت خوانده است. (سورآبادي، 1381: 1617) ابوالفتوح، ره راست را معادل الصراط المستقيم قرار داده و مي نويسد «روا باشد كه به ره راست ره بهشت خواهد». (ابوالفتوح رازي، 1377: 223- 16/224) روايتي در روش الجنان نقل است كه نشان مي دهد راست در اين تعبير در مقابل چپ نيست: «زرّ بن جُبَيش روايت كند كه از ابووائل كه رسول - صلي الله عليه و‌اله و سلَّم - دو خط بكشيد، يكي از جانب چپ خود و يكي از راست خود، آنكه گفت: هذه السبل؛ اين راه هاست و بر سر هر راهي شيطاني مي گويد: الي الي، آنگه خطي برابر روي خود بكشيد، گفت: اين راه خداست، پس اين آيت برخواند: و اَنَّ هَذَا صِراطي مُستقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ» (همان، 1/85) تفسير شنقشي در ترجمه آيه 16 سوره اعراف، صراطك المستقيم را به راه راستت ترجمه مي كند و راه راست همان، دين مسلماني مي خواند: «ابليس گفت: بدين كي مرا بي راه بكردي، حقا كي بنشينم فرزندان آدم را بر راه راستت، دين مسلماني» (تفسير شنقشي، 1354: 173) اسفرايني، بي راه و راه راست را به صورت متضاد در ترجمه اضلال و صراط مستقيم آورده است (اسفرايني، 1375: 648) يا الصراط المستقيم را راه راست ترجمه كرده (همان، 708) و در توضيح راه راست، آن را به مسلماني تعبير كرده است. (همان، 685 نيز رك: بخشي از تفسيري كهن، 1382: 60) همچنين اسفرايني، در روشنايي راه رفتن را همان راه راست رفتن خوانده است بدين صورت كه روشنايي در نظر وي نور مسلماني است؛ در ترجمه «اَوَ مَن كانِ مَيتاً فَاَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ في النّاس كَمَنْ مَثَلَهُ في الظُّلُماتِ لَيسَ بِخارجٍ مِنْها كَذلكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ مَا كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام/122) مي نويسد: «اي آن كساني كه بُد مرده، و ما وي را زنده بكرديم و بداديم وي را روشنايي - يعني نور مسلماني- كه بدان همي رود اندر ميان مردمان، اندر راه راست، چون كسي بود مثال وي كه اندر تاريكي ها بود - يعني تاريكي كفر و ضلالت - بيرون نيامد از آن، همچنان آراسته بكرده اند كافران را همچنان همي كنند از كفر و معصيت.» (اسفرايني، 1375: 683) كاشفي نيز مي نويسد: «در تيسير مستقيم را به روشن تفسير مي كند و مي گويد اين لغت روم است، پس مفهوم صراط مستقيم راهي روشن باشد.» (كاشفي، 1379: 741)

2-2- سَبيل
 

نسفي، ذيل آيه 146 سوره اعراف، تعابير «سبيل الرُّشد» را راه راست و «سبيل الغيَّ» را به راه بي راه ترجمه كرده است. (نسفي، 1362: 319) آيه «وَ اِنَّهَا لَبِسَبيلٍ مُقيمٍ» (الحجر/76) در تفسير نسفي چنين ترجمه شده است: «و اين شهرهاشان بر راهي است پيدا» (همان، 500) و از آن جا كه در نظر اسفرايني، راه راست به معني راه آشكار و گشاده و پيدا بوده است آن را به اين صورت ترجمه كرده است: «و آن ديهاي ايشان به راهي راست ايستاده.» (اسفرايني، 1374: 1187) اسفرايني، در ترجمه آيه 9 سوره نحل، راه راست را در مقابل راه ضلالت قرار داده است: «وَ عَلي اللهِ قَصْدُ السَّبيلِ وَ مِنْهَا جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَديكُمْ اَجْمَعينَ و بر خداي است بيان راه راست، و از آن راه ها است كه بگرديده است از حق - يعني راه ضلالت - و اگر خواستي راه نمودني شما را به حق همه.» (همان، 1198) مشخص است كه اسفرايني، راه راست را در ترجمه قصد السبيل آورده است؛ همين ترجمه را در تفسير نسفي نيز مي بينيم (نسفي، 1362: 505) نسفي در ترجمه مقتصد نيز «بر راه راست رونده» آورده است. (همان، 780) اَهْدي سَبيلاً (ايه 84 سوره اسراء) را اسفرايني «راه يافته تر» ترجمه كرده است (اسفرايني، 1374: 1285) و نسفي «راه راست رونده تر». (نسفي، 1362: 546) در تفسير نسفي، «سَواءَ السَّبيل» به «راه راست مبين» ترجمه شده (همان، 733) و تفسير قرآن پاك آن را به راه راست برگردانده و راه راست را دين مسلماني خوانده است (تفسير قرآن پاك، 1383: 65) و در روض الجنان فقط راه راست آمده است (ابوالفتوح رازي، 1377: 15/92، 88/36، 7/7) صاحب تاج التراجم «ميان راه» آورده، بعد نوشته يعني راه راست. (اسفرايني،1375: 570) ابوالفتوح، ميانه و وسط راه را نيز راه راست خوانده، در ترجمه سَواء السَبيل، راه راست آورده است، بعد آن را توضيح داده که « سَواءَ السبيل ميانه راه باشد يعني جاده راه» (ابوالفتوح رازي، 1377: 2/106) همچنين راه حق و راه راست را به يك معني آورده: «هر كس كه اين كند از شما، راه حق گم كرده باشد و راه راست» (همان، 19/155) «اِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ، گفت او را هدايت داديم بر ره راست»، (همان، 20/72) سور آبادي، سبيل را، راه راست در مقابل ضلالت و گمراهي آورده است: «فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطيعُونَ سَبيِلاً گمراه شدند از دل نياوند آمدن به راه راست» (سور آبادي 1381: 1701) همچنان كه ترجمه نسفي از «فاَضَلُّونا السَّبيلا» بدين صورت است: «و ايشان از راه راست مان ببردند و به بي راهي سپردند» (نسفي، 1362: 803).و نسفي در ترجمه ممّن هدينا، راه راست دادگان آورده است. (نسفي، 1362: 581) آنچه نسفي در ترجمه آيه 50 از سوره قصص آورده، نشان مي دهد راه راست، در نظر وي با روشني و آشكارگي همراه است، در مقابل ضلالت كه همراه تاريكي است: «اِنَّ اللهَ لايَهدي القومَ الظالمين خداي تعالي راه راست ندهد، آن را كه بر اختيار ضلالت ثابت بود» (همان، 740 نيز رك: 522) نسفي گاه در ترجمه هدي و ضلالت، راه يافتن و بي راه شدن يا از راه راست به جاي هدي و راه يافتن استفاده كرده است: «مَنِ اهْتدَي فَانَّما يَهْتَدي لِنَفْسِهِ هر كه بر راه راست رود وي راست منفعت آن وَ مَن ضَلَّ فَانَّما يُضِلُّ عَلَيهاَ و هر كه گمراه شود بر وي است مضرّت آن» (همان، 533 نيز 741، 728، 555، 548، 1000) آيه مذكور را اسفرايني چنين ترجمه كرده است: «آن كسي كه راه يابد خود راه يابد خويشتن را، و هر كه بي راه شود خود خويشتن را بي راه شود». (اسفرايني، 1374: 1258) هرچند اسفرانيي در چند جايي ديگر، هدي را راه راست ترجمه كرده است (همان، 800، 798، 659) و راه راست در مقابل بي راهي آورده است: «اولئَك الَّذينَ اشْتَرواُ الضلالَهَ بِالهُدي ايشان اند آن كساني كه بخريده اند و اختيار كرده اند بي راهي، به راه راست». (همان: 70) بنابراين، «راه راست» در مفهوم مستقيم يا يمين نيست؛ هدي است كه همان راه آشكار و روشني است چون در نظر مفسران و مترجمان، راه راست همان هدي است در مقابل ضلالت كه گمراهي است (ابوالفتوح رازي، 1377: 117 و 1/129) همچنين ابوالفتوح يكي از معاني نَبي را طريق روشن خوانده است و معادلي براي راه راست قرار داده است: «نَبي طريق روشن باشد براي آن كه خلق به او مهتدي شود چنان كه به راه راست.» (همان، 313) تفسير شنقشي نيز در ترجمه آيه 97 سوره انعام، هدايت يافتن را به «راه راست گرفتن» برگردانده است: «او بيافريدست از بهر شما را ستارگان تا راه راست گيريد بدان ستارگان اندر تاريكي ها دشت و دريا» (تفسير شنقشي، 1354: 154 نيز 9، 64، 230، 245).

2-4- سَوِي
 

در ترجمه صراطاً سوياً يا الصراط السوي نيز همچنان راه راست قرار داده اند (اسفرايني، 1374: 1356، نسفي، 1362: 579، سورآبادي، 1381: 1546).

2-5- اَقْوَم
 

مترجمان قرآن كريم، اَقْوَم را نيز راه راست يا راه راست تر ترجمه كرده اند: در ترجمه انَّ هَذَا القُرآنَ يَهدِي لِلَّتي هِي اَقْوَم چنين آورده اند: «اين قرآن راه نمايد به راه راست تر» (نسفي، 1362: 532) يا «خود اين قرآن راه نمايد به آن طريقي راست» (اسفرايني، 1374: 1256).

2-6- بصارت
 

اگر اسفرايني در ترجمه بخشي از آيه 20 سوره هود، راه راست ديدن را در ترجمه بصارت يا بصارت و مفعول محذوف آن آورده؛ بدان سبب است كه «راه راست» به معني آشكار و روشن، مشهور بوده است: «يُضاعِفُ لَهُمُ الْعَذابُ مَا كانُوا يَسْتَطيعُونَ السَّمعَ وَ مَا كانُوا يَبْصِروُنَ» مي نويسد: «مضاعف بكنند ايشان را عذاب كه نتوانستندي شنيدن آيات ما و همي نديدندي راه راست» (همان، 1012).

2-7- قصد
 

ابوالفتوح، قصد را نيز به راه راست ترجمه كرده كه نه اين سوي راه و آن سوي راه است: «الْقَصدُ واسِطُ الاُمُور، و القَصدُ الجادهُ لِانَّها بَينَ مَضَلَّتَينِ، كه اين جانب و آن جانب گمراهي باشد و از ميانه راه راست، آن را قصد خوانند براي اين» (ابوالفتوح رازي، 1377: 7/60).

3- راه سمت راست در مقابل چپ
 

در مواردي كه راه سمت راست در مقابل چپ منظور بود، به سبب آنكه راه راست به تنهايي مفهومي غير از آنچه امروز رايج است داشت، الفاظ و كلماتي چون سوي، دست و سمت را با راست همراه مي كردند تا اين مفهوم را نشان دهد؛ به برخي نمونه ها توجه نماييد:

به دست چپش هرمز كدخداي
سوي راستش موبد پاك راي

(فردوسي، 1386: 445/6)

زخون بر در دز همي موج خاست
كه دانست دست چپ از دست راست

(همان، 278/5)
«تو صاحب نظر باش و صاحب تمييز، زيرا راه شاخ شاخ مي شود، يكي از ين ره بر مي آيد، يكي از آن راه؛ تو دست راست نگاه دار» (افلاكي، 1362: 672).
اسفرايني در ترجمه يمين و يسار غالباً الفاظي چون سوي يا دست را همراه راست و چپ مي آورد (اسفرايني، 1374: 1239، 1276، 1232، 1237، 1206، 1303، 1308) ابوالفتوح، ميمنه را دست راست معني كرده چون لفظ ميمنه، جهت را در بر دارد (ابوالفتوح رازي، 1377: 20/28 و 20/367) يا تفسير شنقشي ايمان و شمائل را ست راست و دست چپ ترجمه كرده است (تفسير شنقشي، 1354: 173).
در تمامي تفسير و ترجمه هاي كهن قرآن كريم ذيل آيات 8 و 9 و 10 و 27 و 38 و 41 سوره واقعه، يمين و شمال يا ميمنه و مشئمه را در تعابير قرآني اصحاب يمين و اصحاب الشمال و اصحاب الميمنه و اصحاب المشئمه، به صورت دست يا سوي راست و چپ معني كرده اند؛ چنان كه در ترجمه تفسير طبري از «خداوندان دست راست و خداوندان دست چپ» ياد كرده است. (طبري، 1356: 1794-7/1796) نسفي و سورآبادي در ترجمه آيات مذكور از تعابير «خداوندان دست راست» و «خداوندان دست چپ» استفاده كرده اند. (نسفي، 1362: 1018 و سورآبادي، 1381: 2515) ميبدي «خداوندان راست دست و مردمان راست و راست سوي» و «خداوندان چپ سوي» و «خداوندان چپ دست و چپ سوي» را به كار برده است. (ميبدي، 1361: 436-9/438) ابوالفتوح رازي نيز تعابير «ياران دست راست و ياران دست چپ» و «اصحاب دست راست و اصحاب دست چپ» را در ترجمه تعابير قرآني به كار برده است (ابوالفتوح رازي، 1356: 2-11/3).
 

4- راه راست و راه بي راه
 

در بلاغت اسلامي مهم ترين ويژگي سخن خوب و درست را فصاحت دانسته اند؛ اطلاق لفظ فصيح به سخن خوب از آن است كه اين لفظ به معني روشني و آشكارگي است. (رجائي، 1372: 3) همين لفظ را فردوسي در شاهنامه، گشاده زباني خوانده است:

جواني بيامد گشاده زبان
سخن گفتن خوب و طبع روان

(فردوسي، 1374: 22/1)
در زبان فارسي برخي مصنّفان همين فصاحت و گشاده زباني را با تعبير راست يا راه راست بيان كرده اند: در مقدمه ترجمه تفسير طبري، راه راست به صورت صفت براي پارسي دري و به معني فصيح و آشكار به كار رفته است: «اين كتاب تفسير بزرگ است از روايت محمد بن جرير الطبري رحمه الله عليه ترجمه كرده و به زبان پارسي و دري راه راست.» (طبري، 1356: 5) راجي كرماني «راست» را به معني آشكار و فصيح، صفت آواز كرده است:

ملايك زهر سو به آواز راست
نوايي نو آيين ز هر گوشه خاست

(راجي كرماني، 1383: 1/113)
راه راست چند مورد در شاهنامه، مجازاً به معني سخن درست و آشكار به كار رفته است:

بدو گفت قيصر كه خسرو كجاست
ببايدت گفتن به ما راه راست

(فردوسي، 1386: 8/302)
در بيت زير نيز درخواست قيصر از فرستاده پرويز براي گفتن راه راست به معني آشكار و بي نيرنگ سخن گفتن در مقابل كژ يعني سخن با نيرنگ است:

كه از من همي بار بايدت خواست
اگر كژ گويند اگر راه راست

(همان، 8/329)
همچنين در شاهنامه، تعبير راه راست به معني آشكار يا راه آشكار و مشهور به كار رفته است؛ وقتي داراب در طاقي ويران خوابيده بود و رشنواد صدايي شنيد كه داراب را شاه ايران مي خواند به او اسب داد و پرسيد:

چه مردي و بوم و نژادت كجاست؟
سزد گر بگويي همه راه راست

چون بشنيد داراب يكسر بگفت
گذشته همه برگشاد از نهفت

(همان، 5/502 نيز 7/76)
جانوشيار و ماهيار وقتي دارا را مي افكنند نزد اسكندر مي روند و مي گويند كه دشمنت را كشتيم؛

چون بنشنيد گفتار جانوشيار
سكندر چنين گفت با ماهيار

كه دشمن كه افكندي اكنون كجاست؟
ببايد نمودن به ما راه راست

(همان، 5/555)
راه راست در اينجا به معني آشكارا است. بيت دوم، يعني دشمن را كه مي گويي افكنده اي كجاست؟ آشكارا او را نشان بده يا واضح و آشكارتر سخن بگو. بنداري اصفهاني، راه راست نمودن را در همين بيت به سخن راست گفتن ترجمه كرده: «فقال: ان كنتما صادقين فاوقفاني علي مصرعه». (همان، حاشيه شماره 8)
در تركيب پيوند راست يا راست پيوند، راست به معني آشكار و روشن به كار رفته است؛ چنان كه وقتي فغستان دختر كيد هندي را براي اسكندر آوردند، اسكندر

بفرمود تا هر كه بخرد بدند
بر آن لشكر روم موبد بدند

نشستند و او را به آيين بخواست
به رسم مسيحا و پيوند راست

(همان، 28/6 نيز 69/6)
در هماي نامه، مهراوه به سه پسرش مي گويد كه از سه طرف، شب هنگام به هماي شبيخون بزنند آنان نيز با تعبير راه راست، شبيخون خود را حتمي و آشكارا جلوه مي دهند، طبيعي است كه از سه راه و سه طرف، مفهومي متضاد با سمت راست دارد بنابراين، تعبير راه راست مفهومي غير از جهت جغرافيايي را بيان مي كند:

شما را همي مرد سيصد هزار
ببايد گزيد از در كارزار

ز سه روي رفتن سوي جنگ شب
كه زي جنگ كردن به آهنگ شب

كجا دشمن از جنگ ما ايمنست
نشسته به بنگاه خود ساكنست

همه هر سه گفتند فرمان تراست
شبيخون كنيم امشب از راه راست

سپه برگزيدند سيصد هزار 
به سه بخش كردند سه نامدار

به سه راه رفتند در تيره شب
ز رفتار آن سه سپه خيره شب

(هماي نامه، 1383: 144 نيز 72 و 2)
در مقابل اين راه راست كه آشكار است، راه پنهاني را نيز هماي نامه، راه كوژ خوانده است: وقتي سپاه روم، سپاه شام را در بيشه اي محاصره كرده بود و خوردني را بر آنها بسته بود تا هلاك شوند، وقتي هماي براي نجات آنان مي خواهد به بيشه برود، بايد از ميان سپاه روم بگذرد و طبيعي است كه بايد از راهي نهفته و پنهاني برود بدين سبب است كه شاعر مي گويد:

همان روز بر زد به رومي سپاه
سوي بيشه بگشود يك كوژ راه

(همان، 161)
كوژ راه، راهي است غير اصلي و غيرمشهور، راهي است كه به زور باز شده است.

چون اين بانگ بشنيد گفت اي عجب
كه يارد بر من گذشتن به شب

جز آن كس كه باشد ز جان گشته سير
نخواهد كه زنده بود مانده دير

شتر چيست وين مرد خود از كجاست
كه يارد گذشتن بدين راه راست

(همان، 21)
يعني چه كسي جرات دارد بر اين راه آشكارا بگذرد؟
ناصرخسرو، راه راست را در معني راه آشكار و گشاده و معادل صراط مستقيم و در مقابل راه دوزخ به كار برده است؛ همچنين آن را راه بهشت مي خواند:

به گمرهي نبود عذر مر تو را پس از آنك 
تو را دليل خداوند راه راست نمود

(ناصر خسرو، 1370: 33)

گمراه گشته اي ز پس رهبران كور
گم نيست راه راست و ليكن تو خود گمي

(همان، 459)

يكي سوي دوزخت همي خواند يكيّ سوي عزّ و نعمت مينو

هر يك به رهيت مي كشد ليكن
بر شخص پديد ناورد نيرو

اين با خوي نيك و نعمت و حكمت
اندر ره راست مي كشد سازو

(همان، 163)

فخر گرگاني نيز راست را در معني آشكارا به كار برده است:

سرودي گوي هم بر راست پرده
ز روي مهر ما بردار پرده

وقتي شاه از گوسان در مي خواهد كه سرودي بگويد كه پرده راز رامين را بدرد، ويس حلقه زر از گيسوان خود مي كند و به گوسان مي دهد:

به گوسان داد و گفت اين مر تو را باد
به حال من سرودي نغز كن ياد

سرودي گوي هم بر راست پرده
ز روي مهر ما بردار پرده

چو شاهت راز ما فرمود گفتن
ز ديگر كس چرا بايد نهفتن

دگر باره بزد گوسان نوائي
نوائي بود بر رامين گوائي

همان پيشين سرود نغز را باز
بگفت و آشكارا كرد او راز

(گرگاني، 1349: 301)
به نظر مي رسد «راست پرده» به مقام خاص موسيقي تصريح داشته باشد، اگر هم چيزي از آن در ميان باشد؛ به صورت ايهام است و البته، تركيب راست پرده با توجه به معني آشكار براي راست، تعبيري متناقض همچون هست نيست يا برگ بي برگي است. راست پرده در اينجا يعني آهنگ آشكار در مقابل پوشيده، چون در بيت آخر هم مي گويد: با سرود نغز راز را آشكار كرد.
در ابياتي از حديقه نيز راه راست در معني راه آشكار و در مقابل گمراهي و ضلالت يا تاريكي و داج به كار رفته است:

هر كه در ملك او مني كرده
از ره راست توسني كرده

(سنائي، 1374: 101)

آنگه آگه شوي ز نرخ پياز
كه نيابي به راه راست جواز

(همان، 146)

او ترا راه راست بنمودست 
گر بر ره روي ترا سودست

(همان، 639)

لفظ سيد چون در زمان بشنيد
در شب داج راه راست بديد

(همان، 229)
تعبير راه راست در مثنوي نيز به كار رفته است:

چون فقير آييد اندر راه راست
شير و صيد شير خود آن شماست

(مولوي، 1368: 193)
در اين بيت راه راست؛ يعني راه آشكار و گشاده و مشهور، چون فقيران اگر به معني گدايان باشد، بر راهي مي روند كه مشهور است و مردم بسيار از آن عبور مي كنند تا بدان ها چيزي ببخشند.
به نظر مي رسد «راه بي ره» در هماي و همايون، همان راه گم و پوشيده و در مقابل راست در مفهوم آشكار و گشاده است. چون اين شعر به گونه اي برگرفته از آيه اهدنا الصراط المستقيم است:

گر از ره برون رفتم اي رهنماي
در اين راه بي ره مرا ره نماي

(خواجوي كرماني، 1370: 3)
گرديزي نيز چندين بار راه راست را در معني راه آشكار و گشاده و همگاني به كار برده است: «ملك اللان ترسا است و همه اهل مملكت او كافرند، بت پرستند و از سر حدّ او ده روز برود ميان درختان و جويها و جايهاء خرّم تا به قلعتي رسد كي او را باب اللان گويند و او بر سر كوهي نهاده است و زير اين كوه راهِ راست و همه گرد بر گرد او كوه ها بلند است و هزار مرد است كه به نيابت، اين قلعه را پاس دارند به شب و روز بر طريق نيابت.» (گرديزي، 1384: 401) «هفت شبانه روز پيش ايزد، تعالي، ايستاده بودم و حاجت بخواستم تا مرا پيش خويش ببرد، پيش از آن كي ديو مرا از راه راست ببرد» (همان، 76).
ابوريحان نيز راست را به معني آشكار و بي عيب و نيرنگ به كار برده است؛ در جمله زير راه مفهوم مجازي دارد. راه راست؛ يعني راستي و آشكارگي در قابل نيرنگ و زرق و دو رنگي: «و اما حشويان منجّمان كي تمويه و زرق دوست تر دارند از راه راست چون كسي ايشان را چنين مساله پرسد او را بازگردانند.» (بيروني،1367: 538).
در تاريخ بيهقي راه راست در معني راه آشكار است كه در آن سواران و قاصداني مي گماشته اند: «روز سه شنبه نهم اين ماه، نامه وزير رسيد بر دست سواران مرتّب كه بر راه راست ايستانيده بودند.» (بيهقي، 1371: 750-749) بيهقي، با توجه به معني آشكار و گشاده، شيوه تاريخ نگاري را راه راست خوانده است: «و مرا چاره نيست از باز نمودن چنين حال ها كه ازين بيداري افزايد و تاريخ بر راه راست برود كه روا نيست در تاريخ تخسير و تحريف و تقتير و تبذير كردن» (همان، 678).
وقتي حضرت علي (ع) قصد گشودن قلعه بني نضير و بني قريضه كرد «اميرالمؤمنين - عليه السلام - گفت: من آمدم تا به زير حصن و رايت رسول در زير حصن بردم راست. چون مرا ديدند، خوفي عظيم در ايشان افتاد. (ابوالفتوح رازي، 1377: 2/22) به نظر مي رسد در اينجا، راست به معني آشكارا به كار رفته است.
نصرالله منشي، «راه راست و شارع عام» را مترادف و هم معني به كار برده است (كليله و دمنه، 1383: 42) چون راه راست در نظر وي ترجمه اي از صراط مستقيم بوده است: «و انصار حق را سعادت هدايت راه راست نمود» (همان، 3) «راه راست بسته و طريق ضلالت گشاده (همان، 56 نيز 382، 94و 47) در کليله و دمنه، تعبير سَنَن راست نيز با توجه به تعبير قرآني، در مفهوم راه و شيوه آشكار به كار رفته است: «نظام كارهاي حضرت و ناحيت به قرار معهود و رسم مالوف باز رفت و بر قاعده درست و سَنَن راست اطّراد و استمرار يافت.» (همان،10) مينوي در حاشيه درباره سنن مي نويسد: «سَنَن: راه و روش است و زمخشري در مقدمه راه راست گفته است» (همان).
ميداني در السامي في الاسامي راه راست را مقابل السمت آورده و راه هاي مجهول را بنيات الطريق خوانده است. (دبير سياقي، 1354: 190) السمت را نيز عرب ها راه و ميانه راه مي شمارند (ابن منظور: 47-2/46).
در التوسل الي الترسل، راست به معني صواب به كار رفته است: «و راه راست و طريق صواب ايشان را از طاعت داري و خدمتگاري حضرت ما باز نمود» (بغدادي، 1385: 127).
در خلاصه سيرت رسول الله (ص) راه راست در مقابل گمراهي به كار رفته است: «مهتران قريش گفتندي حق تعالي از مشتي گدايان راه راست دهد و ما گمراه باشيم اين محال است و ما سخن محمد به حضور ايشان نمي شنويم» (شرف الدين، 1368: 89).
كاشفي، طريق راست را در مقابل نيرنگ به كار برده است: «اگر پرسند كه جامه فراويز برآورده از آن كيست؟ بگوي از آن مردي كه ظاهر و باطن او يكي شده باشد و نهان و آشكارا او به طريق راست بود نه آنكه در صورت، مردم را فريب دهد و از معني بي خبر باشد.» (كاشفي سبزواري، 1350: 175).
تعبير ديگر راه بي راه در متون كهن هنجار بود؛ در لغت فرس با توجه به اين بيت عنصري:

همي شدند به بيچارگي هزيمتيان
شكسته پشت و گرفته گريغ را هنجار

اسدي نوشته است هنجار به معني «راهي بي راه باشد كه جاده نبود». (اسدي، 1365: 157) به نظر مي رسد علت آنكه هنجار را راه بي راه شمرده اند، همين راهي است كه براي گريز در اين بيت طرح شده است و خلاف راه راست است. در هماي نامه نيز هنجار دز، در مفهوم راه بي راه به كار رفته است:

نبد هيچ پيدا فراز از نشيب
ز بس تيرگي در دل آمد نهيب

بدانست هنجار دز دخت شاه
ستاره بدش رهبر و سير ماه

ببرد او شه خسته را شب به دز
نزد هيچ سان آب بر لب به دز

(هماي نامه، 1383: 36)
در هماي نامه، هنجار مار دو بار مشبّه به راه دوشار و سخت واقع شده است. لفظ هنجار در اين مورد غير از تنگي راه، به اعتبار پر پيچ و خم رفتن مار نيز هست:

كُه او همه سر به سر ديولاخ
كمرها برسته ز كُه شاخ شاخ

برو راه مانند هنجار مار
به سه چاره بر وي رونده سوار

بفگت اين و شد بر ره كوهسار
رهي ديد مانند هنجار مار

(همان:43-44)
اگر هم در وصف دانايي و تجربه كسي در مرز روم از هنجار شناسي او ياد كرده، به اعتبار تعبيري است كه از هنجار در نظر دارد يعني راه هاي ناشناخته است:

همه ديده بد سر به سر مرز روم
بدانست هنجار آن مرز و بوم

(همان، 56)
در گل و نوروز نيز از هنجار در معني راه پنهان استفاده شده است، وقتي نوروز مي خواهد به خوابگاه گل برود،

ز هر شاخي چو طوطي سر برآورد
به هر كاخي چو طوبي سر در آورد

به پاي طارم گل شد به هنجار
چو بلبل كاورد رخ سوي گلزار

چراغ شب نشينان ديد مرده
نگهبانان شب را خواب برده

(خواجوي كرماني، 1370: 195)
و در شعر حافظ كه مي گويد: «ز بيم غارت عشقش دل پرخون رها كردم / ولي مي ريخت خون و ره بدان هنجار مي آورد» (حافظ، 1367: 172) شايد هنجار به معني راه بي راه باشد؛ چون در هنگام گريز از كسي از راه آشكار و سر راست نمي رود. در برهان قاطع نيز ذيل هنجار اشاره شده كه «بعضي راه غير جاده را گويند» (برهان، 1376: 2376) در ابيات زير كه در لغت نامه دهخدا در مدخل هنجار نقل شده همچنان به نظر مي رسد هنجار در مفهوم راه بي راه به كار رفته است:

ره و هنجار ستمكاره همه زشت است
اي خردمند مرو بر ره و هنجارش

(ناصرخسرو)

گر از دنيا به رنجي راه او گير
كز اين بهتر نه راه است و نه هنجار

(ناصرخسرو)

شعاع كوكب ثابت به چرخ بر رهبر
مسير ديو دژ آگه به خاك بر هنجار

(مسعود سعد)

به قلعه اي كه از او باد كم رود بيرون
به بيشه اي كه در او ديو بد برد هنجار

(مسعود سعد)


برگرفته از سایت راسخون

یادنامه استاد زاهدی
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1391 ساعت 23:16 توسط mahdi9674 شماره پست: 781

متن زیر رو خانم مریم نجیمی یکی از شاگردان استاد زاهدی درباره ایشون نوشتند که از وبلاگ شخصی ایشون روز امتحان به آدرس ruzeemtehan.blogfa.com این مطلب رو  میارم:


از خون جوانان وطن لاله دمیده........................از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایه گل بلبل از این غصه خزیده.................گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج‌رفتاری ای چرخ....................................چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ....................................نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

در غم از دست دادنت چونان ابر بهار گریستم و تپشهای قلبم برای لحظه لحظه روزهایی که با تو بودم به شماره افتاد. و چقدر سخت است از تو و خوبیهایت نوشتن. چقدر زود و ناباورانه بار سفر بستی و ما را ترک گفتی.

 
برای نوشتن از تو باید چونان تو بود تا حقِ حقی که به گردن من و هزاران هزار دیگر داری ادا شود؛ آنسان کهفضل و دانشت نه مایه تفاخر و سروری که حدیث تواضع و فروتنی بود.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، معدنی از علم و اندیشه بود تا بتوان دشوارترین مفاهیم را در ساده ترین قالبها پیاده کرد و فهماند.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، دریایی از سخاوت و محبت بود تا بتوان قطره قطره محبتی را که بی چشمداشت پاسخی ارزانی دیگران کردی به تصویر کشید.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، صبوری کرد به پای همه نادانسته ها و جهالت ها، و چون شمعی سوخت و روشنایی بخشید.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، اندیشه ای ژرف و فراخ داشت تا بتوان تنها گوشه ای از سیر اندیشه ات را در باطن کلمات جای داد.
 

قلم ناچیز من قاصرتر از بیان همه کمالاتی است که تو داشتی. رفتن ناباورانه تو نه تنها جامعه زبانشناسی کهجامعه اساتید و عالم انسانیت را داغدار از دست دادنت کرد.

تو نه تنها اسوه علم و دانش و فضیلت و کمالات، که اسطوره اخلاق و خوش مشربی و تربیت بودی.

تو نه تنها استاد علم آموز من بودی، که از تو آموختم چگونه انسان باشم و چگونه زیست کنم و چگونه در راه اعتلای آرمانهایم حتی در کمترین زمان ممکن گامهای بلند و استوار بردارم.
جایت در قلبهایمان همیشه خالی است و یادت بر اندیشه هایمان همیشه جاویدان. روحت شاد.

زبانهای اصلی دنیا

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1391 ساعت 6:0 توسط mahdi9674 شماره پست: 777

برنارد کامری یکی از مطرح ترین رده‌شناسان زبان هست. در این کتاب به بررسی رده‌شناختی 39 زبان دنیا می‌پردازه که برای علاقه‌مندان جالب توجه هست. امیدوارم بتونید از این کتاب به خوبی استفاده کنید.


دریافت کتاب زبان‌های اصلی دنیا

ماه خدا
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 ساعت 2:45 توسط mahdi9674 شماره پست: 780

چند روز از ماه رمضان گذشته و حیف بود توی این ماه هیچ مطلبی رو به این ماه عزیز اختصاص ندیم. امیدوارم که عبادات همه شما در این ماه مورد قبول خداوند قرار بگیره.


خدایا فقط می‌تونم بگم هیچ کس رو جز تو ندارم

 

کتاب‌هایی با موضوعات مختلف

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 ساعت 2:11 توسط mahdi9674 شماره پست: 779

این‌ها کتاب‌هایی با موضوعات تحلیل کلام، صرف، نحو به علاوه یک واژه‌نامه خوب زبانشناسی و آموزش زبان هست. امیدوارم از خوندن این‌ها لذت ببرید.


Advances in Discourse Analysis,2008

Introducing Morphology , ROCHELLE LIEBER,Cambridge,2009

Bare Syntax, CEDRIC BOECKX, Oxford University Press,2008

Longman Dictionary of Language Teaching and Applied Linguistics.4th_Edition,2010

درگذشت یکی از استادان زبانشناسی ایران
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 ساعت 1:49 توسط mahdi9674 شماره پست: 778

جامعه زبان‌شناسی ایران در سوگ از دست دادن استاد بزرگوار دکتر کیوان زاهدی نشسته است.


پیکر این استاد فرزانه صبح روز چهارشنبه 91/5/11از مقابل دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی تشییع می شود.


آشنایی با آثار و خدمات علمی ایشان

سوابق تحصیلی:

کارشناسی: زبان‏ و ادبیات انگلیسی / 1370 / تهران / دانشگاه علامه طباطبایی

کارشناسی ارشد: زبان‏شناسی همگانی / 1374 / تهران / پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

دکتری تخصصی: زبان‏شناسی همگانی / 1381 / تهران / دانشگاه تربیت مدرس


سوابق تدریس:

1385 تاکنون / استادیار زبان‏شناسی، گروه زبان‏شناسی، دانشگاه شهید بهشتی

تدریس دروس زبان‏شناسی و آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان مقطع کارشناسی ارشد

1384- 1385 / استادیار زبان و زبان‏شناسی، مرکز زبان، دانشگاه صنعتی شریف

تدریس دروس زبان تخصصی، مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری

1383- 1384/ مدرس دروس زبان‏شناسی، مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور تهران

1381- 1383 / استادیار زبان‏شناسی و آموزش زبان فارسی به غیر فارسی¬زبانان ـ گروه زبان‏های ایرانی، دانشگاه شهید بهشتی

1376 ـ 1380 / مدرس آموزش زبان فارسی به غیر فارسی¬زبانان، گروه ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی

1375 ـ 1378 / مدرس زبان‏شناسی، مقطع کارشناسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه علامه طباطبایی


مقالات علمی و کتب منتشر شده

زاهدی، کیوان و لیلا شریفی. "فرهنگ معاصر زبان فارسی". تهران: انتشارات راهنما. (در دست چاپ)

 

زاهدی، کیوان. "زبان‏شناسی کمینه‏گرا، خاستگاه، مفاهیم بنیادین وانگاره‏ها". تهران: انتشارات اسطوره (در دست چاپ)

 

زاهدی کیوان. "شاخص‏های تفکر زبان‏شناختی سنت غرب: از سقراط تا سوسور". نوشتة ری لویس و تالبوت تیلور. تهران: انتشارات اسطوره.

 

زاهدی، کیوان. 1385. "زبان‏شناسی چامسکی"، پژوهشنامه علوم‏ انسانی. دانشگاه شهید بهشتی. شماره 50.

 

زاهدی، کیوان. 1386. "فعل در فارسی نوین: ملاحظاتی نشانه‏شناختی"، پژوهشنامه علوم انسانی. ویژه‏نامه زبان و ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی. شماره 54.

 

زاهدی، کیوان. 1387. "بازنگری دستور زبان فارسی: بررسی نظام شناسه‏ها و پیامدهای آن"، مجموعه مقاله نخستین همایش ملی زبان‏شناسی، کتیبه‏ها و متون. تهران: سازمان میراث فرهنگی.

 

زاهدی، کیوان، حسن عشایری و فرشته رحیم زاده. 1387. "تأثیر جنسیت بر درک نوای عاطفی گفتار"، مجله پژوهش زبان‏های خارجی. شماره 5.

 

زاهدی، کیوان. 1387. "پارادایم میان رشته‏ای: مهندسی تفاعلی"، مجموعه مقاله سومین هم‏اندیشی پژوهشگران. دانشگاه شهید بهشتی.

 

زاهدی، کیوان و پرستو دری منش. 1387. "تأثير راهبردهاي فراشناختي يادگيري بر موفقيت تحصيلي دانشجويان زبان انگليسي در آموزش از راه دور"، پژوهشنامه علوم انسانی. ویژه‏نامه زبان و ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی. شماره 57: 144 ـ 117.

 

زاهدی، کیوان. 1387. "جنسیت و جنس زبانی در قرآن کریم"، مطالعات راهبردی زنان. سال یازدهم، شماره 42: 102 ـ 79.

 

زاهدی، کیوان. 1387. "ملاحظاتی پیرامون وجه و وجه‏نمایی: شواهدی از فارسی نوین"، مجله بین‏المللی پژوهشگاه میراث فرهنگی. تهران: پژوهشگاه میراث فرهنگی.

 

زاهدی، کیوان و آنیتا بازیان. 1387. "وجه و وجه‏نمایی در ترکی آذری"، پژوهشنامه علوم انسانی. ویژه‏نامه زبان و ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی. شماره 57.

 

زاهدی، کیوان. 1387. انواع فاعل نحوی بی آوا در زبان فارسی. دستور: ویژه نامه نامه فرهنگستان. جلد چهارم. شماره 4.

 

زاهدی، کیوان. 1388. "زبان، فرهنگ و تفکر: دیدگاه‏ها و برهان‏ها"، فصل نامه تحقیقات فرهنگی. سال دوم. شماره پنجم: 46 ـ 17.

 

زاهدی، کیوان و محمدعلی شمس. 1388. "خویشاوندی و جنسیت در خانواده و بازتاب آن‏ها در زبان". مجله خانواده پژوهشی. سال پنجم. شماره 19.

 

زاهدی، کیوان. 1388. "بررسی فراگشت آموزش و پژوهش میان رشته‏ای: نیاز دیروز، رویکرد امروز، زیرساخت فردا"، مجله مطالعات میان رشته¬ای در علوم انسانی. سال اول. شماره 4

 

زاهدی، کیوان، حسن عشایری و فرشته رحیم زاده. 1388. "بررسی تأثیر جنسیت بر درک نوای غیر عاطفی (زبانی) گفتار در دو جنس". مجله پژوهش زنان. سال اول. شماره 2.

 

زاهدی، کیوان و لیلا شریفی. 1388. "اختصار سازی در زبان فارسی". مجله زبان و زبانشناسی. سال پنجم، شمارة اول، پیاپی نهم.

 

زاهدی، کیوان و ساحل خوشبخت قهقرخی. 1389. "شمایل‏های سببی در زبان فارسی"، پژوهش زبان و ادبیات تطبیقی. دورة اول، شمارة چهارم

 

زاهدی، کیوان و عاطفه محمدی زیارتی. 1390. "شبکة معنایی حرف اضافة فارسی "از" در چهارچوب معنی‏شناسی شناختی"، تازه‏های علوم شناختی. سال سیزدهم، شمارة 1، شمارة پیاپی 49.

زاهدی، کیوان و لیلا شریفی. 1390. "زبان پژوهشی"، قدمت اختصارسازی در زبان فارسی. سال دوم. شمارة 4

 

زاهدی، کیوان، حسن عشایری و هاله روستائیان. (در دست چاپ) "اختلالات زبانی در بیماری آلزایمر"، مجله روان‏شناسی.

 

زاهدی، کیوان و عصمت دریکوند. (در دست چاپ). "مقایسة استعاره های زبانی در نثر فارسی و انگلیسی"، مجلة نقد زبان و ادبیات خارجی.

 

زاهدی، کیوان و عصمت دریکوند. (در دست چاپ). " تحلیل مقايسه اي و مقابله ای استعاره هاي ادبي در شعر فارسي و انگليسی".

 

Zahedi, Keivan. 2003. “Iconic Motivation in Modern Persian Grammar”, Journal of the Faculty of Literature and Humanities. Tehran: Shahid Beheshti University

 

Zahedi, Keivan. 2004. “Complex Predicates in Modern Persian: A Minimalist Approach”, WECOL. Tucson: University of Arizona.

 

Zahedi, Keivan. 2007. “Grammaticality in Minimalist Program: A New Horizon Towards Generative Functionalism”, Journal of Social Science. 55: 79-88.

 

Zahedi, Keivan. 2007. “How Syntactic are Appositions Some Arguments for a DP- Shell Hypothesis for the so- called PPs within Minimalist Framework”, The Perspectives of Linguistics in the 21st Century. Seoul: South Korea.

 

Zahedi, Keivan. 2008. “Determinist Inquiries: Debates on the Foundation of Language”, International Journal of Criminology and Sociological Theory, Vol. 1, No. 1: 26-50.

 

Zahedi, Keivan. 2008. “Metacognitive Learning Strategies and Academic Success of TEFL MA Students in Distance Education”, International Journal of Criminology and Sociological Theory. Vol. 1, No. 2: 161-176.

 

Zahedi, Keivan. 2008. “Un-Principled UG: Qualms on the Necessity of Principles”, Journal of Social Science, 56: 107-126.

 

Zahedi, Keivan. 2008. “Remarks on Mood and Modality: Evidence from Modern Persian”, Nāme-ye Pažūhešgāh, 22&23: 97-105.

 

Zahedi, Keivan & Mohammad Ali Shams. 2011. “Exploring the Iranian Candidates’ Use of Formulaic Sequences in the Writing Module of IELTS”, Iranian EFL Journal. Vol. 7-2: 15 -27.

Zahedi, Keivan & Roghayeh Mehrazmay . 2011. “Definiteness in Sorani Kurdish and English”, Dialectologia. Vol. 7: 129-157.

 

Zahedi, Keivan & Nasser Fallah. 2011. “The Relationship between Vocabulary Knowledge, Linguistic Intelligence and Morphological Awareness among EFL Learners”, The Academic Leadership Journal. Vol. 9: 1-6.

 

Sadeghi, M & M.A. Mazaheri, F. Mootabi & Keivan Zahedi. (In Press) “Marital Interaction in Iranian Couples: Examining the Role of Culture”, Journal of Comparative Family Studies.

 

Zahedi, Keivan & Saeedeh Shamsaee. (In Press). ‘Viability of Construct Validity of the Speaking Modules of International Language Examiminations (IELTS vs. TOEFL iBT): Evidence from Iranian Teat- Takers”. Educational Assessment, Evaluation and Accountability.

•          

 

طرح‏های پژوهشی‏

 

1377 ـ 1380 / پژوهشگر واژه‏گزینی و اصطلاح‏شناسی ـ فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی.

1385 / ترجمه و تدوین دروس دانشگاه MIT: زبان و ساختار آن: نحو دانشگاه شهید بهشتی.

1385 ـ 1386 / ارزیابی درونی گروه آموزشی زبان‏شناسی دانشگاه شهید بهشتی.

1386 / تعریف و تدوین برنامه، عناوین و سرفصل دروس رشته میان رشته‏ای زبان‏شناسی رایانشی. (کارشناسی ارشد) پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

1387 / ترجمه و تدوین دروس دانشگاه MIT: نحو پیشرفته: دانشگاه شهید بهشتی.

1387 / تعریف و تدوین برنامه، عناوین و سرفصل دروس رشته میان رشته‏ای زبان‏شناسی بالینی. (کارشناسی ارشد) پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

1390 / تعریف و تدوین برنامه عناوین و سرفصل دروس رشته میان رشته‏ای علوم شناختی زبان (دکترای تخصصی). پژوهشکدة علوم شناختی.

1390/ زن در ضرب المثل‌ها و حکم فارسی: تحلیل زبان شناختی کمّی پیکرة دو فرهنگ: "امثال و حکم" دهخدا و "کوچه" شاملو، دانشگاه شهید بهشتی

 

سخنرانی

 

1382 / نهاد غیرفاعلی و واژه‏بست مضاعف در فارسی نوین ساخت‏های نشانگر وجود مقوله نقشی مطابقت. نخستین هم‏اندیشی دستور زبان فارسی. تهران: فرهنگسان زبان و ادب فارسی.

1382 / انگیختگی صورت‏های فعلی در فارسی نوین. دومین همایش پژوهش‏های زبان و ادبیات فارسی. تهران: دانشگاه تربیت مدرس.

1386 / بازنگری دستور زبان فارسی: بررسی نظام شناسه‏ها و پیامدهای آن. نخستین همایش ملی زبان‏شناسی، کتیبه‏ها و متون. تهران: سازمان میراث فرهنگی.

1386 / جغرافیای علمی: راهبرد توفق در قرن بیست و یکم. دومین هم‏اندیشی پژوهشگران دانشگاه شهید بهشتی. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

سایت زبانشناسی

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1391 ساعت 12:28 توسط mahdi9674 شماره پست: 776

این سایت که در زیر آوردم سایتی مهم و فعال در زمینه یادگیری زبان و چند زبانگی هست. کسانی که علاقه دارند می‌تونند از این سایت بهره ببرند:


languageonthemove

فلسفه زبان
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1391 ساعت 11:39 توسط mahdi9674 شماره پست: 775

نویسنده: مهدی عبداللهی


فلسفه زبان به همراه اتمیسم منطقی و فلسفه اصالت تحصل منطقی، سه جنبش مؤثر فلسفی در قرن بیستم هستند که جملگی، وظیفه اصلی (و شاید تنها وظیفه) فلسفه را تحلیل می­دانند، و از آنجا که تحلیل، به استعمال و وظیفه زبان مربوط است، بر این اساس، این سه مکتب معتقدند که مسائل فلسفی، دست کم تا حدودی، مسائل زبانی است، و بنابراین، فقط به وسیله توضیح و تشریح الفاظ زبان است که می­توان تا اندازه ممکن، این مسائل را حل کرد. این نهضت، در آخر دهه 1930 در دانشگاه کمبریج آغاز شد که در آنجا لودویگ ویتگنشتاین که خود یکی از نخستین پیش­نهادکنندگان اتمیسم منطقی بود، این نظریه را ترک گفت. جنبش مزبور، اکنون، هم در دانشگاه کمبریج و هم در دانشگاه آکسفورد، و به علاوه در کانادا، استرالیا و ایالات متحده آمریکا نفوذ دارد. جرج ادوارد مور و آستین را به همراه ویتگنشتاین متأخر، باید پیشگامان «فلسفه زبان» دانست که از آنها به «فلاسفه زبان عادی» نیز یاد می­شود. ایشان به دنبال آن بودند که با مداقه در کاربرد روزانه کلماتی که مسائل فلسفی در قالب آنها بیان می­شوند، سرنخ­هایی را برای مسائل عمیق فلسفی بیابند.


حوزه­های معرفتی ناظر به زبان، به طور کلی به دو دسته تقسیم می­شوند:

1. حوزه­هایی که زبان خاصی را مورد مطالعه قرار می­دهند. علم صرف، نحو و لغت(واژه­شناسی) از این دسته­اند. علم صرف، همواره ناظر به قواعد صرفی یک زبان خاص است، یا علم نحو که همیشه ناظر به یک زبان خاص است.

2. حوزه­هایی که زبان را به مثابه یک پدیده عام بشری مورد مطالعه قرار می­دهند. این علوم، خود به لحاظ  روش­شناختی، به دو دسته متمایز تقسیم می­شوند:

   الف. علومی که زبان را موضوعی علمی می­دانند و آن را به لحاظ تاریخی و به روش تجربی مطالعه می­کنند، مثل زبان­شناسی (linguistics) که به توصیف و تحلیل ساختارهای واج­شناختی، نحوشناختی و معناشناختی زبان­های طبیعی به روش علمی می­پردازد. در توصیف واج­شناسی یک زبان، چگونگی آرایش آواها و رابطه آنها با یک­دیگر مورد بررسی قرار می­گیرد. معناشناسی به بررسی معنای واژه­های موجود در یک زبان و هم­چنین معانی حاصل از ترکیب­های مختلف این واژه­ها با یک­دیگر می­پردازد. در حوزه نحو نیز شیوه­های مختلف قرار گرفتن واژه­ها در کنار یک­دیگر بررسی می­شود تا قواعد ساخت جملات به دست آیند. ولی باید توجه داشت که اگر چه این سه حوزه، هسته توصیف­های زبانی به حساب می­آیند، از چگونگی تأثیر بافت موقعیتی، بر گفتار و منظور مردم و یا پیامدهای ناشی از کاربرد زبان، در این حوزه­ها سخنی به میان نمی­آید. مباحثی از این دست، در شاخه­هایی از زبان­شناسی مانند کاربردشناسی، تحلیل گفتمان و جامعه­شناسی زبان، مورد مطالعه قرار می­گیرد.

زبان­شناسی به صورت کلی، ساختار زبان­های طبیعی ، یعنی زبان­هایی را که انسان­ها به طور طبیعی به کار می­برند(نظیر انگلیسی، اردو، لهستانی و . . .) بررسی می­کند. زبان­شناسی، رشته­ای است که ادعای مطالعه تمام وجوه مختلف زبان را دارد، و وظیفه زبان­شناسان، این است که چگونگی ارتباط عناصر یک زبان را، نه تنها با یک­دیگر، بلکه با جهان خارج از زبان شرح دهند. آنها علاوه بر روابط موجود در درون نظام زبان، باید روابط بین این نظام و چیزهایی را که به وسیله آن وصف می­شوند، نیز بررسی نمایند. بیشتر تحقیقاتی را که در رشته زبان­شناسی انجام می­شود، می­توان از نوع «تحلیل» دانست. شناسایی و توصیف ساختارها و صداهای یک زبان و تلاش برای توضیح روابط بین آنها، نمونه­هایی از تحلیل­های زبانی هستند.

  ب. علومی که زبان را موضوعی فلسفی قلمداد می­کنند و به روش عقلی به مطالعه آن می­پردازند، همانند فلسفه زبان (philosophy of  language)

فلسفه زبان، شاخه­ای از فلسفه است که جنبه­های عام و کلی زبان را توصیف و تبیین می­کند. این جنبه­های عام و کلی، مسائلی­اند که اختصاص به زبان خاصی ندارند، بلکه نسبت به هر زبانی صادق­اند. مسأله صدق، حکایت، معنا، ضرورت و مسائل دیگری از این دست، موضوع مطالعه فلسفه زبان هستند. بحث از اینکه معیار معناداری و بی­معنایی الفاظ چیست؟ بحث افعال گفتاری، ضرورت و امکان، بحث اخبار و انشاء... . تحلیل مفاهیم اصلی زبان، طبقه­بندی کنش­های زبانی، یعنی طبقه­بندی کاربردها یا کارکردهای زبانی، انوع ابهام، انواع الفاظ و انواع گوناگون استعاره، نقش استعاره در رشد و تحول زبان و هم­­بستگی­­های میان زبان، تفکر و فرهنگ، از دیگر مباحث فلسفه زبان است. هر چند به گفته ویلیام آلستون ـ­­یکی از مهم­ترین معرفت­شناسان معاصر و یکی از برجسته­ترین فیلسوفان دین در قرن بیستم­ـ مسائل مربوط به زبان که عموماً فیلسوفان مورد بررسی قرار می­دهند، مجموعه نامنسجمی را تشکیل می­دهند که یافتن هر گونه معیار روشنی برای جدا کردن آن­ها از مسائل زبانیِ مورد بحث عالمان دستور زبان، روان­شناسان و انسان­شناسان دشوار است.

لازم به ذکر است که نباید فلسفه زبان را با فلسفه زبانی(Linguistic Philosophy) یکی دانست، چرا که فلسفه زبانی، برخلاف فلسفه زبان، شاخه­ای از فلسفه نیست، بلکه روشی برای حل مسائل فلسفی خاص است. فیلسوفان تحلیلی، این روش را برای بررسی و مطالعه مسائل فلسفی پیشنهاد کرده، و آن را در همه حوزه­ها و شاخه­های فلسفه، ساری می­دانند. براساس این روش، برای حل مسائل فلسفی، به جای بررسی ماهیات ذهنی و کندوکاو در اعماق ذهن، باید موارد استعمال واژه­ها را در زبان متعارف جست­وجو کرد. معنای یک واژه، سر جمع موارد استعمال آن واژه در زبان متعارف است. جان سرل، فلسفه زبانی را چنین تعریف کرده است:

«فلسفه زبانی، عبارت است از تلاش برای حل مسائل فلسفی خاص از طریق توجه به کاربرد معمولی واژه­های خاص یا دیگر مؤلفه­های یک زبان خاص.»

وی در مصاحبه با برایان مگی نیز می­گوید: «فلسفه تحلیل زبان»، فن و روشی برای حل مسائل فلسفی است، ولی «فلسفه زبان» یکی از موضوعات یا شعب فلسفه است. فیلسوف تحلیل زبان، معتقد است که بعضی از مسائل سنتی فلسفه از قبیل مسائل مربوط به شکاکیت را می­توان با بررسی منطق اصطلاحات متعارف و مورد استعمال در بحث از شکاکیت مانند شک و یقین و معرفت و غیره، حل کرد. او کاربرد عادی این الفاظ را تحلیل می­کند تا به این وسیله مسائل را حل نماید. اما فلسفه زبان، اسم موضوعی در خود فلسفه است و با مسائلی از این قبیل سروکار دارد: ما چگونه با واقعیت ارتباط برقرار  می­کنیم؟ ماهیت معنا چیست؟ عمل گفتاری چیست؟ صدق و دلالت و ضرورت منطقی چیست؟

حاصل آن که، جریان فلسفه زبان، مهم­ترین جریان فلسفه تحلیلی است که حدود سه دهه 40-60 در غرب غالب بوده است، و می­توان آن را این گونه تعریف نمود که این فلسفه عبارت است از این تفکر که معنا و محتوای الفاظ فلسفی با عمل زبانی تبیین می­شوند و فیلسوف باید به استعمالات حقیقی   واژه­هایی که ملازم با مفاهیم فلسفی­اند، توجه نماید.

افزون بر فیلسوفان زبانی که ذکرشان گذشت، می­توان از میان فلاسفه زبان، گیلبرت رایل، استراوسون و گرایس را نیز نام برد. به اعتقاد برخی از اندیشمندان معاصر، هر چند کتاب «مفهوم روان» گیلبرت رایل، حلقه اصلی انتقال و واسط میان پوزیتویسم منطقی و فلسفه زبان عادی است، اما نماینده عمده و اصلی فلسفه زبان رایج، جان لانگ شاو آستین است.

 

اهم مباحث فلسفه زبان

الف) مباحث مربوط به نظریه معنا:

       1) چیستی معنا، که به طور کلی سه نظریه عمده در این باب وجود دارد: حکایی، تصوری و رفتاری.

       2) هم­معنایی: تعریف هم­معنایی، ارتباط آن با معنای وصفی، تقسیم هم­معنایی به تام و غیرتام و . . .

       3) معناداری؛

       4) تحلیلی بودن: وجود یا عدم قضایای تحلیلی، نسبی و مطلق بودن تحلیلیت، نسبت تحلیلیت با پیشین و پسین بودن و...

       5) استلزام.

 

ب) مباحث مربوط به نظریه حکایت یا ارجاع:

      6) نام­گذاری: چیستی نام خاص، نسبت آن با لفظ خاص و وصف معین،

     7) چیستی صدق، که اهم دیدگاه­ها در این باب عبارتند از: نظریه مطابقت، نظریه تلائم، نظریه پراگماتیستی، نظریه حشو زائد، نظریه نقل قول بد و نظریه معناشناختی؛

     8) دلالت: فرق میان مدلول یا محکی با معنی یا مفهوم،

     9) گستره مصادیق: فرق گستره مصادیق با محکی، گستره مصادیق جمله­های اخباری، و گستره مصادیق تعابیر محمولی؛

   10) مقادیر متغیرها: افراد، قضایا، عمل­گرهای نحوشناختی یا منطقی مانند سورها به عنوان پاره­ای از مقادیر متغیرها، ثوابت منطقی، متغیرهای وابسته یا ظاهری و...

 

ج) مباحث مربوط به کاربردشناسی فلسفی:

     11) وحدت جمله و کثرت معانی که از جمله فهمیده می­شود؛

     12) نظریه افعال گفتاری؛

     13) نظریه مکامله یا نظریه معانی ضمنی.


نقل از سایت پژوهه

دانلود کتاب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1391 ساعت 14:40 توسط mahdi9674 شماره پست: 774
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است
سایت جدیدی برای دانلود کتاب‌های زبان‌شناسی پیدا کردم که لینکش رو برای شما قرار می‌دم تا بتونید از اون استفاده کنید. نام سایت کتاب ناک هست و کتاب های فارسی هم داره.


کتابناک

از دیروز تا امروز...
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1391 ساعت 12:17 توسط mahdi9674 شماره پست: 773
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

داشتم مطالب گذشته وبلاگ رو نگاه می کردم. هم نظرات کنکوری‌های سال های گذشته که بیشترشون رفتند و هم پست های مختلف. واقعا خیلی جالب بود برای من که بعضی ها چه حرف هایی بهم زده بودند. فقط به خاطر بعضی مسائل پیش پا افتاده.

مطلب دیگه اینکه در 24 مرداد 89 اولین پست خودم رو در این وبلاگ قرار دادم و در مورد سراسری شدن کنکور دکتری بود. چند روز دیگه دو سال از آغاز به کارم در این وبلاگ می‌گذره.

ایمیلی به آقای بنادکی زدم و در مورد موضوعی در مورد آینده وبلاگ با ایشون صحبت کردم. ایشون هم گفتند تا هفته آینده به ایران می‌آند و کارهای وبلاگ رو پیگیری می‌کنند. فکر می‌کنم این وبلاگ همه چیز رو از ایشون داره. من خودم قبلا وبلاگ‌هایی درباره زبانشناسی ایجاد کرده بودم اما دیدم اصلا نمی‌تونم کاری کنم که وبلاگی خوب و سرزنده داشته باشم. از زمان آغاز نوشتن در اینجا دیگه اونها رو فراموش کردم و کنار گذاشتم.

حالا هم فکر می‌کنیم بهتر هست که این وبلاگ به سایت تبدیل بشه. در پست قبلی خانم ف.ک به درستی این رو گفته بودند و البته به بحث فورومی که قرار بود راه اندازی بشه ربط داره. به خواست خدا می‌خوایم سایتی راه اندازی کنیم که به خوبی به نیازهای شما و تمام علاقه‌مندان به زبان‌شناسی پاسخ بده.

در این مورد نیاز به راهنمایی‌های شما همراهان همیشگی وبلاگ داریم لطفا نظرات خودتون رو در این مورد برای ما بازگو کنید. شاید قبل از آغاز به کار سایت نیاز باشه چند تا نظر سنجی هم از شما داشته باشیم.

استفاده از به روز رسانی در ویندوز 7
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391 ساعت 14:45 توسط mahdi9674 شماره پست: 772

تقریبا بیشتر ما از ویندوزهای کرک شده استفاده می‌کنیم. به دلیل اینکه در این ویندوزها نمی‌‌شه از Update های مایکروسافت استفاده کرد می‌تونه برای ما از نظر امنیتی مشکل ساز باشه چون باگ‌های سیستم عامل برطرف نمی‌شند. برای حل این مشکل می‌تونید برنامه کم حجم زیر رو دریافت و نصب کنید و با خیالی آسوده از به روزرسانی‌های مایکروسافت برای ویندوز استفاده کنید بدون اینکه مشکلی برای سیستم عامل شما به وجود بیاد. برای تنظیمات به روز رسانی‌ها باید از گزینه Windows Update در Control Panel‌ استفاده کنید.


Windows Loader

گسترش زبان مخفي در ادبيات گفتاري جوانان

+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1391 ساعت 14:40 توسط mahdi9674 شماره پست: 771

بعضی از مطالب این مقاله مورد تایید زبانشناسان نیست اما برای استفاده شما از مطالب این رو آوردم.

گسترش زبان مخفي در ادبيات گفتاري جوانان

نويسنده: مهديه سادات محسني فر

گسترش زبان مخفي در ادبيات گفتاري جوانان

شناساندن يا درک کامل مفهوم ها، بدون استفاده از واژه ها ممکن نيست. حال اگر مفهوم تازه اي در ميان باشد، براي بيان آن، از تمام امکان هاي موجود در زبان استفاده مي کنيم و به محض اين که واژه ي مناسب را مي يابيم، نفس راحتي مي کشيم!
به واقع زبان و گفتار، مهم ترين وسيله ي ارتباطي ميان انسان هاست. قراردادهاي زباني و واژه ها، آن قدر بر ارتباط سايه گسترده اند که امروزه تصور نبود آن، آدمي را که حتي به کمک واژه، مي انديشد، درهم مي شکند.
اما گويا اين ساخته ي دست بشر، نتوانسته به تمامي، حس ها و خواسته هاي انسان را پوشش دهد. درهم آميختن واژه ها و استفاده از آن ها در معنايي جز آنچه تعيين شده است، زبان ديگري مي سازد که در اصطلاح، «زبان مخفي» ناميده مي شود.
اين پديده در تمام دنيا و به نسبت ويژگي هاي فرهنگي که زبان از آن بر آمده، شکل گرفته است. انگيزه هاي بسياري در توليد و شکل گيري اين پديده مؤثر بوده اند؛ مرزبندي هاي گروهي، اَعمال مجرمانه، پنهان سازي انديشه ها و احساسات، بيان احساس هاي ناگفتني، کوتاه سازي مفهوم ها و يا حتي تفنن و سرگرمي!


از کجا آمده اي، آمدنت بهر چه بود؟
 

اين ادبيات کلامي، براي ابراز برخي خواسته هاي سطحي و روزمره با اهداف گوناگون، به کار مي رود. گفته مي شود که نخستين بار دزدان و قانون گريزان، براي مخفي نگاه داشتن اعمال مجرمانه ي خود و يا پيش برد کارهاي خلاف شان، اين زبان را پديد آوردند؛ اما به واقع، با آنچه امروز در ايران شاهد آن هستيم، اين عامل نه تنها دليل ساخت و استعمال چنين گونه ي زباني نيست، بلکه شايد از کم رنگ ترين عوامل آن باشد.
در ايران، زبان مخفي از ديرپاي وجود داشته است و در هر دوره ي زماني، واژه هايي حاصل ادبيات گفتاري بوده اند؛ اما در چند دهه ي گذشته و به خصوص در نزد جوانان ايراني، همان به نوعي خارج از عرف سخن راندن، شمايلي نوين به خود گرفته است؛ به طوري که نمي توان به سادگي از آن گذشت و به آن بي توجه بود.
امروزه اين گونه ادبيات گفتاري، به طور معمول به جوان ها نسبت داده مي شود و اغلب سازندگان و مصرف گنندگان آن نيز، همين گروه هستند؛ ولي گاه برخي از اين واژگان به زبان محاوره نيز راه مي يابند و در ميان عامه ي مردم گسترش مي يابند.
جوانان در خيابان، دانشگاه و... با يک ديگر با کلماتي خاص سخن مي گويند؛ اما با افرادي که در حريم زباني شان راه ندارند، به گونه اي ديگر و با زباني رسمي. واژه سازان اين گونه زبان، مدام در پي دگرگون کردن کلمه ها و استفاده از کلمه هايي بي ربط به موضوع، به صورت استعاري اند و هر چند وقت يک بار نيز، اين واژه ها را تغيير مي دهند.

بي خود شده ام ليکن، بي خودتر از اين خواهم!
 

زبان متفاوت، ميان اهالي يک جامعه ي زباني، مرز مي کشد و صف بندي ايجاد مي کند. افراد با استفاده از اين زبان، مي خواهند فاصله اي ميان خود و ديگران بگذارند. اين فاصله گذاري با انگيزه هاي مختلفي ايجاد مي شود؛ ولي به نظر مي رسد که در ميان جوانان که بيش ترين مصرف کنندگان و به بياني صاحبان اين گونه ي زباني اند، مرزبندي ها، رنگ و بوي برتري جويي در ميان هم سالان و به نوعي هويت يافتن از خلال جدا سازي خود از ديگراني که با اين واژه ها بيگانه اند است. به همين دليل، گاه جواناني که با اين ادبيات سخن نمي گويند، مورد تمسخر مصرف کنندگان واژگان مخفي قرار مي گيرند و از ميان اين دسته ي اجتماعي، رانده مي شوند. اگر بخواهيم اين مفهوم را با مثالي روشن سازيم، از جنس همان تفاوتي است که جوانان مارک پوش را از ديگر هم سالان خود متمايز مي کند و برتري دروغين به صاحب لباس مارک دار مي بخشد. در واقع براي جواني که با مارک هاي لباس، براي خود هويتي دست و پا شکسته فراهم مي کند، اين امر، معياري مهم حتي در انتخاب دوستانش است و داشتن رابطه را با جواناني که به اين شکل لباس نمي پوشند، دون شأن خود مي پندارند. اين هويت سازي کاذب و رو به رشد، خطري جدي براي فرهنگ يک جامعه به شمار مي رود. جوانان، با هر دليل اين واژه ها را مي سازند و به کار مي برند؛ اما نکته ي مهم، نفوذ و گسترش بخش هاي نادرست آن در جامعه است. 

بسي رنج بردم در اين سال سي....
 

واژه هايي از اين دست، در لايه هاي سطحي زبان، به آساني توليد مي شوند، کاربرد مي يابند و بيش تر آن ها به همان سادگي نيز، از گردونه ي واژگان روزمره خارج مي شوند. زبان محاوره، خود زمينه ي اصلي شکل گيري اين زبان خوانده مي شود و بيش تر اين مُدهاي زباني از دل زبان عاميانه ي رايج بر مي آيند. از نمونه هاي ايراني اين زبان در قديم، زبان زرگري است؛ اما آنچه زبان مخفي امروزي را متفاوت مي کند، فراواني بيش از اندازه ي کاربرد اين نوع ادبيات در بين جوانان و بعضاً استفاده از لحن و گاه کلمه هايي است که رنگ و بوي بي حرکتي و ناسزا گونه دارد؛ اما آيا مي توان گفت که اين گونه از زبان، غير اخلاقي و توهين به داشته هاي زبان فارسي ماست؟
در اين خصوص، نمي توان حکم قطعي صادر کرد؛ چرا که نتيجه، بسته به کيفيت و کميت کاربرد اين گونه اصطلاحات از سوي اقشار مختلف جامعه و نيز حمايت يا طرد آن از سوي نهادهاي حکومتي، متفاوت خواهد بود براي مثال در صورت حمايت بي رويه و بدون قيد و بند رسانه ها - چه نوشتاري، چه ديداري و چه شنيداري - از اين زبان (به بهانه ي جوان گرايي و جذب مخاطب جوان)، شاهد گسترش و ترويج بي رويه ي اين اصطلاحات در زبان فارسي خواهيم بود، به گونه اي که بر اثر تکرار کاربرد، ممکن است بعضي واژه هاي سخيف يا گَرته برداري شده از اصطلاحات در زبان فارسي خواهيم بود، به گونه اي که بر اثر تکرار کاربرد، ممکن است بعضي واژه هاي سخيف يا گرته برداري شده از اصطلاحات خارجي، جاي گزين معادل هاي فاخر موجود در ادبيات رسمي کشور شود.

منبع: نشريه مه يار شماره 1

نقل از سایت راسخون

 
وبلاگ از گذشته تا امروز...
+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1391 ساعت 0:17 توسط mahdi9674 شماره پست: 770
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

داشتم مطالب گذشته وبلاگ رو نگاه می کردم. هم نظرات کنکوری‌های سال های گذشته که بیشترشون رفتند و هم پست های مختلف. واقعا خیلی جالب بود برای من که بعضی ها چه حرف هایی بهم زده بودند. فقط به خاطر بعضی مسائل پیش پا افتاده. نمی‌دونم من اخلاقم عوش شده یا بازدیدکنندگان جدیدتر وبلاگ با احترام بیشتری با من حقیر برخورد می‌کنند. نمی‌دونم...

مطلب دیگه اینکه در 24 مرداد 89 اولین پست خودم رو در این وبلاگ قرار دادم و در مورد سراسری شدن کنکور دکتری بود. چند روز دیگه دو سال از آغاز به کارم در این وبلاگ می‌گذره.

ایمیلی به آقای بنادکی زدم و در مورد موضوعی در مورد آینده وبلاگ با ایشون صحبت کردم. ایشون هم گفتند تا هفته آینده به ایران می‌آند و کارهای وبلاگ رو پیگیری می‌کنند. فکر می‌کنم این وبلاگ همه چیز رو از ایشون داره. من خودم قبلا وبلاگ‌هایی درباره زبانشناسی ایجاد کرده بودم اما دیدم اصلا نمی‌تونم کاری کنم که وبلاگ خوب و سرزنده داشته باشم. از زمان آغاز کارم در اینجا دیگه اونها رو فراموش کردم و کنار گذاشتم.

حالا هم فکر می‌کنیم بهتر هست که این وبلاگ به سایت تبدیل بشه. در پست قبلی خانم ف.ک به درستی این رو گفته بودند و البته به بحث فورومی که قرار بود راه اندازی بشه ربط داره. به خواست خدا می‌خوایم سایتی راه اندازی کنیم که به خوبی به نیازهای شما و تمام علاقه‌مندان به زبان‌شناسی پاسخ بده.

در این مورد نیاز به راهنمایی‌های شما همراهان همیشگی وبلاگ داریم لطفا نظرات خودتون رو در این مورد برای ما بازگو کنید. شاید قبل از آغاز به کار سایت نیاز باشه چند تا نظر سنجی هم از شما داشته باشیم.

پس زمینه های مخفی ویندوز 7

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1391 ساعت 16:25 توسط mahdi9674 شماره پست: 769

پس‌زمینه های مخفی در Windows7 را پیدا کنید

در Windows7 پس‌زمینه‌هایی وجود دارد که مایکروسافت در مورد آن‌ها چیزی به شما نگفته است. حال با راهنمایی ما آن‌ها را پیدا کنید.

مقدمه

در Windows7 پس‌زمینه‌هایی وجود دارد که نمایی بسیار زیبا به کامپیوتر شما می‌دهد. وجود برخی از این پس‌زمینه‌ها به منطقه عرضه این محصول بستگی دارد. برای نمونه نسخه‌های بریتانیا عکس‌های فوق‌العاده‌ای از نماهای تاریخی مثل توور بریج و استون‌هنج دارد.

با این همه، Windows7 تمامی پس‌زمینه‌های مختص به مناطق مختلف را به طور پیش‌فرض فعال نمی‌کند حتی اگر همه آن‌ها روی هارددیسک باشد.

خوشبختانه یافتن و نصب کردن این پس‌زمینه‌های مخفی کاری ساده است و تنها یاید چگونگی آن را بدانید.

همان‌گونه که توضیح داده می‌شود هر شخصی می‌تواند آن‌ها را پیدا کند و از پس زمینه‌های زیبا و بی‌نظیر لذت ببرد.



مرحله1

برای بررسی اینکه چه پس‌زمینه‌هایی روی Windows7 نصب شده‌اند، در جایی خالی در دسک‌تاپ ویندوز راست کلیک نموده و از منو گزینه Personalize را انتخاب کنید. در صوتی که گزینه پیش فرض تغییر نکرده باشد، پس‌زمینه همیشگی Windows7 در دسک‌تاپ به نمایش در می‌آید (آبی کم‌رنگ و خط‌های چرخان). با اینکه زیباست اما پس‌زمینه‌های بهتری با توجه به محل زندگی ما درWindows7 وجود دارد که می‌توانیم آن‌ها را انتخاب کنیم. در پنجره اصلی و در بخشی که نام کشورتان وجود دارد پایین رفته و آن را کلیک کرده تا انتخاب شود.


مرحله2

اولین پس‌زمینه‌های مخصوص کشور شما (در اینجا بریتانیا) به نمایش در می‌آید که شامل تصویری جذاب است که در این مورد سنگ‌های ایستاده در استون‌هنج به نمایش در‌‌می‌آید. حال، به انتهای پنجره Personalize بروید و آیکن Desktop Background را کلیک نمایید. این باعث می‌شود که همه پس زمنه‌های در دسترس مختص بریتانیا به نمایش درآید. در اینجا می‌توانید عکس‌های با کیفیت و وضوح بالا را انتخاب کنید که این سبب احساس بهتری در محیط Windows7 می‌گردد. آن را کلیک نموده تا تغییر کند و سپس Save Changes را بزنید و از تصویر جدید استفاده کنید.


مرحله3

سپس پنجره Personalization را ببندید و به دسک‌تاپ ویندوز نگاهی بیاندازید. این نما بسیار عالی به نظر می‌رسد اما Windows7 یک ترفند مخفی هم دارد. تعداد بیشتری از یک مجموعه پس زمینه مختص به کشورها در هارددیسک مخفی شده‌اند. منوی Start را باز کرده و از آن Computer را برگزینید. هنگامی که پنجره باز شد بر روی آیکن درایوی که Windows7 در آن نصب شده، کلیک نمایید (معمولا درایو C است). سپس پوشه Windows و بعد پوشه Winsxs را هم باز کنید. حال، در کادر جستجو در بالای سمت راست عبارت *.theme را وارد کرده و دکمه Enter را بزنید.


مرحله4

فهرستی از پس‌زمینه‌ها به همراه آن‌هایی که در بالا گفته شد، ظاهر می‌شود. حالا که ما نسخه بریتانیا را نصب کرده‌ایم اجازه دهید پس‌زمینه‌های مخصوص آمریکا را ببینیم. برای افزودن این‌ها به سیستم Windows7 خود، بر روی پس‌زمینه‌ها دوکلیک نمایید. این کار سبب می‌گردد تا آن‌ها به پنجره Personalize که در مراحل قبلی توضیح داده شد، افزوده شود. حال، این پنجره مرورگر را کوچک نمایید (چون دوباره باز می‌گردیم و در چند لحظه پس‌زمینه‌های بیشتری خواهیم افزود).


مرحله5

زمانی که پس‌زمینه جدید را در مرحله4 دوکلیک می‌نماییم، Windows7 دوباره پنجره Personalize را باز نموده و آن را به مجموعه پس‌زمینه‌ها می‌افزاید. آیکن Desktop Background را کلیک کرده (مرحله2 را ببینید) تا عکس‌هایی مختلف در پنجره اصلی به نمایش درآید. با کلیک، یکی از آن‌ها را انتخاب کرده و سپس پنجره را کوچک نمایید که با دید بهتری نمای پس‌زمینه را ببینید. زمانی که آماده شد، در نوار وظیفه، نشان مربوط به Personalize را بزنید تا پنجره دوباره در صفحه نمایش داده شود.


مرحله6

نخست مطمئن شوید که عکس‌های پس‌زمینه مربوط به آمریکا همچنان در صفحه وجود دارند و سپس Select all را کلیک نمایید. توجه داشته باشید که تنظیمات Change picture every: در زیر، فعال شده باشد. اکنون، می‌توانید کاری کنید که مانند نمایش اسلاید، عکس‌ها در بازه‌های زمانی مشخصی تغییر کنند (تنها از منوی افتان یک زمان خاصی را انتخاب نمایید). برای پخش عکس‌ها به صورت تصادفی تنها کافی است کادر علامت کنار Shuffle را تیک بزنید. برای تایید، گزینه Save changes را کلیک کنید. حالا می‌توانید بنشینید و از این تصاویر لذت ببرید. با همین روش می‌توانید بسیاری از پس‌زمینه‌های دیگر را اضافه نمایید.

نقل از مجله وب

خبر خوب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391 ساعت 11:55 توسط mahdi9674 شماره پست: 768

افرادی که منتظر شنیدن خبر درباره فوروم و استفاده از اون هستند کمی صبر کنند که خبری خوبی برای اونها و البته برای همه شما داریم. من و یکی از دوستانم می خوایم یه کار بهتر کنیم و تا حد امکان به نیازهای شما پاسخ بدیم. از میرزا قلمدون عزیز هم تشکر می کنم  که زحمت کشید این فوروم رو راه انداخت. اگر مایل هستید می تونید فعلا عضو اون بشید اما با کار جدیدی که می خوایم انجام بدیم فکر کنم همه شما راضی تر باشید. فکر کنم یکی دو نفر می دونند چی کار می خوایم انجام بدیم اما ازشون خواهش می کنم قضیه رو فعلا برملا نکنند تا به وقتش. هنوز نهایی نشده...

چرا زبان یکدیگر را نمی فهمیم

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1391 ساعت 14:39 توسط mahdi9674 شماره پست: 767

يکي از دلايلي که نمي گذارد منظور خود را به ديگران انتقال دهيم. به کار بردن کلمات درغير معني خودشان است. مثال: گوينده تلويزيون مي گويد: ظاهراً وقت ما تموم شده....چرا مي گويد ظاهراً؟ آيا وقت برنامه اش ظاهراً تمام شده و باطناً تمام نشده ؟ نه...منظورش اين نيست. شايد مي خواسته بگويد هنوز حرف هاي زيادي دارم که بزنم ولي وقت تمام شد. شايد مي خواسته بگويد دوست داشتم زمان اين برنامه طولاني تر باشد. شايد هم بلد نيست برنامه را چطور تمام کند وکليشه اي حرف مي زند. يعني همان طور که همه مجري هاي راديو تلويزيون حرف مي زنند . اگر آنها ساده و راحت و از ته دل حرف بزنند. مردم از حرف زدن آنها لذت بيشتري مي برند واحساس صميميت مي کنند.


مثالي ديگر: ظاهراً داره بارون مياد...چرا مي گويد ظاهرا؟ زيرا حرف دلش چيز ديگري است. مثلاً قرار بوده به پارک بروند، زن و بچه اش لباس پوشيده اند و آماده اند مرد حوصله ندارد به پارک برود و دوست دارد فوتبال تماشا کند. مدام دست دست مي کند يعني لفتش مي دهد. ناگهان آسمان مي غرد و قطراتي چند باران مي بارد. مرد مي گويد: ظاهراً داره بارون مياد... يعني با اين هوا نمي شود به پارک رفت. اگر او منظور خودش را ساده و شفاف به زبان مي آورد، شايد زن و بچه اش طرحي ديگر مي ريختند ولي او به جاي اين که بگويد: چون قراره فوتبال پخش بشه، نميام پارک، مي گويد: هوا سرده...بارون مياد...ما که ماشين نداريم، چطور بريم پارک؟ امروزجمعه س و پارک خيلي شلوغه ...سرم درد مي کنه....شنيدي؟ بچه عطسه کرد...بچه : نه بابايي! پفک پليد (پريد) تو حلقم. عکسه نبود! و خلاصه «ظاهراً» مرد دارد «باطناً » دروغ مي گويد:

مثالي ديگر: چه جالب! حسين مي گفت زنش هميشه لباساشو اتو مي کنه ضمناً چه غذاهاي مفصلي مي پزه! منظورش اين است که اي زن! تو هم لباس هاي مرا اتو کن وضمناً ناهار و شام ، پلو خورش بپز. سوء هاضمه گرفتم از بس سوسيس وکالباس و نيمرو خوردم...زنش هم مي گويد: حسين ماهي دوميليون به زنش خرجي ميده... زنش خونه داره و مثل من نيست که از صبح تا شب ميره شرکت...وقتي که مرد منظور اصلي وحرف دل خودش را نمي گويد، طبيعي است که زنش هم منظور او را نفهمد و....پيراهن شوهرش هميشه چروک مي ماند.

زن: ضمناً امروز اول برجه ها! اين «ضمناً» با «ضمناً»هاي قبلي فرق مي کند زيرا هم رساننده منظور است هم چندين و چند موضوع را درخود جاي داده است. از جمله: اي شوهر گرامي ! بايد فکري براي کرايه خانه بکني... شهريه مهد کودک دخترمان عقب افتاده است...اگر پول تلفن را ندهي. يک طرفه مي شود و ديگر نمي تواني مدام بروي توي اينترنت و هي چت کني...قول داده بودي از اول ماه دو شيفته کار کني... مثال هايي که براي «ضمناً» هاي قبلي آوردم. نظر گوينده را نامفهوم مي کند ولي در «ضمناً» آخري، شفاف کننده منظور است ضمناً مؤدبانه است و به جاي اين که گوينده تک تک کاستي ها و مشکلات مخاطب را به زبان بياورد با گفتن يک کلمه يعني «ضمناً» چندين وچند مفهوم را مي گفت، شادي موجب رنجش شوهر مي شد وکار به مشاجره و فرياد و شکستن بشقاب و قهر مي کشيد...ضمناً مردي که فرياد بکشد و بشقابي بشکند. از نظر حقوقي و قوانين جمهوري اسلامي، حداقل شش ماه زنداني مي شود. پس:

در ميکده باز آمد يارم قدحي در دست

آن را به هوا انداخت افتاد ولي نشکست.

زبانشناسان اروپايي نيز در باره نفهميدن زبان پژوهش هايي کرده اند که به آن Misunderstanding مي گويند.

Unserstand يعني فهميدن وملتفت شدن واگر پيشوند منفي ساز mis را به آن بيفزاييم ، به درست نفهميدن و بد تعبير کردن تبديل مي شود. با اين که در جوامع اروپايي درست نفهميدن و برداشت نادرست به اندازه جامعه ما رواج ندارد. زبانشناسان آنها به اين موضوع بسيار پرداخته اند که خوب است علما و دانشمندان و زبانشناسان ايراني نيز به اين موضوع بپردازند تا به قول جناب مولوي شيدا و شيرين سخن «اختلاف از گفت شان بيرون» شود.

مثال: زن به شوهر: مي فهمي دوستت دارم؟ مرد: يعني مي خواي بگي من نفهمم؟

مثالي ديگر: زن: حس مي کنم دوستم نداري... مرد: واقعاً که...همين ديروز بود که برات يه ديگ زودپز خريدم. اگه دوستت نداشتم که نمي خريدم... زن با خودش: اصلاً نمي فهمه دوست داشتن يعني چي. کسي نيست بهش بگه آخه مگه ديگ زودپز مال منه که سرم منت مي ميذاره.

اگر به سخن گفتن خودمان با افراد خانواده و دوستان و همکاران و مردم توجه کنيم ، مثال هاي بسياري به دست مي آوريم که همگي به درست نفهميدن زبان و درست انتقال ندادن مفاهيم و بد تعبير کردن منظورها مربوط مي شود. زبانشناسان معتقدند اين موضوع به فرهنگ، سطح تحصيلات، طبقه اجتماعي، تربيت و محل زندگي بستگي دارد. کسي که از کودکي ديده است که پدر ومادرش حرف هاي يکديگر را نفهميده اند و با زباني دو پهلو يا نادرست با هم حرف زده اند، خودش هم با دوستان واطرافيانش همان طور حرف خواهد زد.

منبع: اطلاعات هفتگي شماره 3418

نقل از سایت راسخون

برنامه پنجمین مدرسه تابستانی انجمن زبانشناسی
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1391 ساعت 11:46 توسط mahdi9674 شماره پست: 764

انجمن زبانشناسی هر سال مدرسه تابستانی برگزار می کنه که در اون استادان زبانشناسی ایران به ارائه مقالاتی پیرامون زبانشناسی در شاخه های مختلفی می پردازند. این مدرسه معمولا چند روزه هست که در خارج تهران برگزار میشه. برای اینکه بیشتر در جریان چگونگی ثبت نام و همچنین افراد حاضر در این مدرسه تابستانی قرار بگیرید می تونید فایل زیر رو دریافت کنید و برای دریافت اطلاعت تکمیلی به سایت رسمی انجمن زبانشناسی lsi.ir مراجعه کنید. در ضمن این مدرسه 18 تا 21 شهریور در دانشگاه آزاد واحد رشت برگزار میشه.


پنجمین مدرسه تابستانی

عبور از رمز ویندوز 7

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1391 ساعت 16:22 توسط mahdi9674 شماره پست: 763

چند وقتی هست وارد دنیای جالب کامپیوتر شدم. فکر می کنم چون همه شما همیشه با کامپیوتر سر و کار دارید دونستن بعضی از مسائل در این مورد همه جا می تونه به کمک تون بیاد. این مطلب رو که لینکش رو اوردم یکی از  متخصصین امنیت شبکه در یکی از سایت های آی تی نوشته. اگر احیانا رمز عبور خودتون رو فراموش کردید یا فردی برای اینکه شما رو اذیت کنه رمز شما رو عوض کرد و شما هم از همه جا بی خبر بودید می تونید با این روش با ساختن رمز جدید به حساب خودتون دسترسی داشته پیدا کنید و هیچ آسیبی به اطلاعات شما وارد نشه.


عبور از رمز ویندوز 7

وبلاگ زبانشناسی
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391 ساعت 16:16 توسط mahdi9674 شماره پست: 762
دوستی که در یکی از پست های گذشته کتاب های زیادی رو برای دانلود به ما معرفی کردند وبلاگی دارند و از من خواستند تا اون رو به شما معرفی کنم تا همه بتونند از وبلاگ او هم استفاده کنند. در این وبلاگ لینک انواع کتابهای زبانشناسی در اینترنت آورده شده. آدرس وبلاگ از این قراره:


linguisticsbooks.blogfa.com

آخرین کتاب من از مجموعه واژه نامه های مصور

+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391 ساعت 9:50 توسط mahdi9674 شماره پست: 761

این واژه نامه مصور درباره جغرافی هست. کمی حجمش بالاست امیدوارم بتونید دریافت کنید. بهتره از نرم افزار دانلود منیجر استفاده کنید.


MacMillan-Visual.Dictionary-Geography

انواع کتاب های آموزش زبان انگلیسی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 ساعت 13:5 توسط mahdi9674 شماره پست: 759
چند وقته که مشغول اشتراک گذاری کتاب هستم. این بار حدود ده کتاب آموزش مهارت های مختلف زبان قرار دادم که فکر کنم به درد بچه های آموزش زبان انگلیسی هم می خوره. همه رو در یک فایل زیپ قرار دادم. امیدوارم لذت ببرید.


دریافت کتاب

واژه نامه حیوانات

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 ساعت 23:29 توسط mahdi9674 شماره پست: 758

در ادامه واژه نامه های مصور این یکی مربوط به حیوانات میشه. چون حجمش زیاد بود جدا آپلودش کردم. هنوز یکی دیگه مونده از این واژه نامه ها!


Macmillan-Visual.Dictionary-Animal.Kingdom

خواندن و لغات برای تافل
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 ساعت 6:0 توسط mahdi9674 شماره پست: 757
می دونید که چند وقته افتادم توی خط اشتراک گذاری کتاب. جدیدا هم کتابهای آموزش انگلیسی در وبلاگ قرار میدم .این دو کتاب آموزش خوندن و یادگیری لغت برای آزمون تافل هست.


Master_TOEFL_Reading

Master_TOEFL_Vocabulary

پیشنهاد تازه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 ساعت 12:24 توسط mahdi9674 شماره پست: 760

به من پیشنهاد کردند که پستی رو قرار بدم و از شما بخوام در مورد برخی از مسائل زبانشناسی با هم به بحث و گفتگو بپردازید. درست مثل روزهای نزدیک کنکور. حالا من نمی دونم چند نفر از دوستان قبلی هنوز به وبلاگ میان و حاضر هستند که بحث کنند. البته می دونم که عده ای هنوز به ما سر می زنند و عده دیگه هم با اینکه سر میزنند اما فقط در قسمت نظرات، نظری نمی ذارند که من متوجه حضورشون نمیشم. به هر حال هر کی این پست رو میبینه لطفا در قسمت نظرات اعلام آمادگی کنه و البته یه موضوع خوب برای بحث و گفتگو بین بچه ارائه کنه.

ممنون

آموزش زبان انگلیسی با واژه نامه های مصور
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1391 ساعت 6:45 توسط mahdi9674 شماره پست: 756

این کتاب ها در واقع آموزش زبان از طریق تصویر هستند. هر کدوم به یک موضوع جداگانه اختصاص داره. امیدوارم براتون مفید باشه. هر چند که به کار تافل و آیلتس این چیزها نمی آد اما خود ما که زبان بلدیم خیلی وقت وسایل اطراف خودمون رو اصلا نمی دونیم به انگلیسی چی میشه! این واژه نامه ها به همین درد میخوره.


Macmillan-Visual.Dictionary-Architecture

Macmillan-Visual.Dictionary-Astronomy

Macmillan-Visual.Dictionary-Vegetable Kingdom

Macmillan-Visual.Dictionary-Do_it_Yourself


کتابها و جزوات جدید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 ساعت 13:0 توسط mahdi9674 شماره پست: 754

این کتاب ها رو خیلی وقت قبل خانم افلیا برای من فرستاده بودند که در وبلاگ قرار دهم اما متاسفانه به دلیل فراموشی این کار انجام نشد. یکی از این ها کتابی با 1700 واژه ضروری برای آزمون های مهم مثل تافل هست. دیگری در مورد زبانشناسی رایانشی هست و آخری هم در مورد دستور جهانی یا همون UG. امیدوارم به خوبی بتونید از این کتابها استفاده کنید.

1700words

An Introduction to Applicative Universal Grammar

Notes on computational linguistics

اخطار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ساعت 13:10 توسط mahdi9674 شماره پست: 755
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

این اخطار جدی هست. شما که هنوز وارد دوره ارشد نشدید ممکنه که بعد از درس از همه چیز زده بشید. پس مواظب باشید!

مقاله

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ساعت 12:26 توسط mahdi9674 شماره پست: 753

این چند مقاله از فصلنامه تحقیقات فرهنگی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم انتخاب شده که سمیه خانم لطف کردند و برای من فرستادند.


دریافت مقاله


کتاب «فراگیری زبان فارسی
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ساعت 12:6 توسط mahdi9674 شماره پست: 752

کتاب «فراگیری زبان فارسی»

 از منظر زبان‌شناسی

منتشر می‌شود

خبرگزاری فارس: رضامراد صحرایی از انتشار کتاب «فراگیری زبان فارسی» با موضوع فراگیری زبان فارسی از منظر زبان‌شناسی طی هفته آینده خبر داد. 

رضامراد صحرایی، نویسنده و مترجم ادبیات بزرگسالان در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا» از تألیف کتاب «فراگیری زبان فارسی» خبر داد و گفت: این اثر به زودی از سوی دانشگاه علامه طباطبایی منتشر می‌شود.

وی اضافه کرد: کتاب «فراگیری زبان فارسی» درباره فراگیری زبان فارسی از منظر زبان شناسی است که حاصل رساله کارشناسی ارشد، دکتری و 9 سال مطالعه بنده بر روی یک کودک است.

صحرایی در پایان گفت: کتاب «فراگیری زبان فارسی» دارای حدود 500 صفحه است که اکنون مراحل پایانی چاپ را می‌گذراند و طی هفته آینده منتشر و روانه بازار نشر می‌شود.

خدایا خسته و وامانده‌ام...

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1391 ساعت 18:44 توسط mahdi9674 شماره پست: 751

خدایا خسته و وامانده ام دیگر رمقی ندارم، صبر و حوصله‌ام پایان یافته، زندگی در نظرم سخت و ملالت بار است؛ می‌خواهم از همه فرار کنم می خواهم به کنج عزلت بگریزم. آه دلم گرفته در زیر بار فشار خرد شده ام.

خدایا به سوی تو می آیم و از تو کمک می خواهم جز تو دادرسی و پناهگاهی ندارم بگذار فقط تو بدانی فقط تو از ضمیر من آگاه باشی. اشک دیدگان خود را به تو تسلیم می کنم.


خدایا کمکم کن ماه هاست که کم تر به سوی تو آمده ام بیش تر اوقاتم صرف دیگران شده.

خدایا عفوم کن. از علم و دانش، کار و کوشش، از دنیا و مافیها از همه دوستان، از معلم و مدرسه، از زمین و آسمان خسته و سیر شده‌ام.

خدایا خوش دارم مدتی در گوشه خلوتی فقط با تو بگذرانم. فقط اشک بریزم ، فقط ناله کنم و فشارها و عقده‌های درونی‌ام راخالی کنم.

ای غم، ای دوست قدیمی من، سلام بر تو، بیا که دلم به خاطرت می‌تپد. ای خدای بزرگ، معنی زندگی را نمی فهمم. چیزهایی که برای دیگران لذت بخش است، مرا خسته می کند. اصلا دلم از همه چیز سیر شده است؛ حتی از خوشی و لذت متنفرم. چیزهایی که دیگران به دنبال آن می دوند، من از آن می‌گریزم، فقط یک فرشته آسمانی است که همیشه بر قلب و جان من سایه می‌افکند. هیچ گاه مرا خسته نمی کند. فقط یک دوست قدیمی است که از اول عمر با او آشنا شده‌ام و هنوز از مجالست با او لذت می برم.

فقط یک شربت شیرین ، یک نور فروزنده و یک نغمه دلنواز وجود دارد که برای همیشه مفرح است و آن دوست قدیمی من غم است.


شهید مصطفی چمران

کتابی درباره فصل مشترک زبان شناسی و مردم شناسی
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1391 ساعت 19:12 توسط mahdi9674 شماره پست: 750

کتاب زبانشناسی مردمی یا مردم شناسی زبانی

هیچ ایده ای درمورد این کتاب ندارم. خود شما امتحانش کنید.

یه کم حجمش زیاده اگر نشد لطفا من رو در جریان قرار بدید تا براتون ایمیل کنم.

دریافت کتاب

 
کتاب فلسفه زبانی
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1391 ساعت 14:30 توسط mahdi9674 شماره پست: 749

افرادی که به مسائل فلسفی زبان علاقه دارند می تونند از این کتاب استفاده کنند. در این کتاب بیشتر نظریات فیلسوفان زبان از و حتی کسانی که در این مورد نظری دارند از افلاطون تا راسل و ویتگنشتاین و کریپکه و آستین و هابرماس و رورتی مورد بررسی قرار گرفته. 

پیشنهاد می کنم برای دریافت این کتاب از نرم افزارهایی مثل دانلود منیجر و مرودگرهایی مانند کروم یا اکسپلورر استفاده کنید. امیدوارم به راحتی دریافت کنید. اگر نتوانتید در هر صورت دریافت کنید برای من ایمیل بفرستید تا کتاب رو برای شما ارسال کنم. ایمیل من: mahdi9647@gmail.com


دریافت کتاب


 
دادگان درختی زبان فارسی
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ساعت 12:6 توسط mahdi9674 شماره پست: 748

دستور HPSG یکی از دستورهای مکتب زبانشناسی زایشی هست که در زبانشناسی رایانشی بسیار مورد استفاده قرار گرفته. این سخنرانی مربوط به کاری هست که این دستور رو در زبان فارسی پیاده سازی کرده اند:


پژوهشکده زبان‌شناسی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کند:

موضوع سخنرانی:

معرفی دادگان درختی زبان فارسی

بر اساس دستورHPSG

 

سخنران :

دکتر مسعود قیومی

 

زمان: سه‌شنبه 20تیر1391

ساعت: 14- 16

بزرگراه کردستان- خیابان64 - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

...و اما مصاحبه دکتری
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1391 ساعت 22:28 توسط mahdi9674 شماره پست: 747

من چند روز هست که کامپیوترم رو عوض کردم به این دلیل فعلا درگیر سر و سامون دادن به اون هستم و باید فایل‌ها جابجا کنم و تنظیمات رو انجام بدم و خیلی کارهای دیگه. تازه از دیروز رمزم رو وارد کردم و اومدم توی بلاگفا و پست قبلی رو گذاشتم.

اما در مورد مصاحبه دکتری بگم که تا اخرین روزها اصلا تصمیم نداشتم که برم چون تحقیقاتم من رو به این رسوند پیام نور کیفیت خوبی نداره. اما دو روز مونده به مصاحبه با پیگیری‌های بیشتر من و کمک خیلی بزرگ یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ که در مورد دوره دکتری پیام نور تحقیق کرده بودند تصمیم من عوض شد و روز پنج شنبه برای مصاحبه رفتم.

اما نتیجه اینکه خودم تقریبا مطمئن هستم که اصلا قبول نمی‌شم! احساس کردم موضوع تحقیقاتم برای پایان‌نامه این دوره اصلا برای استادان مصاحبه کننده جالب نیست. ضمن اینکه سوالات درسی رو اصلا نتونستم جواب بدم! به هر حال از بعد از آزمون دکتری تا به حالا زیاد در حوزه زبانشناسی مطالعه نداشتم. به خصوص اینکه از خوندن کتابهایی که چندین ماه برای دروس دوره ارشد و کنکور می‌خوندم خسته شده بودم. دوست داشتم سراغ مسائل جدیدتری برم.

زیاد مطمئن نیستم اما شاید دیگه درس خوندن توی این سیستم دانشگاهی رو ادامه ندم. دنیا خیلی بزرگ‌تر از این هست که تنها راه پیشرفت خودمون رو توی ادامه تحصیل رسمی و دانشگاهی ببینیم.

فعلا دوست دارم چیزهای جدید رو تجربه کنم اما مطمئن باشید که عاشق زبان‌شناسی هستم و خواهم ماند.

[عنوان ندارد]
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1391 ساعت 13:4 توسط mahdi9674 شماره پست: 746
Inline image 1

معنی‌شناسی شناختی قرآن

دکتر علیرضا قائمی‌نیا

 

به تازگی کتاب «معنی‌شناسی شناختی قرآن» به قلم دکتر علیرضا قائمی‌نیا منتشر شده است که در این کتاب، نویسنده رویکردی به معنی‌شناسی قرآن دارد و از دستاوردهای زبان‌شناسی شناختی کمک می‌گیرد و تلاش می‌کند به نقشه‌ی شناختی این کتاب آسمانی دست یابد.

 

نشست هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه سیزدهم تیر ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «معنی‌شناسی شناختی قرآن» اختصاص دارد که با حضور دکتر عبدالله نصری، دکتر فرهاد ساسانی و دکتر علیرضا قائمی‌نیا در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.

 
فراخوان
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1391 ساعت 14:24 توسط mahdi9674 شماره پست: 745
همراهان همیشگی وبلاگ یک تقاضا دارم:

از تمام عزیزانی که برای اعلام نتایج کنکور آمار خودشون مثل رتبه، درصدها، انتخاب‌های دانشگاه و حتی چگونگی درس خوندن خودشون رو در این یکی دو ماهه در وبلاگ قرار دادند خواهش می‌کنم هر آن چیزی رو که قرار دادند رو با هم توی فایل ورد کپی کنند و برای من بفرستند. من با همکاری یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ به نام خانم ش.مقدم قصد داریم همه آمار امسال رو در یکجا جمع کنیم و در یک یا چند پست با هم قرار بدیم که داوطلبان سال‌های آینده به راحتی بتونند اطلاعات امسال رو به دست بیاورند. منتظر ایمیل‌های شما هستم تو رو خدا من رو ضایع نکنید!!!

زبانشناسی زیستی

+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1391 ساعت 16:4 توسط mahdi9674 شماره پست: 744

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

برخلاف اون چیزی که ما فکر می‌کنیم نظریه داروین بعد از اینکه اوایل خیلی مورد توجه قرار گرفت بعدها مورد نقد خیلی‌ها قرار گرفت و کاستی‌های زیادی در اون جلب توجه می‌کرد. داوینیزم وارد بسیاری از رشته‌های علوم انسانی مثل جامعه‌شناسی و اقتصاد و حتی زبانشناسی شد.

زبانشناسی زیستی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ساعت 17:45 توسط mahdi9674 شماره پست: 743

از مهمترین کارهای چامسکی این بود که باعث شد مفهومی به نام زبانشناسی زیستی مورد توجه زبانشناسی واقع بشه. البته این اصطلاح رو شخص دیگه ای قبلا به کار برده بود تحقیقاتی هم در این مورد صورت گرفته بود اما خود چامسکی هم اون رو پذیرفت و البته برنامه کمینه‌گرایی تاثیر زیادی در این مورد داشت. این کتاب شما رو به خوبی با این مفهوم آشنا می‌کنه و البته در مورد فرضیه تکامل داروین هم به خوبی نظر میده.

چامسکی فرضیه تکامل زبان از نظام‌های ساده‌تر ارتباطی حیوانات در انسان رو رد می‌کنه و حتی در کتاب زبان و ذهن خودش به کارل پوپر فیلسوف معروف انتقاداتی رو به این دلیل وارد می‌کنه. او زبان رو ذاتی ذهن می‌دونه و اعتقاد داره ساختارهای بیولوژیکی مغز انسان باعث میشه محدودیت‌ها در زبان‌ها شکل بگیرند. همین باعث توجه و گسترش بیشتر مفهوم زبانشناسی زیستی شد.

برای مطالعه دقیق این کتاب رو که تشکیل شده از چند مقاله هست بخونید که خیلی مفیده.



دریافت کتاب

 

نظریه‌های نحو

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ساعت 17:26 توسط mahdi9674 شماره پست: 742

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

این مطلب اقتباسی از کتاب اصول دستور زبان دکتر گلفام استاد دانشگاه تربیت مدرس هست. امیدوارم تا حدی آشنایی شما رو با چند تا از نظریه‌های نحو کمک افزایش بده:


مروری بر نظریه‌های جدید نحوی

 

برخی از نظریه‌های زایشی بر مبنای دیدگاه‌های فلسفی و روش‌شناسی تحلیل هستند و اصطلاحات ویژه‌ای در هر یک به کار رفته است. از آنجایی که نظریات نحوی بسیار زیاد و متنوع هستند، نمی‌توان به همه آن‌ها پرداخت. بنابر این در این بخش به سه نظریه مهم و تاثیرگذار از نظریات نحوی می‌پردازیم و در پایان مروری بر برنامه کمینهگرا خواهیم  داشت:



·        دستور رابطه‌ای ·        دستور واژ - نقشی ·        نظریه حاکمیت و مرجع‌گزینی و برنامه کمینه‌گرا به دلیل آنکه هر سه این نظریات از اصل صراحت[1] پیروی می‌نمایند و به روشن ساختن ساخت های دستوری زبان می‌پردازند، به همین دلیل این سه دستور زایشی هستند.   دستور رابطه‌ای[2] این دستور را پال پستال و دیوید پرمیوتر بنیان نهادند. در این دستور، روابط دستوری همچون فاعل، مفعول مستقیم و مفعول غیرمستقیم مفاهیم اصلی به شمار می‌روند و نقش مهمی در فرایندهای دستوری ایفا می‌کنند. کینان و کامری (1977 و 1979) در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که در زبان های بسیاری این روابط دستوری مبنای عملکرد قواعد و اصول زبانی‌اند (گلفام، 85: 113). این دو به این نتیجه رسیدند که ساخت بند موصولی در همه زبان‌ها منطق ویژه ای دارند. آنان این منطق را به صورت سلسله مراتبی ارائه کردند که بر مبنای آن در همه زبان‌ها جایگاه فاعل را موصولی می‌سازد و در صورتی که زبانی در سلسله مراتب مورد نظر رابطه دستوری خاصی را در سطوح پایین تر موصول سازی کند، به این معنی است که می‌تواند روابط دستوری فرادست خود را موصول سازی نماید. این روابط به شکل زیر خواهد بود: فاعل > مفعول مستقیم > مفعول غیرمستقیم > مفعول مضاف الیهی > مفعول مقایسه (همان: 113) در این دستور نقش های معنایی مثل  کنش ابزار، بهره ور یا کنش مکان از روابط فرعی[3] به شمار می‌روند. ساختار جمله در دستور رابطه ای بر مبنای روابط دستوری است. برای رسم نمودار جمله ها، عدد یک برای رابطه دستوری فاعل، عدد دو برای مفعول مستقیم، عدد سه برای مفعول غیر مستقیم و حرف P (predicate) برای فعل به کار می‌رود. به مثال های زیر توجه کنید: ·        حسن کتاب را به پیرمرد داد. ·        حسن به پیرمرد کتاب را داد. ·        کتاب را حسن به پیرمرد داد. ·        به پیرمرد کتاب را حسن داد. (مثال‌ها از گلفام، 85: 113 و 114) نمودار چنین جملاتی را در دستور رابطه ای به این شکل ترسیم می‌کنیم (نمودار از همان: 114):   این شبکه رابطه ای را می‌توان نموداری انتزاعی دانست چرا که ساختار واقعی جمله فارسی یا انگلیسی را ندارد. با وجود تفاوت های زیاد واژ – نقشی در میان زبان های گوناگون مثل آرایش آزاد سازه‌ها و یا آرایش ثابت، ساختار رابطه ای که در زبان های مختلف در جملات شبیه یکدیگر باشند، نمودار مشابهی در این دستور دارند. همچنین در دستور رابطه ای هر واژه دارای مدخل های واژگانی برای افعال و دیگر عناصر است. اطلاعات زیر مقوله ای که بر اساس روابط دستوری نشان داده می‌شوند، به ساختار معنایی مربوط می‌شود و در زیر هر مدخل واژگانی قرار می‌گیرند. مدخل‌ها را به صورت زیر نشان می‌دهند (مثال‌ها از همان: 114): پرمیوتر و پستال (1983) میان روابط معنایی و روابط دستوری انطباقی همیشگی و جهانی در نظر گرفتند و بر اساس آن «فرضیه همگانی انطباق»[4] را ارائه نمودند. بر اساس این فرضیه کنشگر با فاعل، کنش پذیر با مفعول مستقیم و بهره ور یا پذیرنده با مفعول غیر مستقیم منطبق می‌شوند. مطابقه افعال خود ایستا بر اساس روابط دستوری تعیین می‌شوند (همان: 115): 1.      حالت بخشی: 1(فاعل) حالت فاعلی می‌گیرد. 2(مفعول مستقیم) حالت مفعولی می‌گیرد. 3 (مفعول غیر مستقیم) حالت پذیرنده می‌گیرد 2.      مطابقه فعل خودایستا: فعل خودایستا با شخص و شمار 1 (فاعل) مطابقه دارد. این دو زبان‌شناس در تحلیل پرسشواره‌ها و تولید حملات پرسشی، مفهومی را به نام «قوس مضاعف» معرفی می‌کنند. به عبارتی دیگر چنانچه جمله «علی دوچرخه خرید» را به صورت «علی چه خرید؟» درآوریم، خواهیم دید که پرسشواره «چه» نقش مفعول مستقیم (2) را دارد. یعنی نقش پرسشی (Q) به صورت قوسی مضاعف به رابطه ای اصلی دستوری اضافه می‌شود و شبکه رابطه ای زیر را به وجود می‌آورد (نمودار از همان: 116):   دستور رابطه ای به فرایندهایی که موجب تغییر روابط دستوری می‌گردد توجه ویژه ای دارد. برای نمونه می‌توان به مجهول سازی اشاره کرد. چنانچه گفته شد میان روابط دستوری و روابط معنایی انطباقی جهانی وجود دارد. در مثال های زیر این انطباق در جمله های معلوم وجود دارد اما در معادل مجهول آن چنین چیزی نیست (مثال‌ها از همان: 116): معلوم – علی سیب خورد. Ali ate an apple مجهول – سیب (به وسیله علی) خورده شد. An apple was eaten (by Ali) در جمله های مجهول، سیب (Apple) کنش پذیر است و در جایگاه رابطه دستوری فاعل (1) قرار دارد و علی کنشگر بوده و جایگاه متممی[5] را گرفته است. در نتیجه نمودار اولیه ساخت مجهول مانند ساخت معلوم است و عملکرد مجهول سازی باعث می‌شود که مفعول مستقیم آغازین به جایگاه فاعل برود و فاعل آغازین به جایگاه متممی نزول می‌کند. فاعلی را که به جایگاه متممی انتقال می‌یابد «نقش باخته»[6] می‌نامند. بنابر این در مثال بالا فاعل آغازین (کنشگر) در ساخت مجهول 1-نقش باخته (Î) است. نمودار زیر این مسئله را به خوبی نشان می‌دهد (نمودار از همان: 116): در این نمودار در لایه آغازین میان روابط دستوری و روابط معنایی انطباق وجود دارد و با اعمال قاعده مجهول، لایه  بعدی (لایه پایانی) تشکیل می‌شود و به این ترتیب سیب رابطه دستوری فاعل (1) و همچنین علی رابطه دستوری نقش باخته (Î) را بر عهده می‌گیرد. پرمیوتر (1980) دو قانون مهم را مطرح می‌کند که بر اساس آن ساخت‌ها و شبکه های رابطه ای ممکن در زبان های مختلف محدود می‌شوند. این دو قانون به ترتیب زیر است: الف) قانون انحصار لایه ای:[7] در یک لایه نمی توان بیش از یک بار از یک دستوری خاص (مثلا فاعل و یا مفعول مستقیم) استفاده کرد. ب) قانون 1 پایانی:[8] در هر لایه پایانی باید یک مورد از رابطه دستوری فاعل وجود داشته باشد. (همان: 117) به زبانی ساده تر می‌توان مسئله اصلی این دو قانون را این طور بیان کرد که در هر جمله فقط یک فاعل، یک مفعول مستقیم و یک مفعول غیر مستقیم باید وجود داشته باشد. به علاوه همه جمله دارای فاعل هستند. منابع: دبیرمقدم، محمد، 1383. زبان‌شناسی نظری. سازمان سمت، تهران. گلفام، ارسلان، 1385. اصول دستور زبان. سازمان سمت، تهران. Aissen, J. (1991) "Relational Grammar". In F. Droste and J. Joseph (Eds.), Linguistic Theory and Grammatical Description, 63-102, Amsterdam: John Benjamins. Blake, B. (1990) Relational Grammar, London: Routledge. Perlmutter, D. (1980) "Relational Grammar". In E. Moravcsik and J. Wirth (Eds.), Syntax and Semantics, Vol.13 Current Approaches to Syntax, 195-229, New York: Academic Press. Perlmutter, D. (Eds.) (1983) Studies in Relational Grammar 1, Chicago: The University of Chicago Press. Postal P and B. Joseph (Eds.) (1990) Studies in Relational Grammar 3. Chicago: The University of Chicago Press.   دستور واژ - نقشی[9] جوآن بزنن بنیانگذار دستور دستور واژ - نقشی در سال 1978 است. در این دستور واژگان اهمیت زیادی دارند. همچنین روابط دستوری و ساختار سازه ای با یکدیگر تلفیق می‌شوند و هر جمله دو نمودار  نحوی خواهد داشت: ساختار سازه ای (ساختار - C) و ساختار نقشی[10] (ساختار - F). در این دستور ساختار نقشی همان روابط دستوری خواهد بود. در مثال زیر نموداری از این دستور را مشاهده می‌نمایید (نمودار از همان: 118): در فارسی، ساختار نقشی این جمله با ساختار نقشی آن مشابه است اما ساختار – سازه ای آن‌ها متفاوت است (نمودار از همان: 119):   این تفاوت ناشی از اقلام واژگانی در زبان انگلیسی و فارسی است که ارزش اسم و فعل را پر کرده اند. همچنین برزنن (1982) نقش های دستوری زیر را برای جمله های ساده در نظر گرفته است (نمودار از همان: 119): در این دسته بندی نقش هایی که می‌توانند در زیر مقوله بندی قعل قرار بگیرند، نقش های زیر مقوله ای هستند. از آنجا که گروه های اسمی با نقش های معنایی متفاوت می‌توانند در نقش دستوری فاعل[11]، مفعول مستقیم[12] و مفعول غیرمستقیم[13] ظاهر شوند، این گروه از نقش های دستوری زیرمقوله ای معنی نامحدود نامیده می‌شوند. از سوی دیگر نقش های متممی[14] و ملکی[15] که به لحاظ معنایی از تنوع چندانی برخوردار نیستند، در چهارچوب دستور واژ – نقشی معنی محدود نام گرفته اند (همان: 120). اصطلاحات مبتدا[16] و کانون[17] به نقش کلامی عناصر زبانی مربوط می‌شوند و ارزش خود را بر مبنای ارتباط خود با جمله های قبل و بعد از خود و همچنین بافت غیر زبانی به دست می‌آورند (همان: 120). مبتدا آن است که پیش از این در تبادل اطلاعات استفاده شده است و کانون نیز قسمتی است که برجسته شده و یا به عبارتی دیگر اطلاع نو شمرده می‌شود. برای درک بهتر مطلب به جملات زیر نگاه کنید (همان: 120): -         چه اتفاقی برای علی افتاده؟ -         اون اخراج شد. در جمله اول علی مبتدا یا آن چیزی است که درباره‌اش سخن گفته شده است. بخش کانونی در جمله دوم آمده و آن فعل «اخراج شد» است؛ چرا که این عنصر اطلاع نویی را درباره علی به ما انتقال می‌دهد. در دستور واژ – نقشی مبتدا و کانون به عنوان روابط (نقش های) دستوری در نظر گرفته می‌شوند (همان: 121). برای روشن شدن مطلب مثال های زیر را در نظر بگیرید (مثال‌ها از همان:121): -         شیراز، فکر می‌کنم زیباترین شره ایران است. شیراز = مبتدا -         کدام کتاب را گم کردی؟ کدام = کانون «شیراز» مبتدای جمله اول است و بقیه جمله خبر[18] است. «کدام» در جمله دوم کانون به حساب می‌آید؛ چرا که شخص پرسش کننده درباره آن چیزی می‌پرسد که پرسشواره را درباره آن به کار برده است و در پاسخ، عنصری که جای پرسشواره را در جمله می‌گیرد، نقش کانونی دارد. می‌توان مثال زیر را برای پاسخ جمله پرسشی بالا در نظر گرفت (مثال از همان: 121): -         گلستان را گم کردم. گلستان = کانون توضیح نکاتی از چگونگی ترسیم نمودار در دستور واژ – نقشی ضروری می‌نماید: اول، ساختار – f (ساختار نقشی) براساس شبکه ای از شاخص‌ها[19] و ارزش‌ها عرضه می‌شود (همان: 121). دوم، هسته های نحوی با استفاده از عناصری که عنوان اسم یا فعل (PRED) دارند بازنمود می‌یابند (همان: 121). در صورتی که ساختار نقشی «علی اتومبیل خرید» (مثال از همان: 121) را در نظر بگیریم، خواهیم دید که فعل «خریدن» هسته کل ساختار جمله را دارد. در همین حال، «علی» و «اتومبیل» هسته های ثانویه[20]  ساختار – نقشی هستند. هر نقش دستوری (فاعلی، مفعولی، فعلی) یک شاخص دارد و ارزش آن‌ها در درون قلاب رو به روی شاخص قرار می‌گیرد. با توجه به جمله بالا، نمودار زیر بخشی از ساختار نقشی جمله خواهد بود: ارزش             شاخص                    نقش دستوری اتومبیل           اسم                        مفعول ــــــــــــ     معرفه   مفرد              شمار در این دستور اطلاعات ساختار نقشی به ساختار سازه ای افزوده می‌شود تا بتوان به این ترتیب نموداری واحد از ساختار جمله ارائه کرد. نمودار زیر برای جمله «علی اتومبیل خرید» است (نمودار از همان: 122): در این نمودار (↑ نقش دستوری) = ↓ نشانگر آن است که همه اطلاعات ساخت نقشی هسته (↓) به ساخت نقشی گره مادر (↑) منتقل می‌شود (همان: 123). یعنی در این نمودار عبارت (فاعل ↑) = ↓ این مطلب را می‌رساند که «علی» فاعل است و همچنین عبارت (↑مفعول ) = ↓ نشانگر آن است که اتومبیل مفعول است. علامت ↑=↓ در کنار گروه فعلی به این منظور درج شده است که نشان دهد مختصه های انتقال یافته از طریق گره دختر، به گره مادر (S) انتقال می‌یابد. به این ترتیب می‌توان به این نکته رسید که فعل جمله یعنی «خریدن» هسته گروه فعلی است و علاوه بر انتقال مختصه های آن به گروه فعلی، این مختصه‌ها به گره جمله نیز منتقل می‌گردد و جمله زمان گذشته و وجه اخباری به خود می‌گیرد. قواعد گروه ساختی زیر برای تولید نمودارهایی از این قبیل به کار می‌رود (همان: 123): دو شرط یا محدودیت در دستور واژ – نقشی وجود دارد. یکی از آن‌ها شرط تمامیت[21] است. در این شرط ارزش هر نقش دستوری باید در ساختار نقشی با نقش دستوری مورد نظر منطبق باشد (همان: 123). برای نمونه در مثال «کامبیز صندلی را به علی داد»، فعل دادن مدخل واژگانی↑ فاعلی) (↑مفعول مستقیم) (↑ مفعول غیرمستقیم) > را دارد. بنابر این، جمله مورد نظر با شرط تمامیت منطبق است چون ارزش های نقش های دستوری کامبیز و صندلی و علی کامل می‌شود اما اگر صندلی را از جمله حذف نماییم، ارزش نقش دستوری مفعول مستقیم آن تکمیل نمی شود و در نتیجه جمله غیردستوری می‌شود.  شرط دیگر، پیوستگی است که شرط اول را تکمیل می‌نماید. شرط پیوستگی اجازه نمی دهد تا ارزش های اضافی که در مدخل واژگانی نقشی دستوری نیست، به آن افزوده شود. برای نمونه در مدخل فعل «مردن» نقش دستوری «مفعول مستقیم» یا «مفعول غیر مستقیم» وجود ندارد. بنابر این به کار بردن این فعل با این نقش های دستوری منجر به غیر دستوری شدن آن می‌گردد. برای مثال جمله «* پرویز مرد حسن را به تهران» (مثال از همان:124) به همین دلیل غیردستوری است. مدخل واژگانی فعل حاوی اطلاعات زیرمقوله ای و ساختار موضوعی است و انطباق ساختار زیرمقوله ای آن با ساختار موضوعی را صورت واژگانی[22] به عهده دارد. برای روشن شد مطلب، صورت واژگانی سه فعل دیدن، دادن و زندگی کردن را در اینجا می‌آوریم (مثال‌ها و نمودار از همان: 124 و 125):   با استفاده از قواعد واژگانی[23] می‌توان مجهول سازی را انجام داد. در مجهول صورت واژگانی تغییر می‌کند و نقش دستوری مفعول به نقش دستوری فاعل تبدیل شده و فاعل جمله معلوم، نقش دستوری مفعول متممی را می‌گیرد. قواعد واژگانی مجهول را می‌توان با استفاده از نمودار زیر نمایش داد (نمودار از همان: 125):   در جملات معلوم، نقش معنایی کنشگر به فاعل مربوط می‌شود و در جملات مجهول ممکن است حذف شود و یا آنکه مربوط به نقش دستوری مفعول متممی شود. در جمله معلوم، نقش معنایی کنش پذیر مربوط به نقش دستوری مفعول مستقیم می‌شود اما در جمله مجهول، کنش پذیر مربوط به نقش دستوری فاعل می‌گردد. برای مثال جمله «پرویز (به وسیله حسن)کشته شد» را به صورت نمودار ترسیم می‌کنیم (مثال و نمودار از همان: 126):   نکته آخر در مورد این دستور آنکه در جمله های انگلیسی، در جملات پرسشی حاوی پرسشواره، از نقش دستوری «کانون» استفاده می‌شود که غیر زیر مقوله ای است. برخلاف زبان انگلیسی در زبان فارسی پرسشواره کانون اجباری نیست. مثال «کدام را علی برداشت» را به صورت نمودار نشان می‌دهیم (مثال و نمودار از همان: 127): منابع: دبیرمقدم، محمد، 1383. زبان‌شناسی نظری. سازمان سمت، تهران. گلفام، ارسلان، 1385. اصول دستور زبان. سازمان سمت، تهران. Bresnan, J. (1978) "A Realistic Transformational Grammar". In m. Halle, J. Bresnan, J. and G. Miller (Eds.) Linguistic Theory and Psychological Reality, 1-59, Mass: MIT Press. Bresnan, J. (1994) "Locative Inversion and the Architecture of Universal Grammar". Language, 70: 72-131. Bresnan, J. (1982)"Control and Complementation". In J. Bresnan (Eds.), The Mental Representation of Grammatical Relations, 282-390, Cambridge Mass.: MIT Press. Bresnan, J. (2001) Lexical-Functional Syntax, Oxford: Blackwell Publishers.     نظریه حاکمیت و مرجع‌گزینی و برنامه کمینه‌گرا نظریه حاکمیت و مرجع‌گزینی[24] را نوام چامسکی در سال 1981 معرفی کرد. این نظریه یکی از پر طرفدارترین نظریات در چهارچوب دستور زایشی است که در ادامه دیگر نظریات چامسکی در حوزه نحو معرفی شده است. برای درک بهتر از این دستور مروری کوتاه و گذرا بر بدنه اصلی دستور زایشی که همان رویکرد چامسکی است می‌پردازیم تا به حاکمیت و مرجع‌گزینی برسیم. انتشار کتاب ساخت های نحوی در سال 1957 اولین تلاش چامسکی برای ارائه نظریه ای زبانی به حساب می‌آید. در این کتاب ساخت های نحوی زبان انگلیسی با رویکردی جدید مورد تحلیل قرار گرفته است. چامسکی در ابتدای این کتاب دستور زبان مرحله ای[25] را که هاکت[26] پیش از این معرفی کرده بود، مورد آزمایش قرار می‌دهد. در این دستور، هر عنصر زبانی انتخاب عنصر بعدی را معین می‌نماید. برای نمونه در جمله the man comes حرف تعریف the تعیین می‌کند که بعد از آن باید اسم بیاید و بعد از اسم man فعل به صورت سوم شخص مفرد می‌آید. در صورتی که این اسم جمع باشد، فعل به صورت جمع و بدون s سوم شخص خواهد آمد. اشکالی که در این دستور وجود داشت این بود که گاهی عناصر غیر همجوار عناصر دیگر زبانی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. مانند جمله زیر (نقل از گلفام،85: 129): The man standing between John and Mary is my uncle.   دستور گروه ساختی[27] دیگر مدلی رود که چامسکی آن را مورد آزمایش قرار داد. این مدل که از سوی ساختگرایان آمریکایی معرفی شد از قواعد گروه ساختی استفاده می‌کرد. چامسکی با استفاده از مفهوم گشتار[28] بین جمله های معلوم و مجهول نظم برقرار کرد. استدلال وی این بود که این دو نوع جمله که معنی یکسانی دارند با استفاده از قواعد گروه ساختی متفاوتی تولید می‌شوند و این مسئله با شم زبانی گویشور تضاد دارد. به این شکل، دستور زبان سوم در این کتاب با استفاده از قواعد گروه ساختی و گشتارها به وجود می‌آید. به همین دلیل این دستور به نام دستور گشتاری مطرح می‌گردد. چامسکی در سال 1965 کتاب جنبه هایی از نظریه ای نحوی منتشر می‌کند. وی در این کتاب تجدید نظرهایی در نظریه اولیه خود اعمال می‌نماید. پس از انتقادهایی که کتز و فودور (1963) و همچنین کتز و پستال (1964) به نظریه سال 1957 وارد می‌کنند، چامسکی بخش معنی و واژگان را به مدل خود می‌افزاید. به علاوه مفهومی به نام ژرف ساخت[29] را معرفی می‌کند که با تعامل قواعد گروه ساختی و قواعد درج واژگانی به وجود می‌آیند. در این نظریه معنی جمله از ژرف ساخت به دست می‌آید؛ چرا که گشتار باعث تغییر معنی جمله نمی شود. برای فهم صحیح مفهوم گشتار به این مثال توجه کنید. ژرف ساخت یک جمله، ساده ترین جمله اخباری معلوم است. مثلا جمله «لیلا کتاب را خواند» می‌تواند ژرف ساخت باشد. با اعمال گشتار مجهول ساز، این جمله به «کتاب (توسط لیلا) خوانده شد» تبدیل می‌شود. نمودار زیر نظریه معیار[30] (1965) را نشان می‌دهد (همان: 130): پس از ارائه این نظریه، زبان‌شناسان مختلفی در مورد آن نظر دادند. برخی انتقاداتی از این نظریه داشتند که از جمله می‌توان به انتقاد از گشتار مجهول اشاره کرد. استدلال آن‌ها این بود که گاهی استفاده از سورها[31] (مانند همه، هر و غیر در فارسی) باعث تغییر در معنی جملات می‌شود و نمی توان گفت که معنی جمله تنها در ژرف ساخت تعیین می‌شود و نباید به آن محدود شود. جمله زیر از جمله های نمونه هایی است که گفته منتقدان را تایید می‌کند (مثال از همان: 131): Everyone knows two languages in this class. Two languages are known by everyone in this class. معنی جمله اول که معلوم است این است که همه دو زبان را در این کلاس می‌دانند اما جمله دوم که مجهول است، به این معنی است که همه در این کلاس دو زبان خاص را می‌دانند. چامسکی به دلیل وجود چنین جملاتی سطح نحوی روساخت را وارد محل خوانش کرد و در نتیجه نظریه معیار گسترده[32] شکل گرفت. در زیر نمودار این نظریه را مشاهده می‌کنید (نمودار از همان: 131): در اواخر دهه هفتاد، چامسکی نظریه خود را یک بار دیگر تغییر داد و ایرادهای نظریه قبلی خود را برطرف نمود. نظریه جدید به نام نظریه معیار گسترده اصلاح شده[33] شهرت یافت. در این نظریه عقیده بر این بود که با عملکرد حرکت آلفا و جابجایی سازه ها، ردی در جایگاه اولیه به جا می‌ماند و به همین دلیل نیاز به ژرف ساخت به منظور رسیدن به معنی، مرتفع گردید. به عبارتی دیگر تمامی اطلاعات مورد نیاز برای رسیدن به معنی جمله در روساخت حضور داشت (همان: 133). نمودار این نظریه را در زیر ملاحظه می‌کنید:   پس از این نظریه بود که چامسکی حاکمیت و مرجع‌گزینی را معرفی می‌کند. این نظریه اصطلاحات زیادی را از دستورهای قبلی حفظ کرد و علاوه بر آن تعریف جدیدی از برخی اصطلاحات به دست داد (همان: 133). در نظریه معیار از دو سطح ژرف ساخت و روساخت استفاده شد و در نظریه معیار گسترده اصلاح شده از سطوح بازنمود معنایی و بازنمود آوایی بهره گرفته شد. در نظریه حاکمیت و مرجع‌گزینی این دو سطح تحت عنوان صورت منطقی[34] و صورت آوایی[35] معرفی می‌شود. به طور کلی نمودار این نظریه را می‌توان به صورت زیر نمایش داد (همان:134): در این نظریه به جای ژرف ساخت از عبارت ژ-ساخت[36] و به جای رو ساخت از ر-ساخت[37] استفاده شده است. ژ-ساخت بر مبنای اصول نحو ایکس – تیره ساخته می‌شود و همچنین دارای اطلاعاتی است که در مدخل واژگان وجود دارد و به طور مستقیم به بخش معنایی دسترسی ندارد. ر-ساخت سطحی انتزاعی تر از رو ساخت است و در آن مقولات نحوی ناملفوظ مانند رد حرکت‌ها و مقولات تهی[38] مستتر هستند (همان:134). این دستور بر خلاف دیگر دستورهای زایشی با رویکرد چامسکی به جای پرداختن صرف به زبان انگلیسی، به دنبال نظریه ای جهانی برای قوه نطق است. وی در این دستور تلاش دارد اصول و پارامترهایی[39] را معرفی کند که بتواند در زبان های گوناگون ساختار کلی جمله‌ها را توصیف کند. به همین دلیل گاه این دستور را نظریه اصول و پارامترها می‌نامند. در نمودار زیر این ساختار نمایش داده شده است (از همان: 135):   در برخی زبان‌ها هسته در اول سازه قرار می‌گیرد و بعضی زبان های دیگر هسته را در پایان سازه قرار می‌دهند. به دلیل وجود چنین مسئله ای، تفاوت جایگاه هسته در این نظریه با پارامتر هسته و درون XP معین می‌شود. در چهارچوب حاکمیت و مرجع‌گزینی تنها دو رابطه دستوری فاعل و مفعول مستقیم شناسایی می‌شوند که بر اساس جابگاهیشان در نمودار فوق به شکل صوری تعریف می‌شوند (همان:135). گروه اسمی که زیر IP قرار دارد، فاعل است و گروه اسمی که زیر V قرار گرفته است، مفعول جمله محسوب می‌شود. همچنین مفعول غیرمستقیم با نام مفعول حرف اضافه شناخته می‌شود. از نظر معنایی فاعل موضوع بیرونی و مفعول موضوع درونی فعل است. در این نظریه واژگان اهمیت زیادی پیدا کرده است؛ به گونه ای که در قالب ساختار سازه ای اطلاعات زیرمقوله ای مدخل واژگانی وجود دارد. اصل فرافکنی یا برون گستری[40] انطباق میان مختصه های زیر مقوله ای فعل و ساختار نحوی آن فعل باید در سطوح ژ-ساخت، ر-ساخت و همچنین صورت منطقی باقی بماند. برای نمونه چنانچه فعل «نوشتن» در ساختار زیرمقوله ای خود حاوی موضوعی درونی باشد، باید آن را در هر سه سطح گفته شده حفظ نماید. در این دستور قواعد گروه ساختی حذف شده است؛ چرا که اصل فرافکنی و ساختار ایکس – تیره واژگان را به نحو مربوط می‌نمایند. مقولات دستوری که هسته واژگانی ندارند از جمله IP و CP نیز اطلاعات زیر مقوله ای دارند. عنصر تصریفی (INFL) که هسته جمله (IP) است متمم گروه فعلی را در اطلاعات زیرمقوله ای وارد می‌کند و به علاوه متمم ساز (comp) در اطلاعات زیرمقوله ای دارای یک جمله است. در حاکمیت و مرجع‌گزینی به جز اصل فرافکنی و نحو ایکس – تیره، دو اصل دیگر وجود دارد که بر نحوه تشکیل ساخت‌ها نظارت دارد. نخست، اصل تتا[41] است که بر ویژگی های معنایی نظارت دارد و دوم، اصل حالت یا صافی حالت[42] است. اصل تتا به این مفهوم است که هر جمله تنها یک نقش معنایی مانند کنشگر و کنش‌پذیر و پذیرنده دارد و هیچ گروه اسمی مجاز نیست به طور همزمان بیشتر از یکی از این نقش‌ها را داشته باشد. در این دستور با توجه به جایگاه نحوی، گروه های اسمی نقش معنایی خود را می‌گیرد. صافی حالت به این معنی است که هر گروه اسمی باید دارای حالت دستوری باشد و در غیر این صورت، جمله غیردستوری می‌گردد. صافی حالت در ر-ساخت اعمال می‌شود و مفهوم حاکمیت[43] از ابزارهای صوری است که رابطه میان عناصر زبان را تبیین می‌کند. بر این اساس، عنصر حالت بخش باید گروه اسمی را که دریافت کننده حالت است تحت حاکمیت خود داشته باشد (همان: 137). برای آشنایی با مفهوم حاکمیت، معرفی مفهوم تسلط سازه ای[44] لازم است. تسلط سازه ای خود زیر مجموعه ای از مفهوم تسلط است و به همین دلیل ابتدا این مفهوم را تعریف می‌کنیم و سپس با مفاهیم تسلط سازه ای و حاکمیت آشنا می‌شویم. تسلط به این معنی است که گره A بر B تسلط دارد به شرطی که (1) نه A بر B و نه B بر A مشرف باشد (یعنی در نمودار درختی نباید یکی از آن‌ها در زیر دیگری باشد) و (2) اولین گره جمله واقع در بالای A، یعنی مشرف به A، به B نیز مشرف باشد (یعنی گره B نیز زیر چتر همان جمله واقع باشد) (لانگاکر، 1966: 167). تسلط سازه ای به این معنی است که گره A بر گره B تسلط سازه ای دارد اگر (1) نه A بر B و نه B بر A مشرف باشد و (2) گره فرافکنی بیشینه[45] (اولین گره شاخه شاخه شده[46]) مشرف بر A بر B نیز مشرف باشد (همان: 446). حال که دو مفهوم مهم مرتبط با حاکمیت را تعریف کردیم، این مفهوم را نیز معرفی می‌کنیم. حاکمیت در این دستور به این معنی است که گره A بر گره B حاکمیت دارد اگر (1) A هسته باشد، (2) فرافکنی بیشینه مشرف بر B مشرف بر A هم باشد، و (3) A بر B تسلط سازه ای داشته باشد (همان: 447). به نمودار زیر توجه نمایید (نمودار از گلفام،85: 138): در این نمودار فعل (V) گروه اسمی (NP3) را تحت حاکمیت دارد زیرا اولین فرافکنی بیشینه ای که V تحت تسلط آن است، NP2 را نیز تحت تسلط خود دارد (همان: 138). در همین نمودار فعل نمی تواند بر گروه های اسمی دیگر NP3 و NP­2 حاکمیت داشته باشد زیرا فرافکنی بیشینه PP بین V و NP3 و نیز فرافکنی بیشینه IP بین V و NP1 قرار گرفته اند (همان: 138). از سوی دیگر حرف اضافه (P) گروه اسمی (NP3) را تحت حاکمیت خود دارد، زیرا هر دو تحت تسلط فرافکنی بیشینه PP هستند (همان: 138). با توجه به آنچه گفته شد می‌توان چنین عنوان کرد که: -         گروه اسمی حالت فاعلی خود را از تصریف زمان دار دریافت می‌کند. -         گروه اسمی حالت مفعولی خود را از فعل دریافت می‌کند. -         گروه اسمی حالت متممی خود را از حرف اضافه دریافت می‌کند. -         اسم‌ها و صفت‌ها (مقولات +N) قابلیت اعطای حالت را ندارند (همان: 138). اکنون مفهوم حالت بخشی و اعطای نقش معنایی را در نمودار زیر مشاهده می‌کنید (نمودار از همان: 139): چنانچه مشخص است اعطای نقش معنایی به فاعل به شکلی غیرمستقیم صورت می‌پذیرد. به عبارتی دیگر نخست نقش معنایی از V به VP انتقال می‌یابد و پس از آن به جایگاه فاعل سرایت می‌کند. با توجه به اهمیتی که چامسکی برای واژگان در حاکمیت و مرجع‌گزینی در نظر گرفته است، وی دو مدخل جدا برای افعال معلوم و مجهول اختصاص می‌دهد. برای مثال فعل خوردن و خورده شدن را می‌توان به صورت زیر نشان داد (مثال از همان: 139): هر دو فعل یک کنش پذیر یا موضوع درونی دارند اما یک گروه حرف اضافه ای اختیاری در در مدخل فعل مجهول وجود دارد که نقش معنایی کنشگر به عهده گروه اسمی متمم است. برای روشن شدن مسئله به مثال و نمودار زیر توجه نمایید (مثال و نمودار از همان: 140): معلوم – علی سیب خورد. مجهول – سیب توسط علی خورده شد. ژ-ساخت این جملات این گونه است:   در تولید جمله معلوم عنصر تصریفی (INFL) زمان دار به موضع بیرونی یعنی «علی» حالت فاعلی می‌دهند و فعل متعدی «خوردن» به گروه اسمی «سیب» حالت مفعولی اعطا می‌کند (همان: 140). از سوی دیگر فعل مرود نظر به صورت مستقیم به موضوع درونی خود نقش معنایی کنش پذیر و به صورت غیر مستقیم ور از طریق VP به موضوع بیرونی نقش معنایی کنشگر اعطا می‌کند (همان: 141). در نتیجه می‌توان گفت برای جمله معلوم، اصل فرافکنی، نحو – تیره و صافی حالت و نقش تتا رعایت شده اند. از سویی دیگر، در جمله مجهول نقش معنایی کنش پذیر از «خورده» به «سیب» انتقال می‌یابد و گروه اسمی متمم حرف اضافه «توسط» نقش معنایی کنشگر را بر عهده می‌گیرد. اما دریافت حالت به این صورت انجام می‌گیرد که گروه اسمی «سیب» به جایگاه موضوع بیرونی که تهی است حرکت می‌کند و حالت خود را از عنصر تصریفی زمان‌دار جمله[47] دریافت می‌کند (همان: 141). در این نظریه جابجایی گروه اسمی «سیب» و گرفتن جای فاعل نوعی قاعده جهانی است که به نام حرکت گروه اسمی[48] شناخته می‌شود. این قاعده می‌گوید می‌توان گروه اسمی را به هر جایگاهی برد اما شرط های موجود در این نظریه، این قاعده را محدود می‌کند. این شرط‌ها به نام حفظ ساختار معروف هستند. با توجه به نمودار می‌توان مشاهده کرد که برای حرکت سیب فقط یک جایگاه خالی وجود دارد و آن جایگاه گروه اسمی فاعل است. علاوه بر این، پس از حرکت سازه، در جایگاه آن ردی باقی می‌ماند که با آن گروه اسمی هم نمایه[49] (مصداق برابر دارند) است. رد به جای مانده و سازه حرکت کرده باعث ایجاد زنجیره[50] نحوی می‌گردد. با مقایسه نمودار ر-ساخت و ژ-ساخت در جمله مجهول به این نکته پی می‌بریم که ساختار شبیه هم دارند (نمودار از همان: 142): دیگر بخش مهم این نظریه، مرجع گزینی[51] است که در آن به ارتباط میان گروه های اسمی و مرجع آن‌ها در جملات توجه می‌شود. در این نظریه گروه های اسمی به سه قسمت مرجع‌دارها[52]، ضمیرها و عبارت های ارجاعی[53] تقسیم می‌شوند. این نظریه برای ارتباط گروه های اسمی با مرجع خود، برای هر یک اصلی را معرفی می‌نماید. اصل نخست ارتباط میان مرجع‌دار و مرجع است؛ بخش دوم ارتباط میان ضمیر و مرجع و اصل سوم به ارتباط میان عبارت های ارجاعی و مرجع مربوط می‌گردد. اصل اول می‌گوید مرجع‌دار ( از جمله ضمیر انعکاسی و دوسویه) مرجع خود را در محدوده جمله خود پیدا می‌کند. مانند جمله زیر: [s هوشنگ دید [ sفریدون i خودش i را کشت]] هم نمایگی ضمیر انعکاسی را مرجع گویای آن است که ضمیر انعکاسی به مرجع درون جمله خودش بر می‌گردد. اصل دوم این نکته را بیان می‌دارد که ضمیرهای شخصی در محدوده ای فراتر از جمله خود مرجع خود را می‌یابند. برای نمونه: [s هوشنگ i گفت که [ sفریدون برای او i نامه نوشت]] چنانچه روشن است مرجع ضمیر «او» به «هوشنگ» مربوط می‌شود که خارج از جمله درونه ای قرار دارد. بر مبنای اصل سوم، از نظر مرجع یابی عبارت های ارجاعی همیشه از قیود جمله آزاد هستند و به طور مستقیم با مصداق جهان بیرونی ارتباط دارند. به مثال زیر توجه نمایید: حسن i به حسین j نامه نوشت که کامران k با سمیرا L ازدواج کرد. بر اساس مثال بالا می‌توان گفت که هیچ مصداق مشترکی برای این عبارت های ارجاعی نمی توان یافت و تنها می‌شود با مراجعه به جهان بیرونی مصداق آن‌ها را پیدا کرد. در بخش معرفی زیر مجموعه های متشکل از اصول در مورد اصول حاکمیت و مرجع‌گزینی بیشتر توضیح می‌دهیم.   دستور همگانی: زیر مجموعه های متشکل از اصول اصولی که چامسکی در حاکمیت و مرجع‌گزینی معرفی کرد زیر مجموعه های دارد که در این بخش به معرفی اجمالی آن‌ها می‌پردازیم. برخی از این موارد پیش از این از جنبه هایی مورد بررسی قرار گرفته است و در این بخش، نکات ناگفته را بیان می‌کنیم. زیر مجموعه‌ها عبارتند از (دبیرمقدم، 83: 437): -         نظریه تحدید[54] -         نظریه حاکمیت -         نظریه تتا -         نظریه مرجع‌گزینی -         نظریه حالت[55] -         نظریه نظارت[56]   نظریه تحدید نظریه تحدید میزان حرکت یک سازه را مشخص می‌کند (همان: 438). اصل همجواری از اصولی است که در نظریه تحدید نقش مهمی ایفا می‌کند. بر اساس اصل همجواری حرکت سازه نمی تواند فراتر از مقوله یا گره تحدید[57] حرکت کند. به عبارتی دیگر این اصل اجازه نمی دهد تا سازه بیشتر از یک مقوله یا گره تحدید مانند جمله، جمله تیره و گره اسمی مرکب حرکت کند. به مثال زیر توجه نمایید (مثال از همان: 439): It seems [that it is certain [that John likes ice cream]] It seems [that John is certain [t     to like ice cream]] *John seems [that it is certain [t      to like ice cream]] در این مثال در جمله اول هیچ سازه ای حرکت نکرده است اما در جمله دوم یک گروه اسمی از درونی ترین بند پیرو به بند پیرو بالاتر از آن حرکت کرده است و به دلیل وجود تنها یک مقوله تحدید بین سازه مورد نظر و رد آن، این جمله دستوری محسوب می‌شود. اما در جمله سوم به دلیل وجود دو گره تحدید میان سازه حرکت داده شده و رد آن، غیر دستوری می‌شود.   نظریه حاکمیت در قسمت های پیشین نکاتی مهم از این نظریه گفته شد. اکنون در اینجا به ناگفته های این نظریه اشاره می‌گردد. حاکمیت مفهومی قدیمی است که در دستورهای سنتی و زبان‌شناسی غیرزایشی هم به کار رفته است (همان: 443). در چهارچوب حاکمیت و مرجع‌گزینی، مفهوم آن کمی تعدیل شده و به الگوی صورتگرایی نزدیک تر شده است. حاکمیت به زبان ساده شامل رابطه هسته یک ساخت و مقوله های وابسته به آن است که رابطه ای ساختاری به شمار می‌رود. نظریه حاکمیت وابسته به مفاهیم تسلط و تسلط سازه ای است که در بخش های قبلی با آن‌ها آشنا شدیم. حال در اینجا برای درک بهتر مطلب به ذکر مثال هایی بسنده می‌کنیم. ابتدا مثالی از مفهوم تسلط می‌آوریم. به نمودار زیر دقت کنید (مثال و نمودار از همان: 445):   در این نمودار NP1 بر INFL، VP و هر آنچه در زیر VP قرار گرفته (یعنی VP بر آن مشرف است) تسلط دارد (همان: 445). این به آن خاطر است که اگر از NP1 به (اولین) گره S مشرف بر آن صعود کنیم آنگاه بر دیگر گره هایی که بر شمردیم (یعنی INFL، VP و هر آنچه در زیر VP است) دسترسی خواخیم داشت (همان: 445). همچنین بر همین اساس در این نمودار VP بر INFL و NP1 تسلط دارد اما VP بر هیچ یک از گره های V و NP2، PP، P و NP3 تسلط ندارد بلکه بر آن‌ها مشرف است (همان: 445). به علاوه، NP2 بر V، PP، P، NP3، INFL و NP1 تسلط دارد و PP بر NP2، V، INFL و NP1 تسلط داشته و بر P و NP3 مشرف است. تسلط سازه ای را نیز در بخش های قبلی تعریف کردیم. توضیح بیشتر آنکه این مفهوم زیرمجموعه ای از تسلط است. تسلط به این معنی است که در صورتی گره A بر گره B تسلط دارد که نخستین گره S مشرف بر A به B هم مشرف باشد. از سویی دیگر در تسلط سازه ای باید اولین گره فرافکنی بیشینه A بر B مشرف باشد و تفاوتی ندارد که این گره S باشد یا نه. در چهارچوب تعابیر نظریه ایکس تیره گره فرافکنی بیشینه گرهی است که دارای ارزش دو تیره است (یعنی N، V، P و یا کلا X) (همان: 446). حال با توجه به نموداری که برای مفهوم تسلط آوردیم، تسلط سازه ای را نیز در آن توضیح می‌دهیم. در این نمودار NP1 بر INFL، VP و هرآنچه در زیر VP قرار گرفته (یا VP مشرف بر آن است) تسلط سازه ای دارد زیرا گره فرافکنی بیشینه در این مورد S است (همان: 446). همچنین V بر NP2، PP و هر آنچه PP مشرف بر آن است تسلط سازه ای دارد زیرا گره فرافکنی بیشینه V (یعنی اولین گره شاخه شاخه شده مشرف بر V) VP است و اگر از V به آن گره صعود کنیم به گره های مذکور در فوق دسترسی خواهیم داشت (همان: 446). به همین ترتیب NP2 بر V، PP و هر آنچه PP بر آن مشرف است تسلط سازه ای دارد (همان: 446). همین طور PP بر V و NP2 تسلط سازه ای دارد و P‌ و NP3 بر یکدیگر تسلط سازه ای دارند چرا که فرافکنی بیشینه آن دو PP است (همان: 446). از سویی دیگر می‌توان گفت که NP2 بر INFL و NP1 تسلط سازه ای ندارد زیرا گره فرافکنی بیشینه مشرف بر NP2 گره VP است و این گره مشرف بر INFL و NP1 نیست. حال که با توجه به نمودار چگونگی تسلط سازه ای را توضیح دادیم، تبیین حاکمیت با توجه به همان نمودار ساده تر می‌شود. حاکمیت علاوه بر شروط تسلط و تسلط سازه ای، دو شرط دیگر برای حاکمیت مورد نیاز است. نخست آنکه تنها هسته می‌تواند حاکم باشد و دوم آنکه تنها جایگاه گروه اسمی و گروه حرف اضافه ای می‌تواند تحت حاکمیت قرار گیرد. معمولا حاکم‌ها یا به عبارتی دیگر هسته‌ها عبارتند از عنصر صرفی زمان‌دار، فعل و حرف اضافه. در بخش های پیشین با تعریف حاکمیت آشنا شدیم و اکنون در اینجا نحوه این رابطه را در نمودار بالا شرح می‌دهیم. در این نمودار INFL بر NP1 حاکمیت دارد زیرا INFL هسته است و فرافکنی بیشینه NP1 یعنی S هم مشرف بر NP1 است و هم بر INFL و نهایتا اینکه INFL بر NP1 تسلط سازه ای دارد (همان: 447). بر این اساس در آن نمودار V حاکمیت دارد بر NP2 و PP و نه بر NP3 زیرا گره فرافکنی بیشینه NP2 و PP یعنی VP مشرف بر V هم هست اما گره فرافکنی بیشینه NP3 یعنی PP مشرف بر V نیست و علاوه بر آن P بر NP3 حاکمیت دارد (همان: 448) با توجه به اینکه V بر NP2 و PP و تمامی گره هایی که PP بر آن مشرف است، تسلط سازه ای دارد و از طرفی V بر NP3 حاکمیت ندارد می‌توان به این نکته رسید که حاکمیت زیر مجموعه تسلط سازه ای است.   نظریه حالت نظریه حالت این مسئله را تعیین می‌کند که حالت های نحوی گروه های اسمی (حالت فاعلی، مفعولی و اضافی) باید چگونه باشد. نظریه حاکمیت در نظریه حالت کاربرد دارد. در حاکمیت و مرجع‌گزینی فقط مقولات فعل و حرف اضافه، دهنده حالت هستند. آنچه باعث می‌شود این دو مقوله حالت بخش باشند، اشتراک آن‌ها در مشخصه نحوی [-N] است (چامسکی، 1981: 48 و 49). در این نظریه، قواعد زیر حالت های مختلف را تعیین می‌کنند (همان: 170): 1.      گروه اسمی تحت حاکمیت عنصر صرفی زمان‌دار و مطابقه، حالت فاعلی[58] دارد. 2.      گروه اسمی  تحت حاکمیت فعل حالت مفعولی[59] دارد. 3.      گروه اسمی تحت حاکمیت حرف اضافه حالت مفعول متممی[60] دارد. 4.      گروه اسمی واقع در ساخت [NP - X'] حالت اضافی[61] دارد. 5.      گروه اسمی تحت حاکمیت گره های حاکم با مشخصه [-N] حالت ذاتی[62] دارد. بنابر اعتقاد چامسکی قواعد 1 تا 4 حالت ساختاری را معین می‌کنند و قاعده 5 را فقط گره های حاکم دارای مشخصه [-N] (برخی افعال) به وجود می‌آورند. همچنین می‌گوید حالت ذاتی و حالت مفعول متممی در سطح ژ-ساخت معین می‌شوند و حالت های ساختاری دیگر در سطح ر –ساخت داده می‌شوند (همان: 170، 183، 292 و 293). به مثال زیر توجه نمایید (مثال از همان: 50): در این مثال فقط حالت های ساختاری وجود دارند که بر مبنای قواعد 1 تا 4 تعیین شده اند. عنصر صرفی زمان‌دار در بند پایه و پیرو باعث می‌شود حالت فاعلی به John و he مربوط شود. حالت گروه اسمی his book در بند پیرو را فعل تعیین می‌کند و بنا بر قاعده 2 تمام این گروه اسمی حالت مفعولی خواهد داشت. همچنین book که هسته این گروه اسمی است نیز حالت مفعولی دارد. زمانی که حالت نحوی تمام گروه اسمی را به هسته آن تعمیم دهیم، مفهوم تراوش[63] شکل می‌گیرد. یکی از موارد استفاده نظریه حاکمیت در نظریه حالت نمایان می‌شود. به علاوه، حاکمیت گسترده تر از حالت بخشی است. در مثال قبل، فعل think بر کل S' حاکمیت دارد اما باید به این توجه داشت که S' مقوله ای حالت پذیر نیست. همچنین فعل بند پیرو بر گروه اسمی his book و بر گروه حرف اضافه ای on the table حاکمیت دارد؛ اما بر مبنای قواعد گفته شده،فعل حالت نحوی گروه اسمی his book را تعیین می‌کند و از سویی دیگر حرف اضافه حالت گروه اسمی the table را مشخص می‌نماید. ذکر این نکنه ضروری است که سازه his تحت حاکمیت هیچ گرهی نیست (همان: 50). از دیگر مفاهیم مهم در نظریه حالت، صافی حالت است. بر اساس تعریف چامسکی (همان: 49) صافی حالت عبارت است از اینکه هیچ گروه اسمی که محتوای آوایی دارد، نباید بدون حالت باشد. این صافی این مسئله را می‌گوید که چنانچه جمله ای گروه اسمی بدون حالت داشته باشد، صافی حالت را نقض کرده است و موجب غیردستوری شدن جمله می‌گردد. عبارت محتوای آوایی در تعریف بالا این مطلب را می‌رساند که رد گروه اسمی و PRO محتوای آوایی ندارند و در نتیجه حالت نمی پذیرند (همان: 49). وجود صافی حالت باعث می‌شود عامل حرکت گروه اسمی در ژ-ساخت جمله های مجهول، گرایش به یافتن حالت داشته باشند. برای مثال ر-ساخت جمله John was killed (مثال از همان: 117) به صورت زیر نمایش داده می‌شود: John was killed   t همچنین ژ-ساخت آن نیز به این صورت است: [NP e] was killed John توضیح آنکه  این ر-ساخت با استفاده از قاعده حرکت گروه اسمی از ژ-ساخت خود به وجود آمده است. علت حرکت اجباری گروه اسمی ژ-ساخت این است که با وجود حاکمیت فعل was killed بر John، فاقد حالت بخشی است. در نتیجه گروه اسمی John برای اینکه صافی حالت را نقض نکند، باید به جایگاه تهی فاعل برود و حالت فاعلی خود را از عنصر زمان‌دار بگیرد (همان: 117 - 124).   نظریه تتا کاربرد نظریه تتا مشخص ساختن حالت های معنایی مانند عامل، پذیرا، مبدا، تجربه گر، بهره ور و دیگر نقش های معنایی است. در چهارچوب حاکمیت و مرجع‌گزینی، این حالت های معنایی را در زیر عنوان نقش های تتا[64] است که این خود از ترکیب نقش های پذیرنده آمده است (همان: 5 و 6) و چنانچه از نام آن پیداست، این عبارت بر مبنای واژه پذیرنده (theme) است. البته باید دانست که نظریه هماهنگ و واحدی در این مورد ارائه نشده است. با این وجود، چامسکی (همان: 50) با استناد به کوپر (1992) می‌گوید در صورت نبودن نقش تتای مشخص، زبان‌شناسان از این نقش تتای پیش فرض بهره می‌برند. کوپر گفته بود که پذیرنده (theme) در طول زمان به عنوان نقش پذیرنده پیش فرض[65] کاربرد یافته است. در حاکمیت و مرجع‌گزینی نقش های تتا برگرفته از دستوری به نام دستور حالت[66] است که مفاهیم اصلی آن، در حاکمیت و مرجع‌گزینی مورد استفاده قرار گفته است. امروزه دستور حالت خود منسوخ شده است و دیگر کاربردی ندارد. حالت‌ها و نقش های نحوی (مانند فاعل و مفعول و غیره) و حالت‌ها و نقش های معنایی (عامل، پذیرا و مانند آن) هیچ ارتباط با یکدیگر ندارند (چامسکی، 1981: 171). برای مثال در جمله های زیر (مثال از همان: 170): John gave Bill a book John gave a book to Bill  در جمله اول گروه اسمی a book حالت ذاتی دارد و مفعول دوم است و در جمله دوم حالت ساختاری دارد و به همین دلیل مفعول است. در هر دو جمله نقش تتای این گروه اسمی پذیرا است. چامسکی (همان: 171) برای تایید ادعای خود می‌گوید که برای حالت ساختاری واحد ممکن است بتوان نقش های تتای مختلفی در نظر گرفت. می‌توان این سخن وی را به دو گونه تعبیر کرد. نخست آنکه در همه جملات زیر John حالت فاعلی دارد در حالی که نقش تتای آن‌ها به ترتیب جملات عامل، مبدا و تجربه گر است. (مثال‌ها از دبیرمقدم، 1383: 461): John hit Mary. John gave the book to Bill. John likes cookies. اما تعبیر دیگر این است که در جمله ای واحد می‌توان برای یک جایگاه نحوی بیش از یک نقش تتا در نظر گرفت. مثلا در جمله John gave the book to Bill، گروه اسمی John این امکان را دارد که همزمان دو نقش تتا داشته باشد. یعنی هم عامل یا کننده کار است و هم اینکه مبدا یا نقطه شروع انتقال کتاب است. نقش های تتا در ژ-ساخت جمله نشان داده می‌شوند. به عبارتی دیگر در مدخل هر فعل در واژگان تعداد و نوع نقش های تتای مورد نیاز آن فعل وجود دارد و در ژ-ساخت به موضوع های آن داده می‌شود (چامسکی، 1981: 38، 39 و 46). معیار نظریه تتا یکی از مفاهیم تعیین کننده در نظریه تتا است. تعریف آن بدین شکل است که هر موضوعی تنها یک بار نقش تتا دریافت می‌کند و هر نقش معنایی تنها به یک موضوع اعطا می‌شود (دبیرمقدم، 1383: 466). معیار تتا در سه سطح ژ-ساخت، ر-ساخت و صورت منطقی صدق می‌کند (چامسکی، 1981: 112) و این مسئله را تضمین می‌نماید که در این سه سطح هیچ موضوعی بیش از یک بار نقش تتا نگیرد و همچنین هیچ نقش تتایی نباید بدون استفاده بماند (همان: 139). مثال زیر را در نظر بگیرید (مثال از دبیرمقدم، 1383: 466): John believes that [Mary is intelligent] John believes Mary to be intelligent با توجه به حاکمیت و مرجع‌گزینی این دو جمله دو ژ-ساخت مستقل دارند. در جمله نخست، Mary حالت فاعلی و همچنین نقش تتای خود را در بند پیرو می‌گیرد. از سویی دیگر در جمله دوم، Mary حالت مفعولی را از فعل می‌گیرد در حالی که نقش تتا را از گروه فعلی بند پیرو دریافت می‌نماید.   نظریه نظارت یکی دیگر از مجموعه اصول، نظریه نظارت است که ارجاع[67] ضمیر انتزاعی یا همان PRO را مشخص می‌سازد (چامسکی، 1981: 6 و 76) و در سطح صورت منطقی زبان عمل می‌کند. در دستورهای پیشین با رویکرد چامسکی گشتاری به نام حذف به قرینه وجود داشت که در آن فاعل بند پیرو در صورتی که هم مرجع با فاعل یا مفعول بند پایه بود، به قرینه حذف می‌گشت. به مثال زیر توجه نمایید (مثال‌ها از دبیرمقدم، 1383: 467): *John wants for [John to go to college] John wants to go to college. در این مثال ها، جمله اول که ژرف ساخت غیر دستوری است، با عملکرد این گشتار به جمله دوم که دستوری و روساخت است تبدیل می‌شود. در چهارچوب حاکمیت و مرجع‌گزینی چنین گشتاری وجود ندارد و با توجه به این نظریه، ژ-ساخت جمله دوم بالا، به صورت زیر در می‌آید (مثال از همان: 467): John wants [s' [s PRO to go]] در این ژ-ساخت در جایگاهی که در دستورهای زایشی قبلی فاعل قرینه و مکرر بود، ضمیر انتزاعی یا PRO وجود دارد (چامسکی، 1981: 87). در واقع ضمیر انتزاعی، ضمیر نامرئی است که مانند ضمیرهای مرئی مشخصه های شمار و شخص و جنس دارند در حالی که صورت آوایی ندارند (همان: 60). در مثال بالا ضمیر انتزاعی از نظر مشخصه های شمار، شخص و جنس شبیه John است که به آن (مرجع ضمیر انتزاعی) ناظر[68] گفته می‌شود (همان: 77). مفهوم رد و ضمیر انتزاعی تنها یک شباهت دارند که هر دو صورت و تجلی آوایی ندارند. تفاوت های آن‌ها را چامسکی (همان: 56) به این ترتیب ذکر می‌کند: 1.      رد تحت حاکمیت است. 2.      مرجع[69] رد در جایگاه نقش تتا قرار ندارد. 3.      فاصله میان رد و مرجع آن مطابق با اصل همجواری است. به طور کلی می‌توان گفت نظریه نظارت به مسئله ارجاع ضمیر انتزاعی می‌پردازد و چامسکی چهارچوب جامعی از آن ارائه نداده است و تنها اشاره ای مختصر به دخیل بودن نوع فعل پایه یا اطلاعات معنایی کاربردشناختی داشته است (همان: 74-79). نظریه مرجع‌گزینی زیر مجموعه آخری که در این مبحث پرداخته می‌شود نظریه مرجع‌گزینی است که پیش از این اشاره ای کوتاه به آن شد. در اهمیت جایگاه این نظریه همین بس که خود بخشی از عنوان نظریه حاکمیت و مرجع‌گزینی را تشکیل می‌دهد (دبیرمقدم، 1383: 473). در چهارچوب حاکمیت و مرجع‌گزینی تمامی ضمیرها مدخل جداگانه ای در واژه‌ها دارند و ارتباط میان آن‌ها و مرجع را نظریه مرجع‌گزینی مشخص می‌کند. چنانچه اشاره شد، عبارات اسمی در نظریه مرجع‌گزینی به سه قسمت مرجع‌دارها، ضمیرها و عبارت های ارجاعی تقسیم می‌شوند که توضیح کوتاهی درباره آن‌ها داده شد و در اینجا از تکرار آن خودداری می‌کنیم. نکات دیگری در این نظریه وجود دارد که لازم است به آن پرداخته شود. یکی از مفاهیم مهم در مرجع‌گزینی، مقوله حاکم است که چامسکی (1981: 211) این تعریف را از آن به دست می‌دهد: بتا مقوله حاکم برای آلفا است اگر و تنها اگر بتا کوچک ترین مقوله ای باشد که آلفا، حاکم آلفا و فاعلی را شامل شود که به آن دسترسی داشته باشد. توضیح آنکه بتا زمانی مقوله حاکم خواهد بود که فاعل داشته باشد (منظور از فاعل مطابقه آن در بندهای پایه یا پیرو دارای زمان است یا گروه اسمی که در بند پیرو مصدری بی زمان وجود دارد). چامسکی (همان: 188) سه اصل را برای آلفا ارائه داده است که روی هم نظریه مرجع‌گزینی را شکل می‌دهند: 1.      مرجع‌دارها در مقوله حاکم خود مقید هستند. 2.      ضمیرها در مقوله حاکم خود آزاد هستند. 3.      عبارت های ارجاعی آزاد هستند. مقید بودن را چامسکی (همان: 184) این طور تعریف می‌کند: آلفا مقید به بتا است اگر و تنها اگر آلفا و بتا هم نمایه باشند و بتا بر آلفا تسلط داشته باشد. در بخش های قبلی، مثال هایی از مرجع‌گزینی آوردیم و دیگر به آن نمی پردازیم. چامسکی در دهه پایانی قرن بیستم، نظریه اصول و پارامترها را تعدیل کرد (1992، 1995 و 1998) و نام برنامه کمینه‌گرا را برای آن انتخاب کرد. دلیل استفاده از برنامه به جای نظریه این بود که این رویکرد، برنامه ای پژوهشی است که به تازگی شروع شده است و تاکنون تغییراتی در این چهارچوب صورت گرفته است. این مسئله نشانگر وجود برنامه علمی است و نمی توان آن را نظریه ای یکپارچه دانست. روح حاکم بر برنامه کمینه‌گرا مبتنی بر این بینش است که هر چه نظریه مختصرتر و موجزتر باشد پسندیده تر است (دبیرمقدم، 1383: 603). به طور کلی می‌توان گفت استفاده از کم ترین ابزارهای نظری در تدوین چهارچوبی برای مطالعه زبان انسان، شالوده برنامه کمینه‌گرا است. این برنامه دو سطح دارد و آن‌ها عبارتند از صورت منطقی و صورت آوایی. به اعتقاد چامسکی صورت منطقی سطحی است به نظام های شناختی و مفهومی ذهن دخیل در تعبیر جمله‌ها اطلاق می‌گردد و صورت آوایی مربوط می‌شود به نظام های ادراکی و تولیدی. نمودار کلی برنامه کمینه‌گرا را می‌توان به این شکل نشان داد (نمودار از گلفام، 1385: 144):   چنانچه مشخص است سطح ژ-ساخت و ر-ساخت که در نظریه حاکمیت و مرجع‌گزینی بود، حذف شده اند و بخش نحو زبان، نظام محاسباتی[70] به شمار می‌رود و شامل فرایندهای ادغام[71] و حرکت است. اولین فرایند نظام محاسباتی، ادغام عناصر واژگانی است. برای روشن شدن مطلب به مثال زیر توجه کنید (مثال از همان: 145): الف- کدام استادان دانشکده در فرصت مطالعاتی هستند؟ ب- استادان تمام وقت. هسته یک گروه، ویژگی های دستوری گروه را دارد. «استادان» در گروه اسمی «استادان تمام وقت»، دارای نقش هسته است و در نتیجه «استادان» با «تمام وقت» ادغام می‌شود و نمودار آن به شکل زیر در می‌آید (نمودار از همان: 145): این فرایند ادغام با ترکیب مرحله ای و دوتایی شاخه های نمودار، گسترش می‌یابد و به این شکل کل جمله را تشکیل می‌دهد. به مثال زیر دقت نمایید (مثال و نمودارها از همان: 146): الف-دانشجویان با کدام یک از اعضای هیئت علمی به اردو رفتند؟ ب-با استادان تمام وقت. ساختار مبتنی بر فرایند ادغام کل جمله را در نمودار زیر مشاهده می‌کنید: برای اینکه کمینگی نقض نشود، نمودار جمله‌ها به صورت گره هایی درج می‌شوند که در جمله مربوط به کار رفته است. در این برنامه مختصه های عناصر واژگانی باعث ایجاد ساختار نحوی جمله های می‌شوند. برای نمونه در حرکت پرسشواره، جایگاه متمم نما (comp) دارای مختصه مثبت یا منفی [± wh] است. چنانچه داشتن مختصه [+ wh] باید به جایگاه مشخص گر (spec) برود. همچنین مختصه‌ها باید در ساختاری موضعی بازبینی شوند تا مختصه پرسشواره و متمم نما ارزش برابر داشته باشند. این اصل را ارزش برابر بازبینی گویند[72]. گروه های اسمی حالت نمی گیرند بلکه حالت آن‌ها بازبینی می‌شوند و به طور کلی می‌توان گفت حرکت گروه اسمی به منظور بازبینی حالت انجام می‌شود. بنابر این گروه اسمی فاع مختصه حالت [NOM] خود را با مختصه [NOM] عنصر تصریفی فعل بازبینی کرد و گروه اسمی مفعول نیز مختصه [ACC] خود را با مختصه [ACC] فعل باز بینی می‌کند (همان: 148) و به این دلیل این اصل که تعبیر کامل نام دارد، جایگزین صافی حالت در حاکمیت و مرجع‌گزینی می‌شود.   منابع: دبیرمقدم، محمد، 1383. زبان‌شناسی نظری. سازمان سمت، تهران. گلفام، ارسلان، 1385. اصول دستور زبان. سازمان سمت، تهران. Chomsky (1957) Syntactic Structures, The Hague: Mouton. Chomsky (1965) Aspects of the Theory of Syntax, Cambridge: The MIT Press. Chomsky (1970) "Remarks on Nominalization". In R. Jacobs and P. Rosenbaum (Eds.), Readings in English Transformational Grammar, 184-221, Mass.: Ginn,Waltham. Chomsky (1981) Lectures on Government and Binding, Dordrecht: Foris. Chomsky (1986) Knowledge of Language: Its Nature, Origin, and Use, New York: Praeger Publishers. Chomsky (1986) Barriers, Cambridge: Mass.: MIT Press. Chomsky (1992) "A Minimalist Program for Liguistic Theory". MIT Occasional Papers in Linguistics, No. 1, Cambridge: Mass.: MIT Press. Chomsky (1995) The Minimalist Program. Cambridge, Mass.: MIT Press. Chomsky (1998) "Some Observations on Economy in Generative Grammar". In P. Barbosa, D. Fox, P. Hagstorm, M. Mc Ginnis, and D. Petetsky (Eds.), Is It the Best Good English? Optimality and Completion in Syntax, 115-27. Cambridge: MIT Press. [1] Explicitness [2] Relational grammar [3] Non-term [4] Universal alignment hypothesis [5] oblique [6] chomeur [7] Stratal uniqueness grammar [8] Final law [9] Lexical – functional grammar [10] Functional structure [11] sub [12] obj [13] Obj.2 [14] obl [15] poss [16] topic [17] focus [18] comment [19] attribute [20] subsidiary [21] Completeness condition [22] Lexical form [23] Lexical rules [24] Government and Binding [25] Finite-state-grammar [26] Hocket [27] Phrase-structure-grammar [28] transformation [29] Deep structure [30] Standard theory [31] quantifiers [32] Extended standard theory (EST) [33] Revised extended standard theory (REST) [34] Logical form [35] Phonetic form [36] D-structure [37] S- structure [38] Empty category [39] Principles and parameters [40] Projection principle [41] θ-principle [42] Case filter [43] government [44] Constituent command = c-command [45] Maximal projection [46] Branching node [47] Tensed INFL [48] NP-movement [49] Co-indexed [50] chain [51] binding [52] anaphors [53] Referring expressions [54] Bounding theory [55] Case theory [56] Control theory [57] Bounding category/node [58] nominative [59] accusative [60] oblique [61] genitive [62] Inherent case [63] percolation [64] θ - roles [65] default thematic role [66] Case Grammar [67] reference [68] controller [69] antecedent [70] Computational system [71] merge [72] Local configuration
دعوت به مصاحبه دکتری
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1391 ساعت 15:52 توسط mahdi9674 شماره پست: 741

شاید خیلی‌ها منتظر بودید با ببینید نتیجه دکتری من چی شد. عرض کنم خدمتتون که من برای مصاحبه به دانشگاه پیام نور تهران دعوت شدم. همون طور که انتظار داشتم رتبه 56 من اصلا خوب نبود که بتونم به دانشگاه‌های پر متقاضی مثل تهران و غیره دعوت بشم. این رو گفتم که از همین الان بدونید برای گرفتن نتیجه عالی در دکتری باید رتبه‌های حداقل زیر 20 بیارید.

اگه امکانش هست من رو راهنمایی کنید. به نظر شما برای مصاحبه برم یا صبر کنم برای سال بعد؟ این نکته رو توضیح بدم که اگر در هر دانشگاهی پذیرفته بشم و ثبت نام نکنم نمی‌تونم سال آینده شرکت کنم. برخلاف دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد، دکتری فرق نمی‌کنه که پیام نور باشه یا غیر اون در هر صورت محروم می‌شیم. البته مسئله شهریه دوره دکتری هم باید بپردازم که احتمالا ترمی چندین میلیون تومنه!

لطفا بگید چی کار کنم؟ با چند نفر مشورت کردم حالا این مطلب رو به صورت عمومی مطرح کردم تا بتونم با افراد بیشتری مشورت کنم.

علاقه‌مندان به آزفا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ساعت 17:57 توسط mahdi9674 شماره پست: 740

آنهایی که علاقه دارند تا درمورد رشته آزفا بیشتر بدانند می‌توانند از این فایل استفاده کنند. هر چند بخش کوچکی از این اطلاعات ممکن است کمی قدیمی باشد اما می‌توانید از از آن به اندازه کافی استفاده نمایید. زحمت ارسال این فایل برای من را خانم مهربانو یکی از بازدیدکنندگان گرامی وبلاگ کشیدند که از ایشان تشکر می‌کنم.


دریافت فایل آشنایی با رشته آزفا

دانلود مقاله تحلیل گفتمان با فرمت جاوا و قابلیت نصب روی گوشی موبایل
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ساعت 15:33 توسط sir_linguist شماره پست: 739
 

 

دانلود مقاله تحلیل گفتمان با فرمت جاوا

و

قابلیت نصب روی گوشی موبایل

 

دانلود

مقاله‌های روانشناسی زبان

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ساعت 11:37 توسط mahdi9674 شماره پست: 738

این چند مقاله از ژورنال روانشناسی زبان کاربردی مربوط به سال 2006 هست. افرادی که به روانشناسی زبان علاقه دارند می‌تونند از این مقاله‌ها به اندازه کافی استفاده کنند.


ژورنال روانشناسی زبان کاربردی سال 2006


سخنرانی دکتر صفوی در همایش معنی شناسی خرداد 90
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1391 ساعت 14:29 توسط mahdi9674 شماره پست: 737

دکتر کورش صفوی برای خیلی از شما آشناست و مطئنا هر کسی که می‌خواد وارد زبانشناسی بشه حتما حداقل یکی از کتاب‌های ایشون رو خونده.

این فیلم در دومین همایش معنی‌شناسی در خرداد 90 توسط خودم با گوشی گرفته شده و کیفیت چندانی نداره اما دیدنش خیلی با ارزشه.

دریافت فیلم


 

خلاصه چند کتاب زبانشناسی از منابع ارشد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ساعت 17:35 توسط mahdi9674 شماره پست: 736

فکر می‌کنم خوندن خلاصه برای موفقیت در کنکور خیلی موثر هست. از طرفی ممکنه که افرادی واقعا وقت نوشتن خلاصه از کتاب‌ها رو نداشته باشند تا در مواقع ضروری بتونند اونها رو مرور کنند. بنابراین تصمیم گرفتم با همکاری دو تن از بینندگان وبلاگ یعنی خانم Ophelia و خانم ف.ک که خیلی کمک کردند تونستم این خلاصه‌ها رو از چند کتاب در اختیارتون قرار بدم. خلاصه نویسی رو خانم ف.ک زمان درس خوندن برای کنکور انجام دادند و خانم Ophelia مسئولیت تحویل گرفتن، اسکن و آپلود خلاصه‌ها رو به عهده گرفتند که اینجا از این دو بزرگوار تشکر می‌کنم.

قبل از دانلود به این نکات توجه کنید که نام فایل‌ها به فارسی هست اگر بعد از دانلود فایل باز نشد، اون رو ببندید و نام جدیدی با حروف انگلیسی به اون‌ها بدید چون بعضی نسخه‌های پی دی اف ریدر از نام فارسی برای فایل‌ها پشتیبانی نمی‌کنند. دیگه اینکه فایل نکات پایانی همون طور که از اسمش پیداست باید در زمان معین بعد از خوندن کتاب‌ها و خلاصه‌های اصلی مورد استفاده قرار بگیره. نکته آخر اینکه این خلاصه فقط برای کمک به درک مطالب اصلی کتاب‌هاست و حتما باید در کناب استفاده از کتاب درسی مورد استفاده قرار بگیره.


خلاصه آواشناسی حق شناس

خلاصه مبانی زبانشناسی

خلاصه دستور زبان فارسی خانلری

دستور زبان فارسی

مجموعه مقالات درباره زبان

نکات پایانی

ادامه دانلود مقاله‌های زبانشناسی کاربردی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ساعت 18:53 توسط mahdi9674 شماره پست: 735

در این پست هم تعداد دیگری از مقاله‌های زبانشناسی کاربردی که بیشتر در حوزه آموزش و یادگیری زبان دوم هست رو در دسترس شما قرار می‌دم. توضیح اینکه چندین مقاله رو به صورت یک فایل پی دی اف در آوردم. یعنی شما یک فایل دریافت می‌کنید اما چند مقاله مختلف و البته مهم هست. به امید خدا مقاله‌هایی هم درباره روانشناسی زبان قرار خواهم داد.


دریافت مقاله‌

پیشنهاد یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 ساعت 23:0 توسط mahdi9674 شماره پست: 734

یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ پیشنهادی به من دادند و از من خواستم از شما هم نظر سنجی کنم. خیلی از کسانی که امسال شرکت کردند و قبول شدند برای راحتی کار داوطلبان سال‌های آینده همه اطلاعات رو در یکجا جمع آوری کنم تا همه بتونند از تمام جزئیات هر یک از داوطلبان سال‌های گذشته به خوبی استفاده کنند. حالا از شما همراهان همیشگی می‌خوام نظرتون رو در این مورد بگید تا من هم بتونم به شکلی منسجم این کار رو انجام بدم. مطلبی رو که ایشون برای من فرستادند عینا در ادامه مطلبی میارم:



من وقتی می خواستم از اطلاعات وبلاگ و دوستان استفاده کنم همیشه باید یکی یکی پستها و نظر هارو بررسی می کردم تا بفهمم کدوم درصد کدوم رتبه کدوم دانشگاه آورده و چیا خونده.الان پیشنهادم اینه که همه اطلاعاتمو توی یک نظر یا پست بزنید تا هرکس خواست استفاده کنه کنار هم باشه.بچه ها هم ببینن اینطوری بهتر ه یا نه و نظر بدن؟؟؟!!!
.ممنون
 
نکات مهم:
1.من شاغل بودم و در مجموع کمتر از یک ماه و نیم فرصت داشتم.بنا براین خیلی کتابهاییکه نتونستم بخونمو رو فقط به عنوان مرجع چک می کردم.در حین خوندن اگه به سوالی بر می خوردم می رفتم توی اون کتابها چکش می کردم.چون قطورتر بودن و مباحثشونو جامعتر توضیح داده بودن.
2.من مدرس زبان هستم و عموما همیشه در حال زبان (عمومی)خوندنم.اما یه سری منابعیم که خوندمو براتون می نویسم.
3.هفته آخر فقط نکته ها و خلاصه نویسیهامو خوندم.
4.توی هر مبحثی قویترین همونو عالی تر هم بخونید تا در صد عالی ای بزنید.هر چی تسلط بیشتر باشه نتیجه بهتره.
5. بهتره کتابهاییکه دوستای دیگه گفتنو کامل بخونین.من چون وقت نداشتم اینجوری خوندم.و اصلا توصیه نمی کنم مثه من بخونید.چون بعد توی دانشگاه اذیت می شید.کامل بخونید.:
 
ارشد 91:
رتبه:44
 
درصدها:
زبان عمومی و تخصصی   69.44
دستورزبان فارسی         54.39
زبانشناسی                49.33
 
اولویت انتخابهام:
یک.ت.دو.علامه.سه.تربیت مدرس.چهار.پژوهشگاه.پنج.بهشتی.شش.الزهرا
 
منابعی که خوندم:
1.بررسی زبان جورج یول (کامل)
2.مقدمات زبانشناسی مهری باقری (کامل)
3.در آمدی بر زبانشناسی معاصر ترجمه علی درزی (کامل)
4.مبانی صرف ویدا شقاقی( به عنوان مرجع)
5.آواشناسی ثمره و حق شناس ( به عنوان مرجع)
6.دستور زبان فارسی انوری - گیوی جلد 1 (کامل) جلد 2  ( به عنوان مرجع)
7.درآمدی بر معنی شناسی کوروش صفوی (به عنوان مرجع)
8.کتاب ارشد - زبان شناسی پوران پژوهش م . صالحی(کامل)
9.زبانشناسی همگانی - 8 آزمون - پوران پژوهش مهرداد امیری(کامل)
10.کانون فرهنگی آموزش زبانشناسی (زبان تخصصی)(کامل)
11.زبانشناسی همگانی رضا خیر آبادی (فارسی)(کامل)
12.گرامر ارشد کاظم طبیبی(کامل)
13.لغت جی آر ای.تافل.1100.کالج ب.(کامل خوندم اما همشم بلد نیستم.80-90%)

دریافت انواع مقاله‌های زبانشناسی کاربردی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 ساعت 0:21 توسط mahdi9674 شماره پست: 733

اگر می‌خواهید در حوزه زبانشناسی کاربردی و به خصوص یادگیری زبان دوم مقاله‌هایی مطالعه کنید می‌تونید از این لنیک تعدادی مقاله چاپ شده در ژوزنال‌های معتبر این حوزه رو دانلود کنید:


دریافت مقاله‌های زبانشناسی کاربردی

برنامه سخنرانی‌های هم‌اندیشی زبانشناسی رایانشی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست